تکبیرهای آغازین نماز
شش تکبیر ابتدایی _ قبل از تکبیرة الإحرام واجب نماز _ فرصتی عالی برای آماده شدن، جهت ورود به نماز در پیشگاه خداوند است. پس از اینکه نیّت واجب نماز به درستی انجام شد، انسان میتواند با احضار معانیِ مناسبِ نیت نماز، به این حالت برسد. هدف از این نیت، اطاعت از امر الهی بدون توجه به چیز دیگری در نماز است؛ تا جایی که حتی توجه به پاداش اخروی و مقامهای قرب الهی، انسان را از هدف اصلی دور میکند.
بلاغتِ تکبیر
تعداد تکبیرهای واجب و مستحب در نماز، مجموعاً حدود صد و چهل تکبیر است؛ و بههمین دلیل، بیشترین ذکری که در نماز گفته میشود، ذکر شریف «الله اکبر» است.
جوهرِ معنای تکبیر، ناتوانیِ در ستایش است، زیرا بالاترین حمد و ثناء برای کسی، بیانِ ناتوانی در مدح اوست!
مثلاً ابونُواس وقتی مورد اعتراض قرار گرفت که چرا امام رضا(ع) را مدح نکرده، پاسخ داد:
والله، به این دلیل ترک کردم که او را بزرگ بدارم، و مانند من، نمیتواند دربارۀ مانند او سخن بگوید. سپس گفت:
فعلامَ تركت مدح ابـن موسى والخصال التي تجمّعن فيه قلت لا أهتــــدي لمــــدح إمـامٍ كـان جبريل خادمـــاً لأبيه
چرا از ستایش فرزند موسی و ویژگیهایی که در او جمع شده خودداری کردم؟
گفتم که نمیتوانم امامی را ستایش کنم که جبرئیل خادم پدرش بود.⟦۱⟧ وقتی انسان، از وصف کردن ناتوان میشود، نشان دادنِ این ناتوانی، خودش، اوج ستایش است.
مردی نزد امام صادق(ع) آمد و گفت: الله اکبر؛ خدا بزرگتر است! امام فرمود: خدا بزرگتر است از چه چیزی؟
او گفت: از همه چیز!
امام صادق(ع) فرمود: او را محدود کردی!
مرد پرسید: چگونه بگویم؟
امام صادق(ع) فرمود: بگو: خدا بزرگتر است از آن که توصیف شود!⟦۲⟧
مستحبات در نماز
برخی افراد به بعضی از مستحبات ظاهری در اعمال نماز اهمیت نمیدهند؛ با این استدلال که مهمترین چیز، حضور قلب در نماز است! اما غافل از این هستند که این حرکات مستحب، احترام به خداوند را در بدن انسان محقق میکنند، و بدینوسیله نمازگزار، به بدنِ خود نیز سهمی از نماز میدهد.
مثلاً حرکت مستحب در تکبیر، این است که نمازگزار، دستان و انگشتان خود را به سمت قبله بلند کند، به طوری که با شروع تکبیر، دستان را بالا ببرد، و با پایان تکبیر، دستان را به سمت پایین بیاورد.
لذا بهتر است بنده، با مستحباتِ اجزای نماز آشنا شود، تا هر آنچه انجام میدهد _ چه واجب و چه مستحب _ مطابق با خواست خداوند باشد! به خصوص که این حرکات، هزینه و زحمتی برایش ندارد! وقتی انسان، عبادت پروردگار را بهجا میآورد، بهتر آن است که تمام حرکات و سکناتش مطابق با رضایت پروردگار باشد.
استعانت از اولیای خدا
چرا نمازگزار، از پیامبر و اهلبیت(علیهمالسلام)، که خداوند به اطاعت از آنها امر کرده، و آنها را واسطهای برای قُرب به خودش قرار داده، طلب کمک نکند؟ نمازگزار میتواند از ایشان برای کمک در راه قُرب الهی درخواستِ یاری کند، همانطور که در مسائل دنیوی از ایشان کمک میخواهد! همچنین
میتوان در بالاترین نیاز معنوی، یعنی اقامۀ نماز خاشعانه، از اهلبیت(ع) کمک خواست؛ زیرا همۀ خیرات از نماز خاشعانه ناشی میشود!
