لباس مجاز در نماز
لباس نمازگزار نباید غصبی باشد؛ یعنی نهتنها در آن، نباید حقی از دیگران وجود داشته باشد، بلکه نباید حقی از خداوند نیز با آن مخلوط شده باشد. بهعنوان مثال، لباس نمازگزار نباید دزدی باشد؛ و همچنین اموالی مانند خمس و دیگر وجوه شرعیه نباید در خود لباس یا پولش باشد.
ادبِ باطنیِ نهفته در این دستور، خواستِ خداوند از بنده است که خود را از هرگونه مسئلۀ مالی با دیگران رهایی دهد؛ زیرا این، علاوه بر ظلم مالی به دیگران، نوعی ظلمِ به خود است؛ یعنی بنده با این کارِ خلاف رضایت خداوند، ارتباط خود با خدای متعال، و ارتباط خود با خَلق خدا را خدشه دار کرده است. چگونه بنده میتواند خدای عزوجل را با لباس غصبی که پروردگار نسبت به آن کراهت دارد، دیدار نماید؟! حتی اگر یک تار از نخ لباس، غصبی باشد!
لباسِ حریر و استفاده از طلا
پوشیدن لباس حریر و استفاده از طلا برای مردان حرام است. ایندو، نمادِ نرمی و لطافت هستند و مخصوص زنان. بر مرد که نمادِ جدّیت و تلاش در زندگی است، برازنده نیست که از آنها استفاده کند.
در اینجا، ادب باطنی به معنای عادت به سختی در زندگی و تَرکِ تجملّات است. چقدر تأسّفبار است مَرد، لباسی را بپوشد که بر او ممنوع است، و بر پوشیدنِ آن نیز اِصرار ورزد؛ زیرا اِصرار بر گناه و حرام، منجر به کبائر و گناهان بزرگتر میگردد.
در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:
«لَا كَبِيرَةَ مَعَ اسْتِغْفَارٍ، وَلَا صَغِيرَةَ مَعَ إِصْرَار»⟦۱⟧
همراه با استغفار و طلب آمرزش، کبیره نباشد، و همراه با اصرار، صغیره نباشد.
همچنین امام علی(ع) میفرماید:
«أَلَا وَإِنَّ الشَّجَرَةَ الَْبَرِّيَّةَ أَصْلَبُ َعُوداً، وَالرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً، وَالنَّابِتَاتِ الْعِذْيَةَ أقْوَى وَقُوداً، وَأبْطَأُ خمُُودا»⟦۲⟧
بدانید، که آن درخت که در بیابانها پرورش یافته، چوبی سختتر دارد و بوتههای سرسبز و لطیف، پوستی نازک. آری، درختان بیابانی را به هنگام سوختن، شعلهای نیرومندتر باشد و آتشی بیشتر!
طهارت
خداوند پیامبر(ص) خود را به تطهیر لباس فرمان داده است:
﴿وَثِيابَكَ فَطَهِّرْ﴾⟦۱⟧
و جامهات را پاک کن!
البته این دستور، تعبیری کنایی است، و منظور از آن، اصلاحِ عمل برای رسیدن به طهارتِ روح است؛ زیرا عمل برای روح، مانند لباس است برای بدن، اما اگر تعبیر، حقیقی باشد، اشاره به تشریع طهارت در نماز دارد؛ خصوصاً که در آیات قبل، به تکبیرِ نماز اشاره شده است.
پروردگار جهانیان از بنده میخواهد که بدون طهارت، واردِ دریای نماز نشود. اما آیا طهارت باطن، اهمیت بیشتری نسبت به طهارت ظاهر ندارد؟! نمازی که با یک قطرۀ خون مورد قبول نیست و پروردگار متعال آن را نمیپذیرد، پس چگونه باطنی که پر از آلودگیهای زیاد است، برای پروردگار، قابل پذیرش باشد؟! رذایل و آلودگیهایی را که برخی از آن به «حاءِ سَبعة» تعبیر کردهاند: «حِقد (کینه)، حَسد، حِرص، حده، حماقت، حیله، حقارت».
در مقابلِ این هفت رذیله، هفت رذیله یعنی «حاءِ سَبعة» برای فضائل نیز هست: «حکمت، حزم، حلم، حنان، حصانت، حیاء، حُب»
اگرچه میتوان از طریق طهارت لباس و بدن در نماز، به طهارت قلب رسید. این سخن را شهید ثانی با تعبیری شیوا چنین بیان کردهاست⟦۲⟧:
وقتی به شما دستور داده شده که ظاهر پوست خود را که قِشر است، پاک کنید، و لباسهایتان را که دورتر از خودتان هستند تمیز کنید، نباید از پاکسازی درون خود که همان قلبتان و وجود واقعی شماست، غافل شوید.
