دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل شانزدهم: آداب معنوی سلام در نماز

سفرهای چهارگانه

انسان در عالَم هستی، سفرهای متعددی دارد که یکی از آنها سفر روح است؛ این سفر را می‌توان به صورت‌های مختلفی تقسیم نمود که یکی از این تقسیم بندی‌ها اسفار اربعه است:

الف: سفر از خَلق به سوی حق؛ که مرحلۀ عبور از عالَمِ طبیعت، و سفر به سوی خداوند است.

ب: سفر از حق به سوی حق؛ که مرحلۀ شناخت اسماء و صفات خداوند است.

ج: سفر از حق به سوی خَلق، با حق؛ که مرحلۀ بازگشت به سوی خَلق برای هدایت و ارشاد آنان است.

د: سفر در خلق، با حق؛ که مرحلۀ هدایت رحمانی است. در اینجا باید توجه داشت که نمازگزار، پس از عروجِ روحِ خود، که با دو سفر ابتدایی تناسب دارد، نماز خود را با بازگشت به سوی بندگانِ

شایستۀ خدا، و به دو سفرِ بعدی ختم می‌کند؛ جایی که باید دستِ در راه‌ماندگان را بگیرد؛ و این، میوۀ نماز خاشعانه است.

در این مرحله، نمازگزار، این شایستگی را پیدا می‌کند که نه‌تنها خود را نجات دهد، بلکه دیگران را نیز از تباهی بِرَهاند، و در زمرۀ انبیاء و رسولان قرار گیرد.

در روایتی از امام سجاد(ع) آمده است:

«أوحَى اللَّهُ تعالى إلى مُوسَى(ع): حَبِّبْنِ إلى خَلْقِ، وَحَبِّبْ خَلْقِ إِلَىَّ، قَالَ: يَا رَبِّ كَيْفَ أَفْعَلُ؟ قَالَ: ذَكِّرْهُمْ آلَائِ وَنَعْمَائِ لِيُحِبُّونِ، فَلَئِنْ تَرُدَّ آبِقاً عَنْ بَابِي، أو ضَالّاً عَنْ فِنَائِ، أَفْضَلُ لَكَ مِنْ عِبَادَةِ مِائَةِ سَنَةٍ، بِصِيَامِ نَهَارِهَا وَقِيَامِ لَيْلِهَا»⟦۱⟧

خداوند متعال به حضرت موسی(ع) وحی فرمود: مرا نزد بندگانم محبوب کن و بندگانم را نزد من محبوب ساز. موسی(ع) عرض کرد: پروردگارا! چگونه این کار را انجام دهم؟ خداوند فرمود: نعمت‌ها و بخشش‌هایم را به آنها یادآوری کن تا مرا دوست بدارند. به درستی که اگر بنده‌ای فراری را به سوی درگاه من بازگردانی یا گمشده‌ای را به حریم من هدایت کنی، این کار برای تو بهتر از عبادت صد سال است، همراه با روزه‌داری در روزهای آن و شب‌زنده‌داری در شب‌های آن.

ادبِ سلام

مسلمان، هنگامِ سلام دادن، باید به مخاطب، توجه داشته و به او رو کند؛ در غیر این‌صورت، سلام دادن بدون توجه به مخاطب به‌همراه روبرگرداندن از مخاطب، بی‌احترامی به شمار می‌رود.

لذا اگر نمازگزار، هنگام سلامِ پایانیِ نماز به پیامبر(ص)، در حالت غفلت از مخاطب، و بدون توجه به او باشد، نیز بی‌اعتنایی و بی‌احترامی به پیامبر محسوب می‌شود، و ممکن است موجب سرزنش یا عتابِ الهی گردد.

توجه به پیامبر(ص)

فرازِ فصیح و بلیغِ مرتبط با درود بر پیامبر(ص) در سلامِ نماز، حاویِ سلام و رحمت و برکت بر وجود مقدس پیامبر است؛ مشخص است که هر یک از این کلمات، معنایی متفاوت برای خود دارند، و لازمۀ آن، درخواست بندگان از خداوند برای سه شاهراهِ خیر و برکت است؛ گویا بنده درخواست می‌کند و خداوند درخواستِ او را اجابت می‌کند.

حال، میزانِ عطا و عنایت پیامبر(ص)، در پاسخ به این درخواست نمازگزار از خداوند؛ بسیار قابل توجه خواهد بود؛ خصوصاً برای کسی که بتواند، سلامی با تمامیِ آداب و شرایط داشته باشد.

