دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل ششم: اسرار معنوی مکان نمازگزار

مکانِ عبادت

در نظر گرفتنِ مکانی ثابت، در خانه، برای اقامۀ نماز، مقدمه‌ای برای ایجادِ تمرکز در نماز و توجهِ ویژه به پروردگار جهانیان است. لذاست که اختصاص مکانی خاص برای عبادت، امری مستحب برشمرده شده است.

امام صادق(ع) در روایت فرموده‌اند:

«كَانَ عَلِيٌّ(ع) قَدِ اتَّخَذَ بَيْتاً فِي دَارِهِ، لَيْسَ بِالْكَبِيرِ وَلَا بِالصَّغِيرِ، وَكَانَ إذا أَرَادَ أَنْ يُصَلِّيَ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ ... ثُمَّ يَذْهَبُ إلى ذَلِكَ الْبَيْتِ فَيُصَلِّي»⟦۱⟧

امام علی(ع) در خانه‌اش اتاقی داشت که نه بزرگ بود و نه کوچک، و هنگامی که می‌خواست در اواخر شب نماز به‌جا آورد ... سپس به آن اتاق می‌رفت و نماز اقامه می‌کرد.

شاید یکی از دلایل این امر، یادآوریِ عبادت‌ها و نمازهای خاشعانۀ روزهای قبل، و توجه و اقبال نسبت به عبادت در گذشته است؛ که

همین، سببِ ایجادِ حالِ عبادت و توجه به خداوند متعال در انسان خواهد بود.

این جوّ مملوّ از اِقبال، نمازگزار را به حالات خوبِ قبلی‌اش یادآوری می‌کند و به او اراده‌ای می‌دهد تا با تلاش و توکل به خداوند کریم، آن توجه و حال را بازگردانَد.

در قرآن کریم می‌خوانیم:

﴿كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا المِْحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً﴾⟦۱⟧

هر زمان که زکریا در محراب [عبادت] بر او وارد می‌شد، رزق ویژه‌ای نزد او می‌یافت.

از این آیه فهمیده می‌شود که حضرت مریم(علیها‌السلام) محراب و مکانی ثابت برای عبادت داشته است. حتی برخی انسان‌های صالح، علاوه بر داشتن مکانی خاص برای نماز، لباسی مخصوص برای نماز می‌پوشند که معطر است و از پاکی و حلال بودن آن اطمینان دارند.

خصوصیاتِ مکانِ نمازگزار

نمازگزار برای مکانِ نمازش، باید ابتدا به ویژگی‌های ظاهریِ فقهی و شرعی توجه داشته باشد؛ و در مرحلۀ بعد، به تلاش بر ایجادِ ویژگی‌های باطنی مکان نماز، همت گمارَد. لازم به تذکر است که نباید ویژگی‌های ظاهری مکان را علت حکم یا فلسفۀ آن دانست؛ بلکه فقط باید از آنها به‌عنوان الگویی تربیتی بهره برد.

از جملۀ ویژگی‌های ظاهری مکان نمازگزار، موارد ذیل است:

•غصبی نبودن مکان: یعنی آن مکان، مُباح باشد.

در اینجا، نمازگزارِ خاشع، به یک نکتۀ اساسی منتقل می‌شود و آن این است که نمی‌تواند بر هر زمینی نماز بخواند، مگر با اجازۀ مالک ظاهری آن! اگر مالک زمین، راضی نباشد، نماز انسان، در آن زمین، غصبی باطل است، حتی اگر نمازی با بالاترین درجاتِ توجه و خشوع اقامه شود!

ادبِ باطنی در این مورد، آن است که انسانِ مؤمن، باید به این حقیقت بزرگ توجه داشته باشد که آسمان‌ها و زمین با تمام موجوداتشان، همه مِلکِ خداوند واحدِ اَحَد است؛ و اگر کسی که بر این زمین راه می‌رود و از امکانات آن بهره می‌برد، رضایت صاحب اصلی آن یعنی خداوند عظیم را به دست نیاورَد، انسانی غاصب به‌شمار می‌رود!

