اهمیت قنوت
یکی از اجزای مستحب نماز، قنوت است؛ اما ممکن است نمازگزار، در همین عملِ مستحب، به درجهای از قُرب الهی برسد که شاید در دیگر بخشهای نماز، به آن دست نیابد! قنوت، فرصتی برای گفتگوی صمیمی و لذتبخش با پروردگار عالمیان است؛ تا جایی که میتوان بعد از اذکار عربیِ قنوت، به زبان مادری نیز از خداوند درخواست کرد.
لذا با این گستردگی و انعطاف، افرادی که به زبانی غیر از زبانِ عربی دارند، میتوانند با زبانی طبیعی و فطری با پروردگارشان سخن بگویند؛ و این، فرصتی مغتنم، برای ایجاد اُنس و ارتباط عمیق با خداوند متعال است؛ یعنی همان هدف و معنای اصلیِ نماز!
امام باقر(ع) در این زمینه میفرماید:
«لَا بَأْسَ أَنْ يَتَكَلَّمَ الرَّجُلُ فِي صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ بِكُلِّ شَيْ ءٍ يُنَاجِي بِهِ رَبَّهُ عَزَّ وَجَلَّ»⟦۱⟧
اشکالی ندارد که انسان، در نماز واجب، با هر چیز که پروردگار عزوجل را مناجات میکند، سخن بگوید!
جبرانِ قنوت
اگر نمازگزار، قنوت را فراموش کرده باشد و به رکوع برود، میتواند بعد از بلند شدن از رکوع، قنوت را بهجا آورد؛ و اگر در سجده، یادش بیاید که قنوت را انجام نداده، میتواند پس از نماز، آن را بهجا آورد. اما اگر نمازگزار، عمداً قنوت را ترک کرده باشد، با آنکه قنوت مستحب است، ولی نمازش پذیرفته نیست! دقیقاً شبیهِ نمازِ همسایۀ مسجد، که فقط در مسجد قبول میشود؛ با اینکه بهجا آوردنِ نماز در مسجد مستحب است.
تعجبآور است که برخی نمازگزاران، در نمازِ خود، اذان، اقامه، صلوات در رکوع و سجود، سلامِ مستحب، تسبیحات اربعه و قنوت را خلاصه میکنند، تا به کارهای دنیوی خود، یا حتی گناه مشغول شوند. پس انصاف و محبتِ بنده نسبت به پروردگارِ خود، کجاست؟!
طولانی کردنِ قنوت
یکی از ویژگیهای مؤمنانی که به درجۀ اُنس با خداوند متعال رسیدهاند عمل نمودن به امور مستحب، درحد توانشان است، تا در تمامیِ لحظاتِ زندگی، یاد خدا در دل و زبانشان جاری باشد. قطعاً میان عبادت خداوند، که تنها از سر ترس، و یا به خاطر اُنس و لذت باشد، تفاوتِ بسیاری وجود دارد.
امیرالمؤمنین(ع) میان عبادتِ بندگان، تفاوت قائل شدهاند:
«إِنَ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَار»⟦۱⟧
گروهی، خدا را به شوق بهشت میپرستند، که این، عبادتِ بازرگانان است، و گروهی خدا را از ترسِ عذاب میپرستند، که این، عبادتِ بردگان است، و گروهی خدا را برای شکرِ او میپرستند، که این، عبادت آزادگان است.
بر این اساس، مؤمن، دوست دارد قنوتِ خود را طولانی کند.
لذا گاهی شنیده و دیده شده که برخی مؤمنین، در قنوتِ نمازِ شب
جمعه، دعای کمیل، و در قنوت نماز شبشان قسمتهایی از دعای ابوحمزه
را می خوانند؛ حتی برخی در قنوتِ نمازهای واجب، اینکار را میکنند!
در روایتی از پیامبر اکرم(ص) چنین آمده است:
«أَطْوَلُكُمْ قُنُوتاً فِي دَارِ الدُّنْيَا أَطْوَلُكُمْ رَاحَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي الْمَوْقِفِ»⟦۲⟧
هرچه قنوت شما در دنیا طولانیتر باشد، آرامش شما در روز قیامت بیشتر خواهد بود.
