دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل هفتم: آداب باطنی اذان و اقامه

آنچه که قابل دیدن نیست

امروزه علم، سببِ کشفِ بسیاری از اموری شده که از دیدِ انسان پنهان است! همچنین دانشمندان از طریق تحقیق و بررسی، به وجود و تأثیرات حیرت‌انگیزِ امورِ گوناگونی که در ظاهر، وجود ندارند، مثل جاذبۀ زمین و پرتوهای هسته‌ای، پی برده‌اند. در نتیجه، بسیاری از اموری که به دیدِ انسان نمی‌آید، وجود دارند، و ناتوانی چشم مادی انسان سبب می‌شود که نتواند آنها را ببیند. در آیات و روایات فراوانی نیز از اموری سخن به میان آمده که ظاهراً وجود ندارند، اما از چشمِ تیزبینِ پیامبران، ائمه، و اولیای الهی مخفی نیستند!

در همین راستا امام صادق(ع) فرمودند:

«مَنْ صَلَّى بِأذانٍ وَإِقَاَمَةٍ صلاة صَلَّى خَلْفَهُ صَفان مِنَ الْمَلَائِكَةِ، وَمَنْ صَلَّى بِإِقَامَةٍ بِغَيْرِ أذانٍ صَلّى خَلْفَهُ صَفٌّ وَاحِدٌ، قُلْتُ لَهُ: وَكَمْ مِقْدَارُ كُلِّ صَفٍّ، فَقَالَ: أَقَلُّهُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ ، وَأَكْثَرُهُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ»⟦۱⟧

کسی که با اذان و اقامه نماز به‌جا آورد، دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز اقامه می‌کنند و کسی که فقط با اقامه نماز به‌جا آورد، یک صف از فرشتگان پشت سر او نماز اقامه می‌کنند. وقتی از ایشان پرسیده شد: هر صف چقدر است؟ فرمودند: کمترین مقدار آن از مشرق تا مغرب، و بیشترین مقدار آن از آسمان تا زمین است. همان‌گونه که انسان در دنیای مادی، با امور عجیبی مواجه می‌شود، چند برابرش، در دنیای معنویت امور عجیب‌تری وجود دارد که فقط از طریق عالمانِ به غیب، می‌توان آنها را شناخت. جالب اینجاست که امام(ع) این ویژگی را به نماز جماعت یا مسجد محدود نکرده‌اند؛ بلکه هر کس که اذان و اقامه بگوید، حتی اگر تنها هم باشد، این ویژگی شامل حالش می‌شود.

چه صحنۀ زیبایی!

کسی در خانه‌اش، در حال اقامۀ نماز باشد و دو صف از فرشتگان پشت سر او ایستاده باشند!

علتِ کرامت

ایستادنِ فرشتگان، به‌صورت چند صف، پشتِ سرِ انسانِ نمازگزاری که اذان و اقامه را گفته، به دو معناست:

•احترام به جنس بشَر، که از نسل پیامبری هستند که فرشتگان

بر او سجده کردند:

﴿وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِ آدَمَ﴾⟦۱⟧

به یقین، فرزندان آدم را کرامت دادیم.

•احترام به نمازگزاری که با وجود مشغله‌های زندگی و قوای

شهوت و غضب، به نماز ایستاده است.

•در حالی که فرشتگان، فقط در حال تسبیح و تهلیل خداوند متعال

هستند و مانند انسان‌ها با سختی‌ها و چالش‌ها مواجه نیستند! از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:

«ما شَيْءٌ أَكْرَمُ عَلَى اللهِ مِن ابْنِ آدَمَ! قِيلَ: يَا رَسُولَ اللهِ، وَلَا الْمَلَائِكَةُ؟! قَالَ: الْمَلَائِكَةُ مَجْبُورُونَ بِمَنْزِلَةِ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ»⟦۲⟧

هیچ چیز نزد خداوند، عزیزتر از فرزند آدم نیست! پرسیدند: یا رسول الله! حتی فرشتگان؟! فرمود: آری! چرا که فرشتگان مانند خورشید و ماه، مجبور هستند.

