دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل پنجم: آداب معنوی وقت نماز

وقت نماز

بسیاری از انسان‌ها در دل خود، نسبت به خداوند متعال، محبتی دارند، اما متاسفانه، غالباً این محبتِ به معبود، یک‌دَهُمِ محبتی است که به همسر و فرزند و اموالشان دارند! کسی که ادعای محبت پروردگارش را دارد، باید به قلب خود مراجعه کند و ببیند زمانی‌که منافع دنیوی او در راه خدا به خطر می‌افتد، کدام را برمی‌گزیند؟!

هنگامی که همسر و فرزندان، کاری که خلاف رضایت الهی است را از انسان می‌خواهند، چه آن‌کار مکروه باشد و چه حرام، آیا برای کسب رضایت خداوند، حاضر است با خواستۀ آنها مخالفت‌کند؟!

یکی از مثال‌های بارزِ این موضوع که انسان هر روز با آن مواجه می‌شود، نماز اول وقت است. هر کس باید ببیند که اُنس و محبت به همسر و فرزند و مال، برایش دوست‌داشتنی‌تر از اقامۀ نماز اول وقت است یا نه؟ اگر رسیدگی به خانواده و اموال برای انسان اولویت داشته باشد،

باید بداند که در عشق و محبتش نسبت به خداوند، خِلَلی وجود دارد.

قرآن کریم نیز نسبت به مشغولیت با فرزندان و اموال، و دور شدن از نماز، هشدار می‌دهد و می‌فرماید:

﴿لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ﴾⟦۱⟧

مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کنند.

شهید ثانی نیز در کتابِ خود، در این‌باره می‌گوید⟦۲⟧:

به فروتنی و خشوع پایبند باش، چرا که این ویژگی‌ها نزد اهلِ دل، ارزشمند است. تصور کن اگر یکی از پادشاهانِ دنیا به تو وعده دهد که در زمانِ مشخصی تو را به عنوان یکی از نزدیکانش بپذیرد و تو را به خدمت خود بگمارد و با تو به راحتی و انس گفتگو کند. تو نیز نیازهای مهم خود را از او درخواست کنی و او تو را از نزدیکترین افراد به خود گرداند و در مقابلِ همگان به تو افتخار ببخشد و این موقعیت را برای مدت طولانی حفظ کند، در حالی که این مسئله هیچ تأثیری بر وضعیت تو نزد خداوند ندارد بلکه آن را بهبود می‌بخشد، آیا منتظر آن زمان نبودی و به آمدنش اهمیت نمی‌دادی و با نزدیک شدن به آن خوشحال نمی‌شدی؟ چه رسد به وقتی که آن زمان فرا برسد و تو به شدت خوشحال و شاد شوی.

ویژگی‌های رستگاران

آیات ابتدایی سورۀ مبارکۀ مؤمنون، از مهم‌ترینِ آیات، در زمینۀ نمازِ خاشعانه است:

﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ﴾⟦۱⟧

بی‌تردید مؤمنان رستگار شدند!

در ادامه، ویژگی های آنان را چنین عنوان می‌کند:

﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ... وَالَّذِينَ هُمْ لأِمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ﴾⟦۲⟧

آنان که در نمازشان [به ظاهر] فروتن [و به باطن با حضور قلب]‌اند و آن کسانی که از هر چیز بیهوده‌ای روی‌گردانند و آنان که پرداخت کنندۀ زکات‌اند و آنان که نگه دارندۀ دامنشان [از شهوت‌های حرام] اند... و آنان که امانت‌ها و پیمان‌های خود را رعایت می‌کنند و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.

خشوع قلبی و محافظت از نماز، دو عنصر مهم در مورد نماز هستند. محافظت از نماز به معنای مراقبت از نماز، و انجام آن در اول وقت است؛ زیرا خداوند متعال نماز را برای مؤمنان، در زمان‌های مشخص مقرر فرموده است.

مجموعۀ کامل

نماز، مجموعه‌ای از عواملِ مرتبط به هم است. کسی که نمازِ خاشعانه اقامه می‌کند، اما مراقب نگاه‌های خود در روز نیست، از متجاوزان محسوب می‌شود:

﴿فَأولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ﴾⟦۱⟧

آنان تجاوزکار [از حدود حق] هستند!

تاجری که در شب، جزء شب‌زنده داران است، اما در تجارتِ خود، امین نیست، این آیه شامل او نمی‌شود:

﴿وَالَّذِينَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ﴾⟦۲⟧

و آنان که امانت‌ها و پیمان‌های خود را رعایت می‌کنند!

همچنین، کسی که شب‌زنده دار است، و امانت‌دارِ خوبی هم هست، و نفسِ خود را نیز نگاه می‌دارد، ولی هنگامِ حضور در جمع از هر چیز سخن می‌گوید، در گروه رستگاران جای ندارد!

زیرا قرآن می‌فرماید:

﴿وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ﴾⟦۳⟧

و آنان که از [هر گفتار و کردارِ] بیهوده و بی‌فایده روی‌گردانند! برای رسیدن به سعادت و خوشبختی، نیاز به این مجموعۀ کامل

است. انسانِ مؤمن باید نمازش با خشوع باشد، از کارهای بیهوده دوری کند، زکات بدهد، پاکدامن و امانت‌دار باشد.

