سه چیز با برکت
از چیزهایی که برای برآمدن حاجت دنیایی و آخرتی، اجازه نمیخواهد و آثار هم دارد و حضرت استاد در موارد مختلف به افراد میفرمودند سه چیز است:
اول: ذکر استغفار، استغفرالله ربّی و اتوبُ إلیه.
دوم: ذکر صلوات: اللهم صل علی محمّد و آل محمّد.
سوم: صدقه دادن.
همانندم!
فرمودند: روزی به ذهنم آمد که آیا کسی مثل من هست که استخاره بگیرد، به یک زن روستایی برخوردم که حضرت اباالفضل استخاره را به او عنایت کرده بود. (نگاه کنید قضیه ۱۳۲)
به او گفتم: میتوانی حالات مرا هم بگوئی؟ گفت: حرزی در گردنت است آن را دربیاور تا بگویم!
من حرز را درآوردم و او بعضی خصوصیات داخلی خانه را گفت: بعد خودم هم بعضی صفات و خصوصیات درونی آور را گفتم.
اصطلاحات
وقتی یکی از بزرگان علم و دانش به دیدن حضرت استاد آمده بود و ساعتی نشست و مطالب مختصری هم گفته شد و بعد رفت.
از جنابش پرسیده شد: ایشان را چطور دیدید؟ فرمودند از سینه (یا از گردن) به بالا را اصطلاحات علمی پر کرده بود.
او درویش است
روزی یکی از اهل دانش به منزل استاد آمدند تا از ایشان استفاده ببرند؛ استاد به قیافه او نگاه میکردند. بعد از رفتن، سؤال شد ایشان چطور بودند؟ فرمودند: او درویش (مسلک) است. در واقع آن شخص در زمره یکی از سلاسل معروف بود.
توی فکر
یکی از تلامذه، پدر خود را منزل استاد برای ملاقات آورده بود. ساعتی نشست و حرفی نمیزد. بعداً از استاد سؤال کرد: پدر مرا چطور دیدید؟ فرمود: همش توی فکر بود. آن تلمیذ عرض کرد: درست است؛ ایشان هم مشکل خانوادگی دارد و هم به امراضی جسمانی دچار است، برای همین دائماً در فکر است.
زیبا فرمودند!
یک نفر از طلاب عرب کویتی (یا بحرینی) که جوان بود و گاهگاهی محضر شریف استاد حضور پیدا میکرد؛ یک روز عرض کرد: خدمت آیتالله بهجت که رسیدم، از من پرسید: درس چه میخوانی گفتم: مقدمات (اولین کتابی است که طلاب میخوانند).
فرمود: بر شما باد بر مؤخّرات (یعنی توجه شما به مقصود و محبوب و ذی مقدمه باشد).
جناب استاد فرمود: ایشان زیبا فرمودند!
آیا نماز میخوانده!
اهل علمی بعد از وفات استاد نقل کرد که من کسالت بسیار ناراحتکنندهای داشتم و دارم. نزد مرحوم جعفر آقا مجتهدی رفتم؛ و حضور آیتالله کشمیری رسیدم و کسالت را به این دو بزرگوار گفتم؛ اما آنان نتوانستند برای من کاری کنند.
این قضیه گذشت تا یک سال بعد همین اهل علم حقیر را دید و سؤالاتی کرد و از جمله گفت: میگویند آقای کشمیری نماز نمیخوانده آیا شما نماز خواندن او را دیدید.
گفتم: عجب از شما کسی که از خانواده مرجعیت و عرفان و سیادت است و مجتهد مسلم میباشد؛ و بسیاری از مردم به نحو عام و خاص بهوسیله ایشان هدایت یافتند؛ حال خودش
نماز نمیخوانده!
یکمرتبه به ذهنم آمد که چرا، مرحوم جعفر آقا مجتهدی و حضرت استاد، در حیاتشان توجهی به مرض او نکردند که الآن این سؤال را میکند!
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض **** ورنه هر سنگ و گلی لوء لوء و مرجان نشود
دیرباوری
بسیاری از افرادی که خدمت حضرت استاد میرسیدند، خوابها و مکاشفات و الهامات و فضائلی از خودشان نقل میکردند و جنابش گوش میداد و گاهی میفرمود: عجیب است و…
لکن سیره ایشان دیرباوری بود؛ چنانکه افرادی که دنبال ظهور امام زمان و علائم خروج بودند و مطالبی میگفتند؛ در خفا میفرمود: نه چنین است.
بسیار شده بود که تعریف شخصیتی را میکردند که چنین و چنان است و… ایشان بعداً میفرمود: خبری نیست.
سه روز روضه
ایام فاطمیه بود و استاد فرمودند: به فلانی (طلبهای از اهل تهران که گاهی خدمت استاد میرسیدند) بگوئید: سه روز روضه حضرت زهرا در منزلمان بخواند.
پیغام به آن شیخ رسانده شد و سه روز بدون هیچ تشریفات، غیر سه و یا چهار نفر از شاگردان این مجلس بر پا شد؛ و حالت بکاء و تأثر ایشان بر جدّهشان محسوس بود.
اصلاً توجه به قلّت نفرات و جمعیت که نوعاً در مجالس به این نکته توجه دارند، نداشتند.
تسبیحات اربعه
جناب استاد میفرمود: تسبیحات اربعه یعنی سبحانالله و الحمدلله و لاالهالاالله و اللهاکبر بعد از هر نماز ۳۰ مرتبه برای نورانیت قلب خوب است و مرحوم سید علی آقا قاضی به آن امر میکردند.