از امام رضا(ع) روایت شده که فرمود:
«بعد از اقامه نماز و قبل از شروع آن بگویید:
اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ، وَالصَّلَاةِ الْقَائِمَةِ، بَلِّغْ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ الدَّرَجَةَ وَالْوَسِيلَةَ وَالْفَضْلَ وَالْفَضِيلَةَ، بِاللَّهِ أَسْتَفْتِحُ، وَبِاللَّهِ أَسْتَنْجِحُ وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ وَآلِ مُحَمَّدٍ أَتَوَجَّهُ، وَاجْعَلْنِ بِهِمْ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَالآخرة وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ»⟦۱⟧
خداوندا، ای پروردگار این دعوت کامل و نماز قائم، مقام و وسیله و فضل و فضیلت را به محمد(ص) و آل او عطا فرما. به نام خدا آغاز میکنم، و به خدا موفق میشوم، و به محمد رسول خدا و آل محمد توجه میکنم. و به وسیله ایشان، من را در دنیا و آخرت عزیز و از مقربان قرار ده!
در اینجا بر استعانت از پیامبر(ص)، پس از استعانت از خداوند تأکید شده است، همانطور که در آیۀ مربوط به استغفار رسول برای مؤمنان آمده است:
﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً﴾⟦۲⟧
و اگر نامبردگان بعد از آن خلافکاریها و ستم به خود، از درِ توبه، نزد تو آمده بودند و از خدا طلب آمرزش کرده بودند و رسول برایشان طلب مغفرت کرده بود میدیدند که خدا توبهپذیر و
مهربان است.
امتحان نماز
نمازگزار حقیقی باید دائماً با اصرار از خداوند بخواهد که موفقیت او را در اقامۀ نماز صحیح بیشتر فرماید. اگر پرده از چشم انسان برداشته شود، خواهد دید که نماز مانند یک امتحان سرنوشتساز، و مکان نماز مانند سالن امتحان است. پس اگر کسی در چنین امتحانی شرکت کند، بایستی در بالاترین سطحِ تمرکز و توجه باشد!
لذا بهتر است نمازگزار، قبل از نماز، حال خود را با استفاده از ابزارهایی مثل: مُشارطه (عهد بستن با خود)، مُراقبه (نظارت بر خود)، مُحاسبه (محاسبه کردن خود) و مُعاقبه (مجازات کردن خود)، بررسی نماید.
در امور روزمرۀ زندگی نیز بههمین صورت است؛ انسان در مورد کارهای مهمّش، در ابتدای صبح با خود عهد میبندد، و در حین کار، نظارت میکند، و آخرِ روز، خود را محاسبه میکند، و در صورت تخلف از عهدش، خود را مؤاخذه میکند. در نماز نیز که مهمترین کار بنده است، بایستی هنگام تکبیر در مورد کیفیت نماز، با خود متعهد شود، و در حین نماز بر خود نظارت کند، و بعد از نماز، خود را محاسبهکند
و در صورت مشاهدۀ خِلَل، خود را مؤاخذه نماید! مثلاً خود را از برخی لذّتهای آن روز، محروم کند؛ و این محرومیت، میتواند انگیزهای برای افزایش تمرکز ذهنی در نماز باشد.
یکی از روشهای مؤثّر مُراقبت، این است که نمازگزار، بعد از نماز واجب، برخی نمازهای مستحبی، مانند نماز جعفر طیار(ع) و نماز امام زمان(عج) را با توجه بهجا آورد. اینگونه نمازگزار به خداوند میگوید: «پروردگارا! من در نماز واجب خود، کوتاهی کردم، اما این نماز مستحبی را از من بپذیر تا آبرویم را نزد تو بازیابم!»
آمده است که شخصی در باغش نماز بهجا میآورد و پَرِ پرندهای نظرش را جلب کرد، و تمام فکرش در نماز، درگیر آن شد؛ و بههمین دلیل، باغش را در راه خدا بخشید! همچنین نقل شده که شخصی نماز جماعت را از دست داد، و تا صبح به شب زندهداری پرداخت! و یا فرد دیگری، به خاطر نماز صبحش که قضا شده بود، بنده ای را آزاد کرد!
احترام گذاردن به لفظ جلالۀ «الله»
انسان باید خود را به احترام گذاردن به لفظ جلالۀ «الله» در هر شرایطی عادت دهد؛ نه اینکه فقط در لمس کردن آن بخواهد با طهارت باشد! نمازگزار، در نماز، به تکرار لفظ جلالۀ «الله» و ضمیری که به خداوند بازمیگردد، را به زبان میآورد؛ و بههمین دلیل، باید با خود عهد کند که هر بار لفظ جلالۀ «الله» یا ضمیری که به خداوند برگردد را به زبان آورد، در دل، با خشیت و احترام و توجه خدا را یاد کند!