حال، به‌نظر شما، وقتی دانستیم نماز انسان غاصب، در عالَمِ مُلک، باطل است، حُکم نماز او در عالم بالا و مَلکوت چگونه است؟

هیچ بعید نیست که خداوند به کسانی بگوید: «حتی یک نمازِ تو را هم نمی‌پذیرم! زیرا تو در تمام نقاط زمین، در حکم یک غاصب بودی! تو بر زمینی راه می‌رفتی که صاحبِ حقیقی آن، رضایت نسبت به تصرف تو نداشت؛ ولو صاحب ظاهری آن رضایت داشته باشد!»

همچنین می‌توان گفت: «کسی که رضایت پیامبر و خاندان مطهرش را جلب نکرده باشد، و یا با آنها دشمنی کرده، انسانی غاصب است! چرا

که رضایت اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، نشان از رضایت خداست؛ خدایی که ایشان را به‌عنوان امام منصوب کرده است.»

•مراعات بندگان:

انسان مؤمن باید در تمام حرکاتش منضبط باشد و حقوق خَلقِ خدا را با تمام جزئیات، در نظر بگیرد!

نمازگزار باید صاحبِ زمینی که در آن به نماز می‌ایستد را بشناسد و از او اجاره بگیرد.

همچنین نمازگزار، باید در احکام دین، جستجو کند و به قوانینِ الهی پایبند باشد.

•دوری از مَظاهرِ شهَوات:

نمازگزارِ مَرد، طبق احکام شرعی، باید از زنان فاصله بگیرد، و در کنار آنها نایستد! البته فقیهان دربارۀ تعیینِ فاصلۀ مردان با زنان در حینِ نماز، اختلاف نظر دارند. دلیل این مطلب، آن است که مؤمن، در زمان اقامۀ نماز، باید همۀ اموری که سبب تحریک،‌یا انحراف توجهش از پروردگار متعال می‌شود را از خودش دور کند و فقط به معبودش توجه داشته باشد. حتی اگر همسرِ نمازگزار نیز بخواهد در همان مکان، اقامۀ نماز کند، نباید در کنار و هم‌ردیف او بایستد؛ چه رسد به زنان دیگر!

•اقامۀ نماز، عقب‌تر از قبرِ معصوم:

نمازگزار نباید جلوتر از قبر معصوم بایستد؛ زیرا به‌نظر برخی فقها، این عمل، هتک حرمت نسبت به معصوم(ع) محسوب می‌شود!

در یکی از توقیعات شریف امام زمان(عج) آمده است:

«لِأَنَّ الإمام لَا يُتَقَدَّمُ عَلَيْهِ وَلَا يُسَاوى»⟦۱⟧

زیرا کسی حق ندارد بر امام پیشی بگیرد و هیچ‌کس با امام برابر نیست.

وقتی اقامۀ نماز، جلوتر از قبر معصوم، نهی شده، پس چگونه می‌توان در قول و عمل، از معصومین پیشی گرفت؟!

انسان بنده باید دائماً پشتِ خطوطِ حدودِ الهی بایستد؛

و حدودِ الهی، با سُنّت و عمل پیامبر(ص) و خاندان مطهرشان مشخص گردیده است. انسان مؤمن، نباید در رفتار و گفتار بر معصومین(علیهم‌السلام) پیشی بگیرد، تا از این طریق، خود را شبیه ملائکۀ مقرب الهی نماید.

قران کریم بر این امر، تاکید فرموده است:

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إذا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ﴾⟦۲⟧

و هیچ مرد و زن مؤمنی، هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم می‌کنند، برای آنان اختیار در آن کار نیست.

