دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل هشتم: حقایق درونی نیّت

نیّت نمازگزار

در مسائل فقهی، رُکن به عملی اطلاق می‌شود که اگر عمداً یا سهواً ترک شود، نماز، باطل خواهد بود. ارکانِ نماز، شامل نیّت، تکبیر، قیام، رکوع و دو سجده است که «نیّت» اولین رُکن در بین آنهاست. «نیّت» همان حرکت قلبیِ بنده برای تقرّب و نزدیک شدن به خداوند متعال است.

حال، سوال اینجاست که هدفِ بنده، از تقرّب به خداوند تعالی از طریق عبادات چه باید باشد؟ پاسخ آن است که اهداف متعددی در این زمینه وجود دارد، حتی اگر بنده به آنها توجه نداشته باشد!

از جملۀ این اهداف، موارد ذیل است:

•طَلبِ مزایا:

برخی برای رسیدن به خواسته‌های خود، به خداوند نزدیک می‌شوند؛ چون معتقدند که قضا و قدَر، فقط به دستِ خداست. اما اگر خواسته‌شان از راه‌های دیگری برآورده شود، توجه‌شان به خدا

کاهش می‌یابد! بسیاری از ما در هنگام نیاز و سختی‌ها و مشکلات، به خدا روی می‌آوریم، و به محض برآورده شدن خواسته‌مان، از توجه به پروردگارمان دست می‌کشیم!

این، نشان می‌دهد که رابطۀ چنین بنده‌ای با خداوند، منفعت‌طلبانه است؛ نه از روی عشق و علاقه! جالب اینجاست که گاهی این افراد، در تعامل با دیگران، اخلاص بیشتری دارند! مثلاً به والدینِ خود محبت می‌کنند؛ نه برای امتیاز و مزیّتی؛ بلکه از روی عشق و محبت؛ اما در ارتباط با خداوند، دائماً به دنبال رسیدن به خواسته‌های مادی و دنیایی هستند! تا جایی که همین موضوع، در برخورد با ائمۀ اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نیز صدق می‌کند! حرم ائمه(ع) زیارت‌کنندگان زیادی دارد، اما انگیزه‌های درونی هر یک از زائران، در زیارتشان، متفاوت است!

•احساس خجالت:

برخی به خاطر گناهان گذشتۀ خود، احساس خجلت و تذلّل دارند و یادآوری این گناهان، لرزه بر اندامشان می اندازد! به همین دلیل، برای از بین رفتنِ این احساس، به خداوند نزدیک می‌شوند. طبیعی است که این افراد، وقتی که شیرینیِ مغفرت الهی را بچشند، احساس راحتی و آرامش خواهند یافت. این گروه، بی‌شک، نسبت به دستۀ قبل، به خداوند متعال نزدیک‌ترند.

•محبّت الهی:

محبّت خداوند، قطعاً بنده را به سمت آرامش باطنی سوق می‌دهد.

بنده‌ای که ابتدا خداوند را برای مصلحت و منفعت خود، عبادت می‌کرد، اگر از روی خجالت و احساس شرم، خدا را عبادت کند، خداوند او را به جلو سوق می‌دهد، تا در نهایت، پلکان عشق الهی را طی کند! طبیعی است که این محبت، اخلاص در عمل را به دنبال دارد و بنده را به خداوند نزدیک می‌کند، بدون آنکه دنبال گرفتنِ امتیازی از خدا باشد.

عالَمِ محبّت الهی با عالَمِ محبّت بشری متفاوت است! در محبت بشری، اگر وصال، حاصل شود، ممکن است آن محبت و عشق کمرنگ گردد و به پایان برسد! اما در محبت الهی، هیچ پایانی برای عشق به معبود، وجود ندارد؛ بلکه این عشق، روز به روز شعله‌ورتر شده و تجلی‌های متفاوت و منحصر به فردی از خود بُروز می‌دهد.