برخی با سورۀ حمد و توحید، بهخاطرِ تکرارِ آن در نماز ارتباط نمیگیرند، در حالی که در ذکر قنوت، چون در انتخابِ ذکر و دعا، آزادی دارند، به راحتی ارتباط میگیرند.
درجات نماز
دعای نمازگزار، بر اساس کمالِ آن، دارای درجاتی است که سبب نزدیکیِ او به خداوند میشود:
«إِنَ مِنَ الصَّلَاةِ لَمَا يُقْبَلُ نِصْفُهَا وَثُلُثَُا وَرُبُعُهَا وَخمُُسُهَا إلى الْعُشْرِ، وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يُلَفُّ كَمَا يُلَفُّ الثَّوْبُ الْخَلَقُ فَيُضْرَبُ بِهَا وَجْهُ صَاحِبِهَا، وَإنَّما لَكَ مِنْ صَلَاتِكَ مَا أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ بِقَلْبِكَ»⟦۱⟧
بهراستی برخی از نمازها فقط نیمی، یکسوم، یکچهارم، یکپنجم، یا حتی یکدهم آنها پذیرفته میشود. و برخی از نمازها همانند لباسی کهنه پیچیده میشود و به صورت صاحبش بازگردانده میشود. فقط بخشی از نماز برایت خواهد بود، که با قلبت در آن حضور داشته باشی.
لذا بر اساس روایتی از پیامبر اکرم(ص) باید گفت که قنوتِ طولانی، سببِ پذیرش نماز میشود:
«أَفْضَلُ الصَّلَاةِ مَا طَالَ قُنُوتُهَا»⟦۲⟧
بهترین نماز، نمازی است که قنوت آن طولانی باشد.
پس نمازگزار میتواند قنوت را بهانهای برای عذرخواهی از پروردگار، برای غفلت در دو رکعت اولِ نماز قراردهد و از خدا درخواست نماید تا در ادامۀ نماز، او را یاری کند.
لازم به ذکر است که اگر نمازگزار، در قسمتی از نماز مانند قنوت، توجه و اِقبالِ قلبی پیدا کرد، بهتر است آن را طولانی کند؛زیرا احتمال دارد با تغییرِ حالت، آن توجه و اقبال از بین برود.
ترس از پایان
یکی از دغدغههای همیشۀ مؤمن، ترس از پایانِ کار، عاقبتِ بد، و مرگِ عذاب آور است. راهِ نجات از این ترسها را فقط میتوان از طریق کسانی متوجه شد که خداوند به آنان عنایت خاصی فرموده باشد؛ مانند پیامبر(ص) و خاندان پاک و مطهر ایشان.
پیامبر اکرم(ص) یکی از علل راحتی در لحظات مرگ را قنوت طولانی دانستهاند:
«طُولُ القُنُوتِ فِي الصَّلَاةِ، يُخَفِّفُ سَكَرَاتِ المَوْتِ»⟦۱⟧
طولانی کردن قنوت در نماز، سختیهای سکرات مرگ را کاهش میدهد.
منظور از طولانی کردن قنوت، قطعا یک یا دو مرتبه نیست؛ بلکه مقصود، آن است که نمازگزار، همیشه اهل قنوت طولانی باشد.
اُنسِ بعد از مشقت
طولانی شدن قنوت، مانند سایر عبادات، شاید در ابتدا مشقتآور بوده و نیاز به تلاش داشته باشد، ولی با تکرار، تبدیل به عملی لذت بخش خواهد
شد؛ علاوه بر اینکه خداوند متعال، عبادت را در دل بندگانش زینت میدهد:
﴿وَلكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيحانَ وَزَيَّنَهُ في قُلُوبِكُم﴾⟦۱⟧
ولی خدا ایمان را محبوبِ شما قرار داد و آن را در دلهایتان زینت داد.
پس امر به لذت بردن از عبادت، فقط به نماز ختم نمیشود، بلکه دیگر عرصههای زندگی را نیز در بر میگیرد تا همۀ زندگی، قرب و نزدیکی به خداوند را به دنبال داشته باشد.
