دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل چهاردهم: آداب معنوی سجده

آدابِ باطنیِ سجده

سجده، از مهم‌ترین اعمالِ نماز است و همۀ ارکان نماز، از جمله تکبیر، حمد، سوره، رکوع و قیام، گویی مقدمه‌ای هستند تا انسان به این درجه از قُرب الهی برسد.

امام صادق(ع) می فرماید:

«فِي الرُّكُوعِ أَدَبٌ وَفِي السُّجُودِ قُرْب »⟦۱⟧

در رکوع، ادب، و در سجود، قُرب الهی است.

واضح است که نمازگزار نمی‌تواند سجده‌ای صحیح و کامل انجام دهد، مگر آنکه قبل از آن، حرکاتِ نماز، از تکبیر گرفته تا مقدمات نماز را درُست و کامل انجام داده باشد.

اِخلال در مراحلِ قبل از سجده، بی‌ادبی در محضر الهی محسوب شده و موجب محرومیت در قرب الهی در سجده می‌گردد؛

زیرا نمازگزار، با تکبیرة الإحرام وارد حرمِ امنِ الهی شده و از ابتدا باید آدابِ ورود به نماز را رعایت نماید.

انواع سجده

سجود به معنای خضوع در برابر خداوند است و سه نوعِ متفاوت دارد، که همگی نشان‌دهندۀ مراتب و معانی مختلف عبادت هستند:

•سجودِ تکوینی:

یعنی همۀ موجودات، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، در مسیرِ خلقت و قوانین الهی در حال سجده هستند. این نوع از سجده، نشان‌دهندۀ تسلیم همۀ کائنات در برابر ارادۀ پروردگار است.

خداوند در قرآن می‌فرماید:

﴿وَلِلّٰهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً﴾⟦۱⟧

کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند، از روی میل و رغبت یا بدون اختیار برای خدا سجده می‌کنند.

امام صادق(ع) نیز با اشاره به تسبیح موجودات فرموده‌اند:

«أَمَا يَسْتَحْيِ أَحَدُكُمْ أَنْ يُغَنَِّ عَلَى ظَهْرِ دَابَّتِهِ وَهِيَ تُسَبِّحُ»⟦۲⟧

آیا شرم نمی‌کند کسی که روی مَرکب خود آواز می‌خواند، در حالی که آن مَرکب، در حال تسبیح الهی است؟!

این بیانِ امام، نوعی هشدار به انسان‌های غافل از عبادت و یاد خداست.

•سجود جسمانی:

این سجده، شامل قرار دادن مواضع هفتگانۀ بدن (پیشانی، کف دست‌ها، زانوها و انگشتان شست پا) بر زمین است که نمایانگر خضوعِ جسمی در برابر خداوند است.

امام علی(ع) این نوع سجود را چنین توصیف کرده‌اند:

«السُّجُودُ الْجِسْمَانُِ هو وَضْعُ عَتَائِقِ الْوُجُوهِ عَلَى التُّرَابِ وَاسْتِقْبَالُ الْأَرْضِ بِالرَّاحَتَيْنِ وَالرُّكْبَتَيْنِ وَأَطْرَافِ الْقَدَمَيْنِ مَعَ خُشُوعِ الْقَلْبِ وَإِخْلَاصِ النِّيَّةِ»⟦۱⟧

سجود جسمانی یعنی قرار دادن صورت بر خاک و تماس بدن با زمین همراه با خشوع قلب و نیت خالص.

این سجده، هم جسم و هم قلب را در ارتباط مستقیم با خداوند قرار می‌دهد.

•سجودِ باطنی:

این نوع از سجده، حالتی درونی است که شامل احساس هیبت، تواضع، عشق و ارتباط عمیق با خداوند است.

امام علی(ع) می‌فرماید:

«السُّجُودُ النَّفْسَانُِ فَرَاغُ الْقَلْبِ مِنَ الْفانيَاتِ وَالْإقبال بِكُنْهِ الهِْمَّةِ عَلَى الْبَاقِيَاتِ وَخَلْعُ الْكِبْرِ وَالْحَمِيَّةِ وَقَطْعُ الْبَاقِيَاتِ وَخَلْعُ الْكِبْرِ وَالْحَمِيَّةِ وَقَطْعُ الْعَلَائِقِ الدُّنْيَوِيَّةِ وَالتَّحَلِّي بِالْخَلَائِقِ النَّبَوِيَّةِ»⟦۲⟧

سجودِ نفسانی به معنای خالی کردن قلب از امور فانی و توجه کامل و با همۀ وجود، به امور باقی است. این سجود، شامل کنار گذاشتن تکبر و خودخواهی، بُریدن تعلقات دنیوی، و آراستن خود به اخلاق نبوی می‌شود.

در حقیقت، ایشان سجود نفسانی را به عنوان «خالی کردن قلب از دلبستگی‌های دنیوی، توجه کامل به باقیات و آراستن به اخلاق نبوی» توصیف کرده‌اند. این نوع از سجده، نمایانگر عُمق ارتباط معنوی انسان با حقایق الهی است.

کسانی که به مرحلۀ اُنس با خداوند رسیده‌اند، سجده را فرصتی برای سیر در عالَم غیب می‌دانند و زمانِ آن را طولانی می‌کنند، بی‌آنکه دچار خستگی شوند؛ و این، نشان‌دهندۀ قدرت معنوی و ارتباط ویژه آنها با پروردگار است.

محقق کردنِ حوائج

بنده ممکن است در مسیرِ زندگی دنیوی و اخروی خود، با حوائجی روبرو شود که اگر برآورده شوند می‌توانند مسیر زندگی او را تغییر دهند؛ و سجده، فرصتی ارزشمند برای بنده است تا نیازهای خود را به پیشگاه خداوند تقدیم کند.

یکی از روش‌های موثرِ استجابت دعا در روایات، سخن امام صادق(ع) است که می‌فرمایند:

«إذا قَامَ الْعَبْدُ نِصْفَ اللَّيْلِ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ جَلَّ جَلَالُهُ، فَصَلَّى لَهُ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَةَ الشُّكْرِ بَعْدَ فَرَاغِهِ، فَقَالَ: مَا شَاءَ اللَّهُ مَا شَاءَ اللَّهُ مِائَةَ مَرَّةٍ، نَادَاهُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ مِنْ فَوْقِهِ: عَبْدِي إلى كَمْ تَقُولُ مَا شَاءَ اللَّهُ مَا شَاءَ اللَّهُ، أَنَا رَبُّكَ وَإِلَىَّ الْمَشِيَّةُ وَقَدْ شِئْتُ قَضَاءَ حَاجَتِكَ فَسَلْنِ مَا شِئْتَ»⟦۱⟧

اگر بنده، نیمه‌شب، در برابر پروردگارش _ جلّ جلاله _ برخیزد و چهار رکعت در دلِ شبِ تاریک، نماز به‌جا آورد، سپس سجدۀ شکر کند و بعد از آن صد مرتبه بگوید: «ما شاء الله ما شاء الله»، خداوند _ جلّ جلاله _ از بلندای عرش خود به او خطاب می‌کند: ای بنده من، تا کی این جمله «ما شاء الله ما شاء الله» را تکرار می‌کنی؟ من پروردگار تو هستم و همه امور به مشیت من تعلق دارند. من برآورده شدن حاجت تو را خواسته‌ام؛ پس از من آنچه می‌خواهی طلب کن.

برای دستیابی به اثراتِ این‌گونه روایات، لازم است که دقیقاً به شرایط و جزئیات ذکر شده در آن عمل شود، و از مهم‌ترین مواردِ آن، سپردنِ کاملِ امور خود به خداوند هنگام گفتن «ما شاء الله» در حالت سجده است.