شباهت اذان و اقامه

اذان و اقامه، شباهت زیادی به یکدیگر دارند. هر دو با تکبیر (الله اکبر) آغاز می‌شوند و با تهلیل (لا اله الا الله) پایان می‌یابند. همچنین در هر دو به رسالت پیامبر(ص) شهادت داده می‌شود. به این ترتیب، مؤذن و نمازگزار، در هر نمازش، به دو حقیقت توحید و نبوت اشاره می‌کند. این دو مفهوم _ توجه به مقام ربوبیت و یادآوری پیامبری او _ در اغلبِ

اجزای نماز نیز تکرار می‌شوند: در اذان، در اقامه، در رکوع، در سجده، در تشهد و در سلام.

اقسامِ توحید

تهلیل (لا اله الا الله) یک شعارِ ثابت در اذان و اقامه است و اهمیت زیادی در ارتباطِ انسان با خداوند متعال دارد. به همین دلیل، فردِ غیر مسلمان، با به زبان آوردنِ دو جملۀ کوتاهِ شهادتین، مسلمان می‌شود؛ زیرا توحید، اساسِ رابطۀ بین بنده و پروردگار است؛ تا جایی که می‌توان گفت، نبوت و معاد، از نتایج و لوازمِ توحید هستند.

در اینجا، به تناسب بحث، با انواع توحید آشنا می‌شویم:

•توحید ذاتی:

یعنی باور به اینکه خداوند یکی است و هیچ همتایی ندارد.

امام علی(ع) فرمود:

«هُوَ وَاحِدٌ لَيْسَ لَهُ فِي الأشياء شِبْه»⟦۱⟧

او یکتاست و هیچ شباهتی به دیگران ندارد.

شاید آیۀ ﴿وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُواً أَحَدٌ﴾⟦۲⟧ (و هیچ کس [نه در ذات و نه در

صفات] همانند و همتا و شبیه او نمی‌باشد) نیز به این موضوع اشاره داشته باشد. همچنین خداوند، ذاتِ ساده‌ای است که در آن، هیچ کثرتی وجود ندارد.

لذا امام علی(ع) فرمود:

«إِنَّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَحَدِيُّ الْمَعْنَ يَعْنِ بِهِ أَنَّهُ لَا يَنْقَسِمُ فِي وُجُودٍ وَلَا عَقْلٍ وَلَا وَهْم »⟦۱⟧

خداوند یکتاست، یعنی او تقسیم‌پذیر نیست نه در وجود، نه در عقل و نه در وَهم.

شاید آیۀ ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾⟦۲⟧ (بگو او خدای یکتاست) نیز به همین موضوع اشاره دارد. به همین دلیل، سورۀ مبارکۀ توحید، یکی از مهم‌ترینِ سوره‌های قرآن کریم، و معادلِ یک‌سوم کتاب خدا، یعنی عقاید، احکام و اخلاق است.

•توحید صفاتی:

یعنی باور به اینکه خداوند، دارای همۀ صفات جمال و کمال، مانند قدرت، علم و... است. با این حال، این صفات، در ذاتِ یگانۀ خداوند، یکی هستند. در غیر این‌صورت، تعدّد صفت و موصوف به وجود می‌آید و این، باعث ترکیب در ذات خداوند می‌شود، و ترکیب در ذات الهی، محال است و ممکن نیست.

امام علی(ع) فرمود:

«وَكَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ كُلِ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ الْمَوْصُوفِ وَشَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَة»⟦۳⟧

کمالِ اخلاص برای خدا این است که صفات را از او جدا کنیم، زیرا هر صفت، نشان می‌دهد که غیر از موصوف است، و هر موصوف، نشان می‌دهد که غیر از صفت است.

•توحید افعالی:

یعنی همه چیز در این جهان، چه خیر و چه شر، به خداوند متعال بازمی‌گردد؛ زیرا همه چیز، از خداوند است! اوست که به هر اراده‌کننده‌ای، قدرتِ انجامِ خواسته‌اش را می‌دهد. بنابراین، اراده از بنده است، اما تحقّق اراده، در جهانِ بیرون، تنها با تمکین خداوند، ممکن است. این، معنای تهلیل، و خلاصۀ آن است: هیچ مؤثری در وجود نیست، جز خداوند، و هیچ حکم، اثر یا عملی جز او وجود ندارد.