مؤمنِ حقیقی همانگونه که با شنیدن نام پیامبر(ص)، بر او و اهلبیت ایشان درود میفرستد، و با شنیدن نام امامش، بر او سلام میکند، بایستی با شنیدنِ نام خداوند، در هر زمانی، به آن، الفاظِ احترامآمیز اضافه نماید؛ مثلا بگوید «جَلَّ جَلالُه» و آن را با بیانِ اوصافِ تعظیم، ذکر کند.
آدابِ ورود به نماز
اولین عمل نمازگزار بعد از نیّت، تکبیرة الإحرام است و این تکبیر، به معنای حضور رسمی در حَرَمِ لِقاء پروردگار است. نمازگزار قبل از گفتنِ تکبیر، در هنگام اذان و اقامه، گویا پشت درهای بسته در حال انتظار است، تا برای ورود به دیدار سلطان عالَم، اذن بگیرد، و به محض گفتن تکبیر، وارد حرمِ سلطان میگردد؛ و باید حتماً به مبطلات نماز توجه داشته باشد.
نمازگزار مانند کسی است که خارجِ حرمِ مکّه بوده، و سپس به میقات رفته تا وارد حرم الهی شود، و بایستی به تَرکِ احرام توجه داشته باشد. در میقات، احرام را نیت میکند، همانطور که در تکبیرة الإحرام اذن میگیرد! پس اذن گرفتن از خداوند، در نماز و حج، مشترک هستند و هر دو اِحرام هستند.
بزرگان اهل معرفت چنین میگویند که:
اگر انسان، در قدم اول، مؤدّب باشد، امید است که در ادبِ
خود، استمرار داشته باشد و بیادبیهای پیشینِ او نیز بخشوده شود؛ اما کسی که ادبِ ابتدایی را نداشته باشد، حتی اگر در ادامه، توجه داشته باشد، باید برای آن قصور، پاسخگو باشد. مثلاً اگر مهمانی وارد خانۀ انسان شود و بر صاحبِ خانه، سلام کند، و سپس از آداب مهمانی غافل شود، این غفلت بر او بخشیده میشود، اما اگر کسی بدون دعوت و سلام، وارد خانۀ ما شود، عذر او مورد قبول نخواهد بود!
سنگینیِ مسئولیت
تکبیرة الإحرام، احساس سنگینیِ مسئولیت را در نمازگزار بهوجود میآورد. هنگامی که نمازگزار حمد و سوره را میخواند، و سپس به رکوع و سجده میرود، باید بداند در پیشگاه خداست! خدایی که بالاتر از آن است که قابل وصف باشد، و بر همه چیز احاطه دارد.
بههمین دلیل، دور از ذهن نیست که نمازِ بنده، قدم به قدم با تَشریعِ تکبیرة الإحرام همراه باشد؛ یعنی هنگامی که نمازگزار تکبیر واجب را میگوید، و سپس، قبل و بعد از رکوع، تکبیر میگوید، و همچنین قبل و بعد از سجده اینکار را تکرار میکند، و نماز خود را با تکبیرات سهگانه به پایان میرساند، همواره در فضای تکبیر قرار دارد، و دائماً در حال اشاره کردن به به عهدی است که در ابتدای نماز، هنگام تکبیرة الإحرام انجام داده است.
احترام به خالق
کسی که پروردگار را در چَشم، نفس، فکر و قلبش بزرگ نمیدارد، این خلأ، در فکر، قلب و احساساتش باقی خواهد ماند و در هر صورت، این جای خالی با غیرِ خدا و هر چیز بیارزشی پُر خواهد شد! اما کسی که وجودش، مملو از حضور پروردگارش باشد، خلأ روحی او، با محبت خداوند پُر میشود و مَجالی برای محبوبِ دیگر باقی نخواهد ماند! عبادتِ یکتاپرستان، طبیعی و بدون تکلف است؛ آنها از اینکه نمیتوانند به غیر از خدا توجه کنند، شکایتی ندارند؛ زیرا توجه به دیگران را نشانهای از وجود خلأی در نفس میدانند. موحد کسی است که در جهان، هیچ اثری جُز خدا نبیند.
لذا نماز برای موحّدان، حرکتی روان، و متناسب با حالات روحیشان است.
قرآن میفرماید:
﴿وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ﴾⟦۱⟧
کسی که وجودش را خدا پُر کرده، دیگر جایی برای توجه به غیر معبودش ندارد.