ربط دادن سجده به نعمت‌ها

یکی از عواملِ ایجاد اُنس با سجده، عادت به سجده کردن پس از به‌دست آمدنِ نعمتی یا به یاد آوردن نعمت‌های دیگر است. نعماتِ الهی بی‌شمار هستند و هر یک از این نعمات، نیازمند سجدۀ شکرِ بیشتری است. این ارتباط، بین نعمت و سجده، یک ارتباطِ مبارک و پر برکت است.

در این زمینه، روایتی وارد شده که نشان‌دهندۀ تأثیر عظیم سجدۀ بنده بر زمین، در عالَم ملکوت است.

خداوند متعال در حدیثی قدسی می‌فرماید:

«إِنَ الْعَبْدَ إذا صَلَّى ثُمَ سَجَدَ سَجْدَةَ الشُّكْرِ، فَتَحَ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَتعالى الْحِجَابَ بَيْنَ الْعَبْدِ وَبَيْنَ الْمَلَائِكَةِ، فَيَقُولُ: يَا مَلَائِكَتِي، انْظُرُوا إلى عَبْدِي أَدَّى فريضتى وَأَتَمَّ عَهْدِي ثُمَّ سَجَدَ لِي شُكْراً عَلَى مَا أَنْعَمْتُ بِهِ عَلَيْهِ مَلَائِكَتِي مَا ذَا لَهُ عِنْدِي ؟ فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ: يَا رَبَّنَا رَحمَْتُكَ، ثُمَّ يَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَتعالى: ثُمَّ مَإذا لَهُ؟ فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ: يَا رَبَّنَا جَنَّتُكَ، فَيَقُولُ الرَّبُّ تعالى: ثُمَّ مَإذا؟ فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ: يَا رَبَّنَا كِفَايَةُ مُهِمِّهِ، فَيَقُولُ الرَّبُّ تعالى: ثُمَّ مَإذا؟ فَلَا يَبْقَ شَيْ ءٌ مِنَ الْخَيْرِ إِلَّا قَالَتْهُ الْمَلَائِكَةُ، فَيَقُولُ اللَّهُ تعالى: يَا مَلَائِكَتِي ثُمَّ مَإذا؟ فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ: يَا رَبَّنَا لَا عِلْمَ لَنَا، فَيَقُولُ اللَّهُ تعالى: لَأَشْكُرَنَّهُ كَمَا شَكَرَنِ وَأُقْبِلُ إليه بِفَضْلِي وَأُرِيهِ رَحمَْتِي»⟦۱⟧

وقتی بنده‌ای نماز بخواند و سپس سجدۀ شکر به جا آورد، پروردگار تبارک و تعالی پردۀ میان خود و فرشتگان را کنار می‌زند و می‌گوید: ای فرشتگان من! نگاه کنید به بنده‌ام که فریضه‌ام را انجام داد و عهدم را کامل کرد و سپس به خاطر نعمتی که به او عطا کرده‌ام، برایم سجدۀ شکر کرد. ای فرشتگان من! چه پاداشی برای او در نظر دارم؟ فرشتگان پاسخ می‌دهند: ای پروردگار ما! رحمت تو. سپس خداوند می‌پرسد: دیگر چه؟ فرشتگان پاسخ می‌دهند: ای پروردگار ما! بهشت تو. خداوند باز می‌پرسد: دیگر چه؟ فرشتگان می‌گویند: ای پروردگار ما! رفع نیازهایش. خداوند می‌پرسد: دیگر چه؟ و این روند ادامه پیدا می‌کند تا هر خیری گفته شود. سپس خداوند می‌فرماید: ای فرشتگان من! دیگر چه؟ فرشتگان پاسخ می‌دهند: ای پروردگار ما! دانشی نداریم. خداوند می‌فرماید: من او را همچنان که مرا شکر کرد، شکر می‌کنم و به او فضل خود را عطا می‌کنم و رحمت خود را به او نشان می‌دهم.

این نهایتِ کرامت الهی است که خداوند، بنده‌ای از بندگان خود را این‌گونه مورد لطف و شکر قرار دهد!

خواب در سجده

گاهی ممکن است انسان در حالت سجده به خواب برود _ به‌ویژه پس از یک شب عبادتِ طولانی _ و گمان کند که این زمان از عمرش، بیهوده گذشته است. در حالی که در حقیقت، او در میهمانیِ خداوند بوده است، حتی اگر خودش از این حالت، آگاه نبوده باشد. در این حالت، ممکن است عطاهایی به او داده شود که حتی در بیداری به او داده نمی‌شد! چرا که روح انسان، چه در مرگ و چه در خواب، به سوی خداوند عروج می‌کند؛ آن هم در حالتِ سجده!

خداوند متعال، ارواحِ برخی از ما را برمی‌گرداند، در حالی که آنها در این دیدارِ نادیده، از فیوضات الهی بهره‌مند شده‌اند! لذا در این حالت، ممکن است انسان، از خواب بیدار شود و احساس طراوت و نشاط روحی را تجربه کند.

در روایت آمده است که امام رضا(ع) فرمودند:

«إذا نَامَ الْعَبْدُ وَهُوَ سَاجِدٌ، قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتعالى: عَبْدِي قَبَضْتُ رُوحَهُ وَهُوَ فِي طَاعَتِي »⟦۱⟧

اگر بنده‌ای در حالت سجده به خواب برود، خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: روح بنده‌ام را قبض کردم، در حالی که او در طاعت من بود!

سجدۀ اولیاء خدا

سجده‌کننده می‌تواند پیشانی، گونه و طرفین پیشانی خود را به خاک بمالد تا نهایتِ فروتنی و تواضعش را به خداوند متعال نشان دهد. این عمل، نشان می‌دهد که شریف‌ترین عضو بدن، یعنی سر، بر ساده‌ترین و بی‌ارزش‌ترین چیز، یعنی خاکِ زیر پا قرار گرفته است.

همۀ پیامبران و اوصیاء(علیهم‌السلام) حالات ویژه‌ای در حالت سجده داشته‌اند که فقط خداوند علیم از آنها آگاه است.

امام باقر(ع) روایت کرده‌اند که خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود:

«أوحَى اللَّهُ تعالى إلى مُوسَى (ع) أَ َتَدْرِيَ لِمَ اصْطَفَيْتُكَ بِكَلَامِي مِنْ دُونِ خَلْقِ؟َ قَالَ: لَا يَا رَبِّ، قَالَ: لَمْ أجِدْ أحَداً أذلَّ نَفْساً مِنْكَ يَا مُوسَى إِنَّكَ إذا صَلّيْتَ وَضَعْتَ خَدَّيْكَ عَلَى التُّرَابِ»⟦۱⟧

ای موسی! می‌دانی چرا تو را برای سخن گفتن با خودم انتخاب کردم؟ موسی پاسخ داد: نه! پروردگارا. خداوند فرمود: چون هیچ‌کس را نیافتم که مانند تو خود را خوار کند. تو هنگام نماز، گونه‌ات را بر خاک می‌گذاشتی!

شهید ثانی(قدس‌سره) نیز چنین توصیه کرده‌است:

«صورتت را که گرامی‌ترین عضو بدن توست، بر خاک که ساده‌ترین چیز است بگذار. اگر می‌توانی بدون هیچ مانعی، مستقیماً بر خاک سجده کن، زیرا این کار نشان‌دهنده خشوع و تواضع بیشتر است.»⟦۲⟧

جایگاه سجده

نگاه به محل سجده می‌تواند عاملی انگیزشی، و سبب یادآوری برای بنده باشد تا حالات معنوی گذشته و از دست رفته را دوباره بازیابد. علاوه بر این، تکرار سجده بر یک مکان خاص، به آن مکان قداست ویژه‌ای می‌بخشد.