«عباد الله الصالحین» در نماز

عبارت «عباد الله الصالحین» در سلامِ دومِ نماز، ممکن است شامل همۀ صالحان از زمانِ حضرت آدم(ع) تا آخرین بندۀ صالح، در لحظۀ سلامِ نمازگزار شود. بدیهی است که این تعدادِ عظیم را تنها خداوند متعال که شمارشگر همه چیز است، می‌داند. اگر به درخواست بنده‌ای فقیر، سلامی از سوی خداوند، به این جمعِ بندگان صالح خدا برسد، چه پاداشی برای این بنده خواهد بود؟!

از سوی دیگر، هر سلامی، پاسخی دارد، و هر تحیتی، جوابی؛ و اولیاء صالح خدا بیش از دیگران، به این قانون پایبند هستند.

لذا نباید در رسیدنِ این سلامِ نماز، به جمع عظیم بندگان صالح خدا شک کرد؛ جایی که پاداشِ ماندگار الهی در آخرت، با عملِ فانیِ بنده در دنیا به‌دست می‌آید، رسیدن برکاتِ فراوان با یک جملۀ بنده نیز امری عادی است. البته شرط اصلیِ این عمل، مانند هر عمل دیگر، آن است که آن‌قدر از حیث کیفیت و شرایط، کامل باشد که به مقصدِ خود برسد.

حقیقت تسلیم

امام صادق(ع) از طریق بیانِ آدابِ باطنیِ سلام در نماز، به ما می‌آموزد که از بخش‌های مختلفِ نماز می‌توانیم به معانی عمیقی دست پیدا کنیم؛ زیرا سلامِ نماز، بالاترین نمادِ رابطه با پروردگار عالمیان است.

حضرت(ع) می‌فرمایند:

«مَعْنَ التَّسْلِيمِ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ مَعْنَ الْأَمَانِ أَيْ مَنْ أَتَى بِأَمْرِ اللَّهِ تعالى وَسُنَّةِ نَبِيِّهِ(ص) خَاضِعاً لَهُ خَاشِعاً فِيهِ فَلَهُ الْأَمَانُ مِنْ بَلَاءِ الدُّنْيَا وَالْبَرَاءَةُ مِنْ عَذَابِ الآخرة»⟦۱⟧

معنای سلام در پایان هر نماز، معنای امنیت است، یعنی هر کس که

به فرمان خداوند متعال و سنت پیامبرش(ص) با خضوع و خشوع

عمل کند، امنیت از بلای دنیا و رهایی از عذاب آخرت را خواهد داشت.

سپس امام(ع) حقیقت دیگری را بیان می‌کند که شاید کمتر به ذهن نمازگزاران خطور کرده باشد و آن این است که نمازگزار در سلام خود، تأیید و اعلان می‌کند که نمادی از صلح و آرامش است؛ به‌گونه‌ای‌که همگان، در معاملات و ادای امانت می‌توانند با او در امنیت باشند.

امام(ع) در ادامه می‌فرمایند:

«وَالسَّلَامُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تعالى أودَعَهُ خَلْقَهُ لِيَسْتَعْمِلُوا مَعْنَاهُ فِي الْمُعَامَلَاتِ وَالْأَمَانَاتِ وَالْإلْصَاقَاتِ وَتَصْدِيقِ مُصَاحَبَتِهِمْ وَمُجَالَسَتِهِمْ فِيمَا بَيْنَهُمْ وَصِحَّةِ مُعَاشَرَتِهِم »⟦۲⟧

و سلام یکی از اسماءِ خداوند متعال است که آن را به خَلق خود سپرده تا معنایش را در معاملات، امانت‌ها، پیوندها و تأییدِ همراهی و نشست و برخاست‌شان، میان یکدیگر، و صحتِ معاشرت‌شان به کار ببرند.