بنابراین، اگر نمازگزار، در ابتدای نمازش، تکبیر را صحیح و با توجه معنای درُستِ آن بگوید، میتوان انتظار داشت که نمازی خاشع و مورد قبول خداوند بهجا آورد.
امام صادق(ع) فرمودند:
«فَإذا كَبَّرْتَ فَاسْتَصْغِرْ مَا بَيْنَ السَّمَاواتِ الْعُلَى وَالثَّرَى دُونَ كِبْرِيَائِهِ، فإن اللَّهَ تعالى إذا اطَّلَعَ عَلَى قَلْبِ الْعَبْدِ وََهُوَ يُكَبِّرُ، وَفِي قَلْبِهِ عَارِضٌ عَنْ حَقِيقَةِ تَكْبِيرِهِ، فَقَالَ: يَا كَذَّابُ أ تَخْدَعُنِ وَعِزَّتِ وَجَلَالِي لَأَحْرِمَنَّكَ حَلَوةَ ذِكْرِي، وَلَأَحْجُبَنَّكَ عَنْ قُرْبِي وَالْمَسَرَّةِ بِمُنَاجَاتِ»⟦۱⟧
وقتی تکبیر میگویی، همۀ چیزهای بین آسمان و زمین را در برابر بزرگی خدا کوچک بدان! زیرا اگر خداوند ببیند که بندهای در حال تکبیر گفتن است و در قلب او چیزی خلاف حقیقتِ تکبیر باشد، میفرماید: ای دروغگو! آیا میخواهی مرا فریب دهی؟ به عزت و جلالم سوگند که تو را از حلاوت یادم محروم میکنم و از نزدیکی به من و لذت مناجات با من دور میسازم.
عشق به نماز
دوستان خدا، کسانی هستند که به نماز، عشق میورزند و از آن لذت میبرند و قالبِ مادّی خود را هنگام تکبیر گفتن، از یاد میبرند! مانند امیرمؤمنان علی(ع) که تیر را هنگامِ نماز، از پای مبارکش در آوردند، در حالی که ایشان متوجه نشدند!
«فَأَتَيْتُهُ فَإذا هُوَ كَالْخَشَبَةِ الْمُلْقَاةِ، فَحَرَّكْتُهُ فَلَمْ يَتَحَرَّكْ وَزَوَيَْتُهُ فَلَمْ يَنْزَوِ، فَقُلْتُ : إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إليَه راجِعُونَ ، مَاتَ وَاللَّهِ عَلِيُّ بْنُ أبِي طَالِبٍ(ع)، فَأَتَيْتُ مَنْزِلَهُ مُبَادِراً أنْعَاهُ إليهمْ، فَقَالَتْ فَاطِمَةُ(علیهاالسلام): يَا
أَبَا الدَّرْدَاءِ مَا كَانَ مِنْ شَأْنِهِ وَمِنْ قِصَّتِهِ؟!.، فَأَخْبَرْتُهَا الْخَبَرَ، فَقَالَتْ: هِيَ وَاللَّهِ يَا أَبَا الدَّرْدَاءِ الْغَشْيَةُ الَّتِي تَأْخُذُهُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّه ، ثم أتوه بماء فنضحوه على وجهه فأفاق»⟦۱⟧
پس به نزد علی(ع) رفتم. او مانند یک تکه چوب افتاده بود. او را تکان دادم ولی حرکت نکرد. او را جابجا کردم ولی حرکتی
نکرد. گفتم: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾، به خدا قسم که علی بن
ابیطالب(ع) درگذشت. پس به خانۀ او شتافتم تا این خبر را به خانوادهاش بگویم. فاطمه(علیهاالسلام) گفت: ای ابو درداء! چه اتفاقی برای او افتاده و داستانش چیست؟! خبر را به او گفتم. ایشان گفت: به خدا قسم، ای ابو درداء، این غش و ضعف از خشیت خداوند است. سپس برای او آب آوردند و بر صورتش پاشیدند و او به هوش آمد!
چنین مطالبی، جای تعجب ندارد، وقتی قرآن کریم در مورد زنهای مصر چنین میگوید:
﴿فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُن﴾⟦۲⟧
هنگامی که او را دیدند به حقیقت در نظرشان بزرگ [و بسیار زیبا] یافتندش و [از شدت شگفتی و حیرت به جای میوه] دستهایشان را بریدند!