در این زمینه، از امام صادق(ع) روایت شده است که به مردی فرمودند:

«إذا أَصَابَكَ هَمٌ فَامْسَحْ يَدَكَ عَلَى مَوْضِعِ سُجُودِكَ، ثُمَّ امْسَحْ يَدَكَ عَلَى وَجْهِكَ مِنْ جَانِبِ خَدِّكَ الْأَيْسَرِ، وَعَلَى جَبْهَتِكَ إلى جَانِبِ خَدِّكَ الْأَيْمَنِ، ثُمَّ قُلْ: بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ ... الرَّحمْنُ الرَّحِيمُ اللَّهُمَّ أذهِبْ عَنِّ الْغَمَّ وَالْحَزَنَ ثَلَاثاً»⟦۱⟧

اگر غم و اندوهی به تو روی آورد، دستت را بر محل سجده‌ات بکش، سپس دستت را بر صورت خود از سمتِ گونۀ چپ به سمتِ پیشانی و سپس به گونۀ راست بکش و بگو: «به نام خدایی که جز او معبودی نیست، دانای غیب و شهود... بخشنده و مهربان. خدایا غم و اندوهم را از من دور کن.» این دعا را سه بار تکرار کن. حال، اگر سجده، بر تربت امام حسین(ع) باشد، اثرات معنوی ویژه‌ای هم خواهد داشت. امام صادق(ع) نیز سجده که نشان از فروتنی و تسلیم کامل ایشان در برابر خداوند بود را بر تربت امام حسین(ع) انجام می‌دادند و فقط بر آن سجده می‌کردند.

ترویجِ عبادت

مؤمن می‌تواند با رفتار عملیِ خود، راه‌های نزدیکی به خداوند را نشان دهد؛ راه‌هایی که ممکن است از دیدِ عموم، غافل بماند. بنابراین، اگر خطر ریا و خودپسندی وجود نداشته باشد، می‌توان برخی اعمال عبادی را آشکارا انجام داد تا دیگران با مشاهدۀ آنها، به تقرب به پروردگار تشویق شوند. پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز اعمالی انجام می‌دادند که برای همیشه الگویی برای پیروانشان باشد.

امام صادق(ع) فرمودند:

«اِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ كَانَ فِي سَفَرٍ يَسِيرُ عَلى نَاقَةٍ لَهُ إذا نَزَلَ فَسَجَدَ خمَْسَ سَجَدَاتٍ، فَلَمَّا أَنْ رَكِبَ، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّا رَأَيْنَاكَ صَنَعْتَ شَيْئاً لَمْ تَصْنَعْهُ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، اسْتَقْبَلَنِ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ، فَبَشَّرَنِ بِبِشَارَاتٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، فَسَجَدْتُ لِلَّهِ شُكْراً، لِكُلِّ بُشْرى سَجْدَة»⟦۱⟧

رسول خدا(ص) در سفر، بر شتری حرکت می‌کرد. وقتی پیاده شد، پنج سجده به جا آورد. پس از سوار شدن، همراهان پرسیدند: ای رسول خدا! دیدیم کاری کردید که قبلاً انجام نداده بودید؟ ایشان فرمودند: بله! جبرئیل نزد من آمد و بشارت‌هایی از سوی خداوند عزوجل به من داد، و من برای هر بشارت، یک سجدۀ شکر به جا آوردم.

همچنین، امام زین‌العابدین(ع) نیز به‌خاطر یادآوری نعمت‌های الهی، به کثرت سجده، شهرت داشتند.

امام باقر(ع) روایت کرده‌اند:

«إِنَّ أَبِي عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ(ع) مَا ذُكِرَ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِلَّا سَجَدَ وَلَا قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِيهَا سُجُودٌ إِلَّا سَجَدَ، وَلَا دَفَعَ اللَّهُ تعالى عَنْهُ سُوءً يَخْشَاهُ أو كَيْدَ كَائِدٍ إِلَّا سَجَدَ، وَلَا فَرَغَ مِنْ صَلَاةٍ مَفْرُوضَةٍ إِلَّا سَجَدَ، وَلَا وُفِّقَ لِإِصْلَاحٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ إِلَّا سَجَدَ، وَكَانَ أَثَرُ السُّجُودِ فِي جمَِيعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّيَ السَّجَّادَ لِذَلِكَ»⟦۱⟧

پدرم، علی بن الحسین(ع)، هیچ نعمتی از نعمت‌های خدا را یاد نمی‌کرد، مگر اینکه سجده می‌کرد. هیچ آیه‌ای از قرآن که در آن سجده‌ای باشد، نمی‌خواند، مگر آنکه سجده می‌کرد. اگر خداوند بلایی را که از آن می‌ترسید دور می‌کرد یا مکر دشمنی را از او دفع می‌کرد، سجده می‌کرد. هرگاه نماز واجب را به پایان می‌رساند، سجده می‌کرد. اگر توفیق اصلاح میان دو نفر نصیبش می‌شد، سجده می‌کرد. اثر سجود در تمام مواضع سجده‌اش آشکار بود، و به همین دلیل او را سجاد نامیدند.

آزمودن به وسیلۀ سجده

خداوند متعال هنگام آزمودن فرشتگان، سجده را انتخاب نمود چرا که این حرکت، نهایتِ فروتنی را می‌رساند و این، خود، باعث شد که ابلیس از اطاعت پروردگار سر باز نهد؛ تا جایی که شاید اگر امرِ به رکوع شده بود، ابلیس ممکن بود قبول کند.

پس اگر بنده بخواهد شکایت و نجوای خود را به پروردگارش برساند، بایستی این حالت را برگزیند؛ چرا که در این حالت به پروردگار خویش نزدیک‌تر خواهد بود.

از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند:

«السُّجُودُ مُنْتَهَى الْعِبَادَةِ مِنِ ابْنِ آدم »⟦۱⟧

سجده، نهایت عبادت از سوی فرزند آدم است.

معرفتِ عمیق

بهترین راهِ رسیدن به خشیت در سجده و در سایر اعمال عبادی، افزایشِ شناخت و معرفت است. انسان، به دلیل گرایش به دنیای مادی و تعلّق به زمین، نمی‌تواند با غیب به عنوان یک امرِ صِرفاً نامرئی، ارتباط کاملی برقرار کند.

این معرفت، گاهی از طریق یادگیریِ ظاهری به دست می‌آید و گاهی از طریقِ کشف باطنی و تجلیِ الهی به بنده.

امام علی(ع) به زیبایی این مسیر را توصیف کرده‌اند:

«قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ ، وَأَمَاتَ نَفْسَهُ، حَتَّى دَقَّ جَلِيلُهُ ، وَلَطُفَ غَلِيظُهُ ، وَبَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِيرُ الْبَرْقِ فَأَبَانَ لَهُ الطَّرِيقَ وَسَلَكَ بِهِ السَّبِيلَ وَتَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ إلى بَابِ السَّلَامَةِ وَدَارِ الإقامة وَثَبَتَتْ رِجْلَاهُ بِطُمَأْنِينَة»⟦۱⟧

عقلِ خود را زنده کرده و نفسِ خویش را مهار نموده است، تا جایی که زبری‌های درونی‌اش نرم، و بزرگ‌ترین موانعش کوچک شده‌اند. نوری روشن برای او درخشیده و راه را آشکار کرده است، او را به مسیر هدایت کشانده و درهای رحمت او را به آرامش و اقامت ابدی رهنمون ساخته است. قدم‌هایش با اطمینان و آرامش در این راه محکم گشته‌اند.

این سخنِ امام علی(ع) نشان می‌دهد که خشیت و ارتباط عمیق با خداوند، تنها از طریق رشد معرفت و روشنایی درونی حاصل می‌شود.

