دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل دوم: آداب معنوی طهارت در نماز

طهارت، دروازۀ ورود به نماز

طهارت، اولین قدم برای ورود به حریمِ نمازِ خاشعانه است. اگر کسی طهارتی که وظیفۀ مکلف است را به خوبی انجام ندهد، یکی از مهم‌ترین شرایط نمازگزار را رعایت نکرده است! مرادِ حقیقی از طهارت در نماز، حالت باطنیِ پاکی است که از ریختنِ آب روی بدن برای وضو، و استفاده از خاک برای تیمم، حاصل می‌گردد.

به همین دلیل همیشه از بین رفتن طهارت، سبب ایجاد حالتی از تاریکی و ظلمت باطنی در انسان می‌شود. فردی که طهارت ندارد نمی‌تواند نماز بگزارد، دست بر کلمات قرآن بکشد، دست بر نام جلاله خداوند بگذارد، و در حالِ جنابت وارد مسجد شود! گویی کسی که طهارت دارد، اذن دخول برای ورود به محضر مولای خویش را گرفته است.

در حدیث قدسی نیز چنین آمده است:

«مَنْ أَحْدَثَ وَلَمْ يَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِ، وَمَنْ أَحْدَثَ وَتَوَضَّأَ وَلَمْ يُصَلِّ

رَكْعَتَيْنِ فَقَدْ جَفَانِ، وَمَنْ أَحْدَثَ وَتَوَضَّأَ وَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَدَعَانِ وَلَمْ أُجِبْهُ فِيمَا سَأَلَنِ مِنْ أَمْرِ دِينِهِ وَدُنْيَاهُ فَقَدْ جَفَوْتُهُ، وَلَسْتُ بِرَبٍّ جَاف »⟦۱⟧

هر کس حدَثی از او سر زند و تجدید وضو نکند، به من ستم کرده؛ و هر کس حدَثی از او سر زند و تجدید وضو نماید و دو رکعت نماز به‌جا نیاورد و مرا نخواند به من ستم کرده؛ و هر کس حدَثی از او سر زند و تجدید وضو کند و دو رکعت نماز به‌جا آورد و مرا بخواند، اگر من در مورد خواسته‌های دینی و دنیایی او به او جواب ندهم، مسلماً به او ستم کرده‌ام؛ در حالی‌که من خدای ستمگر نیستم!

برخی از بزرگان توصیه و سفارش می‌کنند که انسان بهتر است بعد از هر وضو به سجده رود _ زیرا نزدیک‌ترین حالت بنده به پروردگارش در حال سجده است _ و از خداوند کریم، معرفت و محبت الهی را بخواهد؛ زیرا این دو درخواست، از بالاترین و بزرگ‌ترین آرزوها هستند.

محبتِ خداوند به پاکان

از بزرگ‌ترین اموری که بنده را بر داشتنِ طهارت از ناپاکی یا حدَث تشویق می‌کند، توجه به این سخن خداوند متعال است:

﴿وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرين﴾⟦۲⟧

و خدا پاکیزگان را دوست دارد.

چقدر ارزشمند است که انسان به مقام محبوبیت نزد خداوند عزوجل برسد، آن‌هم با انجام کاری که از او انرژی و زمان زیادی نمی‌گیرد. به‌راستی چه تناسبی میان طهارت و نزدیکی به خداوند وجود دارد؟!

البته باید توجه داشت که طهارتِ حقیقی، فقط با طهارتِ باطن از گناهان و اموری که مورد رضایت الهی نیست، حاصل می‌شود.

نمازِ عاشقان

یکی از آدابی که برای بعد از وضو وارد شده، آن است که دو رکعت نماز مستحبی به‌جا آورده شود. می‌توان این نماز را، نماز عاشقان نامید؛ نمازی که انسان می‌تواند آن را در هر حالتی و در هر زمان و مکانی به‌جا آورَد؛ چراکه خارج از دایرۀ نمازهای واجب است و این، نمازی است که بنده به خاطر شوقِ محبوب انجام می‌دهد. انسان‌ها در تعاملات خود با همسرشان این‌گونه‌اند که گاهی حتی در اوجِ کار روزمرّه، با همسر خود تماس می‌گیرند و علاقۀ خود را به او نشان می‌دهند و همین کار کوچک، سبب زیاد شدن عشق و محبت میان آنها می‌شود.

چه زیباست که بنده در اوج کارهای خود، وضو بگیرد و دو رکعت نماز گزارَد؛ نمازی از سر عشق و محبت به خداوند است. بدیهی است که این حرکاتِ جزئی، روز به روز جمع شده و می‌تواند بنده را به جایگاهی از قرب الهی برساند و این جایگاه، ثابت و پایدار باشد.

انواع وضو

وضو را می‌توان به دو قِسم تقسیم کرد:

•وضوئی که با آب صورت می‌گیرد، و شامل شستشو و مسح است،

و حتی شاید همراه با انجامِ کارِ باطل، لغو یا حرام باشد.

•وضوئی که طهارت باطن را به دنبال دارد. هر کس به آداب وضو

پایبند باشد، قبل از آنکه نماز را شروع کند نماز گزارده؛ یعنی در همۀ امور روزمره‌اش به خدا روی آوررده است.

اولین ادب در طهارتِ وضو، انجام مستحبات لفظیِ آن است که با هر بخش از وضو همراه است. دعاهایی که در باب وضو گرفتن آمده، انسان را برای ورود به فضای نماز مُهیّا می‌سازد و او را از عالَم خاکی به عالَم دیگر می‌بَرَد. این دعاها مصداق مناجات بَلیغی هستند که اگر در هنگام وضو با توجه خوانده شوند، آب وضو با اشکِ چشم، عَجین خواهد شد.