علاوه بر اینها، مراقبت بر نماز اول وقت نیز یکی از عوامل مهم در رستگاری و سعادت به‌شمار می‌رود، و این، همان معنای محافظت بر نماز در آیات ابتدایی سورۀ مؤمنون است.

معنای سهل‌انگاری در نماز

ممکن است گفته شود که آیۀ:

﴿الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ﴾⟦۱⟧

که از نمازشان غافل و نسبت به آن سهل‌انگارند.

فقط شامل نمازی است که در آن خشوع و حضور قلب نباشد! در تفسیر این آیه آمده است:

«یعنی غافلانی که به نماز اهمیت نمی‌دهند و نگران نیستند که نماز از دستشان برود یا به تأخیر بیفتد.»

همچنین گفته شده که از نمونه‌های غفلت از نماز، به تأخیر انداختنِ آن، بدون عذر است؛

همان‌گونه که در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است:

«تَأْخِيرُ الصَّلَاةِ عَنْ أَوَّلِ وَقْتِهَا لِغَيْرِ عُذْر»⟦۲⟧

تأخیر نماز از اول وقت آن بدون عذر!

همچنین یکی از نشانه‌های عدم توجه به نماز، وضعیت انسان در هنگام اذان و اقامه است. در اذان و اقامه، دوازده دعوت برای شتافتن به سمت خداوند وجود دارد؛ خداوندی که بی‌نیاز از عبادتِ بندگان است! مؤذن می‌گوید: «حَیّ» یعنی بشتاب به سوی من! اگر انسانی به خادم خود بگوید: «ای فلانی! به من آب بده!» و این امر را دوازده مرتبه تکرار کند، و خادمش همچنان بی‌اعتنا باشد، کمترین تنبیه، اخراج خادم خواهد بود! چون به ندای مولایش توجه نکرده است! بندۀ مطیع، یا باید به ندای مولایش پاسخ دهد، و یا اگر عذری دارد باید از مولایش عذرخواهی کند!

کسی که صدای اذان را در اول وقت می‌شنود و بدون عذر، از نماز غافل است، مقام او در عالَم بندگی چگونه است؟!

اما متأسفانه انسان‌، موجودی بی‌انصاف است! خداوند متعال بارها در روز به انسان ندا می‌دهد که «عَجّل! عَجّل!»، اما او بی‌اعتناست! در حالی‌که وقتی بیمار می‌شود، صدها مرتبه با اصرار به خداوند می‌گوید که «پروردگارا! زودتر مرا شِفا بده!» آیا توقع نمی‌رود که خداوند نیز نسبت به این خواستۀ بنده‌اش بی‌توجهی کند و بگوید «این به‌جای آن!» یعنی برخی انسان‌ها می‌خواهند که خداوند، در رفع نیازشان تعجیل کند، در حالی‌که هر روز ندای او را می‌شنوند و بی‌اعتنا هستند!

بی‌انصافی یعنی همین!

پیروی همه چیز از نماز

امیرالمؤمنین(ع) که صراط مستقیم، و تبیین‌کنندۀ آن با قول و فعل است، هنگامی که محمد‌بن‌ابی‌بکر را برای فرمانروایی مصر رهسپار می‌کنند به او چنین می‌گوید:

«وَاعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْ ءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِكَ، فَمَنْ ضَيَّعَ الصَّلَاةَ فإنهُ لِغَيْرِهَا أَضْيَعُ»⟦۱⟧

بدان که همۀ کارهایت تابعِ نماز توست؛ پس هرکه نماز را ضایع کند، به امور دیگر هم اهمیتی نمی‌دهد!

یعنی اگر می‌خواهی کاسبی خوش‌روزی و یا سیاست‌مداری موفق باشی، باید نماز اول وقت و با خشوع اقامه کنی! اگر می‌خواهی در دریای ملکوت و قُربِ الهی شناور شوی و از آن بهره ببری، باید نماز اول وقت و با خشوع اقامه کنی!

از این بیان مشخص می‌شود، بدون داشتنِ یک ایستگاه خشوع در برابر پروردگار، اصلاحِ امور دنیای انسان، توهّمی بیش نیست!

زیرا کسی که توفیق و موفقیتی در ملاقات با مولایش ندارد، چگونه می‌تواند در امور دیگر زندگیش موفقیت داشته باشد؟!

اهمیت نماز صبح

تأکید بر نماز اول وقت، شامل همۀ نمازهای واجب می‌شود؛ به‌ویژه نماز صبح!

کسی که با گذشت روزها و شب‌ها، برای اقامۀ نماز صبح، بیدار نمی‌شود، ثمرۀ نمازش، یعنی تغییر شاکلۀ زندگی را به‌دست نخواهد آورد! نماز مانند داروست و باید سَرِ وقت استفاده شود؛ و کسی که خارج از ساعتِ مشخص، داروی خود را استفاده کند، اثرِ آن را از دست خواهد داد!

بین زمانِ نماز مغرب، و زمانِ نماز ظهر، فاصلۀ زیادی است و اگر بنده، نماز صبحش را به‌جا نیاورد، مدتی طولانی ارتباطش با عالَمِ ملکوت قطع خواهد شد؛

و بنده‌ای که ارتباطش با عالَم بالا قطع شود، نمی‌تواند انتظار رستگاری داشته باشد؟!