﴿فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ﴾⟦۳⟧

به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود، مگر آنکه تو را در آنچه میان خود نزاع و اختلاف دارند به داوری بپذیرند. خداوند متعال از بنده‌اش می‌خواهد که در دل، هیچ سنگینی یا

ناراحتی نسبت به حکمِ پیامبر(ص) نداشته باشد. اگر انسانی با برادر مؤمن خود در تجارت، شراکت یا معامله‌ای اختلاف پیدا کرد و سپس به قاضی یا مجتهد مراجعه نمود و او بر اساس شریعت و عدالت، حکمی صادر کرد، و انسان در دلش احساس سنگینی یا ناراحتی داشت، به دستور خداوند در این آیه ایمان ندارد.

•طهارت مکان:

یعنی محلّ سجده در نماز باید پاک باشد. طهارت نمازگزار در لباس، بدن و مکان نمازش برای خداوند بسیار اهمیت دارد.

شاید این تأکیدِ بر طهارت از سوی خداوند، به این دلیل باشد که بنده بفهمد کسانی که به ظاهر، آلوده هستند نیز در درگاه الهی پذیرفته نمی‌شوند، و اگر بر بدن یا لباسِ کسی، خون یا ادرار باشد، تا زمانی که آنها را رفع نکرده، نمازش قبول نیست؛ چه رسد به اینکه کسی از درون، به آلودگی‌هایی مثل حسد، تکبّر، حرص، کینه و... مبتلا باشد! چطور نمازِ چنین کسی قبول شود؟!

بنابراین، طهارتِ ظاهر، باید یادآور طهارت باطن برای انسان باشد. حال اگر کسی علم به نجاست ظاهری نداشته باشد و نمازش را اقامه کند، معذور است و نیازی به اعادۀ نماز ندارد؛ اما نجاست باطنی این‌طور نیست! حتی اگر انسان از آلودگی روحی‌اش بی‌اطلاع باشد، این ناپاکی، مانع پذیرش نماز خواهد بود؛ زیرا این حالت، مورد رضایت خداوند متعال نیست.

•استقرار:

نمازگزار نمی‌تواند بر روی کشتی یا هنگامی که بر پشت چارپایان نشسته، نماز بگزارد. می‌توان این حکم را با آرامش درونی انسان هنگام نماز تطبیق داد. نمازگزاری که فکر و ذهنش در بازار، کار، و اختلافات است، مانند شخصی است که سوار بر کشتیِ در حال تلاطم، آرامش فکری ندارد. بنابراین، نمازگزار باید به دنبال استقرارِ درونی و روحی در هنگام نماز باشد؛ همان‌طور که باید به دنبالِ استقرارِ مکانی باشد.

تربت امام حسین(ع)

سجده بر تربت امام حسین(ع) از عواملِ قبولیِ نماز است.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:

«إِنَّ السُّجُودَ عَلَى تُرْبَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) يَخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ»⟦۱⟧

سجده کردن بر تربت حسین(ع) حجاب‌های هفت‌گانه را از هم می‌دَرَد.

بدیهی است که تمام این عنایات، به برکت وجود مقدسی است که این تربت به آن وجود، مُنتسب است؛ همان وجود مقدسی که در راه مولای خود، از همه‌چیز گذشت! کسانی که برکاتِ تربتِ امام حسین(ع) را زیر سوال می‌برند، چگونه آرامشی که در «تابوت موسی(ع)» قرار داشت را تفسیر می‌کنند؟!

آنجا که می‌فرماید:

﴿يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ﴾⟦۱⟧

نشانۀ فرمانروایی او، این است که آن صندوق [که موسی(ع) را در آن گذاشتند و به دریا انداختند] نزد شما خواهد آمد، در آن است آرامشی از سوی پروردگارتان.

این تابوت، صندوقچه‌ای بود که حضرت موسی(ع) در کودکی، در آن قرار داده شده بود؛ در حالی‌که در آن زمان، نه پیامبر بود و نه شهید! با این‌حال خداوند حکیم این صندوقچه را مایۀ آرامش قرار داد!

همین مسئله در قضیۀ یعقوب نبی(ع) نیز نمود دارد:

﴿فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً﴾⟦۲⟧

پس آن هنگام‌که بشارت دهنده آمد، [پیراهن] را بر صورت او افکند، ناگهان بینا شد.