از امام رضا علیهالسلام روایت است کسی تسبیح تربت امام حسین را داشته باشد و آن را بگرداند و تسبیحات اربعه را بگوید؛ برای هریک دانه، خداوند برای گوینده آن ۶۰۰۰ حسنه بنویسد و ۶۰۰۰ گناه را محو کند و ۶۰۰۰ شفاعت برای او بنویسد و ۶۰۰۰ درجه او را بلند کند. (مفاتیحالجنان ص ۸۳۰)
پس سزاوار است سالکین الی الله با تسبیح تربت مخصوصاً قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب صد مرتبه تسبیحات اربعه را با توجه بگویند تا مصداق این آیه «و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها»: تسبیح خدا قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب کن (طه: ۱۳۰) بشوند.
اخبار جزئی امّا کلی
استاد روزی از یکی از شاگردان خویش پرسیدند: از حوزه علمیه چه خبرداری؟ عرض کرد: اخبارم جزئی است. فرمودند: جزئی آن هم بسیار است. (چه آنکه سالک فکر و همش در مجاهده باید باشد و اشتغال فکری به غیر حق نباید داشته باشد که بُعد میآورد).
نام فرزند بزرگ
گفتهاند: هر که در این راه مقرّب تر است، جام بلا بیشترش میدهند؛ و طبق روایت پیامبر صلیالله علیه و اله که فرمودند: «البلاء للمؤمن امتحان و للاولیاء کرامة: بلاء برای مؤمن امتحان است و برای اولیاء کرامت است» جناب استاد بر اثر عارضه سکتهٔ قلبی، به صبر در بلا مشغول و به اکتساب کرامت موفق بودند.
در این دوران نقاهت، صبحی فرمودند: هرچه امروز صبح فکر کردم نام پسر بزرگم چیست به یادم نیامد، لذا از همسرم، مادر بچهها سؤال کردم که نامش چیست! از این بیان میخواستند بفهمانند که انسان در معرض بلا و امتحان است و فقط به خدا باید پناه ببرد.
با اهل ذکر درگیر نشوید
در سال ۱۳۶۷ فرمودند: با اهل ذکر که یاد خدا میکنند حتی از مذاهب دیگر ور نروید و درگیر نشوید که اثر وضعی دارد.
فرمود: من (در جوانی) به مسجد سهله رفتم، دیدم مرادی با مریدانش ذکر میگویند با حالتی مخصوص که بهصورت ظاهر زیبنده نبود. با بزرگ آنان برخورد کردم و گفتم: زیبنده نیست به این حالت (گردشی و دوری) ذکر میگویید.
این واقعه سبب شد که مدتهای بسیار زیاد موفق به رفتن مسجد سهله نشدم؛ تا اینکه بزرگ آنان و من آشتی کردیم. چهار روز پس از این قضیه موفق به رفتن مسجد سهله شدم.
ذکر به اندازه
سیره استاد بر این بود که هرچه استاد طریق گفت به همان اندازه باید ذکر گفت. از پیش خود و با خواندن از کتابی، نباید اذکار را گفت.
ظرف و مظروف چون تطابق نداشته باشند عوارضی پیدا میکند. میفرمودند: فلان اهل دانش در نجف اشرف عدد ذکر محبت را بیشتر گفته بود و ستون (مسجد یا تکیهای را) میبوسید. فلان عوام ذکری در این باره میخواند و دیدند الاغی را میبوسید.
فرمودند نباید از دستور استاد بیشتر گفت و تجاوز کرد (که افراد ناقابل و بیظرفیت برای آنان مشکل ایجاد میشود).
جوان لبنانی
در سال ۱۳۶۷ فرمودند: یک جوان لبنانی به نجف اشرف آمد و عدهای از علماء را جذب خود کرد و به قدرتنمائی در احضار ارواح معروف شد.
به من گفتند: بیا نزدش برویم! گفتم: نمیآیم. او را به خانهام آوردند و پس از گفتگو، گفتم: هنرت چیست؟
گفت: احضار روح میکنم. گفتم: روح پدرم آقا سید محمّد علی کشمیری را احضار کن. هر کاری کرد نتوانست. گفتم: چکار دیگر میدانی گفت: پسرت را خواب میکنم. گفتم: پسر کوچکم را خواب کن. او هر کارکرد نتوانست و ناامیدانه برگشت.
سؤال شد، شما چهکار میکردید که هنرش را نمیتوانست بکار بگیرد. فرمود: اراده خود را جلوی اراده او قرار میدادم، لذا نمیتوانست بکار گیرد. بعد هم دولت عراق او را دستگیر کرد و به کشورش لبنان بازگردانید.
برای نورانیت قلب
بسیاری از اوراد و اذکار حضرت استاد برای تنویر قلب و تهذیب نفس بوده است؛ که آنها را در دو کتاب آفتاب خوبان و روح و ریحان درج کردیم.
از جمله میفرمود: این ذکر «الله لاالهالاالله الا هو الحی القیوم» بعد از نماز صبح یک اربعین به عدد ۱۰۰۱ مرتبه با نگاه به… برای نورانیت قلب خوب است.
سوره بقره و آلعمران
به سال ۱۳۶۷ فرمودند: سوره بقره و آلعمران برای رزق و روزی خوب است. از امام صادق علیهالسلام روایت شده که هرکس: سوره بقره و آلعمران را بخواند، این دو سوره روز قیامت بر سر خواننده آن مانند دو قطعه ابر سایه میافکند. (ثواب الاعمال تفسیر معین، ص 50)