اجبار در قضای نماز

درُست است که در احکام دینی، تکلیف، از انسان، در حالت خواب برداشته شده؛ اما اگر به جوانِ عاشقی که ساعت ملاقات با معشوقش را خواب مانده و دیدار او را از دست داده، بگویند که «در حالت خواب، تکلیف از تو برداشته شده» آیا آرام خواهد شد؟! آیا این شخص، به‌خاطر فرصت ملاقاتی که از دست داده، در حسرت نخواهد ماند؟!

و این، همان حالِ مقرّبانِ درگاهِ الهی است، زمانی که ناخواسته، بعد از

گذشتنِ زمان ملاقات با محبوب و معبودشان از خواب بیدار می‌شوند! آنها به‌خاطر محروم ماندن از برکات زمان سحَر، فَجر و بین الطلوعین، اندوهگین خواهند بود؛ و برای عذرخواهی از معبود، و عرض شرمندگی به محضر پروردگارشان، قضای نمازهایشان (حتی نمازهای مستحبی‌) را بلافاصله به‌جا می‌آوردند، تا در درگاه الهی، صادق و راستگو باشند.

حتی برخی از اینان، چنان قضای نمازشان را با خجالت و پشیمانی و شرمساری به‌جا می‌آورند، که خداوند متعال، اَجری دو برابرِ نماز اول وقتشان، نصیبشان می‌فرماید.

در مقابل، کسانی هم هستند که نمازهای قضای فراوانی به عهده دارند، و نه تنها حالت پشیمانی و شرمندگی ندارند، بلکه قضای نمازها را در جوانی به‌جا نمی‌آورند و توقع دارند در سن پیری، نشاط انجام آنها را داشته باشند، در حالی که این، خیالی بیش نیست و در پیری بسیار ناتوان خواهند بود!

تجلّیات خاص

شکی نیست که تجلّی خاصّ الهی در زمان‌های پُر برکت، همانند مکان‌های پُر برکت، بیشتر است؛ اگرچه نسبت زمان و مکان، در عالَمِ تَکوین، نزد خداوند متعال، یکسان است!

خداوند بر اساس ملاک‌هایی که کسی جز خودش به آنها علم ندارد، زمان‌ها و مکان‌های خاصی را پر برکت قرار داده است. مثلاً در مساجد

چهارگانه، مسافر بین اقامۀ نماز شکسته، و نماز کامل، دارای اختیار است. همچنین در بین زمان‌ها، خداوند متعال به سه ماه رجب و شعبان و رمضان از حیث اَجر عبادت، برکت خاصی عطا فرموده است. وقت‌های نماز نیز که در آنها، درهای رحمت الهی باز است، شامل زمان‌های پربرکت می‌شود؛ در نتیجه، تلاش بندگان برای رسیدن به قُرب الهی و استجابت دعا در این زمان‌ها پذیرفته‌شده‌تر خواهد بود.

روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:

«إِنَ فَضْلَ الْوَقْتِ الأول عَلَى الْآخِرِ كَفَضْلِ الآخرة عَلَى الدُّنْيَا»⟦۱⟧

برتریِ اوّلِ وقت بر آخرِ آن، مثل برتریِ آخرت بر دنیاست.

رضوان و غفران الهی

حداقلِ تفاوت، میان اول وقتِ نماز، و آخر وقتِ آن، عنایتی است که از جانب خداوند متعال به انسان می‌رسد. انسان، هر قدر از اولِ وقتِ نماز دور شود، از عنایتِ خاصّ الهی نیز دورتر خواهد شد! به همین دلیل است که گفته شده نمازِ اولِ وقت، سبب کسب رضوان الهی است.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:

«أولُهُ رِضْوَانُ اللَّهِ »⟦۲⟧

[نماز] اول وقت، مایۀ خشنودی خداوند است.

مؤمن حقیقی باید در بهره‌مندی از مزایای نماز اول وقت حریص

باشد؛ و اگر به دلیلی قانع کننده‌، مجبور شد نمازش را به تاخیر اندازد، باید در حالتی از ندامت و پشیمانی به سر ببرد؛ و گرنه به حقیقت نماز نرسیده است.

شوق قبل از دیدار

انسانِ مؤمن، قبل از رسیدنِ وقت نماز، در حالتی از شوق به سر می‌برد؛ ولی از آنجا که اقامۀ هر نماز، قبل از داخل شدنِ وقتِ شرعی آن ممنوع است، اگر کسی، نماز را حتی با خشوع و طهارت کامل، قبل از رسیدنِ وقتِ نماز، به‌جا آورَد، نمازش مورد قبول درگاه الهی نخواهد بود؛ اما هنگامی که وقتِ نماز فرا رسید، بهترین فرصت برای بندگان حقیقی خداست تا شوق و خشوع خود را به پروردگارشان نشان دهند.

حالِ نمازگزاری که نماز را در اول وقت می‌خوانَد، مانند حال عمومِ روزه داران در ماه مبارک رمضان است؛ یعنی نمازگزار، در اول وقتِ هر نماز، مانند انسان گرسنه و تشنه‌ای است که منتظر شنیدن صدای اذان مغرب است، تا به مراد خود، که همان خوراک و نوشیدنی است، برسد.