پوشانندگی
لباس نمازگزار باید، حداقل، عورت او را بپوشاند. شاید از همین حکم اسلام، بتوان به این نکته رسید که انسان باید عورتها و زشتیهای باطنی و درونی خود را نیز بپوشاند. بسیاری از انسانها، عیبهایی دارند که از اظهار و آشکار کردنِ آنها شرم دارند. خداوند متعال از سرِ لطف و رحمتش، حالتهای باطنی انسان را پوشانده است، ولی برخی با کارهایی که انجام میدهند، زشتیهای باطنی خود را عیان و آشکار میکنند.
البته بین عورت و زشتیِ ظاهری و باطنی انسان، تفاوتهای زیادی وجود دارد؛
عورتِ ظاهری، از بین نمیرود، بلکه فقط پوشانده میشود؛ اما عورتِ باطنی از بین میرود، و انسان، میتواند به جایگاهی برسد که عورت باطنی نداشته باشد.
پس درجۀ بالاتر در از بین رفتنِ زشتیها، محو کردنِ آنهاست؛ تا جاییکه اگر پرده از باطنِ شخص برداشته شود، در باطنش جز زیبایی دیده نشود و این، در روز قیامت، عیان خواهد شد.
حجاب زنان در نماز
زن باید در نماز، حجاب خود را بهطور کامل رعایت کند، حتی اگر در مکانی نماز گزارَد که هیچ جُنبندهای او را نبیند! وقتی خداوند متعال، دوست دارد که زن، در پیشگاه الهی، با چنین پوششی حاضر شود، در حالیکه مالک و خالقِ او، نیازی به این حجاب و پوشش ندارد، چگونه راضی شود در جمع نامحرمان، با پوششی خلافِ رضای خداوند حاضر شود؟!
آنهم با چشمانی که امیرالمؤمنین(ع) از آن به «الفحول الطوامح»⟦۱⟧ تعبیر کرده است.
استفاده از بوی خوش
در روایاتِ پیامبر(ص) و ائمۀ معصومین(علیهمالسلام) تأکید زیادی بر استفاده از عطر شده، تا جاییکه به نظر میرسد ارتباطی نهانی، بین عطر زدن و دنیای ارواح وجود داشته باشد؛زیرا میبینیم که عطر زدن، باعث لذت و آرامشِ روحی انسان میشود، و این آرامش میتواند به اطرافیان نمازگزار، حتی فرشتگان نیز منتقل گردد.
از سوی دیگر، نمازگزار میتواند فقط با استفاده از عطر، ثواب نمازش را هفتاد برابر کند!
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:
«صَلَاةُ مُتَطَيِّبٍ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ صَلَاةً بِغَيْرِ طِيب »⟦۱⟧
نمازِ کسی که از عطر استفاده کند، بهتر از هفتاد نمازِ بدون عطر است.
اگرچه عطر زدن، عملی مادی است و برای انسان، هزینۀ زیادی ندارد، اما ثواب عظیمی برای او در پی خواهد داشت!
البته این، از عنایات الهی است که همیشه عملِ اندک انسان را با اجر و عنایت زیادِ خودش پاسخ دهد؛ و به همین دلیل است که انسان، در قیامت، بهخاطر اَجر و فرصتهایی که در دنیا از دست داده، حسرت خواهد خورد.
مسواک زدن
مسواک زدن از جمله اموری است که شارع مقدس، اصرار فراوانی بر تقیّد به آن داشته است.
بهعنوان مثال پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:
«لَوْ لَا أَنْ أَشُقَ عَلى أُمَّتِي ، لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ مَعَ كُلِّ صَلَاة»⟦۲⟧
اگر ترس از سختگیری بر امّتم نبود، دستور می دادم که با هر نمازی مسواک بزنند!
و فرمود:
«طَيِّبُوا أَفْوَاهَكُمْ بِالسِّوَاكِ »⟦۳⟧
دهانهای خود را با مسواک زدن خوشبو کنید.
در دین مبین اسلام به مسواک زدن در اوقات مختلف شبانه روز، مانند قبل از خواب، هنگام بیدار شدن، و هنگام وضو، تاکید فراوان شده است!