•توحید در عبادت:

یعنی خدایی که یکتاست و در ذات، صفات و افعالش یکتاست، فقط او شایستۀ عبادت است.

از توحید در عبادت، چند نوعِ دیگرِ توحید، مُنشَق می‌شود:

•توحید در خالقیت:

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

﴿قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ﴾⟦۱⟧

خدا آفرینندۀ هر چیزی است.

هر کرامت یا معجزه‌ای که از انبیاء و اوصیاء صادر می‌شود _ حتی زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی(ع) یا به‌وجود آوردن پرندگان توسط حضرت ابراهیم(ع) _ همه به اذن خداست؛ این مطلب مهم را از عبارت ﴿بِإِذْنِ﴾⟦۱⟧ در آیات مربوطه متوجه می‌شویم.

•توحید در ربوبیت:

یعنی هیچ رَبّی جز خداوند نیست:

﴿أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ﴾⟦۲⟧

آیا جز خدا، پروردگاری بجویم، در حالی که او پروردگار هر چیزی است‌؟!

«رب» به معنای مالک همه چیز است، و تکامل انسان نیز به دست اوست. کسی که به دنبال تکامل است، باید بداند که این، تنها به دست مالک همۀ عالَم است.

•توحید در حاکمیت:

خداوند در آیات قرآن کریم می‌فرماید:

﴿وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ﴾⟦۳⟧

و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده، داوری نکنند، کافرند. کسی که با حُکم خدا، حُکم نکند، قرآن او را در صف کافران قرار می‌دهد.

•توحید در مالکیت:

خداوند می‌فرماید:

﴿وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاواتِ وَالأَرْضِ﴾⟦۱⟧

مالکیّت و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین، فقط در سیطرۀ خداست. •توحید در حکومت:

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ﴾⟦۲⟧

فرمان و حُکم، فقط به دست خداست.

•توحید در اطاعت:

خداوند می‌فرماید:

﴿وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأولِى الأمر مِنكُمْ﴾⟦۳⟧

از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیت‌اند و مانند پیامبر دارای مقام عصمت می‌باشند] اطاعت کنید. هر مؤمنی باید دوره‌ای از فقه، عقاید و تفسیر قرآن را بگذراند و نگاهی به روایات پیامبر(ص) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) داشته باشد، تا با درجاتِ بیشتری از توحید و مقامات الهی آشنا شود. این شناخت، به رُشدِ تکاملیِ او کمک می‌کند.

رابطۀ خداوند با پیامبر(ص)

یکی از نشانه‌های وفاداری خداوند به بندگان صالحش، قرار دادنِ نام پیامبر عزیزش(ص) در اذان، اقامه، تشهد و سلام است. از سوی دیگر مستحب است که در رکوع و سجده نیز بر پیامبر(ص) و اهل‌بیتش صلوات فرستاده شود. خداوند متعال و فرشتگان نیز همواره بر پیامبر(ص) صلوات می‌فرستند:

﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً﴾⟦۱⟧

همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می‌فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آنگونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

این وفاداریِ خداوند، شامل حال خلیل خدا، ابراهیم(ع) نیز شده، که خداوند، ذکر و یاد او را در مناسک حج و خانۀ کعبه و مسجد الحرام جاودانه کرده است. این، به دلیل جان‌فشانی‌های بزرگی است که ایشان انجام داده؛ از خودگذشتگی‌هایی مانند تَرکِ قومش، و قربانی کردن پسرش اسماعیل(ع).

تفاوت اقامه نماز با خواندن نماز

هنگامی که قبل از نماز، در اقامه می‌گوییم: «قد قامَت الصّلاة»، معنایش آن است که از بنده خواسته می‌شود نماز را اقامه کند؛ نه آنکه فقط کارهای نماز را انجام دهد!