کسی که در حالتِ گرسنگیِ روحی و معنوی قرار دارد، منتظرِ نزدیک شدنِ وقت نماز است تا به دیدار پروردگارش نائل شود؛ دقیقاً مانند روزه‌دار گرسنه‌ای که بی‌صبرانه منتظرِ رسیدنِ زمان افطار است!

از امام کاظم(ع) روایت شده است که:

«الصَّلَوَاتُ الْمَفْرُوضَاتُ فِي أولِ وَقْتِهَا إذا أُقِيمَ حُدُودُهَا أَطْيَبُ رِيحاً

مِنْ قَضِيبِ الْآسِ حِينَ يُؤْخَذُ مِنْ شَجَرِهِ فِي طِيبِهِ وَرِيحِهِ وَطَرَاوتِهِ فَعَلَيْكُمْ بِالْوَقْتِ الأول»⟦۱⟧

نمازهای واجب که در اولِ وقتِ خود، با رعایت کاملِ آداب آن، اقامه شود، خوشبوتر از عود تازه‌ای است که از درخت جدا شده و عطر و طراوت ویژه‌ای داشته باشد. پس به اقامۀ نماز در اول وقتِ آن، پایبند باشید.

تقسیم‌بندی نماز

خداوند می‌توانست بندگان را موظف سازد که رکعات هفده‌گانۀ نمازهای واجب را در یک نوبت به‌جا آورند، اما حکمت الهی بر آن قرار گرفت که نماز در نوبت‌های مختلفی تقسیم شود.

نوبت صبح، کاملاً با نوبت ظهر، متفاوت است، و نوبت ظهر، از لحاظ رنگ و بوی نشاطی که در آن است، با نوبت مغرب تفاوت دارد.

﴿أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً﴾⟦۲⟧

نماز را از ابتدای تمایل خورشید به جانب مغرب [که شروعِ ظهرِ شرعی است] تا نهایت تاریکی شب بر پا دار، و [نیز] نماز صبح را [اقامه کن] که نماز صبح مورد مشاهده [فرشتگان شب و فرشتگان روز] است.

گویی خداوند می‌خواهد به بندگان بگوید که باید یاد و ذکر خداوند را در برنامه‌های روزانۀ خود، تقسیم کنند، تا همۀ لحظاتِ زندگی روزمره‌شان، سرشار از نور و یاد خدا باشد.

بر همین مفهوم، در آیات نورانی قرآن کریم تاکید شده است:

﴿الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُون﴾⟦۱⟧

آنان که همواره بر نمازشان، مُداوم و پایدارند!

البته این نماز دائمی، در کنار حفظ کیفیت نماز پذیرفته است:

﴿وَالَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُون﴾⟦۲⟧

و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهری و معنوی] نمازهایشان محافظت دارند.

ایستگاه‌های مختلفِ یاد خدا

برخی از انسان‌ها، برای خود، زمینه‌های مشخصی برای یاد خدا در نظر می‌گیرند. مثلاً عده‌ای در طول عمرشان یک عمل خاص، مانند حج را برای برقراری ارتباط با خداوند متعال انتخاب می‌کنند؛ برخی دیگر روزه‌داری در ماه مبارک رمضان و بعضی نیز نمازهای یومیه در اوقات شبانه روز را انتخاب می‌نمایند! در حالی‌که این روش، با طبع و فطرتِ عبودیّت انسان مطابقت ندارد!

خالصانِ درگاه الهی، برای یاد خدا، و برقراری ارتباط با او، فقط به

ایستگاه‌هایی که بیان شد، اکتفا نمی‌کنند؛ بلکه لحظات خالیِ زندگیِ خود را با یاد و انابۀ الهی پُر می‌کنند و مصداق این آیه می‌شوند:

﴿وَاذكُرْ رَبَّكَ إذا نَسيت﴾ ⟦۱⟧

و هرگاه [گفتن ان‌شاءالله را] از یاد بردی، پروردگات را یاد کن! انسان باید در کنار ایستگاه‌های بزرگ معنوی برای یاد خدا، ایستگاه‌های کوچک‌تر را نیز در نظر داشته باشد تا همۀ اوقاتش در یاد خدا غرق باشد.

به همین دلیل در قرآن کریم، بر ذکر کثیر و یادِ بسیارِ پروردگار متعال، تاکید شده است؛

و این هدفِ مهم، جز با رعایت مواردی که بیان شد، محقق نمی‌گردد.

آزمودنِ خود

اگر انسان بخواهد از میزانِ نزدیک بودنش به معبود مطلع شود، باید خود را هنگامِ شنیدنِ صدای اذان بیازماید! هر کس در وقت اذان، حسّ منفی، سنگینی، شوکه شدن در خود مشاهده کرد و درونش آرزوی نرسیدنِ وقت نماز را داشت، باید بداند که به‌شدت از خداوند فاصله گرفته، و دور است.

تصور کنید یکی از عزیزان شما، بعد از مدتی طولانی، بخواهد شما را ملاقات کند، میزان غمِ دوریِ او، و شوق دیدارش در شما را، با یک نگاه به چهره‌تان می‌تواند بفهمد!