•هنگامی که وضوگیرنده به آب نگاه می‌کند، باید بگوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْمَاءَ طَهُوراً، وَلَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً»⟦۱⟧

ستایش مخصوص خدایی است که آب را پاک کننده قرار داد، و آن را ناپاک نگردانید.

یعنی انسان باید وضوی خود را با تشکر از خداوند آغاز کند؛ تشکر از کسی که آب را مایۀ پاکی و پاکیزگی قرار داده و از دلِ طبیعت و بارش باران و جاری شدن آن در زمین، آبی پاک را فراهم ساخته است.

•وضوگیرنده وقتی که صورتش را می‌شوید باید بگوید:

«اللَّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهِي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَلَا تُسَوِّدْ، وَجْهِي يَوْمَ تَبْيَضُّ فِيهِ الْوُجُوهُ»⟦۱⟧

خدایا چهره‌ام را سپید کن، در روزی که چهره‌ها سیاه می‌شود؛ و چهره‌ام را سیاه مکن، روزی که چهره‌ها سپید می‌گردد.

در این دعا به مراحل سخت قیامت و صورت‌های سیه‌چهره‌ای که یا با آتش جهنم و یا با غضب الهی چنین شده‌اند، اشاره می‌فرماید.

•وضوگیرنده در هنگام شستن دست راست چنین می‌گوید:

«اللَّهُمَّ أَعْطِنِ كِتَابِي بِيَمِينِ ، وَالْخُلْدَ فِي الْجِنَانِ بِيَسَارِي، وَحَاسِبْنِ حِسَاباً يَسِيرا»⟦۲⟧

خدایا پرونده‌ام را به دست راستم بده، و نامۀ جاوید بودن در بهشت را به دست چپم، و حسابم را آسان رسیدگی کن.

انسان در این بخش از وضو، به یاد می‌آورد که روز قیامت، روز دریافت کارنامه‌های جاودانگی است؛ جاودانگی در بهشت یا جهنم؛ یا ماندن سال‌های طولانی در جهنم.

کسی که نامۀ اعمال خود را در دست راست بگیرد می‌گوید:

﴿هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِيَهْ إِنِّ ظَنَنتُ أَنِّ مُلاقٍ حِسَابِيَهْ﴾⟦۳⟧

[ای مردم!] پرونده مرا بگیرید و بخوانید من یقین داشتم که حساب اعمالم را ملاقات می‌کنم.

وضوگیرنده همچنین هنگام شستن دست چپ، این کلام خداوند را به یاد می‌آورد:

﴿وَأَمَّا مَنْ أوتَِ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَا لَيْتَنِ لَمْ أوتَ كِتَابِيَهْ﴾⟦۱⟧

و اما کسی که پروندۀ اعمالش را به دست چپش دهند، می‌گوید: ای کاش پرونده‌ام را دریافت نمی‌کردم!

برخی نیز نامۀ دخول به جهنم و جاودانگی در آن را دریافت می‌کنند اگر کافر باشند؛ یا سال‌های طولانی در آنجا می‌مانند اگر مؤمن باشند.

•وضو گیرنده در ادامه چنین می‌گوید:

«اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِ كِتَابِي بِشِمَالِي ، وَلَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إلى عُنُقِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّيرَان»⟦۲⟧

خدایا پرونده‌ام را به دست چپم وا مگذار، و از پشت سرم در اختیارم قرار مده، و آن را بسته به گردنم ننما، و از پاره‌های آتش به تو پناه می‌برم.

اهل ایمان، در حین وضو گرفتن، صحنه‌های هولناک قیامت و عذاب‌های سخت آن را به یاد می‌آورند؛ مانند لباس‌های آتشینی که بر بدن انسان دوخته می‌شود و به بدنش می‌چسبد.

•در ادامه وضو گیرنده هنگام مسح سر می‌گوید:

«اللَّهُمَّ غَشِّنِ بِرَحمَْتِكَ وَبَرَكَاتِكَ وَعَفْوِك»⟦۱⟧

خدایا رحمت و برکات و بخششت را بر من بپوشان.

پروردگارا! تمام وجود مرا مملو از رحمت خویش کن؛ نه رحمتی که گذرا و ماندگار نباشد.

•همچنین هنگام مسح پا می‌گوید:

«اللَّهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمَيَّ عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ، وَاجْعَلْ سَعْيِ فِيمَا يُرْضِيكَ عَنِّ»⟦۲⟧

خدایا مرا بر صراط ثابت بدار، روزی که قدم‌ها می‌لغزد، و کوششم را در آنچه تو را از من خشنود می‌کند قرار ده.

همۀ ما از جهنم عبور می‌کنیم؛ بلکه در آن وارد نیز می‌شویم:

﴿وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً﴾⟦۳⟧

پل صراط از مو باریکتر و از شمشیر بُرّنده‌تر است و از جهنم می‌گذرد. به‌راستی که لحظات هولناکی است، در حالی‌که صدای جهنمیان در عذاب شنیده می‌شود و در روبرو حورُالعین هستند و ترس از سقوط درون آتش نیز وجود دارد.

این وضو، همان وضویی است که امیرالمؤمنین(ع) با رعایت تمام آداب و ادعیه، آن را انجام می‌داده است. آیا بعد از چنین وضویی نباید

امید داشت که بنده با نماز خاشعانه به سوی پروردگار خویش عروج کند؟

خصوصاً وقتی که سخن امام علی(ع) با فرزندش محمد را می‌شنویم:

«يَا مُحَمَّدُ، مَنْ تَوَضَّأَ بِمِثْلِ مَا تَوَضَّأْتُ، وَقَالَ مِثْلَ مَا قُلْتُ، خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ كُلِّ قَطْرَةٍ مَلَكاً يُقَدِّسُهُ، وَيُسَبِّحُهُ، وَيُكَبِّرُهُ، وَيُهَلِّلُهُ، وَيَكْتُبُ لَهُ ثَوَابَ ذلِك »⟦۱⟧

ای محمد، هر کس وضو بگیرد همانند وضوی من و بگوید همانند آنچه من گفتم، خداوند از هر قطره آبی که استفاده کرده، فرشته‌ای خلق می‌کند که او را تقدیس کند، تسبیح گوید، تکبیر گوید، تهلیل کند و ثواب آن را برای او بنویسد.