امام سجاد(ع) در اینباره میفرماید:
«يَا نَعِيمِي وَجَنَّتِي وَيَا دُنْيَايَ وَآخِرَتِ »⟦۲⟧
ای خدایی که نعمت و بهشت من هستی، ای دنیا و آخرتم!
تقسیمبندیِ قنوت
در روایات، قنوت، به دوقسمت تقسیم شده است:
•حمد و ثنای الهی
•بیان خواستهها و حوائج
مثلاً نمازگزار میتواند در ابتدا حمد و ثنای الهی را بر زبان بیاورد، و سپس بر اهلبیت پیامبر(علیهمالسلام) درود بفرستد، بعد از آن فرج امام زمان(عج) را از خداوند بخواهد و در انتها حوائج دنیوی و اخروی خود را عنوان کند.
در روایتی آمده که شخصی از امام صادق(ع) دربارۀ آنچه در قنوت باید گفت، سوال نمود و ایشان فرمودند:
«مَا قَضَى اللَّهُ عَلى لِسَانِك »⟦۱⟧
هر آنچه خداوند بر زبانت جاری ساخت!
و فرموند: کافی است در قنوت بگویی:
«اللَّهُمَ اغْفِرْ لَنَا وَارْحمَْنَا وَعَافِنَا وَاعْفُ عَنَّا فِي الدُّنْيَا وَالآخرة، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِير»⟦۲⟧
پُرواضح است که خیر دنیا و آخرت، خیر و برکت را در هر دو سرا شامل میشود.
پیامبر اسلام(ص) نیز در اینباره چنین میفرمایند:
«اللَّهُمَّ إِنِّ أَسْأَلُكَ الْعَافِيَةَ فِي الدُّنْيَا وَالآخرة»⟦۳⟧
خدایا، از تو سلامتی و عافیت را در دنیا و آخرت طلب میکنم. در روایاتی از ائمه اطهار آمده که کلمات فرج را در قنوت بگویید؛ همچنین کسی که در حال احتضار است را با این کلمات تلقین دهید:
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيُ ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاواتِ السَّبْعِ وَرَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالمَِين »⟦۴⟧
قنوت، بیش از یک بار
در برخی نمازها، قنوت در یک فریضه تکرار میشود؛ مانند اجتماع بزرگ مسلمانان در نماز جمعه، نماز عید فطر و نماز عید قربان. دعا کردن در قنوت، آنهم توسط جمع زیادی از مسلمانان، که تعدادشان از چهل نفر بیشتر است، امکان اجابت دعا را نیز بسیار بالا خواهد برد.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:
«مَا مِنْ رَهْطٍ أَرْبَعِينَ رَجُلاً اجْتَمَعُوا فَدَعَوُا اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ فِي أَمْرٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُمْ، فإن لَمْ يَكُونُوا أَرْبَعِينَ، فَأَرْبَعَةٌ يَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ عَشْرَ مَرَّاتٍ إِلَّا اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُم »⟦۱⟧
این روایت بر اهمیت دعا دلالت دارد؛ خصوصاً در شرایط و اجتماعی خاص مانند نماز جمعه! قنوت، فرصتی خاص برای بندگان است که با بیان و زبان خود، با پروردگارشان سخن بگویند و درخواستشان را بیان کنند تا اجابت شود.
انتخاب دعا در قنوت
نمازگزار، هنگام قرائتِ آیات وحی، باید دقت کند که آنها را صحیح و بدون غلط بر زبان جاری نماید؛ و این، خود، در برخی موارد، نمازگزار را دچار وسواس کرده و ذهنِ او را درگیر مینماید. اما با توجه به آنکه در قنوت، نمازگزار در انتخابِ دعای قنوت، اختیار دارد، و حتی میتواند با
زبان مادریِ خود با خداوند متعال سخن بگوید، و یا شعرهای عرفانی بخواند، لذا از آسودگی و توجه بیشتری برخوردار است.
