قرآن
چند روزی به ماه رمضان سال ۱۴۱۳ هـ. ق مانده بود. اهل علمی به حضرت استاد عرض کرد: میخواهم برای تبلیغ به جایی بروم. روزها منبر و نماز و کار آخوندی دارم ولی شبها بیکارم چه عملی انجام دهم؟
ایشان فرمودند: قرآن بخوانید.
و فرمودند: اگر کسی بتواند شبهای ماه رمضان، هزار مرتبه سوره قدر بخواند معنویت خوبی نصیبش میشود.
پیادهروی
حضرت استاد در ایام تعطیل حوزه نجف، سرگرم مجاهدات بودند. روزی فرمودند: گاهی از نجف تا به کوفه یک فرسخ راه بیابان بود، پیاده میرفتم (و به خاطر ترک اکل حیوانی برای تمرین و تهذیب نفس) کمی خرمای خشک و بادام میگرفتم و هسته خرما را بیرون میآوردم و مشغول اوراد میشدم. گاهی به طرف مسجد سهله پیاده میرفتم.
میفرمودند: اعراض از خلق و دوری از اشتغالات در ایام مجاهدات لازم است؛ و یکی از آنها بیابان خداست (که کسی نیست) آن هم از نجف به کوفه یک صفا و روحانیت خاص خودش را داشت. چندین سفر پیاده از نجف تا به کربلا رفتم (که حدوداً ۹۰ کیلومتر میباشد)
برکت دکان
از آنجائی که ریشه سیادت حضرت استاد مبارک بود و نوه دو مرجع بودند؛ در نجف بعضی دکانداران به ایشان عرض میکردند به حق جدت آیتالله سید محمّد کاظم یزدی اول صبح به دکان ما بیا تا رزق و روزی ما خوب شود.
اسباب برکت در زندگی، یکی قدم صاحبان نَفَس و سادات عظام است که البته عقیده طالب نسبت به این موضوع بیاثر نیست.
ماه رجب
جناب استاد نسبت به ماه رجب و شعبان عنایت خاص داشتند. یک بار فرمودند: این دو ماه سریع میگذرد؛ از ماه ولایت و نبوت به ماه خدا. پیامبر فرمود: «رجب، ماه سرازیر شدن رحمت است و خداوند در این ماه بر بندگانش رحمت را سرازیر میکند» (به نقل از عیون اخبارالرضا ۲/۷۱)
(ماه رجب سال ۱۴۱۳) فرمودند: علمای قدیم خودشان و زن و بچههایشان را در این ماه به عبادت و بندگی سوق میدادند، شما هم خودتان را به عبادت و اعمالی مانند ذکر یا حی و یا قیوم مشغول کنید.
میفرمودند: در تمام ماه رجب ده هزار سوره توحید ورود دارد و برای همه چیز خوب است. بعد از ماه رمضان ماه رجب افضل است.
در سال ۱۳۷۰ در روز آخر رجب یا اول شعبان در تقویمها اختلاف شد، فرمودند: معلوم است که آخر ماه رجب است.
ماه شعبان
حضرت استاد نسبت به ماه شعبان که ماه پیامبر صلیالله علیه و آله است؛ مخصوصاً به شب نیمه شعبان عنایت داشتند که تولد امام زمان در نیمه شعبان بوده و احتمال قدر هم گفتهاند.
میفرمودند: شب نیمه شعبان سه بار سوره یاسین یکی به نیّت طول عمر و یکی به نیّت رزق و یکبار به نیّت صحت جسمانی خوانده شود؛ و خودشان هم میخواندند.
ماه رمضان
میفرمودند: ماه رمضان ماه خداست. خواندن قرآن تأکید شده است. هر شب صد مرتبه سوره حم خان یا 1000 مرتبه سوره قدر خوانده شود خوب است، فلان کس (مرحوم در نجف) صد مرتبه سورہ حم دخان میخواند.