ناپاکی گناه

کسی که میان دو نماز، با ناپاکیِ گناه، آلوده می‌شود، نباید از رحمت الهی ناامید شود. همان‌طور که ناپاکیِ ظاهری با تطهیر و وضو از بین می‌رود، می‌توان زشتی گناه را نیز با توبه از میان بُرد.

دعاهایی که هنگام وضو به خواندنِ آنها سفارش شده، ما را به پاکیِ باطن دعوت می‌کنند. لذا کسی که با نیت پاک شدن از گناه، وضو بگیرد و به دعاها و شرایط صحیح وضو ملتزم باشد، میان دو طهارت جمع می‌کند: طهارت ظاهر، و طهارت باطن.

حال، به‌نظر شما زمانی که مشاهده می‌کنیم توجه شارع مقدس، به

وضوی ظاهری اینقدر زیاد است، توجه شارع به طهارت باطنی چگونه خواهد بود؟!

وضو واجبی تعبدی است و به‌همین دلیل بایستی قصد قربت در آن لحاظ گردد.

بدیهی است که در عالَم قُرب سه عنصُر وجود دارد:

•مُتقرّب؛ یعنی کسی که می‌خواهد به خداوند متعال نزدیک شود. •مُتقرّبٌ إلَیه؛ یعنی خداوند متعال که همه به سوی او تقرب

می‌جویند.

•وسیلۀ تَقرّب؛ یعنی اعمالی چون نماز و عبادات دیگر، که سبب

تقرب الهی می‌شود.

آیا انسان این معانی را قبل از آنکه وضو بگیرد، با خود یاد می‌کند؟! آیا در نیت که اولین فعل از افعالِ نمازگزار است، به خوبی دقت می‌نماید؟! واضح و روشن است هر کس آداب ورود به دربار سلطان را در مراحل اولیه، به خوبی رعایت کند، امید می‌رود که در مراحل بعدی نیز پذیرفته شود.

مراحل دیدار

مؤمن باید بداند که ارتباط با خداوند متعال از طریق نماز، به تدریج و طیّ مراحل گوناگون اتفاق می‌افتد. همچنین کسی که می‌خواهد با پادشاهی از پادشاهان دنیا ملاقات کند نیز از طریق مشخصی اقدام می‌کند تا به این ملاقات نائل آید. بنابراین، کسی که به محل نماز می‌آید

و در پایین‌ترین درجاتِ آمادگیِ روانی برای نماز قرار دارد، طبیعی است که نتواند در دریای نمازِ خاشعانه غوطه‌ور گردد.

ائمۀ اطهار(علیهم‌السلام) و در رأس آنها پیامبر اکرم(ص) نماز خود را از آغازِ وضو شروع می‌کردند؛ زیرا وضو اولین مرحله از مراحلِ ورود به درگاه الهی است. لذا همان‌گونه که در روایات مختلفی بیان شده، چهرۀ ایشان قبل از ورود به دریای بیکران نماز، از خشیت الهی و شوق دیدار خداوند، تغییر می‌کرد.

زکات وضو

هر چیز، زکاتی دارد و زکاتِ وضو، بر زبان جاری کردنِ این دعاست:

«اللَّهُمَ إِنِّ أَسْأَلُكَ تَمَامَ الْوُضُوءِ، وَتَمَامَ الصَّلَاة، وَتَمَامَ رِضْوَانِكَ وَالْجَنَّة»⟦۱⟧

خدایا از تو کمال وضو، و کمال نماز، و کمال خشنودی‌ات و بهشت را می‌خواهم!

شخصی که در حال انجام وضوست، چَشم بر اهدافی دارد که از این وضو، آغاز می‌شود. بر اساسِ آنچه در این دعا آمده، کمالِ نماز، اولین هدف وضوگیرنده است؛ و مقصود از آن، به‌جا آوردنِ نمازی کامل و بی‌نقص است. زیرا نماز ناقص، به صاحب آن بازگردانده خواهد شد. هدف بعدیِ وضوگیرنده، رسیدن به زندگی جاودان در بهشتِ بَرین است؛ زیرا از محرومیتِ رضوان الهی، ترسان است.

حال، کسی که هنگام وضو، چنین دغدغه‌هایی داشته باشد، آیا به‌راستی در نماز، با قلب و جانش به پروردگار متعال، رو نخواهد کرد؟!

یادآوری برای طهارت

اسلام از انسان خواسته که از دروازۀ وضو وارد نماز شود؛ و وضو گرفتن، طهارتِ باطنی را به نمازگزار یادآوری می‌کند. نماز هم مانند حج، عملی نمادین است و هر حرکت از آن، معنا و مفهوم مخصوص را دارد. وضو نیز چنین است، گویی خداوند می خواهد به بندگان بگوید:

همان‌طور که ظاهر خود را با آب گوارا و غیر غصبی پاک می‌گردانی، باید باطنت را نیز پاک نمایی.

جوهرۀ نماز، عملی قلبی است، اما با این وجود، طهارتِ ظاهر نیز در آن، شرط است.

زمانی که طهارت ظاهری شرط صحت نماز است، آیا طهارت باطنی نمی‌تواند شرط قبولی نماز باشد؟! آیا طهارتِ ظاهری در بدن، مکان و لباس نمازگزار، مقدمه‌ای برای کسب طهارت درونی نیست؟!

انواع غسل‌ها

دستور به غسل در شریعت اسلام، متنوع است:

•غسل واجب: مانند غسل جنابت.