صلوات در قنوت
یکی از بخشهای نماز که در آن، میتوان پیامبر(ص) و اهلبیت(علیهمالسلام) ایشان را یاد کرد و بر آنان درود فرست، قنوت است. لذا میتوان قنوت را با صلوات، آغاز و با صلوات، به پایان رساند. از روایات برداشت میشود که از رحمت خداوند به دور است که دعای ابتدا و پایان قنوت را مستجاب گرداند، اما دعای بینِ ایندو دعا را اجابت نکند!
نکتۀ جالب توجه آنست که یک نماز دو رکعتی، نُه تکبیر مستحبی میتواند داشته باشد؛ که به همین تعداد نیز، صلوات مستحبی میتواند داشته باشد؛ و این، نشان میدهد که کفۀ توحید و کفۀ ولایت در نماز نیز یکسان است.
بهترین تعقیباتِ نماز
تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) از بهترین تعقیباتِ نماز به شمار میآید که یادگار و میراثی معنوی از بانوی دو عالَم است. هنگامی که ایشان از پدرشان درخواستِ خدمتکاری برای کمک در امور خانه نمود، رسول خدا(ص) این درخواست را با یاد دادنِ این گنجِ بزرگ جایگزین نمود.
امام باقر(ع) در روایتی میفرماید:
«مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ ءٍ مِنَ التَّحْمِيدِ أَفْضَلَ مِنْ تَسْبِيحِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا
السَّلَامُ، وَلَوْ كَانَ شَيْ ءٌ أَفْضَلَ مِنْهُ، لَنَحَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَام»⟦۱⟧
هیچ حمد و ثنایی بر خداوند برتر از تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نیست، و اگر چیزی برتر از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(علیهاالسلام) هدیه میداد .
در روایتی از امام صادق(ع) نیز چنین آمده است:
«تَسْبِيحُ فَاطِمَةَ(علیهاالسلام) فِي كُلِّ يَوْمٍ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ صَلَاةِ أَلْفِ رَكْعَةٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ»⟦۲⟧
تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در هر روز و پس از هر نماز، نزد من محبوبتر از هزار رکعت نماز در هر روز است.
این عمل، از جمله اموری است که رنگ الهی، مسائل زندگی را متفاوت مینماید؛ مانند پیراهن یوسف(ع) و تابوت موسی(ع) که با خود، آرامش را به دنبال داشته است.
اُنس با تربت امام حسین(ع)
برای مؤمن، اُنس با تربت قبر امام حسین(ع)، همانند اُنس با صاحبِ این تربت است. سجده بر تربت _ که سنت امامان معصوم بوده است _ و داشتنِ تسبیحی از تربت، فضیلت خاصی دارد.
امام صادق(ع) فرمودند:
«السُّجُودُ عَلَى طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ(ع) يُنَوِّرُ إلى الْأَرَضِينَ السَّبْعَةِ وَمَنْ كَانَتْ مَعَهُ سُبْحَةٌ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ(ع) كُتِبَ مُسَبِّحاً وَإِنْ لَمْ يُسَبِّحْ بِهَا»⟦۱⟧
سجده بر تربت قبر امام حسین(ع) زمینهای هفتگانه را روشن میکند و کسی که تسبیحی از تربت قبر امام حسین(ع) به همراه دارد، ثواب تسبیحگویان برای او نوشته میشود، حتی اگر با آن تسبیح نگوید.
بنابراین، شایسته است که نمازگزار، تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) را با این تربتِ مبارک بگوید تا همیشه نامش به عنوان تسبیحگو ثبت شود.
همچنین امام صادق(ع) در روایت دیگری فرمودند:
«إنَ مَنْ أَدَارَ الْحَجَرَ مِنْ تُرْبَةِ الْحُسَيْنِ (ع) فَاسْتَغْفَرَ بِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سَبْعِينَ مَرَّةً، وَإِنْ أَمْسَكَ السُّبْحَةَ بِيَدِهِ وَلَمْ يُسَبِّحْ بِهَا فَفِي كُلِّ حَبَّةٍ مِنْهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ»⟦۲⟧
کسی که تسبیحی از تربت حسین(ع) را در دست بچرخاند و با آن یک مرتبه استغفار کند، خداوند برای او هفتاد مرتبه، ثواب مینویسد و اگر تسبیح را در دست گیرد و با آن تسبیح نگوید، برای هر دانه از آن، هفت مرتبه ثواب نوشته میشود.