آنان جمال یوسف را دیدند، درحالی که زیبایی او، ظاهری و گذرا بود! پس آیا آنچه در مورد حالات امیرالمؤمنین و ائمه(علیهمالسلام) در نماز میشنویم، با وجود مشاهدۀ جمال الهی، عجیب است؟!
شک در نماز
نمازگزار خاشع، قدرت تسلط بر افکارش را از اولین تکبیر نماز دارد و هیچگاه گرفتار شک در نماز نمیشود!
بُروز شک، اگرچه از لحاظ فقهی شرایط و احکامی دارد، اما نزد خواصّ بندگان خدا، حالتی سَلبی است!
نزد بندگان حقیقی، اگر کسی در نمازش دچار شک شود و گاهی حتی تعداد رکعات نماز را نمیداند، نمازش قابل قبول نیست!
نمازگزار بایستی در آغاز نماز، تلاش بیشتری کند تا بتواند زمام افکارش را در دست بگیرد و به تدریج وارد حالت فراموشی و خطا نشود.
تکبیر در نماز
تکبیر که یکی از ارکان نماز، و کلیدی برای دسترسی به گنجینههای الهیِ نهفته در نماز است. به همین دلیل، آدابِ گفتاریِ زیادی قبل از تکبیر گفتن در ابتدای نماز وجود دارد. تکبیرِ افتتاحیه، اوج تکبیرهای نماز است که دعاهای زیادی بهعنوان مقدمۀ آن ذکر شده است.
بهتر است نمازگزار در ابتدا سه تکبیر بگوید و سپس این دعا را بخواند:
«اللَّهُمَ أَنْتَ الْمَلِكُ الْحَقُ ، لَا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ، إِنِّ ظَلَمْتُ نَفْسِي،
فَاغْفِرْ لِي ذَنْبِي، إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْت»
در ادامه، دو تکبیرِ دیگر بگوید و این دعا را بخواند:
«لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ ، وَالْخَيْرُ فِي يَدَيْكَ، وَالشَّرُّ لَيْسَ إِلَيْكَ، وَالْمَهْدِيُّ مَنْ هَدَيْتَ، عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ بَيْنَ يَدَيْكَ، مِنْكَ وَبِكَ وَلَكَ وَإِلَيْكَ، لَا مَلْجَأَ وَلَا مَنْجَى وَلَا مَفَرَّ مِنْكَ إِلَّا إِلَيْكَ، تَبَارَكْتَ وَتَعَالَيْتَ، سُبْحَانَكَ وَحَنَانَيْكَ، سُبْحَانَكَ رَبَّ الْبَيْت »⟦۱⟧
سپس دو تکبیرِ دیگر بگوید و بخواند:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ ، عالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلاتِ وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِ لِلَّهِ رَبِّ الْعالمَِينَ، لا شَرِيكَ لَهُ، وَبِذلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِين»⟦۲⟧
آغازی دروغین
نمازگزار، نماز خود را با تکبیرة الإحرام آغاز میکند و اعتراف میکند که خداوند بزرگتر از آن است که وصف شود. معنای این اعتراف، احساس بزرگی خداوند در وجود نمازگزار و تمرکز ذهنش بر خداست! بنابراین، اگر نمازگزار، پس از تکبیرة الإحرام، اجازه دهد که توجهش از خداوند منحرف شود، نمازِ او با دروغ و ادعای باطل آغاز شده است.
چگونه نمازی که با دروغِ آشکار شروع شده باشد، پذیرفته خواهد شد؟!
علاوه بر آنکه این دروغ، با هر تکبیرِ نماز تکرار میشود، و با ﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾ ادامه مییاید، در حالی که به همه کس جز خدا متوسل میشود.
از اینرو نمازگزار باید حداقلِ صداقت را در نماز داشته باشد؛ یعنی باید حداقل در هنگام ادّعا صادق باشد و هنگام تکبیر، خداوند را بزرگ بشمارد، حتی اگر در دیگر حالات نتواند توجه کامل داشته باشد!
شهید ثانی(قدسسره) این واقعیت را روشن میکند که اگر تکبیرگوینده، به واقعیتِ تکبیر توجه نکند، صادق نیست:
«قلب خود را هنگام نماز بررسی کن؛ اگر حلاوت و شادی نماز را در دلت مییابی و قلبت از مناجات با خدا خوشحال است و لذت میبرد، بدان که در تکبیرت به خداوند صادق بودهای وگرنه، محرومیت از لذت مناجات و عبادت، نشانه تکذیب خداوند و دوری از درگاه اوست.»⟦۱⟧