•غسل مستحب: مانند غسل روز جمعه.

•غسل‌هایی که با نیت تقرب به خداوند انجام می‌شوند: مانند

غسل هنگام انجام هر عملی که انسان را به خدا نزدیک می‌کند. در واقع، خداوند متعال می‌خواهد که انسان ظاهر خود را با آب پاک نماید تا همۀ حواس ظاهری‌اش پاک گردد.

با این مقدمه، آیا نمی‌توان گفت که خداوند عزیز، علاوه بر طهارت ظاهرِ حواسّ پنجگانه، طهارتِ باطن آنها را نیز برعهدۀ انسان گذاشته است؟! آیا انسان بعد از این پاکسازی ظاهر و باطن حواس، به سوی خداوند باز نخواهد گشت؟

از بهترینِ غسل‌ها، غسل توبه است که امام صادق(ع) به شخصی که مشغول گوش دادن غنا بود فرمودند:

«قُمْ ، فَاغْتَسِلْ ، وَصَلِّ مَا بَدَا لَك»⟦۱⟧

برخیز، غسل کن و هرقدر که می‌خواهی نماز به‌جاآور!

انسان بعد از آنکه خود را در ظلمت و تاریکیِ این دنیای خاکی یافت، می‌تواند غسل توبه را به نمازی خاشعانه پیوند زنَد و در سجده، همراه با تکرار ذکر یونسیه، برای دوری از خداوند، به مولای خویش توسل کند.

غسل‌های مستحب

انسان باید با مواردِ مختلف غسل، که در رسالۀ عملیه ذکر شده، آشنا باشد. برای انسان مؤمن، ورود به محل استحمام، بدون داشتن نیت غسل واجب و یا غسل مستحب مانند غسل جمعه، خُسران است! خصوصاً که این امر، فقط به قصد و نیت قلبی نیاز دارد. غسل، کسب یک طهارت ظاهری است و می‌توان از آن در امور مختلف بهره برد؛ به‌عنوان مثال، غسل زیارت امام حسین(ع) حتی از راه دور؛ غسل

برای نماز حاجت؛ غسل برای درخواست حاجت به صورت مطلق؛ غسلِ نماز استخاره؛ غسل برای استخاره و طلب خیر از خداوند؛ غسل برای شکایت به محضر الهی از ظلم ظالم؛ غسل برای دفع بلا؛ غسل برای کسب نشاط در عبادت خصوصاً نماز شب؛ غسل برای نماز شکر؛ غسل برای استغفار و... روایت شده که امیرالمؤمنین(ع) در شب‌های سرد برای کسب نشاط در نماز شب، غسل می‌کردند.

زمان‌های تلف شده

از جمله زمان‌های به هدَر رفته، ساعاتی است که فقط برای نظافت وارد حمام می‌شویم؛ در حالی‌که می‌توان همین استحمام را به عبادتِ پروردگار، تبدیل کرد! انسان در حین غسل کردن، باید لحظات پس از مرگ را به یاد آورد که توسط دیگران آمادۀ غسل و کفن می‌شود و دعای مخصوص غسل را نیز بر زبان جاری نماید:

«اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي وَاشْرَحْ لِي صَدْرِي، وَأَجْرِ عَلَى لِسَانِ مِدْحَتَكَ وَالثَّنَاءَ عَلَيْكَ، اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي طَهُوراً وَشِفَاءً وَنُوراً إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ»⟦۱⟧

خدایا، قلبم را پاک کن و سینه‌ام را بگشا، و مدح و ستایش خود را بر زبانم جاری ساز. خدایا، آن را برای من پاک کننده، مایۀ شفا و نور قرار ده، زیرا تو بر هر چیزی توانایی.

و بعد از انجام غسل نیز چنین بگوید:

«اللَّهُمََّ طَهِّرْ قَلْبِي، وَزَكِّ عَمَلِي، وَتَقَبَّلْ سَعْيِ، وَاجْعَلْ مَا عِنْدَكَ خَيْراً لِي، اللّهُمَّ اجْعَلْنِ مِنَ التَّوَّابِينَ وَاجْعَلْنِ مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ»⟦۱⟧

خدایا، قلبم را پاک کن، عملم را تزکیه کن، سعی و تلاش مرا بپذیر و آنچه نزد توست برای من بهتر قرار ده. خدایا، مرا از توبه کنندگان و پاکیزگان قرار ده.

خداوند در همه‌جا حضور دارد

انسان هنگام برآوردن نیازهای شخصی، نباید فراموش کند که همچنان در حضور خداوند متعال است؛ همان‌طور که در سایر لحظات روزمره‌اش چنین است.

خداوند در قرآن می‌فرماید:

﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم﴾⟦۲⟧

و او با شماست هرجا که باشید.

و این همان حضورِ تکوینی است که هیچ‌گاه مولا از بنده جدا نمی‌شود. البته طبق فرمودۀ خداوند در قرآن کریم، حضورِ تشریفی نیز وجود دارد:

﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ﴾⟦۳⟧

بی‌تردید خدا با کسانی است که پرهیزکاری پیشه کرده‌اند و آنان که [واقعاً] نیکوکارند.

و این حضور، حضورِ نُصرت و تأیید است.

دعاهای بسیاری برای شرایط مختلف انسان در زندگی روزمره وجود دارد، و از این ادعیه می‌توان فهمید که خداوند متعال می‌خواهد که بنده‌اش در همۀ حالات به یاد او باشد.

همچنین در روایت آمده که حضرت موسی(ع) از خداوند چنین سوال کرد:

«يَا رَبِّ إِنِّ أَكُونُ فِي أَحْوَالٍ أُجِلُّكَ أَنْ أذكُرَكَ فِيهَا، فَقَالَ: يَا مُوسَى اذكُرْنِ عَلَى كُلِّ حَالٍ »⟦۱⟧

پروردگارا! من در حالاتی هستم که تو را بزرگ‌تر از آن می‌دانم که در آنها به یاد تو باشم. خداوند فرمود: ای موسی، در هر حالتی به یاد من باش.