طولانی نمودنِ سجده

برخی روایات، به اهمیتِ طولانی کردنِ سجده، علاوه بر اصلِ انجام آن تأکید می‌کنند؛ زیرا این حالت بدنی، فرصتی برای غرق شدنِ روح در مسیر معنوی است و این امر، باعثِ انس بیشتر با عالَم غیب می‌شود، و فرد را از دلبستگی‌های دنیوی دور می‌کند.

افرادِ اهل سجده، به‌ویژه پس از سجده‌های طولانی، دیگر به لذت‌های معمول دنیوی علاقه‌ای ندارند.

در این زمینه، روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرموده‌اند:

«إذا أَرَدْتَ أَنْ يَحْشُرَكَ اللَّهُ مَعِي فَأَطِلِ السُّجُودَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ»⟦۱⟧

اگر می‌خواهی خداوند تو را همراه من محشور کند، سجده‌ات را در برابر خداوندِ واحدِ قهّار طولانی کن.

همچنین امام صادق(ع) روایت کرده‌اند که:

«مَرَّ بِالنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ رَجُلٌ وَهُوَ يُعَالِجُ بَعْضَ حُجُرَاتِهِ ، فَقَالَ: يََا رَسُولَ اللَّهِ، أَلَا أَكْفِيكَ؟ فَقَالَ: شَأْنَكَ، فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ َصَلّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ: حَاجَتُكَ ؟ قَالَ: الْجَنَّةُ، فَأَطْرَقَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، ثُمَّ قَالَ: نَعَمْ، فَلَمَّا وَلّى قَالَ لَهُ: يَا عَبْدَ اللَّهِ، أَعِنَّا بِطُولِ السُّجُود»⟦۲⟧

روزی مردی نزد پیامبر اکرم(ص) آمد، در حالی که ایشان مشغول تعمیر حجره‌ای بودند. مرد گفت: ای رسول خدا، آیا شما را کمک کنم؟ پس از پایان کار، پیامبر از او پرسیدند: حاجتت چیست؟ مرد گفت: بهشت. پیامبر لحظه‌ای سکوت کردند و سپس فرمودند: بله. پس از رفتن مرد، پیامبر(ص) به او گفتند: ای بنده خدا، ما را با طولانی کردن سجده کمک کن.

این روایات نشان‌دهندۀ آثار ارزشمند سجده‌های طولانی در قرب به خداوند و پیامبر اکرم(ص) است.

سجدۀ یونسیه

از جمله سجده‌هایی که انسان را از غم، رهایی می‌بخشد، سجدۀ یونسیه است، که یونس پیامبر در دهان نهنگ، آن را بر زبان آورد؛ و خداوند در قرآن کریم چنین فرموده است:

﴿وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ﴾⟦۱⟧

و این‌گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم.

از این مطلب دانسته می‌شود که وعدۀ الهی برای نجاتِ همۀ مؤمنان از ناراحتی و غم، از طریق سجده، محقق خواهد شد.

پس اگر بخواهیم ذکر یونسیه تأثیر خود را داشته باشد، باید یونس‌گونه باشیم؛ یعنی از هر چه غیرِ خداست، بُریده شویم. یونسِ پیامبر در آن ظلمت، از تمامیِ اسباب دنیایی بریده شده بود؛ ظلمتی که جز خداوند از آن اطلاعی نداشت: ظلمتِ شب، شکمِ نهنگ و قعر دریاها.

علاوه بر تمامیِ اینها، حضرت یونس، اضطرابی که به خاطر رویگردانی خداوند از او در دل داشت، بسیار بیشتر و سختتر بود. بدون شک، ظلمتِ باطنیِ انسان، کمتر از ظلمت دریاها و دلِ نهنگ نخواهد بود، و زندگی در چنین حالتی، بُریدن از همه را به دنبال خواهد داشت؛ و این، همان حالتی که یونس پیامبر در آن قرار داشت.

لزومِ تعبّد

عبادات در دین اسلام، بر پایۀ تعبّدِ مَحض، استوار است؛ به این معنا که بنده، موظف است بدون لزومِ آگاهی از فلسفۀ حکم یا علت تشریع آن، وظیفۀ خود را انجام دهد؛ زیرا اگر بنده، عمل الهی را صِرفاً به‌خاطر آثار و خواص آن انجام دهد، دیگر از حیطۀ عبودیت و تقرب الهی خارج خواهد شد.

از این‌رو، در روایات، کمتر به بیان فلسفۀ احکام پرداخته شده، و بیشتر به تعبد توصیه شده است. با این حال، برخی روایات در این زمینه، نکات ظریفی ارائه می‌کنند؛ از جمله روایتی دربارۀ سجده و اینکه نباید بر چیزی که خوردنی یا پوشیدنی است، سجده کرد.

در روایتی از هشام بن حکم آمده است که از امام صادق(ع) پرسید:

«أَخْبِرْنِ عَمَّا يَجُوزُ السُّجُودُ عَلَيْهِ وَعَمَّا لَا يَجُوزُ، قَالَ: السُّجُودُ لَا يَجُوزُ إِلَّا عَلَى الْأَرْضِ، أو مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا مَا أُكِلَ أو لُبِسَ. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، مَا الْعِلَّةُ فِي ذَلِكَ؟ قَالَ: لِأَنَّ السُّجُودَ هُوَ الْخُضُوعُ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ عَلَى مَا يُؤْكَلُ وَيُلْبَسُ؛ لِأَنَّ أَبْنَاءَ الدُّنْيَا عَبِيدُ مَا يَأْكُلُونَ وَيَلْبَسُونَ، وَالسَّاجِدُ فِي سُجُودِهِ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ تعالى، فَلَا يَنْبَغِي أَنْ يَضَعَ جَبْهَتَهُ فِي سُجُودِهِ عَلَى مَعْبُودِ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا، الَّذِينَ اغْتَرُّوا بِغُرُورِهَا»⟦۱⟧

به من بگویید بر چه چیزی سجده جایز است و بر چه چیزی جایز نیست؟ امام(ع) پاسخ دادند: سجده فقط بر زمین یا آنچه از زمین

می‌روید، جایز است، به‌جز آنچه خوراکی یا پوشاکی است. هشام پرسید: فدایت شوم، علت این حکم چیست؟ امام(ع) فرمودند: زیرا سجده، نهایت خضوع برای خداوند عزوجل است و نباید بر چیزی باشد که خوراکی و پوشاکی است؛ چراکه اهل دنیا، بندگانِ چیزهایی هستند که می‌خورند و می‌پوشند. اما سجده‌کننده که در حال عبادت خداوند است، نباید پیشانی خود را بر معبود اهل دنیا که به زرق و برق دنیا فریفته شده‌اند، بگذارد.

در این زمینه، باید توجه داشت که علما بین «علت حکم» و «حکمت حکم» تفاوت قائل شده‌اند. ممکن است آنچه امام(ع) در این روایت بیان کرده‌اند، حکمت باشد نه علت؛ هرچند در روایت از کلمۀ «علت» استفاده شده است.

اهمیت دادن به کیفیت

شریعتِ اسلامی بر پایۀ اهمیت به کیفیتِ اعمال عبادی، و نه کمیّتِ آنها بنا شده، و این نکته، از روایات متعددی قابل درک است.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

«رَكْعَتَانِ خَفِيفَتَانِ فِي تَفَكُّرٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ»⟦۱⟧

دو رکعت نماز سبُکِ با تفکر، بهتر از شب‌زنده‌داری کامل است! همچنین امام صادق(ع) فرمودند:

«مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ يَعْلَمُ مَا يَقُولُ فِيهِمَا انْصَرَفَ وَلَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللَّهِ ذَنْبٌ إِلَّا غُفِرَ لَه »⟦۱⟧

هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند در آن، چه می‌گوید، از نماز فارغ خواهد شد در حالی که گناهی بین او و خدا باقی نمی‌ماند! و پیامبر اکرم(ص) در روایتی دیگر فرمودند:

«إذا قَامَ الْعَبْدُ إلى الصَّلَاةِ فَكَانَ هَوَاهُ وَقَلْبُهُ إلى اللَّهِ تعالى انْصَرَفَ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ»⟦۲⟧

هنگامی که بنده، به نماز می‌ایستد در حالی که دل و هوای او به سوی خدا متوجه باشد، همچون روزی که از مادر، زاده شده، از نماز خارج می‌شود!

