دُرّ نجف

مژده دلدار

فصل سوم · بخش دوم

زحمت بکشید

از کلمات آهنین استاد این بود:

«با تنبلی کسی به جایی نمی‌رسد. باید مثل مرتاضین هند زحمت بکشید. اگر بویی از این راه خدا ببرید، همه چیز را رها می‌کنید. اولیاء، اشخاص متلوّن را نمی‌پذیرند. آن‌هایی که زحمت می‌کشند و ثمرهٔ خوبی نمی‌یابند، برای این است که شرایط در آن‌ها جمع نیست. بزرگان اخلاق و عرفان همه رفتند، شما زحمت بکشید و جای آن‌ها را پر کنید. با زحمت و استقامت می‌توان به مقامی رسید».

کتاب ذکر بازاری

بعضی کتاب‌فروشی‌ها از بنده تقاضای نوشتن کتاب ذکر برای عموم را داشتند که بسیار فروش می‌رود! بنده در جواب آن‌ها کلام استاد را نقل کردم که می‌فرمود: «این نوع مطالب را بازاری نکنید».

این کلمه بازاری را مرحوم آقای قاضی استعمال می‌کرد و می‌فرمود: «نماز را بازاری نکنید».

شیراز

همسر محترمه و باوفای استاد، شیرازی بود. بعد از آمدن استاد از نجف به ایران چند بار همان سال‌های اولیهٔ ورود، به شیراز رفتند و می‌فرمود: «شیراز جای خوبی است و باصفاست. از اصفهان خیلی بهتر است؛ و همچنین مردمش خوب‌اند».

شصت نوع استخاره

استاد می‌فرمود: «اجازهٔ شصت نوع استخاره داشتم که مقداری از آنان از بزرگان هندی بوده است».

کوهی از استقامت

در حدیث از پیامبر وارد شده که فرمود: «هرگاه خدا بنده‌ای را دوست بدارد، او را به بلایی بزرگ مبتلا می‌کند». (تحف العقول، ص ۱۷۳) و فرمود: «هرگاه خداوند عزّوجل بنده‌ای را دوست بدارد بلا را سخت بر سر او سرازیر می‌کند و آن را سخت بر او می‌باراند». (امالی، شیخ صدوق، ص ۳۷۱)

به حال استاد همگان آشنا نبودند، امّا آنان که آشنا بودند، می‌دانستند از علائم دوستی خدا بر اوست که در آزمایش ابتلا، کوهی از استقامت بود. ایشان در جواب خصوصی یکی از شاگردان که آقا حال شما چه طور است؟ فرمود: «در حال نزع»؛ و یک بار هم در جواب فرمود: «خانه بر سرم می‌چرخد». (چون خون به مغز نمی‌رسید؛ یعنی خون، اکسیژن کافی به همراه نداشت). سؤال از کمر درد و مداوای آن شد، فرمود: «کمرم درد می‌کند. قرص برای کمر، معده را اذیّت می‌کند».

هر دارویی از گیاهی و شیمیایی می‌آوردند، پس از یک بار مصرف، دیگر استفاده نمی‌کرد. چون می‌دانست از این‌ها کاری ساخته نیست. بله بعضی از قرص‌ها را همسرشان هنگام خواب به ایشان می‌داد. نمی‌توانست ناخن دست و پایش را بگیرد. حال بستن عمّامه به سر را نداشت. چون به زیارت امام رضا علیه‌السلام رفته بود و فاصلهٔ ورودی حرم تا مرقد بسیار بود، ایشان را با ویلچر به زیارت بردند. خلاصه حال ایشان درس استقامت بود، امّا درس عملی و حقیقی. امّا سر فصل این درس‌ها دوستی خدا به ایشان بود که این بهترین مقام برای جنابش بود.

شرم و حیا

خداوند در قرآن می‌فرماید: «فیستحیی منکم. (سوره احزاب، آیه ۵۳) پیامبر از شما شرم داشت».

استاد در دعوت‌های خاص منزل شاگردان یا دوستانش که در معیّت ایشان بودیم، منزل کسی برای دستشویی نمی‌رفت. می‌گفتیم: «شما این همه وقت به دستشویی احتیاج پیدا نمی‌کنید»؟! می‌فرمود: «خوب نیست انسان منزل کسی به دستشویی برود».

این از حیا و شرم ایشان بود، امّا همراهان نظر داشتند که از نرفتن، ضرری به جسم ایشان برسد، لذا با اصرار ایشان را برای دستشویی همراهی می‌کردند.