این حقیقت در آیات مختلف قرآن کریم نیز قابل مشاهده است. در بسیاری از آیاتی که به نماز دعوت می‌کنند، از فعل‌هایی مانند «صَلّوا»، «اَدّوا» و «اَتِمّوا الصلاة» استفاده نشده؛ بلکه از فعل اقامه‌کردن نماز استفاده شده است:

﴿أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إلى غَسَقِ اللَّيْلِ﴾⟦۱⟧

نماز را از ابتدای تمایل خورشید به جانب مغرب [که شروعِ ظهرِ شرعی است] تا نهایت تاریکی شب اقامه کن!

در این مثال تفاوت میان اقامه و انجامِ نماز مشخص می‌شود: اگر شخصی، خیمه و چادری خریداری کند و فقط آن را روی زمین بگذارد، پُر واضح است که او را از گرما و سرما حفظ نمی‌کند؛ اما اگر آن را با استفاده از طناب و ستون خیمه، برپا کند، خیمه برافراشته می‌شود و او را از خطرات و سرما و گرما محفوظ می‌دارد. در نتیجه معنای ﴿أقم الصلاة﴾ یعنی نماز را مانند خیمه برپا کن!

در روایتی از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) چنین می‌خوانیم:

«مَثَلُ الصَّلَاةِ مَثَلُ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ، إذا ثَبَتَ الْعَمُودُ نَفَعَتِ الْأَطْنَابُ

وَالْأوتَادُ وَالْغِشَاءُ، وَإذا انْكَسَرَ الْعَمُودُ لَمْ يَنْفَعْ طُنُبٌ، وَلَا وتِدٌ، وَلَا غِشَاء»⟦۱⟧

مَثَل نماز، مَثَلِ ستون خیمه است؛ اگر ستون، محکم باشد، طناب‌ها و میخ‌ها و چادر، کارایی دارند، امّا اگر ستون بشکند، نه طنابی به کار می‌آید و نه میخی و نه چادری!

بیانِ شهادتین، مسئولیت‌آور است!

هنگامی که بنده‌ای در اذان و اقامه به یکتا بودن خدا و نبوت پیامبر اکرم(ص) شهادت می‌دهد، باید بداند که این شهادت، در دنیا و آخرت، برای او، مسئولیت‌آور است!

وقتی کسی می‌گوید: «اَشهدُ اَن لا إلهَ إلا الله» یعنی اعتراف می‌کنم که معبودی جز خدای یکتا نیست! وقتی می‌گوید: «أشهَدُ أنّ محمداً رسول الله» یعنی اعتراف می‌کنم پیامبر اکرم(ص) فرستادۀ خداست! و انسانی که این دو شهادت را به زبان می‌آورد، باید در شهادتش راستگو بوده و صداقت داشته باشد!

ایستگاهی بین اذان و اقامه

میان اذان و اقامه، موقعیت بسیار مناسبی برای تأمل و نشان دادنِ تعبّد وجود دارد؛ آن‌هم از طریق سجده در پیشگاه خداوند متعال، همان‌طور که در این روایت آمده است:

«كَانَ أمير الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع) يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ : مَنْ

سَجَدَ بَيْنَ الأذان وَالإقامة، فَقَالَ فِي سُجُودِهِ: سَجَدْتُ لَكَ خَاضِعاً خَاشِعاً ذَلِيلاً، يَقُولُ اللَّهُ: مَلَائِكَتِي وَعِزَّتِ وَجَلَالِي!... لَأَجْعَلَنَّ مَحَبَّتَهُ فِي قُلُوبِ عِبَادِيَ الْمُؤْمِنِينَ، وَهَيْبَتَهُ فِي قُلُوبِ الْمُنَافِقِينَ»⟦۱⟧

امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) به یاران خود می‌فرمود: هر کس بین اذان و اقامه در سجده بگوید: «برای تو در حال خضوع، خشوع و ذلت سجده می‌کنم» خداوند می‌فرماید: «فرشتگانم، به عزت و جلالم قسم، محبت او را در دل‌های بندگان مؤمنم و هیبت او را در دل‌های منافقان قرار می‌دهم» محترم‌ترین قسمت سر، یعنی پیشانی، بر ارزان‌ترین چیز در وجود، یعنی خاک، گذاشته می‌شود. بدون شک، این حرکت می‌تواند باعث تعالی و صعود بیشتر، به سوی خداوند شود، اما به شرطی که با آگاهی و توجه انجام شود، نه فقط به عنوان یک حرکت بدنی.