حضرت یعقوب(ع) نیز بینایی خود را با پیراهنی به‌دست آورد که فقط بر تن پیامبری از پیامبران خدا، یعنی حضرت یوسف(ع) بود!

از مجموعِ آنچه گفته شد، این نتیجه حاصل می‌شود که ممکن است کسی به‌واسطۀ تحمل سختی در راه خدا، نزد پروردگار متعال صاحب مقام ومنزلت شود؛ و از همین طریق، چیزهایی که منتسب به اوست هم دارای برکات و عنایات الهی شود!

چه رسد به وجود مقدس اباعبدالله الحسین(ع) که هرآنچه داشت، در راه خداوند عزیز فدا کرد، و سختی‌هایی که در این راه متحمل شد، به‌هیچ وجه قابل مقایسه با سختی‌های بقیۀ انبیاء و اولیاء الهی، نبوده و نیست.

لذا ائمه(علیهم‌السلام) نیز در روایات متعدد، شیعیان خود را به استفاده از تربت مطهر کربلاء توصیه فرموده‌اند:

«لَا يَسْتَغْنِ شِيعَتُنَا عَنْ أَرْبَعٍ: خمُْرَةٍ يُصَلِّي عَلَيْهَا، وَخَاتَمٍ يَتَخَتَّمُ بِهِ، وَسِوَاكٍ يَسْتَاكُ بِهِ، وَسُبْحَةٍ مِنْ طِينِ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ»⟦۱⟧

شیعیان ما به چهار چیز نیاز دارند: سجاده‌ای که بر روی آن نماز بخوانند، انگشتری که آن را در دست کنند، مسواکی که با آن دندان‌های خود را پاک کنند، تسبیحی از خاک قبر ابی‌عبدالله(ع).

انتقالِ محتضر به محل نماز

مستحب است که محتضر، به محل نمازش منتقل شود؛ این دستور، نشانگرِ ارزشِ مکانی است که نمازگزار در آن، به اقامۀ نماز، مشغول بوده است؛ تاجایی که حتی ممکن است فرشتگان به حضور او در آن مکان، عادت کرده باشند؛ خصوصاً اگر محتضر، نمازگزاری باشد که در نمازش، توجه و اقبالِ لازم به خداوند متعال داشته و در عباداتِ خود اشک ریخته باشد. وجودِ چنین مکانی، در لحظاتِ احتضار،

سبب نزول رحمت الهی بر بنده و زمینه‌ای برای جلب دوستیِ ملائکه و مَلکُ المَوت خواهد بود.

در روایتی از امام علی(ع) آمده است:

«إِذَا مَاتَ الْعَبْدُ، يَبْكِي عَلَيْهِ مُصَلَّاه مِنَ الْأَرْضِ، وَمَصْعَدُ عَمَلِهِ مِنَ السَّمَاءِ»⟦۱⟧

هنگامی که بنده‌ای می‌میرد، مکانی که بر روی آن نماز می‌خواند از زمین، و جایی که اعمالش به آن صعود می‌کرد از آسمان، بر او گریه می‌کنند.

احکامِ گستردۀ نماز

مباحث نماز و حج از گسترده‌ترینِ مباحثِ فقهی است؛ و تعدادِ زیادِ احکام نماز، شاید نشان از اهمیت و عظمت این عمل نزد خداوند متعال باشد.

امام صادق(ع) فرموده‌اند:

«لِلصَّلَاةِ أَرْبَعَةُ آلَافِ حُدُودٍ»⟦۲⟧

نماز چهار هزار حَد دارد!

در روایتی دیگر به «چهار هزار باب» تعبیر شده است.

به عنوان نمونه، برخی، مکروهات مکان نمازگزار را ۳۲ مورد بیان کرده‌اند، در حالی‌که شاید عموم مردم این‌گونه فکر کنند که این موضوع، جزئی است و نیازی به تفصیل ندارد!