شما تنبل هستید

یکی از شاگردان استاد گفت: روزی استاد به من ختم قرآن را در یک اربعین داد که هر سه روز یک ختم قرآن کنم. به عللی نتوانستم انجام دهم. روزی استاد به من فرمود: «شما تنبل هستید.»

دعایی مؤثر

اهل علمی دختر خود را به ازدواج پسر سیّدی درآورد و کار به طلاق کشید. وقتی استاد شنید، فرمود: «اگر او با من مشورت می‌کرد، او را از این ازدواج نهی می‌کردم».

پدر دختر که خدمت استاد رسید، بسیار از این ماجرا ناراحت بود و عرض کرد: «به اندازه وزن بدنم در این ماجرا گریه کردم». استاد به او فرمود:

«فلان دعا را بخوانید، برای ازدواج مؤثر است».

بعد از مدّتی کوتاه دخترش مجدداً ازدواج کرد.

دعای فتح

از جمله دعایی که حضرت استاد برای قضاء حوائج و دفع همّ و غمّ و فشار در زندگی به بعضی در نجف داده بود، این دعاست که آن را قطب راوندی (م ۵۷۳ هـ. ق) در قصص‌الانبیا، ج ۱، ص ۳۶۵ نقل کرده، از دعای امام زمان علیه‌السلام این است: «یا من تضایقت الامور فتح لنا باباً لم تذهب إلیه الأوهام فصلّ علی مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد وَافتح لاموری المُتضایقة باباً لم یذهب إلیه وَهم یا أرحم الرّاحمین»

ناقلان این دعا شرایط مربوطه به آن، از تعداد و زمان را از ایشان بازگو نکرده‌اند.

به جدّم قسم

استاد اگر صحبتی پیش می‌آمد و می‌خواست آن را بیان کند، خوب مجسّم می‌کرد تا شنونده تفهیم شود. اگر بالاتر از بیان اوّل می‌خواست بفرماید، می‌فرمود: «به جدّم قسم»! گاهی همسرشان با ملاحتی خاص می‌گفت:

«مگر فقط شما جدّ داری»؟!

چشم‌های نافذ

اکثر افرادی که اولیای خدا را دیدند و حضرت استاد را نیز زیارت کردند، از چشم‌های با هیبت و نافذ ایشان تعریف کردند. چشمی ریاضت کشیده و پرمعنی و مخمور و مست! بیداری در سحر و استفاده از بین الطلوعین، بکاء از شوق و خشیّت حق‌تعالی، گریه بر مصائب اهل‌بیت، به مکاشفات و معاینات دیدن و رؤیای رحمانی بر چشم ولاییِ او اثر گذاشته بود که کمتر کسی می‌توانست این مطلب را انکار نماید.

برد از سرّ دلبری دل مستم **** مخموری چشم دلربای تو «عطار نیشابوری»

* تذکر: به عکس‌های آخر کتاب آفتاب خوبان چاپ دوازدهم از انتشارات بُکا نگاه شود.

دفع شیاطین

شیطان جن وجود دارد، امّا آنچه همواره امر به بدی می‌کند، نفس اماره است که شیطان درون است. افرادی که شیطان‌صفت‌اند و کارهایشان شیطانی است و بزرگ‌ترین مانع هر نفسی، شیطان درون اوست. استاد برای دفع شیاطین خواندن آیهٔ الکرسی و معوذتین را تصریح می‌کرد.

پیامبر صلی‌الله علیه و سلم فرمود:

«شیطان جنّی دور می‌شود به گفتن لاحول و لا قوة إلاّ بالله العلی العظیم و شیطان انسی دور می‌شود به فرستادن صلوات بر محمّد و آل محمّد». (مفاتیح‌الجنان، بحث دفع شیطان، ص ۱۱۳۳)

دنیای حلال

یکی از شاگردان استاد گفت:

اوایلی که با استاد آشنا شدم در ماه رمضان، سوره توحید می‌خواندم و این در جایی بود که تبلیغ رفته بودم و نماز و منبر و جلسهٔ قرآن داشتم. روزی بعد از نماز صبح دختری با حجاب را در کشف دیدم که از بغل درِ اتاق به من نگاه می‌کند. اصلاً از این قضیه چیزی نفهمیدم. بعد از ماه رمضان در قم خدمت استاد رسیدم و این مطلب را به عرض رساندم. ایشان فرمود: «این دنیای حلال است که به شما رو می‌آورد.»

توضیح: دنیای حلال یعنی رزق و روزی مباح و پاکیزه.