در اینجا برخی از اذکاری که انسان را از حالت تخلّی جسمی به حالت تخلّی روحی منتقل می‌کند، آورده شده است.

به عنوان مثال، به‌جاست هنگام ورود چنین بگوید:

«اللَّهُمَ إِنِّ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الرِّجْسِ النِّجْسِ، الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم»⟦۲⟧

پناه می‌برم به خدا از پلید، ناپاک، آلوده، و شیطان رانده شده. و هنگامی که کارش را انجام داد بگوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي أَطْعَمَنِيهِ طَيِّبًا فِي عَافِيَةٍ، وَأَخْرَجَهُ خَبِيثًا فِي عَافِيَةٍ»⟦۱⟧

خدایا در تندرستی کامل غذای پاک به من بخوران و در سلامت کامل، آن ناپاک را از من خارج کن.

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِ الحَلَالَ، وَجَنِّبْنِ الحَرَامَ» ⟦۲⟧

خدایا حلال، روزی‌ام فرما و از حرام برکنارم دار.

و هنگام دیدن آب بگوید:

«الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْمَاءَ طَهُورًا وَلَمْ يَجْعَلْهُ نَجِسًا»⟦۳⟧

خدا را ستایش که آب را پاک‌کننده قرار داد و آن را ناپاک نگرداند. و بعد از آن بگوید:

«اللَّهُمَ حَصِّنْ فَرْجِي ، وَأَعِفَّهُ وَاسْتُرْ عَوْرَتِ، وَحَرِّمْهُمَا عَلَى النَّارِ، وَوَفِّقْنِ لِمَا يُقَرِّبُنِ مِنْكَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِكْرَام »⟦۴⟧

خدایا مرا از گناه نگاه‌دار و از آثار گناه پاک کن و عورتم را بپوشان و آتش را بر من حرام کن.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِ مِنَ الْبَلَاءِ وَأَمَاطَ عَنِّ الْأَذَى »⟦۵⟧

ستایش خداوندی را که مرا از بلا نجات داد و از آسیب دور کرد. سپس دست راست خود را بر شکم قرار دهد و بگوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَمَاطَ عَنِّ الْأَذَى وَهَنَّأَنِ طَعَامِي وَشَرَابِي وَعَافَانِ مِنَ الْبَلْوَى »⟦۱⟧

ستایش خداوندی را که مرا از آسیب دور کرد، غذایم و نوشیدنی‌ام را برایم گوارا ساخت و مرا از بلا نجات داد.

و هنگام خارج شدن از آنجا چنین بگوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَرَّفَنِ لَذَّتَهُ وَأَبْقَ فِي جَسَدِي قُوَّتَهُ وَأَخْرَجَ عَنِّ أَذَاهُ، يَا لَهَا نِعْمَةً! يَا لَهَا نِعْمَةً! يَا لَهَا نِعْمَةً! لَا يَقْدِرُ الْقَادِرُونَ قَدْرَهَا»⟦۲⟧

خدا را ستایش که لذّت غذا را به من شناساند و نیروی آن را در پیکرم باقی گذاشت و آزارش را از من بیرون کرد، به‌راستی که چه نعمتی است! حتی کسانی که قادر به درک آن هستند، نمی‌توانند ارزش آن را به درستی بسنجند.

انسان هنگام حضور در بیتُ الخَلا باید به عاقبتِ غذایی که آن را با وَلَعِ

بسیار خورده و حتی شاید به پاک و حلال بودن آن توجه نکرده باشد، بنگرد که اکنون جز پلیدی و بوی ناخوشایند چیز دیگری از آن باقی نمانده است.

به‌جاست این سخن امیرالمؤمنین(ع) را به یاد آورد که فرمود:

«مَنْ كَانَ هَمُّهُ مَا يَدْخُلُ فِي بَطْنِهِ، فَقِيمَتُهُ مَا يَخْرُجُ مِنْ بَطْنِه»⟦۳⟧

هر کس تمام همّتش صرف چیزی شود که وارد شکمش می‌شود، ارزشش به اندازۀ همان چیزی است که از شکمش بیرون می‌آید.

رعایت حقوق دیگران حتی جمادات

مواردی وجود دارد که از تَخلّی در آن، نهی شده، تا بر حقوق همگانی دلالت نماید. در دین مبین اسلام از ضرر رساندن به دیگران حتی موجودات غیرعاقل، مانند آبراه‌ها، راه‌های ورودی، سراشیبی‌ها و لانۀ حیوانات، نهی شده است.

وقتی ادبِ عبودیت، در این حالت، چنین نکته‌سَنج است، در بقیۀ صحنه‌های زندگی چگونه نمود پیدا می‌کند؟!

مکان‌هایی که در آنها از تخلّی نهی شده، نشان‌دهندۀ لزوم رعایت حقوق عمومی، و اجتناب از انجام کارهایی است که به موجودات دیگر _ حتی اگر غیرعاقل باشند _ آسیب می‌رساند.

در احکام اسلام، دستور داده شده که از تخلّی در منابع آب، راه‌های عبوری، محل‌های اقامت، و لانه‌های حیوانات پرهیز شود. حال که ادب بندگی، چنین محدودیت‌هایی را حتی در حالت تخلّی ایجاب می‌کند، آیا در عرصه‌های دیگرِ زندگی دستورالعملی ندارد؟!