شهید ثانی، از واجبات نماز، هزار مورد را جمع‌آوری کرده و در کتابی به نام «الألفیّة» بیان نموده است؛ همچنین از مستحبات نماز، سه‌هزار مورد را جمع‌آوری کرده و در کتابی به نام «النّفلیة» آورده است. ایشان این دو کتاب را با نام «التنبیهات العلیة علی وظائف الصلاة القلبیة» به پایان رسانده، که نشان‌دهندۀ اهمیت توجه قلبی در نماز، علاوه بر انجام واجبات و مستحبات آن است.

ردای عبودیت

انسان مؤمن می‌تواند برای نماز، به‌شکلِ بنده‌ای متمایز در درگاه الهی ظاهر شود و در این زمینه نیز خلاقیت به‌خرج دهد؛ به‌گونه‌ای که خداوند، او را در حالتی ببیند، که کمتر بنده‌ای در سایر بندگان، آنگونه دیده‌شود؛ و این، نشان‌دهندۀ تَذلّل در برابر خداوند است.

به‌عنوان مثال، امام صادق(ع) به یکی از پیروان خود، توصیه‌ای خاص فرمود و نوشت:

«إِنِّ أُحِبُّ لَكَ أَنْ تَتَّخِذَ فِي دَارِكَ مَسْجِداً فِي بَعْضِ بُيُوتِكَ، ثُمَ تَلْبَسَ ثَوْبَيْنِ طِمْرَيْنِ غَلِيظَيْنِ ، ثُمَّ تَسْأَلَ اللَّهَ أَنْ يُعْتِقَكَ مِنَ النَّارِ وَأَنْ يُدْخِلَكَ الْجَنَّةَ وَلَا تَتَكَلَّمَ بِكَلِمَةِ بَاطِلٍ وَلَا بِكَلِمَةِ بَغْي»⟦۱⟧

دوست دارم که در خانه‌ات، مسجدی در یکی از اتاق‌های خود داشته باشی؛ سپس دو لباس کهنه ضخیم بپوشی و از خدا

بخواهی که تو را از آتش جهنم آزاد کند و به بهشت وارد کند و هیچ کلمۀ باطلی یا بیهوده‌ای بر زبان نیاوری!

همچنین توصیه شده که انسان، در مکانی خلوت، و بدون هیچ نگرانیِ درونی نماز بخواند؛ یعنی به دور از مردم و با قلبی خالی از هر دغدغه‌ای! چنین نمازی، برای نجات از آتش جهنم، کافی است.

امام صادق(ع) فرمودند:

«مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ فِي خَلَاءٍ لَا يُرِيدُ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ، كَانَتْ لَهُ بَرَاءَةٌ مِنَ النَّار»⟦۱⟧

کسی که دو رکعت نماز در خلوت اقامه کند و فقط خداوند عزوجل را بخواهد، از آتش جهنم رهایی خواهد یافت.

اَجری دو برابر

انسان مؤمن، همیشه به‌دنبال راهی است که اَجری مضاعف از نمازش در پیشگاه خداوند کریم به دست آورَد. بدیهی است که اجر مضاعف، نیازمند تلاش و اهمیت مضاعف، نسبت به شرایط و اجزاء نماز است! زیرا اَجر فراوان اعمال، با نگاه خاص الهی مرتبط است و برای رسیدن به آن، باید اعمال را به شیوه‌ای انجام دهیم، که مشمول عنایت خاص خداوند شویم!

لذا دستورات فراوانی برای حضور در مساجد خاص، مانند مسجد النبی

یا مسجد الحرام، داده شده تا به خاطر شرافت آن مکان، اجر و پاداش نماز را دو برابر کند.