شاهدِ این موضوع، احوال کسانی است که شب‌زنده‌داری می‌کنند! لذّتِ نماز شب، هر بار متفاوت است؛ همچنین نمازهای روزانه نیز این‌گونه است و هر نماز خاشعانه، دارای درجه‌ای از تجلّی، و عطر الهی و خاص به خود است؛ تاجایی که اگر چشمانِ بنده باز شود، در هر لحظه، تجلی‌ای متفاوت مشاهده خواهد کرد؛ چون خداوند کریم، در هر لحظه، به بنده‌اش توجهی خاص را عنایت می‌کند و اگر بنده، این توجه را دریافت نموده و با آن، تعامل کند، می‌تواند در هر لحظه، نوع متفاوتی از انس با خداوند را تجربه نماید.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:

«إِنَّ اللَّهَ يُقْبِلُ عَلَى الْعَبْدِ فِي الصَّلَاةِ مَا لَمْ يَلْتَفِتْ، فَإِذَا صَرَفَ الْعَبْدُ وَجْهَهُ انْصَرَفَ اللَّهُ عَنْه»⟦۱⟧

خداوند در نماز، به بنده توجه می‌کند، مادامی که بنده روی خود را برنگرداند، و اگر بنده روی خود را برگرداند، خداوند نیز از او روی برمی‌گرداند!

متاسفانه بسیاری از نمازگزاران، این توجه الهی در نماز را نادیده می‌گیرند، اما خداوند مهربان، در هر لحظه، به بنده‌اش توجه دارد!

حضرت علی(ع) همیشه با خداوند در تعامل بود و فرمود:

«ما رَأَيْتُ شَيْئًا إِلَّا وَرَأَيْتُ اللَّهَ قَبْلَهُ أَوْ بَعْدَهُ أَوْ مَعَهُ»⟦۲⟧

هیچ چیزی را ندیدم جز اینکه خداوند را پیش از آن، پس از آن، و یا همراه آن دیدم!

در نتیجه باید دانست که بین عبادت خدا برای رسیدن به اهداف دنیوی یا اخروی، و عبادت خدا برای خضوع به مقام او و احساس شرمساری از نعمت‌های بزرگش، تفاوتی بسیار وجود دارد.

دل‌های آماده

بنده‌ای که می‌خواهد در نماز خود خاشع باشد، باید در هنگام نیّت، به‌خاطر عدم اطلاع از رد یا قبول شدن نمازش، حالت ترس داشته

باشد. قرآن کریم، حالتِ انفاق‌کننده را به صورت فردی خائف و مضطرب توصیف می‌کند:

﴿وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ﴾⟦۱⟧

و آنان که آنچه را [از زکات و دیگر انفاقات در راه خدا] می‌پردازند، [و در حالی‌که] می‌پردازند و دل‌هایشان از اینکه به سوی پروردگارشان [برای محاسبۀ دقیق] باز می‌گردند!

ترس از عدم قبول عمل در درگاه الهی، بنده را به این حالت می‌رساند. بنابراین، نمازگزار نیز باید در هنگام نیت، همین حالت را داشته باشد؛ زیرا در نماز، مانند انفاق، هدف بنده، جلب رضایت مولای خود است و به‌همین دلیل، از رد شدن عملش ترسان است. این ترس، در مورد نماز، به دلیل شک در تحقق معراج، و در انفاق، شک در قبول شدن عمل است.

لذا مؤمن قبل از تکبیرة الإحرام، در هنگام نیّت، حالتی از اضطراب و خشیت را تجربه می‌کند، که آماده‌کنندۀ خشوع در نماز است. پس نمازگزار قبل از گفتن تکبیر، بهتر است کمی تأمل کند تا قصد قربتِ خود را به خوبی درک نماید؛ نه اینکه فقط به الفاظ فکر کند و دچار وسوسه شود! این‌کار، نمازگزار را در فضای واقعیِ نیّت قرار می‌دهد.

واقعیتِ نیّت

نیّت، عاملی واقعی برای حرکت انسان به سمت هر عملی است. جوانی که برای ازدواج اقدام می‌کند، دو عاملِ تأمین نیاز، و اُنس با همسر، او را از درون، به سوی مقدمات ازدواج وا می‌دارد!

حرکت این جوان، همان نیّت حقیقی، بدون نیاز به تلفظ و تکلف است. در عالَمِ بندگی نیز مسئله به همین صورت است؛ مُحرّکِ بنده، هدایت است؛ همان عاملی که بنده را به سمت جلو سوق می‌دهد. اگر فکرِ انسان، پُخته گردد و قلبش با او همراه شود، اعضاء و جوارح، خودبه‌خود به‌سوی طاعت الهی پیش رفته و زبان، به طاعت الهی باز می‌شود. در این حالت، نیت، فقط آن چیزی نیست که به ذهن رسیده، بلکه عاملی است برای حرکت به سوی هدفِ نیت؛ و همین‌جاست که نمازگزار مشتاق به نماز می‌شود، و قلبش، جز با یاد خدا آرام نمی‌گیرد!

امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرماید:

«صَاحِبُ النِيَّةِ الصَّادِقَةِ صَاحِبُ الْقَلْبِ السَّلِيم »⟦۱⟧

دارندۀ نیت صادق، دارندۀ قلب سالم است.

ثُبات در حالت

از نشانه‌های نیّتِ خالص، یکسان بودنِ حالاتِ بنده در آشکار و پنهان است؛ و به همین دلیل است که ریا و خودنمایی در عبادت، برای

شب‌زنده‌داران، کمتر پیش می‌آید؛ زیرا آنان در خلوت، آزمون قُرب الهی را

به خوبی گذرانده‌اند! لذا اگر نفس اَمّاره بخواهد آنها را به بهانۀ ریا، از خشوع در نماز جماعت بازدارد، به نفس‌شان خواهند گفت: «مرا از توجه به خدا،

در جمع، محروم نکن، زیرا من در خلوت، به پروردگارم نزدیک شده‌ام.»

از برکاتِ عبادت در خلوت، آن است که انسان، در عبادت‌های آشکار و در جمع، به اطرافش توجهی ندارد و به این وسوسۀ مشغول‌کننده اعتنایی نخواهد کرد.

نیّت بهتر از عمل

در اینجا لازم است به حدیث معروفی که امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل فرموده‌اند، اشاره کنیم:

«نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ ، وَنِيَّةُ الْكَافِرِ شَرٌّ مِنْ عَمَلِه »⟦۱⟧

نیّت مؤمن بهتر از عمل اوست و نیّت کافر بدتر از عمل اوست! به واقع، چگونه می‌توان نیّت قلبی را بهتر از عملِ جسمانی دانست، در حالی که عملِ جسمانی در ظاهر، سخت‌تر است؟

در پاسخ به این پرسش، به چند نکته اشاره می‌کنیم:

•نیّت در اینجا به معنای اعتقاد است.

ساختارِ فکریِ مؤمن مهم‌تر از اعمالِ خارجی اوست، زیرا عملِ خارجی از اعتقاد او سرچشمه می‌گیرد. لذا نمی‌توان بین مسلمانی فاسق، و کافری که عبادات را بدون اعتراف به خداوند انجام می‌دهد، مقایسه نمود. کافر حتی در صورت انجام عبادات، وارد

جهنم می‌شود؛ زیرا قصد قربت به خداوند متعال، در عباداتش وجود ندارد؛ اما مسلمانِ فاسق، به‌خاطر داشتن اعتقاد صحیح، در صورت ورود به جهنم، در آنجا ماندگار نخواهد شد.

•در مقایسه بین دو چیز، بهتر است هر یک را جداگانه بررسی کنیم؛

یعنی بگوییم که نیّتِ خالصِ مؤمن، بدون عمل، بهتر است از عملِ بدون نیّت! نه اینکه نیّتِ تنها، بهتر از عملِ همراه با نیّت باشد؛ زیرا عملِ همراه با نیّت، هم نیّت دارد و هم عمل! همچنین حکمت و کرَمِ الهی اقتضا می‌کند کسی که قصد انجام امر خیری را دارد، اما موفّق به انجام آن نشده، خداوند متعال او را به خاطر نیّت صالحش تکریم کند؛ همان‌طور که خداوند، بنده را، از روی لطف و کرَم، به‌خاطر نیّت بد مجازات نمی‌کند! مثل کسی که به جهاد برود و ببیند جنگ تمام شده است! یا کسی که برای حج آماده شود و به‌خاطر عذری، یا مانع‌تراشیِ دشمن، نتواند به این سفر مشرّف شود!

•نیّت، از حرکاتِ قلب است، در حالی که عمل، از حرکاتِ جسم است.