افزایش تمرکز در نماز

خواندن دعای توجه، قبل از نماز، و پس از اذان و اقامه، سبب افزایش تمرکز و اهتمام در نماز می‌شود:

«اَللَّهُمَّ إِنِّ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأُقَدِّمُهُمْ بَيْنَ يَدَيْ صَلَاتِ وَأتَقَرَّبُ بِهِمْ إِلَيْكَ، فَصَلِّ عَلَيهِم، واجَْعَلْنِ عِندَكَ وَجِيهاً بِهِمْ فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ، ثمّ تقول: أنْتَ مَنَنْتَ عَلَينَا بِمَعْرِفَتِهِمْ، فَاخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ»⟦۲⟧

خدایا! به سوی تو به‌وسیلۀ محمد(ص) و اهل‌بیت ایشان(علیهم‌السلام) متوسل می‌شوم و آنان را پیشاپیشِ نمازِ خود، می‌آورم و با آنان به سوی تو نزدیک می‌شوم. پس بر آنان درود بفرست و مرا در دنیا و آخرت با آنان وجیه (آبرومند) و از مقربین قرار ده. سپس بگو: تو بر ما به شناختِ آنان منت نهادی، پس عاقبت ما را با خوشبختی خاتمه بده، همانا تو بر هر چیزی توانایی!

هنگامی که نمازگزار در پیشگاه الهی می‌ایستد، می‌تواند دعاهایی از این دست را زمزمه کند:

«يَا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاكَ الْمُسِي ءُ، أَنْتَ رَبُّنَا الْمُحْسِنُ، وَأَنَا عَبدُكَ الْمُسِي ءُ، فَتَجَاوَزْ عَنْ قَبِيحِ مَا تَعْلَمُ، إِنَّكَ أَنتَ الأَعَزُّ الأَجَلُّ الأَكرَمُ»⟦۱⟧

ای نیکوکار، گناهکار به سوی تو آمده است. تو پروردگار نیکوکار ما هستی و من بنده گناهکار تو هستم. پس از زشتی‌های آنچه می‌دانی بگذر، زیرا تو عزیزترین، بزرگوارترین و گرامی‌ترین هستی!

«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاواتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»⟦۲⟧

من به دور از انحراف و با قلبی حق‌گرا همۀ وجودم را به سوی کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، متوجه کردم و از مشرکان نیستم.

«إِنَّ صَلاتِ وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالمَِينَ»⟦۱⟧

مسلّماً نماز و عبادتم و زندگی کردن و مرگم برای خدا پروردگار جهانیان است.

«اللَّهُمَ أَقِمْهَا وَأدمهَا وَاجْعَلْنَا مِنْ خَيْرِ صَالِحِي أَهْلِهَا»⟦۲⟧

خدایا! نماز را برپا دار و ماندگار کن و ما را از بهترین و نیکوکارترینِ اهل نماز قرار بده!

«رَبِّ اجْعَلْنِ مُقِيمَ الصَّلاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء»⟦۳⟧

پروردگارا! مرا برپادارندۀ نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر!

چنین لحظاتی از تضرع و مناجات در درگاه الهی، قبل از نماز، موجب اقامۀ نمازی مبارک و خاشعانه در پیشگاه خداوند خواهد بود.

نمازگزار حقیقی، فقط زمانی تکبیر می‌گوید که به میزان قابل قبولی، از آمادگی روانی برای عروج به عالَم ملکوت دست یافته باشد!

اذن ورود به نماز

وقتی انسان به زیارت معصوم(ع) می‌رود، مستحب است قبل از ورود به حرم مطهر، اجازه بگیرد، و پس از ریختن قطرۀ اشکی از چشمش، به حرم وارد شود؛ گویی این نَرم‌دلی، نشانه‌ای برای اجازۀ ورود است!

