دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل دهم: رموز باطنی استعاذه

برکات استعاذه

یکی از مستحباتی که اکثر نمازگزاران از آن غافلند، استعاذه است؛ استعاذه یعنی نمازگزار، قبل از شروع قرائت قرآن، باید به خداوند پناه ببرد، تا از وسوسه‌های شیطان در امان باشد!

دستور استعاذه به این دلیل است که شیطان، تلاش دارد که با وسوسه‌های

خود، هر عبادتی را آلوده‌کند و آن را از ظاهر و باطن، تخریب نماید.

اگر شیطان در تخریبِ ظاهرِ عبادات، موفق نشود، سعی در بی‌اثر کردن آنها از درون، خواهد داشت! شیطانِ لعین به‌خاطر حسادت قدیمیِ خود، نسبت به فرزندانِ‌آدم، تلاش می‌کند تا بندگانِ خدا را از انجام عباداتِ موردِ رضایتِ خداوند، منصرف کند!

خداوند متعال در قرآن فرموده است:

﴿فَإذا قَرَأْتَ القرآن فَاسْتَعِذْ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ﴾⟦۱⟧

پس وقتی قرآن می‌خوانی، از شیطانِ مطرود، به خدا پناه بر!

دلیل این امر خداوند به قاریان قرآن، آنست که قرائت قرآن، موجب نزول رحمت الهی بر انسان می‌شود. در نماز نیز که معراج مؤمن است، استعاذه اهمیت ویژه‌ای دارد. پس انسان، به استعاذۀ قبل از تلاوت قرآن، در نماز و غیر آن، امر شده تا از هجوم شیاطین به قلبش در حال نماز و قرائت قرآن جلوگیری کند.

میانِ لفظ و معنا ارتباط قرار بده!

برخی از حالات قلبی مانند استعاذه و استغفار، به اشتباه در قالبِ الفاظ قرار گرفته‌اند. استعاذه و استغفار دو حرکت و حالت قلبی هستند که از طریق زبان بُروز می‌کنند. وقتی کسی با زبانش استغفار می‌کند، ابتدا قلبش به سوی خداوند بازمی‌گردد؛ که همین، پایه و اساسِ استغفار حقیقی است! همچنین هنگامی که شخصی استعاذه می‌کند، ابتدا قلبش به خداوند پناه برده است! در واقع، الفاظ، برای نشان دادنِ معانیِ قلبی به کار می‌روند. پس اگر قلب انسان از این معانی، خالی باشد، این حرکاتِ زبانی هیچ تأثیر باطنی ندارند، و فقط امواجی در فضا هستند که اثر درونیِ مورد انتظار را ندارند.

شهید ثانی(قدس‌سره) حقیقت استعاذه را این‌گونه بیان می‌کند:

«بدان که او (شیطان) دشمن توست و مترصّد است قلبت را از خداوند منحرف کند، حسادت بر مناجات تو با خداوند و سجودت برای او دارد، در حالی که به خاطر یک سجده‌ای که

ترک کرد، لعنت شده است. استعاذه تو از شیطان با ترک آنچه دوست دارد و جایگزینی آن با آنچه خداوند دوست دارد باید همراه باشد. اگر کسی از دشمن یا حیوانی وحشی قصد داشت او را ببلعد یا بکشد و او بگوید: «به این حِصن حَصین پناه می‌برم»، در حالی که در همان مکان باقی مانده، این سودی برایش ندارد مگر اینکه مکان خود را تغییر دهد. همین طور کسی که به دنبال شهوات است که محل شیطان و مکرهای اوست، گفتن این کلمات به تنهایی کافی نیست.»⟦۱⟧

لزوم استعاذۀ مستمر

نمازگزار هنگامی که به خداوند پناه می‌برد، باید بداند که این استعاذۀ اولیه، او را از استعاذۀ مستمر و دائمی بی‌نیاز نمی‌کند! مانند نیت که باید به صورت مستمر، درونِ انسان، مُرور شود و فقهاء می‌گویند که نیت باید در ابتدا و بقاء و ادامه وجود داشته باشد! استعاذه نیز چنین است و باید این پناه بردن به پروردگار عالَم، به‌صورت دائمی در فکر و ذهن انسان وجود داشته باشد! چون شاید شیطان در اعمال مختلف نماز، مانند رکوع و سجود، در کمینِ نمازگزار باشد، و بسیار مشاهده می‌کنیم که نمازگزار، با اِقبال و توجه، نماز را آغاز می‌کند، ولی در انتهای نماز، دچار اِدبار و بی‌توجهی می‌شود!

هجومِ افکارِ ناخواسته

نمازگزار در طول نماز با هجومِ عجیبِ خواطر و افکارِ مختلفی مواجه می‌شود.

حتی ممکن است نمازگزار، قبل از نماز، در حالتی از تمرکزِ قابل قبول، حالت خوبی از احساسات یا در مکانی مبارک مانند مرقد امام حسین(ع) باشد، اما به‌محض آغاز تکبیرة الإحرامِ نماز، سیلی از افکار و وسوسه‌ها به سراغش می‌آیند، گویا دستی او را از حالت حضور قلب، خارج می‌کند.

پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند:

«إِنَّ أَحََدَكُمْ إِذَا قَامَ يُصَلِّي، جَاءَ الشَّيْطَانُ، فَلَبَسَ عَلَيْهِ حَتَّى لَا يَدْرِي كَمْ صَلّى»⟦۱⟧

هنگامی که یکی از شما نماز می‌خواند، شیطان می‌آید و او را مشغول می‌کند تا حدی که نمی‌داند چند رکعت نماز به‌جا آورده است.

کنترلِ خواطر، چه در نماز و چه خارجِ آن، از مشکلات بزرگِ انسانِ غیرِ خاشع است؛ زیرا تمرکزِ ذهن بر چیزی، نشانۀ اهمیت آن‌چیز در دلِ انسان است. کسی که برای مقامِ رَبّ خود ارزشی قائل نباشد، به‌طور طبیعی از تمرکزِ در نماز، محروم می‌شود.

توجهِ صِرف به لفظِ اذکار، بدون توجه قلبی، ذکر را بی‌اثر خواهد کرد و حتی ممکن است ضرر نیز داشته باشد! زیرا ممکن است بدون حضور در دِژی امن، شیاطین به او حمله کنند!

اما شخصی که حقیقتاً به خدا پناه می‌برد، حقیقتاً در حِصنِ امنِ الهی است؛ و این حِصن، طبق روایتی، توحید است:

«لَا إِلهَ إِلّا اللهُ حِصنِ»⟦۱⟧

«لا إله إلّا الله» قلعه استوار من است.

و طبق روایت دیگری، ولایت است:

«وَلَايَةُ عَلِيٍ حِصْنِ »⟦۲⟧

ولایت امیرالمؤمنین دژ مستحکم من است.

پانوشت‌ها

  1. سوره نحل، آیه ۹۸.
  2. أسرار الصلاة، ص ۱۲۴-۱۲۵.
  3. صحیح البخاری، ج۲، ص۶۹.
  4. أمالی (شیخ صدوق)، ص۲۳۵.
  5. بحار الأنوار، ج۳۹، ص۲۴۷.