این یکی از مَظاهر مُضاعف کردن اجر، توسط خداوند، برای کسانی است که او بخواهد.
تکرار، نباید موجب بیدقتی شود
برخی، تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) را فقط از روی عادت و تکرار انجام میدهند و به معانی نهفته در آن، هیچگونه دقتی نمیکنند؛ انگار که فقط میخواهند عدد آن را کامل کنند؛ در حالی که کمالِ این ذکر، توجه به معنای آن است.
بنده برای بهرهبرداری از برکات اذکار، باید با گفتنِ «تکبیر»، عجز خود از توصیف پروردگار، و با گفتنِ «حمد»، ستایش و سپاسگزاری از او، و با بیانِ «تسبیح»، تسبیح و تنزیه پروردگار را درنظر داشته باشد.
فرصت طلایی
تعقیبات بعد از نماز، فرصتی طلایی است که بسیاری از نمازگزاران آن را از دست میدهند. باید به این حقیقت دقت داشت که نمازگزار، بعد از هر نماز، فرصت ویژهای برای استجابت دارد و کسی که این فرصت را دریابد باید بعد از هر نمازِ واجب، توقفِ خاصی برای مناجات با پروردگار در نظر بگیرد. لذا پس از قرارگرفتن در فضای عبادت و نماز، نمازگزار نباید فرصتِ بعد از اتمامِ نماز را از دست بدهد.
اُنس با مناجات
برخی از ما فقط به تعقیباتِ معمول، پس از هر نماز واجب، اکتفا میکنیم؛ در حالی که انسان میتواند در پیشگاه پروردگار عالمیان، به مناجاتی بَلیغ و مفصل بپردازد؛ بهویژه اگر هنگام نماز احساس حضور
قلب کرده باشد! او میتواند از میان مناجاتهای پانزدهگانه که در مفاتیح الجنان آمده، مناجاتی که با حالتش مناسب است را انتخاب کند و حتی اُنس و حضور قلبی بیشتر از نماز را تجربه کند. در روایتی⟦۱⟧ نقل شده که هر کس پس از نماز، تعقیباتِ نماز را انجام دهد، همچنان در حالِ نماز محسوب میشود. چقدر نیکو است که انسان، میان ثوابِ حالتِ نماز و برکاتِ مناجات در پیشگاه مولایش جمع کند!
فراتر از معنای تعقیبات
بعض بزرگانِ فقه، مانند سید محمد کاظم یزدی(قدسسره)، تعقیبات را چنین تعریف کردهاند:
«مشغول شدن به دعا، ذکر، قرائت یا دیگر اعمالِ نیکو پس از نماز. از جملۀ این اعمال، تفکر در عظمت خدا، گریه از خشیت خدا یا میل به او و موارد مشابه است. تعقیباتِ بعد از نماز نافله نیز استحباب دارد، اگرچه پس از نماز واجب تأکید بیشتری دارد. تعقیبات باید بلافاصله پس از پایان نماز انجام شود، بدون مشغول شدن به عملی که حقیقت تعقیبات را از بین ببرد. این حالت براساس شرایط مختلفی از جمله سفر، حضر، اضطرار و اختیار متفاوت است؛ در سفر، تعقیبات در حال حرکت یا سوار شدن نیز ممکن است، همچنان که در حالت اضطرار اینگونه است. اصل مهم، حفظ حقیقت و حالت آن در نظر اهل شریعت
است. در حالت حضَر، نشستن و مشغول شدن به دعا یا مشابه آن مورد یقین است. ظاهراً نشستن بدون دعا یا دعا کردن بدون نشستن، مگر در موارد خاص، حقیقت تعقیبات را ایجاد نمیکند. بهتر است در حالت استقبال قبله، با طهارت و در محل نماز باشد»⟦۱⟧.