بندۀ مشتاق نیز چنین است! اگر زمانِ دیدارِ معبود، حالتِ اشتیاق در چهرۀ بنده مشاهده شود، این، نشان از میزان عشق و محبتِ بسیارِ او به پروردگار عزیز است.

حالت طبیعی انسان

معمولاً حالات روحی انسان، و میزان ارتباطش با خداوند، پس از شنیدن موعظه یا خواندن کتاب، تغییر می‌کند؛ اما این، ملاک خوبی برای تشخیص شخصیت و معنویت انسان نخواهد بود! بلکه حالتِ اولیۀ هر کس هنگامِ شنیدنِ صدای اذان، مقیاس و ملاکِ واقعی برای این شناخت است. بله! ممکن است کسی در وقتِ نماز، در حالتی از کسالت و سنگینی به سر برَد و بعد از موعظه، مجاهدت و حدیث نفس، این حالت را در خود، برطرف کند. اگرچه این مسئله، در جای خود، بسیار پسندیده است؛ اما نشان از خِلَلی در نفس انسان دارد. چنین فردی، در وجود خودش، حالتی خودجوش برای ارتباط برقرار کردن با خدا ندارد؛ و ناگفته پیداست که هر حرکتی، که به دنبال آن، نیروی قدرتمندی برای پیشبُردش وجود نداشته باشد، عاقبت دچار سکون و توقف می‌شود!

ایستگاه‌های متفاوت

کسی که خواهانِ رسیدن به کمال است، باید ایستگاه‌های عنایتِ خاصّ خداوند را در طول شبانه‌روز، غنیمت بشمارد. یکی از مهم‌ترینِ این ایستگاه‌ها، بین الطلوعین است؛ که متاسفانه بسیاری انسان‌ها از آن غافل‌اند، و یکی از اسبابِ مهمّ محروم ماندن از نعمات مادی و معنوی، خوابیدن در زمانِ بینُ الطلوعین است؛ زیرا خداوند متعال چنین مقدر فرموده که در این وقت، رزق و روزی میان بندگان تقسیم شود! اولیاء الهی در وقت بینُ الطلوعین، هیچگاه غافل از یاد خدا نیستند؛ چون این وقت، زمانِ تجلّی خداوند متعال برای بندگان خاص خود است. لذا هر کس که آرزوی رسیدن به «مقام محمود» را داشته باشد، باید این ساعت را با دعا و مناجات به درگاه پروردگارش بگذراند.

امام صادق(ع) می‌فرماید:

«إذا دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ لِصُعُودِ الْأَعْمَالِ، فَمَا أُحِبُّ أَنْ يَصْعَدَ عَمَلٌ أولُ مِنْ عَمَلِي، وَلَا يُكْتَبَ فِي الصَّحِيفَةِ أَحَدٌ أولُ مِنِّ »⟦۱⟧

وقتی زمان نماز فرا می‌رسد، درهای آسمان برای بالارفتنِ اعمال، گشوده می‌شوند. نمی‌خواهم عملی پیش از عمل من بالا رود و عملی قبل از (نماز) من، در صحیفه ی اعمالم نوشته شود.

نمازِ ظهر

از توقّفگاه‌های مهم نماز، نماز وُسطَی است که در قرآن کریم به آن تاکید شده است. مفسران در تفسیرِ این تعبیرِ قرآن، دچار اختلاف شده‌اند، اما بهترین تفسیر برای نماز وُسطی، نمازِ ظهر است. زمانِ نمازِ ظهر، اوج ساعت نشاط و تلاش برای زندگی است و بندۀ وارسته، در اوج فعالیت‌های دنیوی، همۀ برنامه‌هایش را متوقف می‌کند تا به مناجات در درگاه الهی بپردازد!

چه زیباست که انسان، تمام کِش مَکِش‌های خود با آدمیان را کنار بگذارد و به سوی یگانه پروردگار عالَم برود.

«أولُ الْوَقْتِ زَوَالُ الشَّمْسِ ، وَهُوَ وَقْتُ اللَّهِ الأول وَهُوَ أَفْضَلُهُمَا»⟦۱⟧

اول وقت نماز، هنگامی است که خورشید از نیمروز عبور می‌کند، و این وقت، اولین وقت خداوند و بهترین زمان است!

در روایتی از نبی مکرم اسلام(ص) نیز آمده است:

«إذا زَالَتِ الشَّمْسُ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَأَبْوَابُ الْجِنَانِ، وَاسْتُجِيبَ الدُّعَاءُ، فَطُوبَى لِمَنْ رُفِعَ لَهُ عِنْدَ ذَلِكَ عَمَلٌ صَالِحٌ»⟦۲⟧

وقتی خورشید به زوال (نیمروز) می‌رسد، درهای آسمان و بهشت باز می‌شوند و دعاها مستجاب می‌شوند. خوشا به حال کسی که در آن هنگام عمل صالحی برایش بالا برده شود.

نظم دادن به زندگی

قران کریم می‌فرماید:

﴿إِنَّ الصَّلاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَّوْقُوتاً﴾⟦۱⟧

مسلّماً نماز، همواره در اوقاتی مشخص و معیّن، وظیفه‌ای مقرّر شده و لازم، بر مؤمنان است!

