مانع از پسر
پسر یک آقائی ازدواج کرد و منجر به طلاق میشد؛ و ظاهراً مشکل را نسبت به عروس میدادند.
به مرحوم استاد این مطلب را عرض کردند؛ ایشان فرمودند: مانع از پسر میباشد. آنان عروس را طلاق دادند؛ و سپس برای پسرشان زنی جدید گرفتند. بعد از مدتی معلوم شد که بچهدار نشدن از عروس اول و دوم، مانع از پسرشان میباشد؛ و پی به کلام استاد بردند که از اول فرموده بود، مانع از پسر آنان است.
استخارهای خاص
در سال ۱۳۶۷ فرمودند: هرگاه انسان سه مرتبه صلوات بفرستد؛ و صد مرتبه استخیرالله برحمته خیرة فی عافیه بگوید؛ بعد یک قبضه تسبیح را بگیرد، یکی بیاید بسیار خوب، دو تا میانه مایل به بدی، سه تا زحمت دارد و عاقبتش خوب و چهار تا بسیار بد است. این استخاره رد خور ندارد و (برای اهلش) به دل الهام شود.
ایشان بچهدار نمیشود
جناب استاد در ایام تعطیلات حوزه علمیه نجف به کربلا میرفتند و نوعاً با مرحوم سید هاشم حداد ملاقات داشتند.
فرمودند: روزی منزل آقای حدّاد بودم و جوانی وارد شد. پرسیدم: ایشان کیست؟ فرمود: داماد هستند (ظاهراً داماد یکی از اقوام عیال ایشان بود).
گفتم: او بچهدار نمیشود! فرمود: یواش صحبت کن که خانواده میشنود و ناراحت میگردد! توضیح آنکه استاد در مقابل شخصیتی مانند آقای حدّاد آینده شخص را با یقین میگوید.
آنقدر بگوید تا نفس قطع شود
از اثر ذکر توحیدی که در نَفْس میتواند نقش ببندد تکرار به یک نَفَس است. در دعای ابوحمزه ثمالی که در سحرهای ماه رمضان خوانده میشود و از امام
سجاد علیهالسلام نقل شدہ است سطر چهارم آمده است «و لم یرضک خرج عن قدرتک یا رب یا رب…» آنقدر بگوید تا نَفَس قطع شود.
مرحوم استاد میفرمود: ذکر توحیدیه لاالهالاالله یک نوع گفتنش این است: لاالهالاالله الله الله الله آنقدر الله بگوید تا نَفَس قطع شود تا انسان مستغرق الله شود.
هفت سلام قرآنی
از جمله مطالبی که برای شفاء مریض فرموده بودند، این بود: که هفت سلام قرآنی با زعفران بر کاسهٔ مثلاً چینی نوشته شود و بعد شسته شده و آب آن را مریض بخورد نافع است.
از قول مرحوم آقا سید هاشم حداد به همین شکل برای تقویت حافظه نقل شده است. (عارف فی الرحاب القادسیه، ص ۲۱۷)
دو سال قرآن نخواندم
حضرت استاد فرمودند: در خانه (قبلی کوچه آبشار قم) یک نفر از کسانی که تدریس علوم دینی میکرد نزدم آمد. او گرفتاری داشت و از زنش خیلی ناراحت بود. از من دوائی برای رفع این گرفتاری خواست.
گفتم: شما قرآن بخوانید قضیه حل میشود. آن اهل دانش گفت: دو سال است لای قرآن را باز نکردم!
آصف برخیا
فرمودند: این آیه «قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ» (نمل، ۴۰). (در کتاب روح و ریحان اشتباهاً سوره نحل نوشته شده است.)
به عدد کثیر یک اربعین، نتیجهاش اسم اعظم است که نزد آصف برخیا (وزیر و برادرزاده حضرت سلیمان) بود؛ که به حضرت سلیمان گفت: پیش از چشم برهم زدنی تخت بلقیس (ملکه سباء) را نزد تو خواهم آورد؛ و به چشم برهم زدنی آن تخت را نزد سلیمان علیهالسلام حاضر کرد.
امام صادق فرمود: آصف برخیا از طریق طی الارض تخت بلقیس را نزد سلیمان علیهالسلام حاضر کرد. (تاریخ انبیاء، ج ۲. ص ۲۵۵، رسولی محلاتی.)
سرزمین سبأ در کشور یمن واقع بود و جناب سلیمان علیهالسلام در بیتالمقدس حکومت میکرد؛ و این تخت را از یمن به فلسطین، به یک چشم بر هم زدن آورد.
آثار و ابعاد ذکر
زمانی مرحوم استاد به یکی از تلامذه دستور ذکری را دادند. بعد از اتمام ایام آن، خدمت استاد عرض کرد: نتیجهای نگرفتم!
فرمودند: شما هم خدا را میخواهید و هم خرما را!
نظر مبارکشان این بود که گاهی یک اسم یا دعا چند خاصیت و آثار دارد، بستگی
به نیت ذاکر هم دارد… مثلاً ذکر یا ودود میفرمودند: برای دوستی خدا هم خوانده میشود و هم برای محبوب شدن خلق. بستگی به نیت خواننده دارد و آثار هم تابع ذاکر است مگر اینکه به حکمت حکیم استجابت آن صلاح نباشد.
دو ذکر مرحوم حدّاد
مرحوم استاد میفرمودند: مرحوم آقا سید هاشم حداد دو ذکر را ترک نمیکرد، یکی لاالهالاالله و دیگری ذکر یونسیه بود.