نکتۀ قابل توجهِ این تعریف، آن است که تفکر نیز از مصادیق تعقیبات قرار داده شده، در کنار ذکر، دعا و قرائت.
این امر، بنده را تشویق میکند تا پس از هر نماز، به تأمل و تفکر بپردازد؛ مانند محاسبۀ نفس یا هر تفکری که به خداوند متعال بازگردد، حتی اگر از طریق خواندن یا شنیدن چیزی باشد که انسان را به خداوند و آخرت یادآوری کند.
تشویقهای مادی
بر انگیختن انگیزۀ روحی با مُحرّکهای مادی از قبیلِ رزق، تندرستی، محبت در دل مخلوقات و دیگر امتیازات دنیوی، عاملی است در ایجادِ میلِ روحی برای حرکت به سوی عالَمِ معنا! در آیات قرآن کریم از این ایجاد انگیزه، با یادآوریِ لذتهای شبه مادیِ بهشت، بسیار استفاده شده است. در نتیجه، میانِ رزق، و تعقیبات، با تمام اَشکالش، ارتباط وجود دارد.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است:
«التَّعْقِيبُ أَبْلَغُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ مِنَ الضَّرْبِ فِي الْبِلَادِ»⟦۱⟧
تعقیبات پس از نماز برای به دست آوردن روزی، از سفر به نقاط مختلف موثرتر است.
همچنین از جمله عواملِ زیاد شدنِ روزی، بیداری در بین الطلوعین است. لذا مستحب است که نمازگزار، بعد از نماز صبح، تا طلوع آفتاب، مشغول ذکر و یاد الهی باشد.
امام علی(ع) فرموده اند:
«واطْلُبُوا الرِّزْقَ فِيمَا بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلى طُلُوعِ الشَّمْسَِ؛ فإنهُ أَسْرَعُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ مِنَ الضَّرْبِ فِي الْأَرْضِ، وَهِيَ السَّاعَةُ الّتِي يَقْسِمُ اللَّهُ فِيهَا الرِّزْقَ بَيْنَ عِبَادِه»⟦۲⟧
طلب روزی در فاصلۀ بین طلوع فجر تا طلوع خورشید، سریعتر از سفر در زمین برای کسب روزی، به دست میآید، زیرا این ساعتی است که خداوند روزی بندگانش را تقسیم میکند.
دعای خیر
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که فرمودند:
«الصَّلَاةُ خَيْرُ مَوْضُوعٍ ، فَمَنْ استَطَاعَ أَن يَستَكثِر فَليَسْتَكْثِر»⟦۳⟧
نماز بهترین عمل است؛ پس هر کس توانایی دارد، باید آن را زیاد انجام دهد.
با این حال، دعای بعد از نماز واجب _ چنانکه در برخی از کتب فقهی آمده است _ بهتر از نماز مستحب است؛ و این، خود، به تنهایی برای بیان عظمتِ دعای بعد از نماز کافی است؛ گویا خداوند متعال دوست دارد که بنده آنچه را که در باطنش هست، آشکار کند؛ چه درخواست حاجت باشد و چه بیان شوقِ به خداوند و پاداش!
دفع بلا
هر روزِ انسان، پُر از مقدرات الهی است؛ که ممکن است برخی از آنها به دلیل کوتاهیهای گذشتۀ او، به نقمت تبدیل شوند. از اینرو، یکی از برکاتِ تعقیبات صبحگاهی _ از جمله استعاذه و پناه بردن به خداوند _ دفع بلاهایی است که بر انسان، مقدر شدهاند.
در این استعاذه، بنده میگوید:
«أُعِيذُ نَفْسِي وَدِينِ وَأَهْلِي وَمَالِي وَوُلْدِي وَإِخْوَانِ فِي دِينِ وَمَا رَزَقَنِ رَبِّي وَخَوَاتِيمَ عَمَلِي وَمَنْ يَعْنِينِ أَمْرُهُ...»⟦۱⟧
جالب است که این استعاذه، در دفع شرور و آفات، اطرافیان انسان از جمله خانواده و نزدیکان و مؤمنانی که با او مرتبط هستند را نیز شامل میشود.