دین مبین اسلام از انسان، نظم دادن به مسائل، انضباط داشتن در سلوک، و غنیمت شمردنِ لحظات عمر را طلب می‌کند. از این رو است که حج در روزهایی مشخص، روزه از زمان فجر تا غروب، وجوهات شرعیه در روز مشخصی از سال، و همچنین نمازهای واجب در وقت خاصی باید انجام شود.

به همین دلیل، یکی از عوامل حسرتِ انسان در روز قیامت، نبودِ برنامه‌ریزی در زندگی است؛ که سبب می‌شود تمام برنامه‌های زندگی انسان به‌هم بریزد به‌گونه‌ای که نه خواب انسان در وقت خودش انجام گیرد و نه بیداریش!

کسب آمادگی قبل از نماز

کسی که دغدغۀ اقامۀ نماز خاشعانه را دارد، قبل از رسیدنِ وقتِ نماز، باید خود را برای رسیدن به این توفیق، آماده نماید. از جمله راهکارهای کلیدی برای رسیدن به این هدف مهم، کاستن از مشغله‌های ذهنی و قلبی به‌همراهِ استغفار زیاد است.

در آیات قرآن کریم مشاهده می‌کنیم که خداوند متعال، دستور فرموده که قبل از قرائت قرآن، از شر شیطان به خدا پناه بریم؛ دلیلِ این مطلب، طمعِ زیاد شیطان لعین، برای فریب دادنِ انسان، در هنگام قرائت قرآن است. اقامۀ نماز نیز یکی از اعمالی است که شیطان رجیم، در آن، به انسان طمع می‌کند.

در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:

«حَتَّى يَخْطُرَ بَيْنَ الْمَرْءِ وََنَفْسِهِ، يَقُولُ: اُذْكُرْ كَذَا، اُذْكُرْ كَذَا، حَتَّى يَظَلَّ الرَّجُلُ لَا يَدْرِي كَمْ صَلّى»⟦۱⟧

تا زمانی که شیاطین از طریق افکار مختلف، بین شخص و خودش نفوذ می‌کنند و می‌گویند: این کار را به یاد بیاور، آن کار را به یاد بیاور، تا جایی که فرد فراموش می‌کند که چند رکعت نماز خوانده است!

مُهر خوردن بر قلب

یکی از مجازات‌های سختی که نصیبِ غافلانِ از یاد خدای متعال می‌شود، مُهر خوردن بر دل، یا حداقل، غبار آلود شدنِ آن است. انسان باید از چنین مجازات مُهلکی برحذر بوده و از چنین ورطۀ نابود کننده‌ای خارج شود. راه رهایی از این عذاب سخت، بسیار یاد کردنِ خداست!

بدیهی است که هر کسی نمی‌تواند به چنین مرتبه‌ای دست پیدا

کند؛ چرا که وسوسه‌های نفسی و شیطانی که دور قلب انسان را فراگرفته، مانع ارتباط با عالَمِ غیب و رسیدن به درجۀ کمال است. از جمله کارهایی که کمک می‌کند تا انسان از دایرۀ غافلان خارج شود، اقامۀ نماز اول وقت است:

«أَيُّمَا مُؤْمِنٍ حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَةِ، فَصَلَّاهَا لِوَقْتِهَا، فَلَيْسَ هذَا مِنَ الْغَافِلِين»⟦۱⟧

هر مؤمنی که به نمازهای واجب اهمیت دهد و آنها را به وقتش بخواند، از غافلان نیست!

راه‌های تعیین وقت

انسانِ مؤمن، از وسایلی که زمان دقیق اذان را مشخص می‌کنند، بهره می‌برد تا هیچگاه نمازش از اولِ وقت به تأخیر نیفتد! امروزه با توجه تنوع ابزارهای تشخیص زمان دقیق اذان، دیگر هیچ‌گونه بهانه‌ای برای عدم تقیّد به نماز اول وقت وجود ندارد! در اغلبِ ادارات، سازمان‌ها و فضاهای عمومی نیز مکان‌هایی برای اقامۀ نماز در نظر گرفته شده، و شرایط لازم برای تقید به نماز اول وقت وجود دارد. تقید به نماز اول وقت، خصوصیتی مهم و مستقل در کنار خشوعِ در نماز است؛ و اینها کمترین درجۀ بندگی در درگاه الهی محسوب می‌شود؛که البته پاداشی ارزشمند نزد خداوند کریم خواهد داشت.

در روایتی از پیامبر اسلام(ص)، برطرف شدن غم و اندوه و راحتیِ مرگ به‌عنوان پاداش نماز اول وقت بیان شده است:

«مَا مِنْ عَبْدٍ اهْتَمَ بِمَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ وَمَوَاضِعِ الشَّمْسِ ، إِلَّا ضَمِنْتُ لَهُ الرَّوْحَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَانْقِطَاعَ الْهُمُومِ وَالْأَحْزَانِ، وَالنَّجَاةَ مِنَ النَّارِ»⟦۱⟧

هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد، مگر این که آسودگی هنگام مُردن، و از بین رفتن غم و اندوه‌ها، و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم.