از همین منظر، روایات بیان می‌کنند که حتی یک سجده به معنای واقعی آن، برای خارج شدن از زیان، کافی است.

امام صادق(ع) فرمودند:

«مَا خَسِرَ وَاللَّهِ مَنْ أَتَى بِحَقِيقَةِ السُّجُودِ وَلَوْ كَانَ فِي الْعُمُرِ مَرَّةً وَاحِدَة»⟦۳⟧

به خدا سوگند، کسی که حقیقت سجده را به جا آورد، حتی اگر در تمام عمر تنها یک بار باشد، زیان نخواهد کرد.

لذا می‌بینیم که خداوند متعال فقط یک‌بار به ملائکه دستور داد که بر آدم(ع) سجده کنند، و این سجده، چنان مهم و تاریخی بود که قرآن در

چندین سوره به آن اشاره کرده و یاد آن برای همیشه باقی مانده است.

این‌گونه روایات نشان می‌دهند که ارزشِ عبادات در کیفیت و حضور قلب در اعمال است، نه صِرفاً تعداد آنها.

سجده و یادآوری مرگ

یاد مرگ، بخشی از زندگیِ مؤمن است.

از ویژگی‌های مختصّ پیامبران نیز که آنها را برای خداوند متعال خالص کرده، یاد آخرت است.

امام علی(ع) که شهید محراب، و آگاه به اسرار نماز است، ارتباط میان دو سجده و آنچه میان آنهاست را با مرگ و برانگیخته شدن در قیامت تشریح فرموده‌است.

ایشان در پاسخ به پرسشی دربارۀ معنای سجده اول فرمودند:

«ْتَأويلُهَا اللَّهُمََ إِنَّكَ مِنْهَا خَلَقْتَنَا يَعْنِ مِنَ الْأَرْضِ وَتَأويلُ رَفْعِ رَأْسِكَ: وَمِنْهَا أخْرَجْتَنَا وَتَأوُيلُ السَّجْدَةِ الثَّانِيَةِ: وَإليها تُعِيدُنَا وَرَفْعِ رَأسِكَ: وَمِنْهَا تُخْرِجُنَا تَارَةً أخْرَى»⟦۱⟧

تأویلِ سجده اول این است که «خداوندا! از آن (زمین) ما را آفریدی» تأویلِ بلند کردن سر از سجده، این است که «و از آن ما را بیرون آوردی» تأویلِ سجدۀ دوم این است که «و به آن بازمی‌گردانی ما را» و تأویلِ بلند کردن سر از سجدۀ دوم این است که «و بار دیگر ما را از آن خارج می‌کنی»

سنگینی سجده بر ابلیس

اگر انسان، در وجود خود، نسبت به عبادات مختلف، یک سنگینی و سختی احساس کرد، باید به این مطلب بیندیشد که شیطان بر قلب او مسلط شده است؛ و در نتیجه، باید متوجه شود که این عبادت، در حد خودش، در نزدیکیِ او به خداوند متعال تاثیرگذار است.

در قرآن کریم آمده است:

﴿فَإذا قَرَأْتَ القرآن فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم﴾⟦۱⟧

پس هنگامی که قرآن می‌خوانی، از شیطانِ رانده شده به خدا پناه ببر!

بی‌شک، تلاوت قرآن، در نفس و باطن انسان تاثیر به‌سزایی می‌گذارد و در رسیدن به قرب الهی، کمک‌کار بسیار خوبی خواهد بود.

سجدۀ طولانی نیز از جملۀ این موارد است و در سنت پیامبر بر این مطلب تاکید فراوان شده است:

«أَطِيلُوا السُّجُودَ، فَمَا مِنْ عَمَلٍ أَشَدَّ عَلَى إِبْلِيسَ مِنْ أَنْ يَرَى ابْنَ آدم سَاجِداً، لِأَنَّهُ أُمِرَ بِالسُّجُودِ فَعَصَى وَهَذَا أُمِرَ بِالسُّجُودِ فَأَطَاع فَنَجَا»⟦۲⟧

سجده‌هایتان را طولانی کنید، زیرا هیچ عملی بر شیطان سخت‌تر از دیدن سجده انسان نیست. چرا که او (شیطان) به سجده امر شد ولی نافرمانی کرد، و این (انسان) به سجده امر شد و اطاعت کرد و نجات یافت.

ابلیس لعین، تمام تلاش خود را می‌کند تا سجدۀ خاشعانه در درگاه الهی صورت نگیرد و هنگام سجدۀ طولانی، برای بنده، شروع به بهانه‌تراشی می‌کند! مثلاً بنده دچار ضعف جسمی شود و یا دچار خواب آلودگیِ هنگام مناجات گردد.

ایستگاهی میان دو سجده

از جمله ایستگاه‌هایی که میانِ دو سجده، کمتر به آن توجه می‌شود، استغفار است. در استغفار، معنای ندامت و خجالت نهفته است؛ خصوصاً اگر قبل از نماز، نمازگزار مرتکب گناهی شده باشد! قطعاً در زمانِ نماز، پشیمانیِ بنده از بدی‌ها و گناهانش، بیش از زمان‌های دیگر است. امام مهم‌تر آن است که نمازگزار، به این معانی، هنگام استغفار توجه داشته باشد!

وقتی ذکر استغفار، به‌عنوان یک عادت، و بدون توجه به معنا و مفهوم آن، در بین دو سجده بر زبان آورده شود، دیگر استغفار، روح و معنای واقعی خود را از دست می‌دهد.

لذا می‌توان استغفارِ میان دو سجده را با نیتی ذهنی بر زبان آورد؛ و اگر نمازگزار، در هر رکعت از نماز، با در نظر گرفتنِ معنای حقیقی استغفار، آن را به زبان آورَد، آیا اثری از گناه باقی خواهد ماند؟!

صلواتِ حقیقی

می‌توان صلوات بر پیامبر(ص) را که در رکوع، سجود و تشهد تکرار می‌شود، به صلواتی حقیقی تبدیل کرد. یعنی به جای آنکه صلوات، فقط لفظی باشد بدون توجه به معنای حقیقی آن، می‌توان با نیت و تمرکز کامل، از درگاه خداوند متعال، برکات الهی را برای پیامبر(ص) و اهل‌بیت ایشان درخواست نمود و در ذهن، همین برکات را برای خود و فرزندانمان نیز تقاضا نماییم.

واضح است که درخواست حقیقی، حالتی از تضرع و اصرار به‌همراه دارد و همین حالات، سبب به نتیجه رسیدن آن می‌شود؛ در حالی که بسیاری، از روی عادت، یا فقط انجام تکلیف، ذکر صلوات را بر زبان جاری می‌سازند.

شکرگزاری

گاه بنده در عالَم عبودیت، به جایگاهی می‌رسد که دائماً در درگاه الهی، به دنبال بهانه و وسیله‌ای برای شکرگزاری خواهد بود؛ حتی اگر نعمتی از نعمت‌های الهی را یاد کند و آن لحظه امکان انجام سجدۀ شکر نداشته باشد، پیشانی بر کف دست می‌گذارد و شکرگزاری و خضوع می‌نماید. چه زیباست بنده‌ای دائماً مشغول یاد و شکر الهی باشد؛ آن‌هم در میان کسانی که خداوند به آنها نعمت‌های فراوانی عطا فرموده و آنان یاد و شکرگزاری او را فراموش کرده‌اند.