از جمله روایت‌های قابل تأمل در این زمینه، روایتی از امام سجاد(ع) است:

«مَكَّةُ حَرَمُ اللَّهِ ، وَحَرَمُ رَسُولِهِ، وَحَرَمُ أمير الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، الصَّلَاةُ فِيهَا بِمِائَةِ أَلْفِ صَلَاةٍ، وَالدِّرْهَمُ فِيهَا بِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ؛ وَالْمَدِينَةُ حَرَمُ اللَّهِ، وَحَرَمُ رَسُولِهِ، وَحَرَمُ أمير الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا، الصَّلَاةُ فِيهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ صَلَاةٍ، وَالدِّرْهَمُ فِيهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ؛ وَالْكُوفَةُ حَرَمُ اللَّهِ، وَحَرَمُ رَسُولِهِ، وَحَرَمُ أمير الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، الصَّلَاةُ فِيهَا بِأَلْفِ صَلَاةٍ، وَالدِّرْهَمُ فِيهَا بِأَلْفِ دِرْهَمٍ»⟦۱⟧

مکه حرم خداوند، حرم رسولش، و حرم امیرالمؤمنین(علیهما‌السلام) است. نماز در مکه برابر با صد هزار نماز، و دِرهم (انفاق) در آنجا برابر با صد هزار دِرهم است. مدینه حرم خداوند، حرم رسولش، و حرم امیرالمؤمنین _ صلوات‌الله علیهما _ است. نماز در مدینه برابر با ده هزار نماز و درهم در آنجا برابر با ده هزار درهم است. کوفه حرم خداوند، حرم رسولش، و حرم امیرالمؤمنین(علیهما‌السلام) است. نماز در کوفه برابر با هزار نماز و درهم در آنجا برابر با هزار درهم است.

طهارت در مراحل سه گانه

اولین مرحلۀ مهم در طهارت نماز، پاک بودن مکان، و سپس پاک بودن لباس، و در انتها پاک بودن بدن است. تاکید به پاک بودن، از طهارتِ مکان، که همراه و قرینِ انسان نیست، شروع می‌شود، و به بدن، که قرین و نزدیک به انسان است، ختم می‌شود.

با کمی تأمل در بحث طهارت، متوجه می‌شویم که بایستی به طهارتِ نزدیکترین چیز به انسان، یعنی روح، توجه داشت؛ همان روحی که همیشه همراه انسان خواهد بود!

به‌راستی عموم انسان‌ها، در طهارت بدنشان، چقدر وسواس و دقت

دارند، اما به چهارمین مرحلۀ طهارت، یعنی پاکی روحشان بی‌اعتنا هستند!

نشانۀ شرافت

بهترین راه برای نشان دادن شرافت یک مکان، مرتبط نمودن آن با نماز است. وقتی خداوند می‌خواست سنگی را که ابراهیم(ع) در هنگام ساختن کعبه بر آن ایستاده بود، شرافت دهد، دستور داد که آن را محلی برای نماز قرار دهند.

خداوند می‌فرماید:

﴿وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى﴾⟦۱⟧

از مقام ابراهیم(ع) جایگاهی برای نماز انتخاب کنید.

همچنین مکانی که اصحاب کهف در آن ساکن بودند، به مسجد تبدیل شد:

﴿لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً﴾⟦۱⟧

به یقین مسجدی بر روی [جایگاه] آنان بنا خواهیم کرد.

پانوشت‌ها

  1. وسائل الشیعة، ج۵، ص۱۹۵.
  2. سوره آل عمران، آیه ۳۷.
  3. وسائل الشیعة، ج۵، ص۱۶۱.
  4. سوره احزاب، آیه ۱۳۶.
  5. سوره نساء، آیه ۶۵.
  6. وسائل الشیعة، ج۵، ص۳۶۶.
  7. سوره بقره، آیه ۲۴۸.
  8. سوره یوسف، آیه ۹۶.
  9. وسائل الشیعة، ج۵، ص۳۵۹.
  10. احیاء علوم الدین، ج۱، ص۱۵۲.
  11. بحار الأنوار، ج۷۹، ص۳۰۳.
  12. وسائل الشیعة، ج۵، ص۲۹۶.
  13. وسائل الشیعة، ج۵، ص۲۹۷.
  14. کافی، ج۹، ص۳۴۱.
  15. سوره بقره، آیه ۱۲۵.
  16. سوره کهف، آیه ۲۱.