ناامید نشو!

در مسیرِ عبودیت الهی، ناامیدی جایگاهی ندارد! برخی بسیار تلاش می‌کنند که در نماز، بر پرندۀ خیال و اوهامِ ذهنِ خود، غلبه کنند، اما موفق نمی‌شوند! زیرا شیطان با وسوسه‌های خود، بر چنین ذهنی غلبه کرده است. تنها راه‌حل غلبه بر چنین ذهنی، تلاش درونی و روحی است؛ البته کنترل یافتن بر ذهن، امری بسیار دشوار است و مانند کنترل بر اعضای بدن، امری آسان نیست! اما اگر بنده‌ای با وجود تلاش، بازهم نتوانست بر ذهن و افکار مُزاحمش غلبه کند، باید تمرکز خود را بر جسم و اعضای بدن بگذارد، و امید داشته باشد که کمبودِ اقبالش، در نماز جبران شود، تا بتواند نمازی کامل و حقیقی و خاشعانه، در اول وقت، به‌جا آورد.

راوی از امام صادق(ع) سوال کرد که آیا منظور از آیۀ ﴿الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ﴾⟦۱⟧همان وسوسۀ شیطان است؟

امام(ع) در جواب فرمود:

«لَا كُلُّ أَحَدٍ يُصِيبُهُ هَذَا، وَلَكِنْ أَنْ يَغْفُلَهَا وَيَدَعَ أَنْ يُصَلِّيَ فِي أولِ وَقْتِهَا»⟦۲⟧

نه! این‌طور نیست! این حالتی است که به همه نمی‌رسد، بلکه ناشی از غفلت و بی‌توجهی به نماز در وقت اول آن است.

ترس از عقوبت

ترس از مرگِ بَد و عاقبت به شَر شدن، دغدغۀ بندگان باایمان است. سرگذشتِ گذشتگان پُر است از کسانی که در لحظاتِ آخرِ عُمرشان نتوانستند مرگی شایسته داشته باشند! بی‌شک حسابرسیِ اعمال انسان، در لحظاتِ پایانی عمرش، بسیار مهم و حیاتی است. چه وحشتناک است که انسان به خاطرِ عدم توفیق در لحظات پایانی عمر، در شقاوت ابدی به سر ببرد.

در اینجاست که نماز اول وقت، جایگاه خود را نشان می‌دهد. محافظت بر نماز اول وقت، بندگان را در دائرۀ خواصّ مَلَکُ‌المَوت قرار می‌دهد.

در روایتی از نبی مکرم اسلام(ص) آمده است:

«إنما يَتَصَفَّحُهُمْ فِي مَوَاقِيت الصَّلَاةِ، فإن كَانَ مِمَّنْ يُوَاظِبُ عَلَيْهَا عِنْدَ

مَوَاقِيتِهَا، لَقَّنَهُ شَهَادَةَ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ، وَنَحّى عَنْهُ مَلَكُ الْمَوْتِ إِبْلِيس »⟦۱⟧

او (فرشته مرگ) انسان‌ها را در وقت‌های نماز امتحان می‌کند. اگر فردی اهل مراقبت و اقامۀ نماز در زمان‌های مقرر باشد، شهادتین (شهادت به یکتایی خدا و رسالت محمد(ص)) را به او تلقین می‌کند و ابلیس را از او دور می‌نماید.

اقامتی دائمی

اقامۀ نماز در اول وقت، و تلاش برای استمرار در همۀ حالات، نیاز به تلاش دارد. اقامۀ نماز را در حالت مریضی و بیدارشدن از خواب برای اقامۀ نماز شب از جملۀ این تلاش‌هاست.

«تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِع»⟦۲⟧

پهلوهایشان از خوابگاه‌هایشان دور می‌شود.

همچنین اقامۀ نماز ظهر و عصر در بُحبوحۀ مشغله‌های روزمره از همین دسته کوشش‌هاست.

﴿حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَىْ﴾⟦۳⟧

بر نمازها، خصوصاً نمازِ میانه [که بر اساس برخی از روایات، نماز ظهر است] محافظت و مراقبت کنید!

بدیهی است که هر چقدر مجاهدت انسان بیشتر باشد، حرکت در مسیر قُربِ الهی نیز سریع‌تر خواهد بود.

«أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ مَا أَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْه»⟦۱⟧

برترین اعمال، آن است که خود را (به زحمت) به انجام آن وادار کنی!

مهمان بهشتیان

آن‌قدر اقامۀ هر نماز در وقتِ خودش، نزد خداوند متعال اهمیت دارد که اگر کسی نمازش را عمداً در خارجِ وقت آن، به‌جا آورَد، موجب حسرت دائمی او در قیامت خواهد بود، حتی اگر از اهل بهشت باشد!

امام صادق(ع) می‌فرماید:

«يَأْتِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ موترا [مَوْتُوراً] أَهْلَهُ وَمَالَهُ ... وَإِنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ ... يَتَضَيَّفُ أَهْلَهَا لَيْسَ لَهُ فِيهَا مَنْزِلٌ»⟦۲⟧

روز قیامت می‌آید در حالی که خانواده و اموالش را از دست داده است. راوی می‌پرسد: فدایتان شوم! حتی اگر از بهشتیان باشد؟! امام(ع) چنین ادامه می‌دهد: حتی اگر از اهل بهشت باشد. راوی می‌پرسد: منزلت و جایگاه او در بهشت چگونه است؟ امام(ع) می‌فرماید: در حالی که خانواده و اموالش را از دست داده، به اهل بهشت مهمان می‌شود و برای او منزلتی در بهشت وجود ندارد.