از آنجا که مرتبۀ قلب، از مرتبۀ جسم، بالاتر است، آنچه از قلب صادر می‌شود نیز از آنچه از جسم صادر می‌شود، بالاتر است! •هدفِ این روایت، مقایسه بین نیّت و عمل نیست؛

در این روایت، مقصود این است که نیّت، بخشی از عمل انسان است؛ لذا همان‌گونه که انسان برای بالا بردن کیفیت اعمال

خارجیِ محسوسِ خود تلاش می‌کند، موظف است کیفیت نیّات قلبی نامحسوسِ خود را نیز بالا ببرد! زیرا نیّات نیز مانند اعمال خارجی، در حکم محسوس هستند؛ لذا همان‌طور که بنده به‌خاطر اعمال خارجی خود مجازات یا سرزنش می‌شود، به‌خاطر نیّات درونی خود نیز ممکن است سرزنش شود.

بنابراین نیّات غیرمحسوس، جزء اعمال است و باید به آنها توجه کرد.

گستردگیِ نیت

می‌توان از نیّتِ جزئیِ محدود به نماز، به نیّتی کلی در تمامیِ جنبه‌های زندگی رسید. انسانِ با ذکاوت، هر تلاشی را در زندگی خود، به خداوند کریم مرتبط می‌کند تا جایی که آرزو می‌کند پایان زندگی‌اش، در راه خداوند باشد تا به بزرگ‌ترین سعادت دست یابد.

قرآن کریم می‌فرماید:

﴿قُلْ إِنَّ صَلاتِ وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالمَِينَ﴾⟦۱⟧

بگو: مسلّماً نماز و عبادتم و زندگی کردن و مرگم برای خدا پروردگار جهانیان است!

چقدر زیباست که انسان این معنا را قبل از نماز نیز با خود یادآوری کند و بگوید: ای پروردگار عزیزم، نفس خود را به تو تقدیم کرده‌ام تا در هر حالتی که هستم: ایستاده، نشسته یا درازکش، در نماز یا خارج از آن، در دست تو باشم.

وَجهِ الهی

از جمله مسائل مهم برای عرفاء، آن است که آیا می‌توان به «وَجهُ الله» که در آیات قرآن کریم بدان اشاره شده، رسید؟ و آیا بنده‌ای می‌تواند به درجه‌ای برسد که وَجهُ الله را در آغاز نمازش ببیند؛ همان لحظه‌ای که نیّت می‌کند نمازش را برای وَجهُ الله اقامه کند؟!

جواب این مسئله در تکلّم خداوند با حضرت موسی(ع) به خوبی پیداست.

قطعاً جلال و جمال الهی، جهتی معنوی دارد که برای بندگان صالح، در دنیا و آخرت، با درجات متفاوتی ظاهر می‌گردد:

«وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِ أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانَِ وَلَكِنِ انظُرْ إلى الْجَبَلِ فإن اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِ فَلَمَّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَخَرَّ مُوسَى صَعِقاً فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أولُ الْمُؤْمِنِينَ»⟦۱⟧

زمانی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! جمال با کمال ذات بی‌نهایتت را [به قلب من] بنمای تا تو را [به رؤیت ویژۀ باطنی] بنگرم. خدا فرمود: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر! اگر [پس از جلوۀ من] بر جای خود ثابت و برقرار ماند، تو هم به زودی مرا خواهی دید. وقتی پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را متلاشی نمود و موسی بی‌هوش شد، پس هنگامی که به هوش آمد

گفت: تو منزّهی [از اینکه مشاهده شوی،] به سویت بازگشتم، و من [در میان مردم این روزگار] نخستین باور کننده [این حقیقت که هرگز دیده نمی‌شوی] هستم.

مؤمنی که به قرب الهی رسیده، جمالی جز او نمی‌بیند؛ و آنچه از جمال بشری و طبیعی می‌بیند را نیز جز خدا نخواهد دید:

﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إلى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴾⟦۱⟧

در آن روز چهره‌هایی شاداب است [با دیدۀ دل] به پروردگارش نظر می‌کند.

لذا هر کس بخواهد به جلال و جمال الهی در قیامت بنگرد، باید قابلیت آن را در زندگی دنیا به‌دست بیاورد.

بدیهی است که بندۀ مؤمن، بعد از آنکه مدتی نماز خاشعانه اقامه نمود، به درجه‌ای می‌رسد که زیبایی را در نمازش می‌بیند. همچنین چهره‌ها و طبیعت‌های زیبایی که مشاهده می‌کند را تنها بارقه‌ای از جمال مطلق الهی خواهد دید.