بهترین هدیه
بهترین هدیهای که انسان به برادر ایمانی خود میدهد، چیزی است که او را در تامینِ توشۀ آخرتش کمک کند؛ مانند لوازمِ مورد نیاز برای اقامۀ نماز.
امام کاظم(ع) فرمودهاند:
«لَا يَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خمَْسَةٍ: سِوَاكٍ، وَمُشْطٍ، وَسَجَّادَةٍ، وَسُبْحَةٍ فِيهَا أَرْبَعٌ وَثَلَاثُونَ حَبَّةً، وَخَاتَمِ عَقِيقٍ»⟦۱⟧
مؤمن باید پنج چیز را همیشه همراه داشته باشد: چوب مسواک، شانه، سجاده، تسبیحی با سی و چهار دانه، و انگشتر عقیق. حتی برخی از این وسایل، هدایای عرش برای ساکنان آن هستند؛ پس چرا اهل زمین از اینها غافل باشند؟!
در روایتی چنین آمده است:
«أَنَّ الْحُورَ الْعِينَ إذا بَصُرْنَ بِوَاحِدٍ مِنَ الْأَمْلَاكِ يَهْبِطُ إلى الْأَرْضِ لِأَمْرٍ مَا يَسْتَهْدِينَ مِنْهُ المِْسْبَحَ وَالتُّرَابَ مِنْ قَبْرِ الْحُسَيْنِ(ع)»⟦۲⟧
حورالعین هنگامی که یکی از ملائکه را ببینند که برای مأموریتی به زمین فرود میآید، از او درخواست تسبیح و تربتی از قبر امام حسین(ع) میکنند.
تفکر هنگام تعقیبات
تفکر و اندیشیدن، از واجبات شخص باایمان است و روایت شده که:
«تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَة»⟦۱⟧
تفکر یک ساعت بهتر از قیام یک شب است.
همچنین در نقلهای دیگر آمده که تفکر، بهتر از عبادت یک سال، شصت سال و حتی هفتاد سال است. حتی برخی احادیث، بر استمرارِ تفکر در خداوند و قدرت او تأکید دارند. بهترین زمان برای چنین تفکری، پس از نماز صبح و مغرب است؛ زیرا در این ساعات، نفسِ انسان، آرام است و نمازگزار از شلوغیِ زندگی و حرفهای روزانه فارغ شده است.
در این زمان، شایسته است که انسان در مورد روزی که سپری کرده و برنامهای که باید برای فردا داشته باشد، اندیشه کند. همچنین مسیر کلی زندگیاش را مرور کند تا دریابد چقدر برای استقبال از مرگ و دفاع از خود در محضر الهی آماده است. این لحظاتِ تفکر، میتواند انسان را به بصیرت و آمادگی بیشتری برساند.
دستانِ خالی
از جمله حالاتِ تأثیرگذار و تأملبرانگیزِ بنده، حالتی است که دستان خود را در قنوت یا سایر حالات، بهسوی آسمان، بلند میکند. خداوند متعال، با تمام بینیازی و عظمتش، از بازگرداندنِ بیپاسخِ دستانِ بندۀ حقیر و فقیرش شرم دارد.
از امام صادق(ع) روایت شده است:
«مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحمَْتِهِ مَا يَشَاءُ، فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتّى يَمْسَحَ عَلى وَجْهِهِ وَرَأْسِه »⟦۱⟧
هیچ بندهای دستان خود را بهسوی خدای عزیز و جبار بالا نمیبرد، مگر اینکه خداوند متعال شرم میکند آنها را خالی بازگرداند، تا اینکه از فضل رحمت خویش چیزی در آنها قرار دهد. پس هنگامی که یکی از شما دعا میکند، نباید دستانش را بازگرداند مگر اینکه بر صورت و سر خود بکشد.
به نظر میرسد، دستور به کشیدن دستها بر صورت، یا به جهت عطاء الهی است که در آنها قرار گرفته، یا به دلیل برکتیافتگیِ دستانی که بهسوی خداوند دراز شدهاند.