امام صادق(ع) فرموده‌اند:

«إذا ذَكَرَ أَحَدُكُمْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ شُكْراً لِلَّهِ، فإن كَانَ رَاكِباً فَلْيَنْزِلْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ يَقْدِرُ عَلَى النُّزُولِ لِلشُّهْرَةِ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى قَرَبُوسِهِ، وَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى كَفِّهِ، ثُمَّ لْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى مَا أَنْعَمَ عَلَيْهِ»⟦۱⟧

اگر کسی از شما نعمتی از خداوند عزوجل را به یاد آورد، باید گونۀ خود را بر خاک بگذارد و شکر خدا را به‌جا آورد. اگر سواره باشد، باید پیاده شود و گونۀ خود را بر خاک بگذارد. اگر به دلیل شهرت قادر به پیاده شدن نیست، باید گونه‌اش را بر زین خود بگذارد. اگر این هم ممکن نیست، باید گونۀ خود را بر کف دست بگذارد و سپس خداوند را بر نعمتی که به او عطا کرده، ستایش کند.

خضوع و تواضع در سجده

مؤمنی که عاشقِ عبادت خداست، منتظرِ سجده‌ها‌ی واجب و امثالِ آن نمی‌ماند تا بخواهد به پروردگارش تقرب جوید؛ بلکه به هر بهانه‌ای، به قصد تواضع و خضوع در برابر خداوند متعال، سجده می‌کند. سجده از بزرگ‌ترین و مهم‌ترینِ عبادات است و هیچ عبادتی مانند آن نیست. سجده، عملی است که شیطان را بسیار آزُرده می‌کند! زیرا او به سجده امر شد و نافرمانی کرد، اما انسان به سجده امر شد و اطاعت کرد و نجات یافت!

همچنین نزدیک‌ترین حالتِ بنده به خداوند، حالتِ سجده است، و این، روشِ بازگشت‌کنندگانِ به سوی خداست. طولانی کردن سجده نیز مستحب است. به‌عنوان مثال، حضرت آدم(ع) سه شبانه‌روز سجده کرد؛ و امام علی بن الحسین(ع) نیز بر سنگ‌های سخت، سجده می‌کرد و هزار مرتبه می‌فرمود:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حَقّاً حَقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تَعَبُّداً وَرِقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِيمَاناً وَصِدْقا»⟦۱⟧

امام صادق(ع) آن‌قدر سجده‌شان طولانی می‌شد که گمان می‌شد ایشان خوابیده‌اند.

امام موسی بن جعفر(ع) نیز هر روز از طلوع خورشید تا نزدیک ظهر سجده می‌کردند.⟦۲⟧

لذت بردن از عبادت

ما زمانی که سیرۀ عبادیِ ائمۀ اطهار(علیهم‌السلام) و علاقۀ آنها به سجده را مرور می‌کنیم، ذهنمان از درک حقیقتِ عشق به سجده قاصر است! زیرا هنوز به آن مرحله از بلوغ باطنی نرسیده‌ایم که بتوانیم طبیعتِ لذت‌های درونیِ آن وجوداتِ مقدس را متوجه شویم.

کسی که لذت عبادت را درک کند، هیچ چیز نمی‌تواند او را از عبادت بازدارد؛ تا روزی که به دیدار خداوند متعال نائل شود.

حدیث قدسی به این حقیقت اشاره دارد:

«يَا عِبَادِيَ الصِّدِّيقِينَ ، تَنَعَّمُوا بِعِبَادَتِ فِي الدُّنْيَا؛ فإنكُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِهَا فِي الآخرة»⟦۱⟧

ای بندگان راستین من! از عبادت من در دنیا لذت ببرید، چراکه در آخرت نیز از آن بهره‌مند خواهید شد.

همچنین، در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:

«أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقََهَا وَأَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَبَاشَرَهَا بََِسَدِهِ وَتَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا يُبَالِي عَلَى مَا أصْبَحَ مِنَ الدُّنْيَا عَلَى عُسْرٍ أمْ عَلَى يُسْرٍ»⟦۲⟧

بهترینِ مردم کسی است که عاشق عبادت باشد، آن را در آغوش بگیرد، با قلبش دوست بدارد، با بدنش آن را انجام دهد و خود را کاملاً وقف آن کند؛ و برایش فرقی ندارد که دنیا برایش آسان باشد یا سخت.

علامه مجلسی در بحارالانوار این‌گونه توضیح می‌دهد:

«عشق، به معنای افراطِ در محبت است؛ یعنی دوست داشتنِ شدیدِ عبادت؛ چون وسیله‌ای برای قرب به خداست که مطلوب حقیقی است. ممکن است تصور شود که عشق، فقط به امور باطل تعلق دارد و در مورد محبت به خدا و آنچه به او تعلق دارد، به‌کار نمی‌رود؛ اما این تصوّر، نادرست است. البته، احتیاط آن است که اسامیِ مشتق

از عشق، برای خداوند به‌کار نرود. عشق جسمانی و حیوانی نکوهیده است، چراکه با رسیدن به وصال، پایان می‌یابد؛ اما عشق روحانی و انسانی ممدوح است و برای همیشه باقی می‌ماند.»⟦۱⟧

این توضیحات، نشان‌دهندۀ عُمقِ عشقِ به عبادت و تأثیر آن بر قرب الهی است.

سجدۀ سهو

شریعت، سجدۀ سهو را برای جبران اشتباه در نماز، مقرر کرده است؛ که پس از نماز، با کیفیت خاصّ خود انجام می‌شود. اگر چیزی بهتر از این نوعِ سجده، برای جبرانِ نقص نماز وجود داشت، بی‌تردید به آن دستور داده می‌شد.

حال، اگر کسی در بخش‌های مختلف زندگیِ خود، از یاد خداوند غفلت کند و برخی از وظایفش را انجام ندهد، مثلاً در مجلسی پُر از گفت‌وگوهای بیهوده شرکت کند، آیا شایسته نیست که این نقصِ در بندگی را جبران نماید؟! این جبران، می‌تواند به شکل سجدۀ سهو، یعنی سجده‌ای برای تقرب به خداوند، همراه با ابراز پشیمانی از غفلتِ یاد خدا!

در دعای مکارم الأخلاق چنین آمده است:

«وعِنْدَكَ مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ ، وَلِمَا فَسَدَ صَلَاح »⟦۲⟧

و نزد توست جبران آنچه از دست رفته و اصلاح آنچه فاسد شده است.

سجدۀ واجب و مستحب

در قرآن کریم، ۱۵ آیه، با سجدۀ واجب یا مستحب وجود دارد. این آیات، انسان را به الگو گرفتن از سجده‌کنندگان دعوت می‌کند.

گاهی در این آیات، سجده به بندگان صالح خدا نسبت داده شده:

﴿إذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحمْنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِيّاً﴾⟦۱⟧

هنگامی که آیات [خدایِ‌] رحمان بر آنان خوانده می‌شد، سجده کنان و گریان به رو می‌افتادند.

و گاهی سجده به فرشتگان نسبت داده شده:

﴿إِنَّ الَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُون﴾⟦۲⟧

یقیناً مقرّبان و نزدیکان خدا هیچ‌گاه از عبادت و بندگی‌اش تکبّر نمی‌ورزند، و همواره او را تسبیح می‌گویند، و پیوسته برای او سجده می‌کنند.