حال آیا نمازگزار، بعد از دیدن چنین جمالی، در ایجاد خشوع نمازش، به سختی خواهد افتاد؟!

وسواسِ گذرا و وسواسِ دائمی

وسوسه‌های گذرا که هنگام نیت ایجاد می‌شود، با وسوسه‌ای که بر قلب باقی می‌ماند، تفاوت دارد. از آنجا که انسان بر نفس خود آگاه است، کافی است که با دقت به نمازش نظر کند، و ببیند آیا نمازی که در خلوت به‌جا می‌آورد، مانند نمازی است که در جمع به‌جا می‌آورد؟ اگر این دو نمازِ نمازگزار، تفاوتی با هم ندارد، باید بداند که وسواس پیدا کردن در زمینۀ ریا و عدم اخلاص در نماز، فقط از جانب شیطان لعین است، تا مانعِ اِقبالِ روحیِ نمازگزار در نماز و توجه به خداوند متعال گردد.

در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:

«إذا أَتَى الشَّيْطَانُ أَحَدَكُمْ وَهُوَ فِي صَلَاتِهِ، فَقَالَ: إِنَّكَ مُرَاءٍ فَلْيُطِلْ صَلَاتَهُ مَا بَدَا لَهُ مَا لَمْ يَفُتْهُ وَقْتُ الْفَرِيضَةِ، وَإِنْ كَانَ عَلَى شَيْ ءٍ مِنْ أَمْرِ الآخرة فَلْيَتَمَكَّثْ مَا بَدَا لَهُ وَإِنْ كَانَ عَلَى شَيْ ءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا فَلْيَبْرَحْ»⟦۱⟧

اگر شیطان به سراغ شما آمد و به شما گفت که در نماز ریا می‌کنید، نماز خود را طولانی‌تر کنید، به شرطی که وقت نمازِ واجب نگذرد. اگر در حال انجام کاری مربوط به آخرت هستید، هر چقدر که می‌خواهید در آن بمانید. اما اگر در حال انجام کاری مربوط به دنیا هستید، آن را ترک کنید.

درجاتِ قُرب الهی

اگرچه کتب فقهی معمولاً به بُعدِ اخلاقیِ احکام نمی‌پردازند، اما برخی فقهاء مانند صاحب کتاب «العروة الوثقی» به جزئیات چگونگی نیت کردنِ خالصانه اشاره کرده‌اند:

•نیت کند دستور خداوند را عملی سازد، زیرا او شایستۀ عبادت

و اطاعت است.

امیرِ سخن علی(ع) فرموده‌اند:

«إِلهَِي مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ، وَلَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ، وَلَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك »⟦۱⟧

خدایا، من تو را به خاطر ترس از آتش جهنمت عبادت نمی‌کنم، و نه به خاطر طمع در بهشتت، بلکه تو را شایسته عبادت یافتم و عبادتت کردم.

•نیت کند که از نِعَمِ الهی که غیر قابل شمارش است تشکر و

شکرگزاری کند.

•نیت کند که دنبال رسیدن به رضای خدا و فرار از عذاب او است. •نیت کند که دنبال قُرب الهی باشد.

•نیت کند که قصد پاداش و رهایی از عذاب الهی را دارد؛ یعنی

انگیزه‌اش برای انجام دستور خداوند، امید به پاداش او، و نجات از آتش باشد.

البته اگر نیتش معامله‌با خداوند باشد، نه اینکه امید به پاداش الهی داشته باشد، صحت این نیت، محل اشکال است. آنچه در نماز استسقاء و نماز حاجت آمده، تنها در صورتی صحیح است که به صورت اول یعنی امید داشتن به پاداش و رحمت الهی باشد⟦۱⟧.

اَفکارِ پراکنده

نمازگزار بایستی در نماز، با تمام وجودش برای رسیدن به مقام قرب الهی تلاش کند. جمع کردنِ افکارِ پراکنده در طول روز، نیازمند تلاش فراوان است تا بتوان آن را به سوی عرش الهی سوق داد.