نعمت‌هایی که دیده نمی‌شوند

انسان باید همیشه شکرگزار نعمت‌های الهی باشد؛ حتی نعمت‌های فراوانی که مورد توجه انسان نیست! به‌عنوان مثال، این، نعمت الهی است که به انسان این امکان را داده تا به راحتی و با ارادۀ خود، بتواند سُموم کُشنده را از بدنش خارج کند! درحالی‌که اگر این ناپاکی‌ها فقط

چند روز در بدنِ انسان باقی بماند، او را خواهند کُشت. نعمتِ تسلّط بر اعضای بدن، که به او اجازه می‌دهد منافع را جذب، و ضررها را دفع کند، نعمتی است از جانب خداوند متعال که عموماً مورد توجه انسان نیست.

لذا امام صادق(ع) مکان تخلّی را چنین توصیف می‌کند:

«إنما سُمِّيَ الْمُسْتَرَاحُ مُسْتَرَاحاً لِاسْتِرَاحَةِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَثْقَالِ النَّجَاسَاتِ، وَاسْتِفْرَاغِ الْكَثَافَاتِ وَالْقَذَرِ فِيهَا»⟦۱⟧

مُستراح را مُستراح نامیدند، زیرا مکانی است که نفس از سنگینیِ نجاسات و کثافات و آلودگی‌ها راحت می‌شود.

حال که اگر تا لحظۀ مرگ ناپاکی‌های درونی با انسان بماند، برایش بدبختی طولانی و ابدی را به ارمغان می‌آورد، چرا بنده از پروردگارش نخواهد که او را بر پاکسازی ناپاکی‌های درونی مسلط کند؟!

بی‌شک، نماز، نقش مهمی در کمک به این پاکسازی درونی خواهد داشت.

وسواس در طاعت

زیاده‌روی در مراحل انجام وضو و غسل، سبب ابتلا به بیماریِ وسواس، و بطلان طهارت خواهد شد.

در روایت آمده که زیاده‌روی و وسواس، از شیطان است و باید از آن اجتناب کرد؛ حتی اگر در قالب و به‌نامِ اطاعت از خداوند صورت گیرد. بیماریِ وسواس علاوه بر هدر دادن آب و زمان، سبب ناخوشایند و خسته‌کننده شدنِ عبادت برای انسان شده، و مقدمۀ ترک عبادت را

برای او فراهم می‌آورد. وسواس تا جایی پیش می‌رود که ممکن است به شک در عقاید و اصول دین منجر شود.

در روایت نیز آمده که شخص وسواسی، مطیع شیطان، و موردِ نکوهشِ خداوند است.

شخصی نزد امام جعفر صادق(ع) آمد و به ایشان دربارۀ شخصی گفت که گرفتار وسواس در نماز و وضو است، در حالی که فردی عاقل و خردمند است. امام(ع) در پاسخ فرمود:

«وَأَيُّ عَقْلٍ لَهُ وَهُوَ يُطِيعُ الشَّيَْطَانَ؟!ْ فَقُلْتُ لََهُ: وَكَيْفَ يُطِيعُ الشَّيْطَانَ؟ فَقَالَ(ع): سَلْهُ هذَا الّذِي يَأتِيهِ مِنْ أيِّ شَيْ ءٍ هُوَ؟ فإنهُ يَقُولُ لَكَ: مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ»⟦۱⟧

چه عقلی دارد در حالی که فرمانبریِ شیطان را می‌کند؟! عرض کردم: چگونه فرمانبری شیطان را می‌کند؟ فرمود: از او بپرس وسوسه‌ای که به وی دست می‌دهد از چیست؟ قطعاً به تو خواهد گفت: کار شیطان است.

و روایت دیگری از امام جعفر صادق(ع) در همین زمینه هست که می‌فرماید:

«إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً يَكْتُبُ سَرَفَ الْوَضُوءِ، كَمَا يَكْتُبُ عُدْوَانَه »⟦۲⟧

همانا خدا فرشته‌ای دارد که اسراف در وضو را می‌نویسد، چنانکه اسم دشمنان خدا را می‌نویسد.

وسواس در محسوسات

یکی از نشانه‌های وسواس در عبادات این است که فردِ وسواسی، فقط در امور محسوس، مانند آب و نجاسات وسواس دارد، اما در مسائل معنوی، مانند رضایت خداوند یا ورودِ شیطان به امور زندگی‌اش، وسواس ندارد!

چنین شخصی معمولاً در تزکیۀ مال، پرداخت اموالش برای برائت ذمه، و اغلب مواردی که موجب خشم خداوند می‌شود، مانند غیبت و سخن‌چینی، بی‌توجه است و وسواس ندارد!

طهارت، شرطِ واقعیِ قبولیِ اعمال

نمازِ انسان، با وضوی باطل، باطل می‌شود، حتی اگر شخص، باطل بودن وضوی خود را نداند! اگر انسان، با آب زمزم وضوی غیرصحیح و باطل بگیرد و با آن وضو، خانۀ خدا را طواف کند و در مقام ابراهیم نماز گزارَد، همۀ اعمالی که انجام داده، باطل است و باید دوباره همۀ اعمال را با وضوی صحیح به‌جا آورَد. این حُکم، دقیقاً برخلاف حُکم نجاسات است؛ یعنی اگر کسی جاهلانه با لباس نجس نماز به‌جا آورد، نماز او صحیح است؛ زیرا طهارت لباس و بدن، شرط عِلمی، و طهارت در نماز شرط واقعی است. اما مَثَلِ کسی که با وضوی باطل وارد نماز می‌شود، مانند کسی است که وارد شهری شود و نیت دزدی داشته باشد؛ چنین شخصی اگر خطاکار باشد، مورد عقوبت قرار می‌گیرد و اگر از سرِ ناآگاهی، قصدِ چنین کاری داشته باشد بازهم مورد عتاب قرار می‌گیرد.

پس وضو دروازۀ ورود به نماز است و حتی جاهل، چه قاصر و چه مقصّر، در آن معذور نیست. این مطلب، نشان دهنده ی اهمیتِ وضو در ساختارِ نماز است.