۱۰۰۰ مرتبه سوره توحید
مرحوم استاد میفرمود: هزار بار خواندن سوره توحید برای نورانیت قلب و آسان شدن امور بسیار خوب است؛ بلکه برای همه چیز سوره توحید خواندنش خوب است. برای ازدیاد یقین هم بجاست.
میفرمود: مرحوم حاجآقا مصطفی خمینی مدتها روزی هزار بار میخواند.
میفرمود: از ریاضات برای طی الارض خواندن این سوره است.
میفرمود: آقا سید مرتضی کشمیری عجیب بود، نماز ۱۰۰۰ قل هوالله احد را میخواند که آن دو رکعت است، رکعت اول بعد از حمد ۱۰۰۰ بار سوره توحید و رکعت دوم بعد از حمد یکبار سوره توحید خوانده شود.
پیامبر فرمود:
۱- هرکس هزار بار این سوره را بخواند هر آینه نفس خود را از خدا خریده و از بندگان خاص خدا خواهد بود.
۲- هرکس هزار بار این سوره را بخواند نزد خدا بهتر از هزار اسب آماده برای جنگ در راه خداست.
۳- هرکس هزار بار این سوره را بخواند نمیمیرد تا اینکه جایگاه خود را در بهشت ببیند. (بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۳۵۵-۳۵۶)
آیةالکرسی و معوذتین
در مراجعات به محضر استاد، بعضی شکایت از اذیت شیاطین و وسوسه در خیال و نفس میکردند، ایشان میفرمودند: آیةالکرسی و سوره قل اعوذ برب الناس و سوره قل اعوذ برب الفلق تکرار شود، خواندنش برای دفع شیاطین خوب است.
بغداد (لندن)
بغداد پایتخت عراق است و شهر کاظمین کنار بغداد که در واقع رود بزرگ دجله این دو را از هم جدا میکند. در بغداد، بیحجابی و دیگر مسائل خراب و بد رایج بود.
میفرمود: وقتی از پدرم برای رفتن به کاظمین (قبر دو امام کاظم علیهالسلام و امام جواد علیهالسلام) اذن میخواستم نمیگذاشت. میگفتم: دو امام در آنجا مدفون است! میگفت: به ریش سفید امیرالمؤمنین علیهالسلام اگر پایت به بغداد بیفتد تو را عاق میکنم؛ زیرا بغداد را شهری بد میدانست.
میفرمودند: حال چه شده که بچههای اهل دانش هی به لندن (پایتخت انگلستان که از نظر آزادی افتضاح است) میروند؟!
ذکر الحیّ
میفرمودند: ذکر «الحیّ» هفتاد مرتبه صبحها برای نورانیت قلب و عافیت (سلامتی و صحّت قلب) خوب است و بعضی این را سرسری میخوانند.
داعیهای نداشتند
درباره افرادی که ادعای رؤیت امام زمان را میکردند و افرادی را دور خود جمع مینمودند سؤال شد، فرمودند: اینطور مسائل (با این سر و صدا) در عراق نبود، همه اینها دکان است.
وقتی سؤال شد. شما امام زمان را دیدهاید؛ با اینکه حال و خصوصیت صورت حضرت و بعضی جزئیات دیگر را گاهی بیان میداشت در جواب سؤال میگفت: خیر.
گرچه شواهد و فتوحات در این باره گواهی میدادند؛ ولی هیچ داعیه گفتن برای این مطلب که امام زمان را دیدهام نداشت!
رفتن به عراق
بارها صحبت این میشد که استاد به عراق بازگردند، با دید درونی میفرمودند، نه، صدام کسی نیست که به او اطمینان کرد (همانطور که بسیاری از علماء را کشت) چنانکه با دیگران چه ها که نکرد.
فرمودند: یک بار گفتم: با قرآن استخاره بگیرم ببینم چه میآید؛ این آیه آمد «لا تعثوا فیالارض مفسدین»: در روی زمین به فساد نکوشید (هود: ۸۵) که نهی در رفتن آمد.
نامه مرحوم آیتالله خوئی به استاد
جناب علامة حجةالاسلام سید عبدالکریم رضوی کشمیری دام موفقاً
بعد از تحیت طیبه و دعا برای دوام صحّت شما و شفای عاجل؛ نامهای که متضمن تصمیم قطعی برای بازگشت شما به نجف اشرف است به ما رسید و بسیار مسرور شدیم؛ چرا که حوزه علمیه نجف اشرف، به امثال شما بسیار نیاز دارد، خداوند شما را برای خدمت دین موفق بدارد.
اما آنچه ما از سیره پسندیده و طیبه شما از نجف اشرف دیدیم، از مسائل مربوط به سیاست پرهیز شده بود و مورد شهادت ما است؛ و نیز این مطلب که تمام علاقه شما در وظائف دینیّه و سلوک حَسَن صرف میباشد.
و این نامه من بهمنزله شهادت کتبی درباره سلوک شما در حوزه علمیه نجف اشرف میباشد. با وجود این، من تضمین میکنم که هرگاه نیاز به شهادت شفاهی هم باشد، نزد ما مانعی از اینگونه شهادت نیست.
من منتظر قدوم شما به نجف اشرف هستم تا حوزه علمیه نجف اشرف از وجود مبارک شما استفاده کند. وفّقکم الله تعالی لما فیه الخیر والصلاح، فاءنّه سبحانه ولی التوفیق والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. تاریخ ۹ جمادیالاولی ۱۴۰۶ الخوئی.
* ما عین نامه را به عربی در آخر کتاب آفتاب خوبان چاپ اول درج کردیم.