همین مطلب می‌تواند در نماز نیز وجود داشته باشد. نمازگزار می‌تواند با خود بگوید: «ای خدای مهربان! می‌خواهم تکبیرة الإحرام بگویم؛ آیا به من اجازه می‌دهی که در پیشگاهت نماز به‌جا آورم و با تو مناجات کنم؟»

خوشا به حال کسی که از خداوند متعال، اجازۀ ورود به نماز می‌گیرد، و اشکش جاری می‌شود، و سپس دستانش را بالا می‌برد و تکبیر می‌گوید. این تکبیر، با این لطافت، می‌تواند حجاب‌ها را بشکافد و به جوهر عظمت برسد! منظرۀ بنده‌ای که با چشمان اشک‌آلود در برابر خدای عزت و جلال ایستاده، یکی از زیباترین مَناظرِ عالَم است.

پرندۀ خیال

نمازگزار، هنگام نماز، از زندگی پرمشغله و تعامل با مردم به پیشگاه الهی رو می‌آورد؛ و به همین دلیل، ذهنِ او مانند آبِ کدِر است.

بنابراین نمازگزار باید قبل از آغاز نماز، کمی صبر و تأمل کند تا این ناخالصی‌ها ته‌نشین شده، و قلبش صاف، و افکارش متمرکز شود.

اینجاست که اذان و اقامه به نمازگزار کمک می‌کند تا تعادل فکری خود را پس از مشغله‌های روزمره، به‌دست آورَد. البته این به‌دست آمدن تمرکز، فقط بایستی از طریق توجه و تأمل در مفاهیم توحیدی و ولایی اذان و اقامه ایجاد شود؛ زیرا هرچه بنده، تصمیم جدی‌تری برای ایجاد تمرکز در نماز می‌کند، شیطان نیز سعی و تلاش بیشتری برای

ایجادِ افکار مزاحم خواهد داشت؛ و همین، سبب می‌شود که نمازگزار، حتی در صورت آرامش ذهن، قبل از نماز، در هنگام تکبیر گفتن، دچار هجوم افکار مزاحم شود!

ترکیبی بی‌نظیر

اذان و اقامه، ساختاری الهی و منحصربه‌فرد دارد. این‌دو، دعوت آشکاری برای ایجادِ ارتباطِ بندگان با خداوند هستند؛ خداوندی که یگانه‌مؤثرِ در وجود است. موضوع جالب در اذان و اقامه، تکرار عبارت «حَىَّ» به معنای «عجله کن!» است، که دعوت به نماز و رستگاری را دربردارد. دو مفهومِ نماز و رستگاری، همواره با هم هستند، همان‌طور که در ابتدای سورۀ مؤمنون به آن اشاره شده است. نماز در آیات و روایات، در مقایسه با دیگر اعمال مهم مانند جهاد، به‌عنوان بهترین عمل، توصیف شده است.

برخی گروه‌ها و فرقه‌ها، عبارت «حىّ على خير العمل» را از اذان حذف کرده‌اند، به این بهانه که مردم از جهاد باز نمانند؛ اما واقعیت آن است که فقط کسی می‌تواند جهاد را به خوبی انجام دهد که نمازش را نیز به خوبی اقامه کند! در نماز، زمینۀ جهاد اکبر محقق می‌شود؛ زیرا انسان باید در نماز، نفس خود را از شهوات و افکار مزاحم بِرَهاند، در حالی که جهادِ در میدان، جهاد اصغر است و انسان در آن، با دشمن بیرونی مقابله می‌کند. بنابراین، رتبۀ نماز نسبت به جهاد، مانند رتبۀ علّت نسبت به معلول است.

تکرار در یک عمل

تکرارِ پنج بارۀ نماز در روزهای سال، سبب شده که اغلب نمازگزاران به مضامین آن، توجه نداشته باشند؛ زیرا به تکرارِ آنچه بر زبان می‌آورند، عادت کرده‌اند.

نمازگزار باید به تک‌تکِ الفاظی که در اذان و اقامه به زبان می‌آورد توجه داشته باشد؛ زیرا کلماتِ اذان و اقامه، اولین حرکتِ زبانی برای شروع نماز است. انسان باید آمادگی جسمی و روحی خود را قبل از تکبیرة الإحرامِ نماز، کامل نماید تا در هنگام نماز، در نهایتِ توجه قرار داشته باشد.