سید محمد کاظم یزدی در کتاب خود به نکتۀ مهی اشاره کرده است⟦۲⟧:

سلامت و انجام‌پذیری عمل، با پذیرش آن، تفاوت دارد. ممکن است عملی صحیح باشد و انجام‌دهنده به خاطر ترک عمل مجازات نشود، اما آن عمل مورد قبول خداوند نباشد. عمدۀ شرایط پذیرش عمل، توجه قلبی به آن است؛ زیرا توجه قلب، روح عمل است و مانند بدن برای عمل می‌باشد. اگر این توجه قلبی در تمام عمل وجود داشته باشد، تمام عمل پذیرفته می‌شود و اگر تنها مقداری باشد، به همان مقدار پذیرفته می‌شود. ممکن است نیمی از عمل، یک‌سوم آن، یا حتی یک‌چهارم آن پذیرفته شود.

دوری از غرور

همان‌طور که باید از ریا در نیّت، که به ریای در عمل منتهی می‌شود، دوری جُست، باید از خودخواهی و غرور بعد از عمل نیز برحذر بود! چراکه غرور و خودپسندی از موانع قبولی اعمال است و اتفاقاً برای کسانی که در نمازشان توجه و اِقبال خوبی دارند، بسیار رخ می‌دهد؛ البته به جز کسانی که اهل خشوع هستند و رسوخ خشوع در وجودشان، آفات قلبی مانند عُجب، ریا، وسواس، و... را برطرف نموده است.

موانعِ قبولی نماز

حال که سخن از موانع قبولی نماز به میان آمد، به دیگر موانع قبول آن نیز اشاره می‌کنیم:

عدم پرداخت زکات و سایر حقوق واجب؛ حسد؛ تکبر؛ غیبت؛ حرام خواری؛ و شرب خمر، همه از موانع قبولی نماز انسان است.

مقتضای سخن خداوند یعنی آیۀ شریفۀ ﴿إنما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين﴾⟦۱⟧

این است که نماز، از هر گناهکار و فاسقی قبول نشود؛ تا جایی که طبق روایات اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، اگر نمازگزار به پدر و مادر خود، نگاه غضب‌آلودی داشته باشد، نمازش قبول نخواهد شد.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:

«مَنْ نَظَرَ إِلَى أَبَوَيْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَهُمَا ظَالِمَانِ لَهُ، لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاة»⟦۲⟧

هرکه به پدر و مادر خود که به او ستم کرده‌اند کینه‌توزانه نگاه کند، خداوند هیچ نمازی از او نپذیرد.

دلایل از بین رفتن ثواب

بنده ممکن است نمازی را که واجد شرایط قبولی است، به‌جا بیاورد، اما این نماز به دلیل همراه بودن با مواردی که موجب کاهش پاداش و ثواب می‌شود، نتیجۀ کمتری برایش داشته باشد. مثلاً، اگر نمازگزار، دچارِ کِسالت و خواب‌آلودگی، پرت بودنِ حواس، عجله، توجه و نگاه به اطراف شود، نمازش از اجر و نتیجۀ کمتری برخوردار خواهد بود. در اینجا لازم به تذکر است که نگاهِ نمازگزار، باید نیمه‌بسته و خاشع باشد و توجهی به اطراف نداشته باشد. از سوی دیگر نمازگزار می‌تواند از مواردی که موجب افزایش پاداش، و بالا رفتن درجه می‌شود، استفاده کند؛ مانند استفاده از عطر، پوشیدنِ تمیزترین لباس‌ها، داشتن انگشتر عقیق، شانه زدن مو و مسواک زدن و امثال آن.

پانوشت‌ها

  1. المستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۵۰۴.
  2. مرآة العقول، ج۱۰، ص۳۹۲.
  3. سوره مؤمنون، آیه ۶۰.
  4. شرح مصباح الشریعة، ص۴۳.
  5. کافی، ج۳، ص۲۱۸.
  6. سوره انعام، آیه ۱۶۲.
  7. سوره اعراف، آیه ۱۴۳.
  8. سوره قیامة، آیه ۲۲-۲۳.
  9. وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۷۹.
  10. تفسیر صافی، ج۳، ص۳۵۳.
  11. العروة الوثقی، ج ۱، ص۶۱۴.
  12. همان، ص۶۱۲.
  13. خدا فقط از پرهیزکاران می‌پذیرد. سوره مائده، آیه ۲۷.
  14. کافی، ج۴، ص۶۵.