سلامِ آخر

گرچه سلام آخر نماز، همان‌طور که عبارت «علیکم» نشان می‌دهد، خطاب به عموم است، اما مسلّم است که این سلام، در درجۀ اول، به نزدیکان اختصاص دارد. پس اگر نمازگزار، قبل از نماز، مسئولیتی در قبالِ نزدیکانش داشته باشد، چگونه می‌تواند در سلامش به آنان، در محضر پروردگار عالمیان، صادق باشد؟

امام صادق(ع) در این مورد با عتاب می‌فرمایند:

«فإن مَنْ لَمْ يَسْلَمْ مِنْهُ مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إليه فَالْأَبْعَدُ أولَى وَمَنْ لَا يَضَعُ السَّلَامَ مَوَاضِعَهُ هَذِهِ فَلَا سَلَامَ وَلَا تَسْلِيمَ وَكَانَ كَاذباً فِي سَلَامِهِ وَإِنْ أَفْشَاهُ فِي الْخَلْق»⟦۱⟧

کسی که نزدیک‌ترین افراد به او، از آزار او، در امان نیستند، افرادِ دورتر، به طریق اولی در امان نخواهند بود. و کسی که سلام را در جایگاه‌های واقعی‌اش قرار نمی‌دهد، نه سلامی دارد و نه تسلیمی، و در سلام خود دروغ‌گو است، حتی اگر آن را در میان مردم افشا کند .

واضح است که این بخشِ پایانیِ کلامِ امام(ع)، در عتاب و هشدار، بسیار بلیغ و تأمل‌برانگیز است.

لحظات وداع

سلامِ نماز، نشانگر لحظاتِ پایانیِ وداع با این عبادت است.

لذا اگر واقعاً از این ارتباط با خداوند، لذت برده، شایسته است که نمازگزار، درد وداع را احساس کند! به همان میزان که نمازگزار، در نماز خود، حضور قلب داشته، هنگامِ پایانِ آن، تلخیِ ناشی از قطع شدنِ فضای اُنس و لذتی که در آن قرار داشته را تجربه خواهد کرد؛ خصوصاً که اطمینانی برای بازگشتِ دوباره به این ارتباط وجود ندارد! دستورِ «نماز وداع» در کلام اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به همین جهت تأکید شده است.

از این رو، نمازگزار تلاش می‌کند تا از فرصتِ موجود بین فقراتِ سلامِ نماز بهره ببرد و زمان بیشتری در این بخش‌های وداع به سر ببرد. آنچه می‌تواند این ناراحتی را برای نمازگزار تسکین دهد، تعقیباتِ مأثوره، به‌ویژه تسبیحات حضرت زهرا(علیها‌السلام) است. در این حالت، نمازگزار تلاش می‌کند تا حضورِ قلب خود را از نماز، به این تسبیحاتِ مبارک منتقل کند.

شاید یکی از حکمت‌های تشریعِ تسبیحاتِ حضرت زهرا(علیها‌السلام) همین باشد؛ یعنی حفظِ اجمالیِ نمازگزار در فضای معنوی نماز؛ حتی پس از خروج از آن، و قطع شدنِ قیود الزامی آن.

نیّت تسلیم

فقها در مورد اینکه آیا نمازگزار می‌تواند هنگام سلام بر پیامبر(ص)، قصد سلام بر پیامبر کند یا نه، اختلاف نظر دارند؛ زیرا این کار ممکن است به عنوان گفتگوی انسانی تلقی شده و باعث بطلان نماز شود. اما برخی از فقها در پاسخ به این موضوع گفته‌اند که این مسئله، با دلیل، مستثنا شده؛ یعنی کسی که اجازۀ گفت‌وگو با انسان‌های معمولی در نماز را نمی‌دهد، خطاب کردنِ پیامبر(ص) را مجاز دانسته است.

البته واضح است که این مسئله، مشابهِ سلام بر پیامبر(ص) در سجدۀ سهو است. چقدر شگفت‌انگیز است که خداوند متعال اجازه می‌دهد نمازگزار در حال سجده یا سلام، به پیامبرش(ص) سلام دهد. مبادا برخی افرادِ ناآگاه، نسبت به مقامات نبوت و ولایت تصورات غلطی کنند! این اجازۀ خداوند، نشان می‌دهد که توجه به پیامبر(ص) در طول توجه به خداوند متعال قرار دارد و به هیچ‌وجه به معنای دوگانگی یا برابریِ خدا و پیامبر نیست!