اَجرِ مؤذّن

برخی از مردم، از اذان گفتن خودداری می‌کنند، و تصورشان این است که این‌کار به شخصیت آنها آسیب می‌رساند، خصوصاً اگر برای خود، وجاهتی کاذب ایجاد کرده باشند! در حالی که اذان‌گفتن، انسان را نزد خداوند گرامی می‌کند. خداوند متعال، بلال حبشی را به خاطر اذان گفتن، گرامی داشت و او را مؤذن خاص پیامبر(ص) قرار داد.

حتی گفته شده، از آنجا که اذان گفتن، مردم را به یاد خدا و عبادت او می‌اندازد، موجب بخشش مؤذن می‌گردد.

امام صادق(ع) فرمودند:

«الْمُؤَذِّنُ يُغْفَرُ لَهُ مَدَّ صَوْتِهِ ، وَيَشْهَدُ لَهُ كُلُّ شَيْ ءٍ سَمِعَه»⟦۱⟧

مؤذن به اندازۀ صدای خود بخشیده می‌شود و هر چیزی که صدایش را بشنود به نفع او شهادت می‌دهد.

همچنین پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

«مَنْ أَذَّنَ عَشْرَ سِنِينَ أَسْكَنَهُ اللَّهُ مَعَ إِبْرَاهِيمَ(ع) فِي قُبَّتِهِ أَوْ فِي دَرَجَتِه »⟦۱⟧

کسی که ده سال اذان بگوید، خداوند او را با ابراهیم در خیمه‌اش جای می‌دهد.

این پاداش‌های شگفت‌انگیز، برای یک عملِ به‌ظاهر کوچک، نباید تعجب‌آور باشد؛ زیرا از جانب خداوند کریم و قادری عنایت می‌شود که فرمان او بین «کُن» و «فَیَکون» است! فقط کافی است که ارادۀ خداوند، به عطای این پاداش‌ها تعلق بگیرد! حتی ممکن است این اراده، با عملی ساده مانند اذان گفتن ایجاد شود.

البته این پاداشِ ارزشمند، بر انجام عمل مطابق با رضایت خداوند متوقف است. یعنی کسی که تهلیل می‌گوید، باید به محتوای آن اعتقاد داشته باشد و طبق چنین اعتقادی اعمالش را انجام دهد؛ یعنی به جز خداوند متعال، نباید هیچ معبودی داشته باشد، و این‌گونه، سزاوار است که خداوند کریم، پاداش‌های وعده داده شده را به او عطا فرماید.

مزایای نماز

برکت اذان فقط ایجاد آمادگی برای ملاقات با خداوند نیست، بلکه اذان، حفاظی برای انسان از شر و بدی‌هاست! در لحظات اولیۀ تولد انسان، توصیه شده که اذان و اقامه در گوش نوزاد گفته شود؛ تا این کلمات، اولین چیزی باشند که انسان می‌شنود!

همچنین هنگام برخورد با رفتارِ بدِ انسانها یا حیوانات، از پیامبر(ص) نقل شده که فرمودند:

«مَنْ سَاءَ خُلُقُهُ فَأَذِّنُوا فِي أُذُنِه»⟦۱⟧

اگر کسی بد خُلق است، در گوشش اذان بگویید!

همین‌طور برای در امان ماندن از آسیبِ شیطان یا جن، پیامبر(ص) فرمودند:

«إِذَا تَغَوَّلَتْ لَكُمُ الْغِيلَانُ فَنَادُوا بِالْأَذَان»⟦۲⟧

اگر شیاطین شما را ترساندند، اذان بگویید.

اتمام حُجّت

اذان و اقامه، دعوتی از سوی خداوند متعال به بندگانش، برای ایستادن در حضور اوست. این‌دو همانند دیگر احکام دینی، از وحی الهی نشأت گرفته است. خداوند در مجموعِ اذان و اقامه، هر روز، بارها انسان را به نماز و حضور در آستانش دعوت می‌کند؛ در حالی که او بی‌نیاز

مطلقی است که نیازی به بندگانش ندارد! حال، بنده‌ای که این‌همه دعوت‌های مکرر را از جانب خالق و معبودش نادیده می‌گیرد، و از عبادت خداوند، دوری می‌کند، و به جای آن، مشغولِ امور بی‌اهمیت می‌شود، شایستۀ چه رفتاری از جانب خداست؟!