این تاکیدهای مکرر، نشان از توجه شارع مقدس به حفظ سلامت ظاهریِ بدنِ انسان است. از لحاظ طبّی نیز دروازۀ ورودی بدن انسان، دهان اوست و هرگونه آلودگی نیز از دهان، وارد بدن میشود. لذا باید این منفذ ورودی را از هرگونه آلودگی پاک نمود، و این مطلب، جز با مسواک زدن محقق نمیشود.
زیبایی در لباس
بسیاری از انسانها، هنگام دیدار با اشخاص مهمّ در دنیا، بهترین لباس خود را میپوشند، اما هنگام اقامۀ نماز، با لباسِ استراحت نماز میگزارند! این روش، از ادب عبودیت به دور است! بندۀ واقعی، برای بهجا آوردنِ نماز، بهترین و پاکیزهترین لباس خود را میپوشد، حتی اگر تنها در خانه باشد! بندۀ واقعی، گویی در نماز، به دیدار پادشاه عالَم میرود که پروردگار پادشاهان است. توجه به همین مطلب، به نوبۀ خود، اثر مهمی در اِقبال قلبی بنده هنگام نماز دارد.
در روایات، بر زیبایی تاکید فراوان شده که از مصادیق آن، زیبایی در هنگام نماز است:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَالتَّجَمُّلَ، وَيُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَالتَّبَاؤسَ»⟦۱⟧
خداوند زیبایی و خودآرایی را دوست دارد و از فقر و تظاهر به فقر بیزار است.
امام علی(ع) نیز میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ جمَِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ، وَيُحِبُ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعَمِهِ عَلَى عَبْدِهِ »⟦۲⟧
خداوند متعال زیباست، زیبایی را دوست دارد و دوست دارد اثر نعمت خود را در بنده اش ببیند.
اهمیت مراعات حقوق دیگران در نماز
مباح بودنِ مکان و لباس نمازگزار، یکی از مصادیقِ رعایتِ حقوقِ دیگران در نماز است و در صحیح بودنِ نمازِ نمازگزار، نقش بسزائی دارد؛ تا جاییکه فقهاء، در این زمینه، به موضوعاتی اندیشیدهاند و حُکم دادهاند که در وهلۀ اول، به ذهن، خطور نمیکند! از جمله فروعی که فقها در احکام آوردهاند، میتوان به این مطلب اشاره کرد: «نماز، ممکن است به خاطر خراشی که بر بدن حیوان وارد شده، باطل باشد.»
لذا قبل از قرار گرفتن در محکمۀ عدل الهی، چه خوبست که همه از گناه یکدیگر درگذریم.
بهترین لباس
بهترین لباس، همانطور که در قرآن کریم⟦۱⟧ اشاره شده، لباس تقواست.
همانطور که لباس ظاهری، عورتهای ظاهری را میپوشاند، لباس تقوا نیز زشتیهای باطنی را میپوشاند و حتی آنها را از بین میبرد. لازمۀ این مطلب، آن است که نمازگزار، از احکام لباس ظاهری، برای ورود به حرم الهی در نماز، غافل نشود. با مرورِ کتُبفقهی، مشاهده میکنیم که آداب و سنن مربوط به لباس نمازگزار به ۴۸ ادب میرسد که بهتر است نمازگزار به آنها مقید باشد.
لباس نمازگزار
از آنجا که لباسِ مناسب، نمایانگر شخصیت انسان، و نشانۀ وقار اوست، شارع مقدس نیز یک قاعدۀ کلی برای لباس نمازگزار مشخص فرموده است؛ زیرا نمازگزار نباید لباسی بر تن کند که باعث ضعفِ شخصیت او شود!
امام صادق(ع) در اینباره میفرماید:
«وَخَيْرُ لِبَاسِكَ مَا لَا يَشْغَلُكَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، بَلْ يُقَرِّبُكَ مِنْ ذِكْرِهِ وَشُكْرِهِ وَطَاعَتِهِ، وَلَا يَحْمِلْكَ عَلَى الْعُجْبِ وَالرِّيَاءِ وَالتَّزْيِينِ وَالتَّفَاخُرِ وَالْخُيَلَاءِ، فإنهَا مِنْ آفَاتِ الدِّينِ، وَمُورِثَةُ الْقَسْوَةِ فِي الْقَلْب »⟦۲⟧
و بهترین لباسِ تو، آن است که تو را از یاد خدا، شکرگزاری و اطاعت او باز ندارد، بلکه تو را به یادآوری و شکرگزاری و اطاعت
او نزدیک کند. همچنین نباید باعث غرور، ریا، خودنمایی، تفاخر و خودبزرگبینی شود، زیرا اینها از آفات دین هستند و قساوت قلب را به همراه دارند.