بهترین اعمال، سخت‌ترینِ آنهاست

قاعدۀ کلی در اکثر عبادات، فرمایش نبی مکرم اسلام(ص) است:

«إنَّ أفضَلَ الأعمَال أحمزُها»⟦۱⟧

برترینِ کارها، دشوارترین آنهاست.

دشوارترین کار، یعنی سخت‌ترینِ آن بر نَفسِ آدمی.

اگر غسل و وضو برای انسان دارای مشقت و سختی باشد یقیناً اَجر و ثوابِ آن نزد خداوند متعال بیشتر خواهد شد؛ زیرا بهترینِ اعمال، عملی است که بنده از انجام آن، دچار سختی و مشقت شود.

تا جایی که ممکن است چنین وضویی برای ایجاد خشوعِ در نماز، مؤثر واقع شود؛ زیرا برکات الهی به دلیل سختی‌ای که بنده به خود می‌دهد، یکباره بر نمازگزار نازل می‌شود. یکی از نمونه‌های این مجاهدت، وضو گرفتن در سرمای شدید است.

در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:

«يَا عَلِيُّ!... ثَلَاثٌ كَفَّاراتٌ... وَأمَّا الكَفَّاراتُ فَإِسْبَاغُ الْوُضُوءِ فِي السَّبَرَاتِ، وَانْتِظَارُ الصَّلَاةِ بَعْدَ الصَّلَاةِ، وَالْمَشْيِ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إلى الْجَمَاعَات »⟦۲⟧

ای علی! سه چیز کفارۀ گناهان می‌شود: در هوای سرد به‌طور کامل وضو گرفتن، در شب و روز برای شرکت در نماز قدم برداشتن، محافظت و مداومت بر نمازهای جماعت.

جابجایی برکات

می‌توان گفت که آب وضو شامل برکات الهی است؛ زیرا به نوعی، منتسب به خداوند متعال است. از این رو، صحابه برای به‌دست آوردنِ آب وضوی رسول خدا(ص) با هم رقابت می‌کردند؛ زیرا به این حقیقت، واقف بودند که برکت آب وضو، از برکتِ صاحبِ آن ناشی می‌شود.

در روایت آمده است: َ

«كَانَ رَسُولُ اللَّهِ فِي قُبَّةٍ مِنْ أدَمٍ، وَقَدْ خَرَجَ بلال الحبشيَ مِنْ عِنْدِهِ وَمَعَهُ فَضْلُ وَضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ(ص)، فَابْتَدَرَهُ النََّاسُ فَمَنْ أصَابَ مِنْهُ شَيْئاً تَمَسَّحَ بِهِ وَجْهَهُ، وَمَنْ لَمْ يُصِبْ مِنْهُ شَيْئاً أخَذَ مِنْ يَدَيْ صَاحِبِهِ فَمَسَحَ بِهِ وَجْهَهُ»⟦۱⟧

پیامبر اکرم(ص) در خیمه‌ای حضور داشتند که بلال حبشی از آن بیرون آمد در حالی که آب وضوی پیامبر را همراه داشت. مردم با اشتیاق به سوی بلال شتافتند و هر کس توانست، از آن آب، چیزی گرفت و با آن تبرک جست. کسانی که نتوانستند از آب وضو بگیرند، از دست دوستانشان که آب را گرفته بودند تبرک می‌جستند. همچنین در روایت دیگری چنین فرمود:

«مَنْ تَوَضَّأَ وَتَمَنْدَلَ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، وَمَنْ تَوَضَّأَ وَلَمْ يَتَمَنْدَلْ حَتَّى تَجِفَّ وَضُوؤُهُ كُتِبَتْ لَهُ ثَلَاثُونَ حَسَنَةً»⟦۱⟧

هر کس وضو بگیرد و با حوله خشک کند، برای او یک حسنه نوشته می‌شود، و هر کس وضو بگیرد و بدون خشک کردن، رها کند که آب وضویش خودبخود خشک شود، برای او سی حسنه نوشته می‌شود.

ثمرۀ احکام الهی

در برخی عبادات، هدف نهاییِ احکام الهی بیان شده است.

به‌عنوان مثال در آیاتی از قرآن کریم، به وضوح، هدف نهایی از تشریع برخی عبادات، بیان شده است:

•در مورد روزه، خداوند چنین می‌فرماید:

﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾⟦۲⟧

ای اهل ایمان! روزه بر شما مقرّر و لازم شده، همان‌گونه که بر پیشینیانِ شما مقرّر و لازم شد، تا پرهیزکار شوید.

این آیۀ شریفه نشان می‌دهد که هدف از روزه‌داری، رسیدن به تقواست.

•دربارۀ سعی بین صفا و مروه، خداوند می‌فرماید:

﴿وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوب﴾⟦۳⟧

و هر کس شعائر خدا را بزرگ شمارد، بدون تردید، این بزرگ شمردن، ناشی از تقوای دل‌هاست.

این آیۀ مبارکه نیز بیان می‌کند که تعظیم شعائر الهی از تقوای قلب‌هاست.

•در مورد قربانی‌های حج، خداوند می‌فرماید:

﴿لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَلا دِماؤُها وَلكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ﴾⟦۱⟧

هرگز گوشت‌هایشان و خون‌هایشان به خدا نمی‌رسد، بلکه تقوای شما به خدا می‌رسد.

مقصود از این آیه آنست که هدف اصلی، گوشت و خونِ قربانی نیست، بلکه تقوایی است که از این عبادت، حاصل می‌شود.