نورِ نماز

هر قسمت از نماز، نوری مخصوص به خود دارد. وقتی بنده‌ای به درجه‌ای از صفای درونی می‌رسد، این حقیقت را به وضوح احساس می‌کند. چنین بنده‌ای، رنگ متفاوتی برای هر بخش از نماز و حتی مقدمات آن می‌بیند؛ و به همین دلیل، به یک‌نوع طاعت، راضی نمی‌شود! چون این تنوعِ طاعت، نورها و برکات متنوعی برایش به دنبال دارد.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:

«يَدُ الرَّحمْٰنِ عَلَى الْمُؤَذِّنِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ أَذَانِهِ»⟦۱⟧

دست خداوند مهربان، بر مؤذن، تا پایان اذانش قرار دارد! چنین پاداش ارزشمندی، در هیچ عبادتی جز اذان بیان نشده است. بنابراین، کسی که با خشوع، نماز اقامه می‌کند، همۀ سعی خود را می‌کند تا به جوهرِ هر بخش از نماز برسد، و با تأمل و تلاش در آن، به معنویت آن بخش از نماز دست یابد!

با مؤذن اذان بگو

بسیاری از نمازگزاران از این حقیقت غافل‌اند که تکرار بخش‌های اذان و اقامه، همراهِ مؤذن، می‌تواند انسان را بیشتر به حضورِ در مقابل خداوند، متمایل کند. غالب افراد تصور می‌کنند که مؤذن، فقط برای اعلام وقت نماز، اذان می‌گوید، در حالی که نمازگزار مؤمن، عاشقانه بخش‌های مختلف اذان را با مؤذن تکرار می‌کند. این تکرار، می‌تواند سبب توجه بیشتر به معانیِ اذان و آمادگی بیشتر برای نماز با خشوع شود.

«لَا تَدَعَنَ ذِكْرَ اللَّهِ عَلَى كُلِ حَالٍ وَلَوْ سَمِعْتَ الْمُنَادِيَ يُنَادِي بِالْأَذَانِ ... فَاذْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَقُلْ كَمَا يَقُولُ الْمُؤَذِّنُ»⟦۱⟧

در هیچ حالی یاد خدا را ترک نکنید و حتی اگر صدای اذان را می‌شنوید، خداوند را یاد کنید و همان چیزهایی را بگویید که مؤذن می‌گوید.

پانوشت‌ها

  1. ثواب الأعمال، ص ۳۳.
  2. سوره اسراء، آیه ۷۰.
  3. الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج۹، ص۴۰۰.
  4. خصال، ج۱، ص۲.
  5. سوره توحید، آیه ۴.
  6. توحید (شیخ صدوق)، ص۸۴.
  7. سوره توحید، آیه ۱.
  8. نهج البلاغة، ص۳۹.
  9. سوره رعد، آیه ۱۶.
  10. سوره مائده، آیه ۱۱۰.
  11. سوره انعام، آیه ۱۶۴.
  12. سوره مائده، آیه ۴۴.
  13. سوره نور، آیه ۴۲.
  14. سوره انعام، آیه ۵۷.
  15. سوره نساء، آیه ۵۹.
  16. سوره احزاب، آیه ۵۶.
  17. سوره اسراء، آیه ۷۸.
  18. کافی، ج۶، ص۱۳.
  19. وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۰۰.
  20. وسائل الشیعة، ج۵، ص۵۰۹.
  21. مصباح المتهجد، ج۱، ص۳۰.
  22. سوره انعام، آیه ۷۹.
  23. سوره انعام، آیه ۱۶۲.
  24. بحار الأنوار، ج۸۱، ص۱۷۹.
  25. سوره ابراهیم، آیه ۴۰.
  26. کافی، ج۶، ص۱۳۰.
  27. بحار الأنوار، ج۸۱، ص۱۲۴.
  28. وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۵۶.
  29. بحار الأنوار، ج۶۰، ص۳۱۵.
  30. احیاء علوم الدین، ج۱، ص۱۴۶.
  31. وسائل الشیعة، ج۱، ص۳۱۴.