معنی «علینا» و «علیکم»

اختلاف نظرهایی درباره معنای کلمات «علینا» و «علیکم» در سلام آخر نماز وجود دارد. گفته شده که نمازگزار به اطرافیانش سلام می‌دهد، که شامل فرشتگان حاضر در اطراف او و همچنین افراد جامعۀ پیرامونش می‌شود؛ به‌علاوۀ نمازگزاران دیگری که در جماعت، همراه او هستند. با

عبارتی جامع‌تر، ممکن است مراد از این دو عبارت، افراد هم‌عصرِ نمازگزار در زمان او باشند؛ کسانی که خطاب به آنها با عبارت «علیکم» صحیح است، و یا افزودن آنها به خود با عبارت «علینا» مناسب به نظر می‌رسد.

لذا در میان کسانی که به آنها سلام می‌دهیم، حضرت حجت(عج) نیز حضور دارد؛ همان امامی که به برکت وجودش، روزیِ همۀ موجودات جریان دارد، و زمین و آسمان پابرجا هستند.

امید است که با توجه به ایشان، نمازهای ما همراه با نمازهای ایشان، مورد قبول واقع شود، چنانکه در دعای ندبه آمده است: «وَاجْعَل

صَلاتَنا بِهِ مَقْبُولَةً».

زشتیِ فریبکاری

نمازگزار غالباً _ به دلیل تکرار عبارات و رفتارها در نماز _ به مقتضیات نماز، و آنچه در پیشگاه پروردگارش به آن متعهد شده، توجه نمی‌کند. مثلا در آخرین سلام نماز، در پیشگاه خداوند متعال، اعتراف می‌کند که مسلمانانِ دیگر، از دست و زبان او در امان خواهند بود، و هیچ مسلمانی از او بیمناک نیست. در حالی که خیلی از ما، بلافاصله بعد از نماز، این تعهد را زیر پا می گذاریم و تبدیل به شخصی غیبت‌کننده، فریبکار و حیله‌گر می شویم، و این همان چیزی است که امام صادق(ع) ما را از آن برحذر داشته‌اند:

«كَانَ النَّاسُ فِيمَا مَضَى إِذَا سَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَارِدٌ أَمِنُوا شَرَّهُ، وَكَانُوا إِذَا رَدُّوا

عَلَيْهِ أَمِنَ شَرَّهُمْ وَإِنْ لَمْ يُسَلِّمْ لَمْ يَأْمَنُوهُ وَإِنْ لَمْ يَرُدُّوا عَلَى الْمُسَلِّمِ لَمْ يَأْمَنْهُمْ وَذَلِكَ خُلُقٌ فِي الْعَرَب»⟦۱⟧

در گذشته، مردم هنگامی که شخصی بر آنها سلام می‌کرد، از شر او در امان بودند، و اگر پاسخ سلام او را می‌دادند، او نیز از شر آنها در امان می‌ماند. اما اگر شخصی سلام نمی‌کرد، از او در امان نبودند، و اگر پاسخ سلام او را نمی‌دادند، او نیز از آنها در امان نبود. این خصلتی در میان اعراب بود .

شبیه شدن در اخلاق به خداوند

می‌توان سلام نماز توسط نمازگزار را از باب نزدیک شدن به خداوند، پیامبر(ص)، ملائکه و مؤمنانِ درگاه الهی دانست، و باید در انجام کاملِ آن، دقت نمود؛

•درود خداوند که در قرآن کریم بر انبیاء:

﴿سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالمَينَ﴾⟦۲⟧

سلام بر نوح در میان جهانیان

•درود ملائکه مقرب خداوند هنگام ورود به بهشت:

﴿سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّة﴾⟦۳⟧

سلام بر شما، [اکنون] به پاداش آنچه همواره انجام می‌دادید، به بهشت درآیید.

•سلام و درود پیامبر بر مؤمنان در آیات قرآن:

﴿وَإِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ﴾⟦۱⟧

و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان می‌آورند به نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما.

•سلام مؤمنان بر خویش در سخن خداوند:

﴿فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّه﴾⟦۲⟧

پس هرگاه به خانه‌هایی [که ذکر شد] وارد شدید، بر خودتان سلام کنید.

پانوشت‌ها

  1. بحار الأنوار، ج۲، ص۴.
  2. مصباح الشریعة، ص۹۵.
  3. همان.
  4. مصباح الشریعة، ص۹۶.
  5. وسائل الشیعة، ج۶، ص۴۱۸.
  6. سوره صافات، آیه ۷۹.
  7. سوره نحل، آیه ۳۲.
  8. سوره یس، آیه ۵۴.
  9. سوره نور، آیه ۶۱.