میفرمودند: قدر متیّقین، شب قدر شب 23 ماه رمضان است. خواندن سوره قدر به اذن استاد تا شب ۲۳، هر شبی 1000 بار برای دیدن آینده خود شخص، تجربه شده است و قضیه آیتالله خوئی را از جمله آنها نقل میکردند که ما در کتاب روح و ریحان نقل کردیم.
گفته شد: کسی به دستور سید علی آقا قاضی هزار مرتبه سوره قدر را خواندند و اثر ندیدند، آقای قاضی فرمودند در راه رفتن آن را خواندید، آن شخص گفت: بله، فرمود: برای همین اثر ندیدید!
زحمت برای پول
سالکی عرض کرد: هر وقت برای درآوردن پول و دنیا زحمت میکشم، چوبش را میخورم و میبینم؛ چطور این آثار وضعی برایم میآید؟!
فرمود: من هم قبلاً همینطور برایم میشد (تا سالک به توحید نرسد و فقط حق را به شهود نبیند، به زحمت میافتد).
فرمودند: فلان اهل دانش معروف در نجف میگفت: دیگران پول میدهند تا اقتداء به آنها کنند، آقای کشمیری مردم به او پول میدهند و پشت سر او، در نماز اقتدا میکنند.
اینها امور اعتباری هستند.
در بهمنماه ۱۳۷۰ سؤال شد، اجازه نامهها و دستگردانها در بیتالمال و سهمین نسبت به افراد آیا جنبه حقیقی دارد یا جنبه اعتباری دارد؟
فرمود: جهت حقیقی ندارد بلکه جنبه اعتباری دارد یعنی چه؟ به شخص مجاز (اجازه داده شده) صواب نبوده است. چون طرف قابل تصرف و تملیک نبوده؛ یا به تعریف شخصی به دیگری اجازه داده شد و حال آنکه آن تعریف خلاف واقع بوده است.
رفیق اصلی خداست
فرمودند: به یکی از عرفاء گفتند: چرا رفیق انتخاب نمیکنی؟ فرمودند: رفیق (اصلی من) خداست و غیور است، اگر او ببیند که با کسی رفاقت کنم به او برمیخورد، لذا رفیق پیدا نمیکنم.
مجالس اثر سوء دارد
حضرت استاد همنشینی با افراد نامربوط و مشغول به ریاست و دنیا را برای سالکین روا نمیداشتند. یکبار فرمودند: افرادی که در علوم غریبه مانند آفاق و سحر و رمل و … کار میکنند کارشان گرفتاری دارد؛ حتی گاهی مجالست با آنها هم تأثیر خوبی ندارد.
و فرمودند: در راه ریاضت و سلوک، معاشرت با زنان حتی زنان… را باید ترک کرد.
فرمودند: با عالم غیرعامل معاشرت نباید کرد که در سلوک تأثیر سوء دارد.
انفاق در عید فطر
جدّ استاد آیةالله سید حسن کشمیری مرجع و عارف ساکن کربلا بود و امامت حرم امام حسین علیهالسلام را به عهده داشتند؛ و عکسی از امامت جدّشان در منزل استاد بود.
بعد از آقا سید حسن، فرزندشان آقا سید مصطفی عموی استاد امامت داشتند. بعد از وفات عمو، حضرت استاد در ایام تعطیل حوزه علمیه نجف که به کربلا میرفتند، امامت میکردند.
روز عید فطری، بهقدری در نماز عید ایشان جمعیت بود که بیش از بیست مکبر دعای قنوت را تکرار میکردند، چون آن زمان بلندگو نبود.
بعد از نماز عید، آنقدر شیرینی و سیگار و امثال اینها آوردند که حساب نداشت و جناب استاد آنها را انفاق کردند.
او انسان نبود ملک بود
ما نمیدانیم در چه سالی حضرت استاد از نجف به ایران – در جوانی – آمدند و به زیارت جدّشان حضرت رضا علیهالسلام رفتند.
فرمودند: در سفر اول به مشهد مقدّس کسی را دیدم که انگار انسان نبود، ملک بود. هیبت او مرا گرفت؛ یقین پیدا نکردم که حضرت ولیعصر (عج) بوده است. از بعضی تلامذه خاص بعداً شنیدم که استاد فرمودند: دستش را هم بوسیدم.