در این موارد، هدفِ شارع مقدس، از این تشریعاتِ جزئی، آباد کردنِ قلب به‌وسیلۀ تقواست؛ حتی اگر این مطلب، به صراحت در هر مورد ذکر نشده باشد. لذا واضح و روشن است که خداوند متعال هنگامی که بر تشریعات مختلف مانند وضو و غسل تأکید می‌کند، به طهارت باطن انسان توجه ویژه‌ای دارد.

روایتی از امام رضا(ع) نقل شده است که فرموده‌اند:

«إِنََّا أُمِرَ بِالْوُضُوءِ وَبُدِئَ بِهِ لِأَنْ يَكُونَ الْعَبْدُ طََاهِراً إِذَا قَامَ بَيْنَ يَدَيِ الْجَبَّارِ عِنْدَ مُنَاجَاتِهِ إِيَّاهُ مُطِيعاً لَهُ فِيمَا أمَرَهُ نَقِيّاً مِنَ الْأَدْنَاسِ وَالنَّجَاسَةِ مَعَ مَا فِيهِ مِنْ ذَهَابِ الْكَسَلِ وَطَرْدِ النُّعَاسِ وَتَزْكِيَةِ الْفُؤَادِ لِلْقِيَامِ بَيْنَ يَدَيِ الْجَبَّار»⟦۲⟧

وضو به این دلیل واجب شده و نماز با آن آغاز می‌شود که بنده هنگام ایستادن در برابر خداوند جبار، و در حال مناجات با او، پاک و طاهر باشد. همچنین، وضو باعث می‌شود که بنده در آنچه خداوند به او امر کرده، مطیع باشد و از آلودگی‌ها و نجاست‌ها پاک گردد. علاوه بر این، وضو باعث از بین رفتن کسالت و خواب آلودگی می‌شود و قلب را برای ایستادن در برابر خداوندِ بلندمرتبه تزکیه می‌کند.

معانیِ دقیق

شهید ثانی، کلامی شیوا و متقن در زمینۀ وضو و غسل دارند⟦۱⟧:

در وضو، دستور به شستنِ صورت داده شده است؛ زیرا توجه و اقبال قلبی به خداوند با آن صورت می‌گیرد و در آن، بیشترین حواس ظاهری که بزرگ‌ترین عوامل تحریک به سوی خواسته‌های دنیوی هستند، وجود دارد. بنابراین، دستور به شستن آنها داده شده است تا با آنها به خداوند توجه کند و از ناپاکی‌ها پاک شود و به تطهیرِ آنچه رُکن اعظم در قیاس است، برسد. سپس دستور به شستن دست‌ها داده شده است؛ زیرا دست‌ها بیشتر در امور دنیوی و خواسته‌های طبیعی دخالت دارند. سپس دستور به مسح سر داده شده است؛ زیرا در سر قدرت تفکر وجود دارد که با آن، قصد به سوی خواسته‌های

طبیعی حاصل می‌شود و حواس به سوی امور دنیوی که مانع از اقبال به آخرت است، تحریک می‌شوند. سپس دستور به مسح پاها داده شده است؛ زیرا با پاها به خواسته‌های خود می‌رسد و به تحصیل اهداف خود می‌پردازد، همان‌طور که در سایر اعضا ذکر شده است. در این صورت، برای او ورود به عبادت و اقبال به آن مجاز می‌شود و به سعادت می‌رسد.

در غسل، دستور به شستن تمام پوست داده شده است؛ زیرا پایین‌ترین حالات انسان و شدیدترین تعلقات و تملکات به شهوات (حالت جماع و موجبات غسل) در آن وجود دارد و تمام بدن در آن حالت دخالت دارد. به همین دلیل، رسول خدا(ص) فرمود: «زیر هر مویی جنابت قرار دارد»⟦۱⟧.

پانوشت‌ها

  1. وسائل الشیعة، ج۱، ص۳۸۲.
  2. سوره توبه، آیه ۱۰۸.
  3. کافی، ج۵، ص۲۰۶.
  4. کافی، ج۵، ص۲۰۷.
  5. وسائل الشیعة، ج۱، ص۴۰۲.
  6. سوره حاقه، آیات ۱۹-۲۰.
  7. سوره حاقه، آیه ۲۵.
  8. وسائل الشیعة، ج۱، ص۴۰۲.
  9. کافی، ج۵، ص۲۰۸.
  10. کافی، ج۵، ص۲۰۸.
  11. سوره مریم، آیه ۷۱.
  12. کافی، ج۵، ص۲۰۸.
  13. من لیحضره الفقیه، ج۱، ص۵۱.
  14. کافی، ج۱۲، ص۷۸۵.
  15. بحار الأنوار، ج۷۸، ص۴۰.
  16. همان.
  17. سوره حدید، آیه ۴.
  18. سوره نحل، آیه ۱۲۸.
  19. من لیحضره الفقیه، ج۱، ص۲۹.
  20. المصباح المتهجد، ج۱، ص۷.
  21. المصباح المتهجد، ج۱، ص۷.
  22. همان.
  23. همان.
  24. همان.
  25. همان.
  26. المصباح المتهجد، ج۱، ص۷.
  27. همان.
  28. مجموعه ورام، ج۱، ص۱۵۵.
  29. مصباح الشریعة، ص۱۲۶.
  30. کافی، ج۱، ص۲۹.
  31. کافی، ج۵، ص۷۳.
  32. بحار الأنوار، ج۶۷، ص۲۳۷.
  33. وسائل الشیعة، ج۱، ص۴۸۷.
  34. بحار الأنوار، ج ۱۷، ص ۳۳.
  35. ثواب الأعمال، ص ۱۷.
  36. سوره بقره، آیه ۱۸۳.
  37. سوره حج، آیه ۳۲.
  38. سوره حج، آیه ۳۷.
  39. وسائل الشیعة، ج۱، ص۳۶۷.
  40. بحار الأنوار، ج۷۸، ص۵۱.
  41. أسرار الصلاة (شهید ثانی)، ص۹۲-۹۳.