اوقات مشخص

نماز، زمان مشخصی دارد چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:

﴿كَانَتْ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ كِتَٰباً مَّوْقُوتاً﴾⟦۱⟧

مسلماً نماز همواره در اوقاتی مشخص و معین وظیفه‌ای مقرّر و لازم بر مؤمنان است!

نماز در هیچ حالتی از عهدۀ انسان ساقط نمی‌شود و باید آن را در زمان‌های مشخص خودش به‌جا آورد؛ حتی در حال مریضی و یا جنگ! اقتضای بندگی خداوند آن است که انسان به دنبال نزدیک‌ترین راه برای رسیدن به مرادِ مولای خود یعنی نماز اول وقت باشد.

ارتباط با طبیعت

وقتِ نماز و مسائلی شبیه آن، بنده را به سوی تأمّل در وقایع جهان هستی، مانند آفرینش شب و روز سوق می‌دهد.

موارد ذیل، ارتباط میان نماز و جهان هستی را نشان می‌دهد:

•نماز آیات: که ارتباط مستقیم با خورشید، ماه، و حوادث طبیعی

دیگری مانند زلزله دارد.

•تشخیص وقت نماز از طریق طلوع و غروب خورشید.

•نمازهای مرتبط با ماه: مثل نماز روز عید و نماز اول ماه قمری. •اقامۀ نماز در زیر آسمان در نماز روزهای عید، نماز طلب باران

و نماز روز عرفه که بسیار سفارش شده است.

تأمل و تفکر در پدیده‌های خلقت و رسیدن از نشانه‌ها به پدید آورندۀ آنها که از صفات اولی‌الألباب است، از عوامل آماده‌سازی نفس برای نماز خاشعانه نیز هست! چراکه نماز، عبادت در پیشگاه خالقِ تمام پدیده‌های حیرت‌آورِ عالم است.

نظم در برنامه‌های نمازگزار

از برکاتِ تقیّد انسان به نماز اول وقت، ایجاد و تقویت روحیۀ نظم و انضباط در وجود اوست. پایبند بودن به انجام برنامه‌های زندگی در زمان مختصّ آن، از موجبات موفقیت در امور دنیوی است؛ همچنین نظم در امور، وفای به عهد، و تقید به انجام تعهدات از خصوصیاتی است که خداوند متعال و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) از ویژگی‌های مؤمنین برشمرده‌اند.

امیرالمؤمنین(ع) در توصیه‌و سفارش خود، چنین فرموده است:

«أُوصِيكُمَا وَجمَِيعَ وَلَدِي وَأَهْلِي وَمَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَنَظْمِ أَمْرِكُم»⟦۱⟧

شما (حسن و حسین)، تمام فرزندان، خانواده و کسانی را که این نامۀ من به آنها می رسد، به تقوای الهی و نظم در کارها سفارش می‌کنم.

پانوشت‌ها

  1. سوره منافقون، آیه ۹.
  2. أسرار الصلاة، ص ۱۰۱.
  3. سوره مؤمنون، آیه ۱.
  4. سوره مؤمنون، آیات ۲-۹.
  5. سوره معارج، آیه ۳۱.
  6. سوره مؤمنون، آیه ۸.
  7. سوره مؤمنون، آیه ۳.
  8. سوره ماعون، آیه ۵.
  9. وسائل الشیعة، ج۴، ص۱۲۴.
  10. وسائل الشیعة، ج۴، ص۱۶۱.
  11. کافی، ج۶، ص۳۵.
  12. وسائل الشیعة، ج۴، ص۱۲۳.
  13. وسائل الشیعة، ج۴، ص۱۱۹.
  14. سوره اسراء، آیه ۷۸.
  15. سوره معارج، آیه ۲۳.
  16. سوره معارج، آیه ۳۴.
  17. سوره کهف، آیه ۲۴.
  18. وسائل الشیعة، ج۴، ص۱۱۹.
  19. وسائل الشیعة، ج۴، ص۱۲۰.
  20. أمالی (شیخ صدوق)، ص ۵۷۵.
  21. سوره نساء، آیه ۱۰۳.
  22. شرح فروع الکافی (محمدهادی مازندرانی)، ج۳، ص۲۵۸.
  23. کافی، ج۶، ص۲۴.
  24. أمالی (شیخ مفید)، ص۱۳۶.
  25. سوره ماعون،آیه ۵.
  26. وسائل الشیعة، ج۴، ص۱۱۴.
  27. کافی، ج۵، ص۳۶۰.
  28. سوره سجده، آیه ۱۶.
  29. سوره بقره، آیه ۲۳۸.
  30. نهج البلاغة، ص۵۱۱.
  31. ثواب الأعمال، ص۲۳۱.
  32. سوره نساء، آیه ۱۰۳.
  33. نهج البلاغة، ص۴۲۱.