و گاهی سجده به همۀ موجودات نسبت داده شده:

﴿وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاواتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلَالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ﴾⟦۳⟧

کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند، از روی میل و رغبت یا بی‌میلی و کراهت و نیز سایه‌هایشان بامداد و شامگاه برای خدا سجده می‌کنند.

ویژگی‌های سجده

سجده، یک تکلیفِ سادۀ جسمانی است که با قرار دادن هفت عضو بر زمین انجام می‌شود. اما این عمل، با مجموعه‌ای از امور معنوی، زیباسازی‌شده که این امور، به این سجده، نور و شکوه بیشتری می‌بخشند. در برخی از کتب فقهی، تعداد این امور به ۳۱ مورد رسیده است. عجیب است که برخی از مردم، زندگی مادی خود را با امور بی‌فایده، زینت می‌دهند، اما به تزئینِ عملِ خود در برابر خداوند توجهی ندارند.

ذکر بعد از تسبیح

تسبیح در سجده‌های واجب و مستحب، روح و اصل سجده است؛ زیرا ذکرِ اصلیِ آن محسوب می‌شود.

اما بهتر است پیش از تسبیح، دعایی خوانده شود:

«اللَّهُمَ لَكَ سَجَدْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي، سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ، وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالمَِينَ، تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِين»

کسی که با این کلمات نورانی، احساسات خود را برانگیزد، می‌تواند تسبیح را با حضور دل و دقت بیشتری انجام دهد، به‌گونه‌ای که مورد رضایت خداوند باشد.

لذت بردن از سجده

برای کسی که به حقیقت و ملکوتِ سجده نرسیده، طبیعی است که در سجده، فقط به ذکرِ واجبِ حداقلی بسنده کند؛ در حالی که طولانی کردنِ سجده، و گفتنِ ذکر و تسبیحِ بسیار، و درود بر پیامبر(ص) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) ایشان در آن، مستحب است. کسی که تقید به این مستحب دارد، مانند کسی است که وارد باغی پر از زیبایی شده، و در خروج از آن، هیچ عجله‌ای ندارد. حال اگر نمازگزار را حالتی از لطافت و گریه فراگیرد، جهانی از شکوه و نور را تجربه خواهد کرد که قابل وصف نیست!

امام صادق(ع) فرمودند:

«وَجَدتُ النُّورَ فِي البُكَاءِ وَالسَّجدَة»⟦۱⟧

نور را در گریه و سجده یافتم!

این همان چیزی است که اصحاب ائمه(علیهم‌السلام) در سجده‌هایشان درک کردند و دیگران را نیز به آن، دعوت کردند.

فضل بن شاذان نقل می‌کند:

«بر محمّد بن ابی عمیر وارد شدم، او در حال سجده بود و سجده‌اش را طولانی کرد. وقتی سرش را بلند کرد، طولانی بودن سجده‌اش را یادآور شدم. او گفت: اگر جمیل بن دَرّاج را دیده بودی چه می‌گفتی؟! سپس برایم تعریف کرد که او بر جمیل بن دَرّاج وارد شد و او را در حال سجده‌ای طولانی یافت. وقتی جمیل سرش را بلند کرد، محمد بن ابی

عمیر به او گفت: سجده‌ات طولانی بود! او پاسخ داد: اگر معروف بن خربوذ را دیده بودی چه می‌گفتی؟!»⟦۱⟧

همچنین گفته شده است که محمد بن ابی عمیر پس از نماز صبح سجده کرد و تا هنگام ظهر در سجده بود و سرش را بلند نکرد.⟦۲⟧

سجده و شرح صدر

﴿وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّـٰجِدِينَ﴾

ما می‌دانیم که تو از آنچه [مشرکان] می‌گویند، دلتنگ می‌شوی پس [برای دفع دلتنگی] پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش

تسبیح گوی و از سجده کنان باش!

از این آیۀ شریفه می‌توان نتیجه گرفت که یکی از بهترین موقعیت‌های سجده، هنگامی است که انسان، احساس دلتنگی و ناراحتی می‌کند، خصوصاً در اموری که با رسالت الهی مرتبط است. همان‌طور که دعوت ‌کنندگان به سوی خداوند از رویگردانیِ مردم دچار اندوه می‌شوند، خداوند به پیامبرش(ص) فرمان داد که او را تسبیح و عبادت کند، و از میانِ تمام اعمالِ عبادی، سجده را برگزید، تا با آن، تنگیِ دل را از میان بردارد.

سجده و نزدیکی به خداوند

یکی از آیاتی که عظمت سجده و تأثیر آن در نزدیک شدن بنده به پروردگار را نشان می‌دهد، آیه ی ذیل است:

﴿وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب﴾⟦۱⟧

سجده کن و به خدا تقرب بجوی!

اگر منظور از سجده در این آیه، کنایه از اقامۀ نماز باشد، نشان می‌دهد که سجده، به‌عنوان جزئی از نماز، جایگاه بسیار والایی دارد. اما اگر منظور، خودِ سجده به‌عنوانِ یک حرکتِ مستقل باشد، این آیه، عظمتِ سجده را نیز تصدیق می‌کند! چراکه این عملِ خاص، به‌عنوانِ راهی برای نزدیک شدن به خداوند و مقابله با طغیان‌گرانی مانند ابوجهل انتخاب شده است.

همچنین به این اشاره دارد که قُرب از طریق سجده‌، مرتبه‌ای ثابت نیست، بلکه شدت و ضعفِ آن، وابسته به کیفیت و میزان اتقان سجده است. این آیۀ شریفه، سجده و نزدیک شدن را به‌عنوان دو امر متلازمِ هم مطرح می‌کند؛ و این، یعنی وسیله‌ای که برای نزدیک شدنِ به خداوند متعال انتخاب شده، متناسب با این هدفِ مهم است، و این عمل، سرعتِ نتیجه‌بخشی و تأثیرگذاری مناسبی در این هدف دارد.

سجدۀ طولانی از سنت‌های صالحان در طول تاریخ بوده است؛ زیرا با هر لحظه‌از این حرکتِ مبارک، قُرب خاصی به خداوند متعال کسب می‌کردند.

ادبِ نشستن

یکی از مواردی که بسیاری از نمازگزاران آن را به‌درستی رعایت نمی‌کنند، استراحتِ پس از دو سجده، در رکعت اول و سوم است. برخی حتی پس از دو سجده، نمی‌نشینند، و یا برخی بدون هیچ‌گونه وقار و توجهی می‌نشینند! در حالی که نمازگزار باید در همۀ حرکات و سکنات خود، با وقار باشد و به نحوی که شریعت تعیین فرموده، عمل کند؛ حتی در جزئیاتِ حرکات. هنگام برخاستن پس از دوسجده، ابتدا باید زانوها را بلند کرد، و هنگام رفتن به سجده، ابتدا دست‌ها را بر زمین گذاشت.

امام کاظم(ع) این آداب را این‌گونه بیان کرده‌اند:

«إِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنْ آخِرِ سَجْدَتِكَ فِي الصَّلَاةِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ فَاجْلِسْ جَلْسَةً، ثُمَّ بَادِرْ بِرُكْبَتَيْكَ إِلَى الْأَرْضِ قَبْلَ يَدَيْكَ، وَابْسُطْ يَدَيْكَ بَسْطاً، وَاتَّكِ عَلَيْهِمَا، ثُمَّ قُمْ؛ فَإِنَّ ذَلِكَ وَقَارُ الْمَرْءِ الْمُؤْمِنِ الْخَاشِعِ لِرَبِّهِ، وَلَا تَطِيشُ مِنْ سُجُودِكَ مُبَادِراً إِلَى الْقِيَامِ كَمَا يَطِيشُ هَؤُلَاءِ الْأَقْشَابُ فِي صَلَاتِهِم »⟦۱⟧

هنگامی که سر خود را از آخرین سجدۀ نماز برمی‌داری، قبل از برخاستن، لحظه‌ای بنشین. سپس ابتدا زانوها را به زمین بگذار، دست‌هایت را به‌صورت کامل باز کن و بر آنها تکیه کن. سپس برخیز؛ زیرا این کار، نشانۀ وقار مؤمنِ خاشع به پروردگارش است؛ و از افرادی که شتاب‌زده از سجده بلند می‌شوند، و مانند افرادی که بدون دقت نماز اقامه می‌کنند، نباش!