از آن آقا سؤال کردم به چه چیزی به این مقام رسیدید فرمود: به بسمالله الرحمن الرحیم.
ظاهراً در همین سفر اول بود که وقتی وارد حرم مطهر امام رضا علیهالسلام شدند و چشمشان به ضریح مطهر افتاد، چنان جذبهای ایشان را گرفت که بیاختیار با صدای بلند گفت: والله هذا ابن رسولالله: قسم به خدا این امام فرزند رسول خداست.
آقای قاضی کجا و ایشان کجا
در مهر ماه ۱۳۷۰ از جناب استاد درباره مرحوم آیةالله سید جمال گلپایگانی سؤال شد که آیا ایشان در طول و یا عرض مقامات مرحوم سید علی آقا قاضی بودند؟ در جواب فرمودند: تفاوت بسیار است، آقای قاضی کجا و ایشان کجا…
قضاء حوائج
درباره این ذکر «نجاة منک یا سید الکریم نجنّا و خلصنا بحق بسمالله الرحمن الرحیم.» فرمودند: برای همه قضاء حوائج عمومی خوب است.
حقیر گوید: از بعضی بزرگان طریقت مسموع شد که به همین عدد ۷۸۶ صلوات هم گفته شود. در کتاب گوهر شبچراغ ص ۱۶۲ در وصف این ذکر گوید: برای شفاء مرضی و حصول مهمات ضروریه به تجربه ثابت شده است.
فقر
وقتی اخباری درباره بعضی اهل دانش که دنبال ثروت و دنیا هستند و با اینکه فقر، فخر پیامبر بود؛ به ایشان دادند. (الفقر فخری و به افتخر، احادیث مثنوی، ص ۲۳) فرمودند: شرف اهل علم فقر است؛ چی شده است بعضی همهاش لندن (پایتخت انگلستان) میروند و سالی یک ماشین عوض میکنند!
شیخ صدر عراقی (اراکی)
فرمودند: از بهترین منبریها شیخ صدر اراکی بود. او بر مبنای عرفا صحبت میکرد و در مصیبت گریزهای خوبی میزد. او میگفت: هر چیزی استعداد چندین چیز دارد، مثلاً آهنی،
ضریح قبر امیرالمؤمنین میشود و انسان میبوسد. یکی آهن میخ در میشود و به سینه حضرت زهرا فرو میرود! به خاطر اینکه ۱۱۰ بار ذکر یا علی را گفته بود، اتهام صوفی گری به او زدند.
فلان اهل دانش محل مراجعه… او را تکفیر کرد. شیخ میگفت: او حزقیل اهل دانش است که اسم یهودی است (آخر به خاطر تکرار اسم علی انسان تکفیر میشود).!
پای منبرش اهل علم خیلی مینشستند. گاهی میگفت: این حرف را که میخواهم بزنم از ریش سفید امیرالمؤمنین خجالت میکشم.
عدهای به حرفهای ولائی و عرفانی او اعتراض نوشتند. یکی نوشت فلان ضربه را به شما وارد میکنم. او در جواب فرمود: من از امیرالمؤمنین خجالت میکشم چیزی بگویم. ۷ روز بعد جنازه شخص معترض را در صحن نجف دیدم. او (شیخ صدر) در ایران وفات کرد.
زحمت و ریاضت
همیشه میفرمودند: شماها زحمت بکشید تا جای خالی عرفا را بگیرید. در خرداد سال 1369 وقتی سؤال شد: فلانی که بعضی عرفا را دیده چطور به دنبال اخبار این و آن است!
فرمودند: اینها افراد زیادی را دیدند، لکن خودشان زحمت و ریاضت نکشیدند. با تنبلی کسی به جایی نمیرسد. با زحمت میتوان به مقامی رسید. با ریاضات مشروعه، مکاشفات و معاینات ظهور مییابد.
آنهایی که زحمت و ریاضت میکشند ولی ثمره خوبی به دست نمیآورند برای این است که: شرایط در آنها جمع نیست.