بیانِ خواسته‌ها در سجده

نماز، افزون بر اینکه یک عبادت است، مدرسه‌ای برای تثبیتِ عقاید و مفاهیم صحیح به شمار می‌رود. این تثبیت، از طریقِ اذکاری که در نماز آمده و حرکات همراهِ آن شکل می‌گیرد. مثلاً وقتی نمازگزار از سجده برخاسته و می‌ایستد، این قیام و قعود را ظاهراً به خودش منتسب می‌کند، اما در همان حال، قدرتی که او را قادر به این حرکات کرده، به خداوند نسبت می‌دهد و می‌گوید: «بحولِ الله و قوّته أقوم و أقعد»

این ذکر، موضعِ میانِ اهل جبر و تفویض را با یک راه‌حلِ جامع، روشن می‌سازد.

امام صادق(ع) نیز در این مورد فرمودند:

«كَانَ أَمِيرَُ الْمُؤْمَِنِينَ(ع) يَبْرَأُ مِنَ الْقَدَرِيَّةِ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ وَيَقُولُ: بِحَوْلِ اللَّهِ وَقُوَّتِهِ أقُومُ وَأقْعُد»⟦۱⟧

امیرالمؤمنین(ع) در هر رکعت، از اراده‌گرایان بیزاری می‌جست و می‌گفت: بحول الله وقوته أقوم وأقعد.

سجده برای حاجت

گاه ممکن است بنده، در شرایط سختی قرار گیرد که نیاز مُبرمی به برآورده شدنِ حاجتی از دنیا یا آخرت داشته باشد، و فرصتی برای رفتن به مکان‌هایی که دعا در آنجا به اجابت نزدیک است، مانند مساجد یا زیارتگاه‌ها یا خواندن دعاهای طولانیِ موجود در کتاب‌های دعا

نداشته باشد. در چنین حالتی، خداوند درهای مناجات را به وسیلۀ کوتاه‌ترین عبارات برای او باز می‌کند، مانند ذکری که در حال سجود وارد شده است.

امام صادق(ع) فرمودند:

«إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَجَدَ فَقَالَ: يَا رَبِّ يَا رَبِّ، حَتَّى يَنْقَطِعَ نَفَسُهُ، قَالَ لَهُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: لَبَّيْكَ مَا حَاجَتُكَ ؟»⟦۱⟧

بنده هنگامی که سجده کند و بگوید: یا رب، یا رب، تا نفسش قطع شود، پروردگار به او می‌گوید: لبیک، چه حاجتی داری؟ همچنین، امیرالمؤمنین(ع) فرمودند:

«أَحَبُّ الْكَلَامِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى أَنْ يَقُولَ الْعَبْدُ وَهُوَ سَاجِدٌ: إِنِّ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي ثَلَاثاً»⟦۲⟧

محبوب‌ترین سخن نزد خداوند آن است که بنده در حال سجده سه بار بگوید: من به خود ظلم کردم، مرا ببخش!

گاهی چنین مناجات‌های کوتاهی، با لطافت و حالت روحی خاصی همراه هستند که حتی از مناجات‌های مفصل تأثیرگذارترند.

سجدۀ شکرِ کامل

وقتی بنده، توفیق نمازِ با خشوع پیدا کند، شایسته است که نماز را با سجدۀ شکر، پایان دهد؛ زیرا همین توفیقی که نصیبِ او شده، از فضل خداوند است و سپاس‌گزاری، موجب افزایش نعمت‌هاست؛ پس با شکرگزاریِ کامل، امکان اینکه نمازگزار، در نمازهای آینده‌اش، خشوعِ بیشتری پیدا کند، زیاد است.

امام صادق(ع) فرمودند:

«إِنََّا يَسْجُدُ الْمُصَلِّي سَجْدَةً بَعْدَ الْفَرِيضَةِ لِيَشْكُرَ اللَّهَ تَعَالَى ذِكْرُهُ فِيهَا عَلَى مَا مَنَّ بِهِ عَلَيْهِ مِنْ أَدَاءِ فَرْضِهِ وَأَدْنَ مَا يُجْزِي فِيهَا شُكْراً لِلَّهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ»⟦۱⟧

نمازگزار بعد از نمازِ واجب، سجده‌ای به جا می‌آورد تا خداوند متعال را در آن، به‌خاطر توفیق انجام وظیفه‌اش شکر کند، و حداقل چیزی که در این سجده برای شکر، کافی است، سه مرتبه گفتن «شکراً لله» است.

پانوشت‌ها

  1. مصباح الشریعة، ص۸۹.
  2. سوره رعدُ، آیه ۱۵.
  3. هدایة الأمّة، ج۵، ص۱۰۲.
  4. غرر الحکم و درر الکلم، ص۱۲۸.
  5. عیون الحکم و المواعظ، ص۶۶.
  6. أمالی (شیخ صدوق)، ص۲۳۹.
  7. وسائل الشیعة، ج۷، ص۶.
  8. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۸۱.
  9. قصص الأنبیاء(علیهم‌السلام)، ص۱۶۱.
  10. أسرار الصلاة، ص ۱۳۷-۱۳۸.
  11. من لیحضره الفقیه، ج۱، ص۳۳۱.
  12. کافی، ج۳، ص۲۵۲.
  13. علل الشرائع، ج۱، ص۲۳۳.
  14. من لیحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۴.
  15. نهج البلاغة، ص۳۳۷.
  16. بحار الأنوار، ج۸۲، ص۱۶۴.
  17. کافی، ج۶، ص۱۲.
  18. سوره انبیاء، آیه ۸۸.
  19. علل الشرائع، ج۲، ص۳۴۱.
  20. وسائل الشیعة، ج۵، ص۴۷۸.
  21. ثواب الأعمال، ص۴۴.
  22. بحار الأنوار، ج۸۱، ص۲۶۱.
  23. بحار الأنوار، ج۸۲، ص۱۳۶.
  24. من لیحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۴.
  25. سوره نحل، آیه ۹۸.
  26. خصال، ج۲، ص۶۱۶.
  27. کافی، ج۳، ص۲۵۲.
  28. وسائل الشیعة، ج۶، ص۳۸۲.
  29. العروة الوثقی، ج۲، ص۵۸۷.
  30. کافی، ج۳، ص۲۱۵.
  31. وسائل الشیعة، ج۱، ص۸۳.
  32. بحار الأنوار، ج۶۷، ص۲۵۳.
  33. صحیفۀ سجادیه، ص۹۸.
  34. سوره مریم، آیه ۵۸.
  35. سوره اعراف، آیه ۲۰۶.
  36. سوره رعد، آیه ۱۵.
  37. أسرار الصلاة، ص۴۲۹.
  38. اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۴۶۰.
  39. معجم رجال الحدیث، ج۱۵.
  40. سوره علق، آیه ۱۹.
  41. الأصول الستة عشر، ص۵۳.
  42. وسائل الشیعة، ج۷، ص۲۸۷.
  43. کافی، ج۴، ص۴۱۶.
  44. مستدرک الوسائل، ج۵، ص۱۳۵.
  45. وسائل الشیعة، ج۷، ص۵.