دُرّ نجف

صحبت جانان

فصل سوم · بخش اول

ختمی از سوره یاسین

فرمودند: ختمی است از سوره یاسین که روز اول یک مرتبه، روز دوم دو مرتبه تا روز چهلم چهل مرتبه خوانده می‌شود. خودم آن را انجام دادم.

برنج

حضرت استاد به برنج «که اول حبه‌ای است که به ولایت علی بن ابیطالب علیه‌السلام اقرار کرد»(کشف الغمه اربیلی) علاقه داشت. نجف اشرف وقتی برنج خانه تمام می‌شد می‌رفتند سر قبر شیخ خضر شلّال واقع در عماره، غروب که می‌شد، کیسه‌ای برنج برای منزل استاد می‌آوردند. (آقا سید محمود کشمیری رضوی ولد اکبر حضرت استاد.)

رُفع القلم تا سه روز

درباره روز عید غدیر از امام رضا علیه‌السلام روایت است که: خداوند تا سه روز (روز عید غدیر ۱۸ ذیحجه و دو روز بعد) به ملائکه امر می‌کند خطا و گناهی برای شیعیان و محبان اهل‌بیت علیهم‌السلام ننویسند. (خزینه الجواهری، ص ۳۶۲؛ بحارالانوار و زاد المعاد علامه مجلسی «ره»)

این به خاطر شرافت و کرامت این عید بزرگ است که اگر احیاناً از شیعیان و دوستان اهل‌بیت علیهم‌السلام، گناهی صادر شود بخشیده می‌شود.

مثل این روایت درباره روز نهم ربیع‌الاول وارد شده است. به این مضمون که حذیفة بن یمان از پیامبر صلی‌الله علیه و آله نقل کرده است که در حدیث مفضل در باب نهم ربیع‌الاول فرمود:

خداوند به من وحی کرد: ای محمّد! در علم من مقرر شده است… به‌درستی که من فرستادگان هفت‌آسمان را امر کردم برای شیعیان و محبان دین شما، این روز را عید بگیرند؛ و امر کردم ثنا کنند و طلب آمرزش نمایند برای شیعیان و محبّان شما از فرزندان آدم و ملائکه نویسندگان اعمال را امر کردم تا از این روز (نهم) تا سه روز قلم (نوشتن گناه) از مردم بردارند و برای کرامت تو و وصی تو گناهان ایشان را ننویسند. (تولی و تبری شیخ جواد کربلایی؛ زوائد الفوائد سید بن طاووس)

عادت می‌کنی!

یکی از اهل سلوک که قبلاً گاه‌گاهی سیگار می‌کشید و به محضر حضرت استاد مشرف می‌شد، روزی خدمت استاد بود، پس سیگاری را نصفه کرد و کشید.

استاد که خود عادت به سیگار کشیدن داشتند؛ به آن شخص فرمود: این کار را نکن که عادت می‌کنی. او عرض کرد: کم و نصفه می‌کشم.

فرمودند: عادت می‌کنی؛ و الآن که چندین سال از آن روز می‌گذرد، کلام استاد به واقعیت پیوسته؛ و آن اهل سلوک عادت مبرم به سیگار پیدا کرده است!

چرا با رمز؟!

امام صادق علیه‌السلام فرمود: منزلت مردم را در نزد ما، از اندازه روایتشان از ما بشناسید. (بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۱۵۰) عده‌ای بعد از چاپ کتاب آفتاب خوبان و روح ریحان، پرسیدند: چرا اکثر اذکار عدد و زمان و مکان و خواص آن‌ها را با رمز نوشتید و مطلب را ناتمام گذاشتید و…

در جواب گفته می‌شود:

۱- جناب استاد اجازه به‌صورت عمومی ندادند؛ و از بازاری کردن مطالب پرهیز می‌داشت. ۲- عمل به بعضی اوراد عوارضی جانبی حتی برای مؤلف دارد. ۳- از روی نوشتار نسخه پیچیده نمی‌شود. ۴- اجازه استاد حاذق و طبیب متخصصی لازم است. ۵- این‌ها برای تیمن و یادگاری از آن استاد بوده است. ۶- افراد دفتر کهنه و خرابی گذشته خود را نمی‌نگرند و با ذکری می‌خواهند همه چیز را به دست آورند. ۷ – کمال و تأثیر اذکار به مراقبه نفس و نیّت درست است نه صِرف ذکر لسانی.

نتیجه آنکه: منزلت و مقام هرکس نزد خدا و ائمه و اولیاء الهی به اندازه اتصال و معرفت و محبت است؛ و هر دعا و ذکر و نماز به اندازه نیت و عمل بالا می‌رود و نتیجه می‌دهد.

شب‌زنده‌داری

امام عسکری علیه‌السلام فرمود: ان الوصول – الی الله سفرٌ لایدرک الا بامتطاء اللّیل: اتصال و وصول به خداوند سفری است که جز با شب‌زنده‌داری طی نمی‌شود. (بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۸۰؛ سالنامه حدیثی نور ۱۳۸۱.)

در دستورالعمل‌های ایشان نسبت به سالکین، مسئله بیداری شب و ریاضت در سحر بوده و سحر را افضل از بین الطلوعین می‌دانستند.

امر به نماز شب از سفارشات اکید ایشان بوده که رمز موفقیت سالک می‌دانستند؛ و بعضی از اذکار مانند ذکر یا حی یا قیوم، ذکر یونسیه، رؤیت ملائکه و… را در سحرها می‌فرمودند.

اولیاءالله

یکی از اهل ولایت گفت: روزی رفتیم خدمت حضرت استاد، فرمودند: در قم از اولیاء الهی خبری هست؟ گفتیم: بلی، افرادی را می‌شناسیم و نام بردیم.

فرمود: دیشب سیر کردم و تمام خانه‌های قم را سر زدم (حجةالاسلام شیخ حسین گنجی اشتهاردی)، اما شخصی را (به‌عنوان انسان کامل) نیافتم.

هیچ خبری نیست

روزی با چند نفر از رفقا به تهران نزد شخصی رفتیم که در طریقت و سلاسل سلوک دارای ادعا بود. بعد از ملاقات به قم برگشتیم.

روز بعد که نزد آیت‌الله کشمیری رسیدیم، جریان ملاقات با آن شخص را گفتیم. ایشان فرمود: هیچ خبری (در مقامات و عرفان) از او نیست. بعد از مدتی شنیدیم که آن شخص مدعی را اعدام کردند؛ به کلام حضرت استاد رسیدیم. (همان)

به سیرت خرس

حضرت استاد فرمودند: روزی شخصیتی مرا دعوت برای ملاقات کرد. روز موعد به جایگاه او رفتم. چون یکی از دربانان آن شخصیت را دیدم، به سیرت خرس دیدم. «یعنی باطن او به صفت خرس بر من ظاهر شد». (همان)

اقتداء ملائکه

حضرت استاد فرمودند: در اتاق به تنهائی مشغول نماز بودم، در رکوع که مستحّب است بین دو پا را نگاه کرد، بین دو پایم را نگاه کردم.

دیدم عده‌ای با لباس سفید پوشیده به من اقتدا کردند. متوجه شدم اینان فرشتگان می‌باشند «در روایت هم آمده است، کسی که برای نماز اذان تنها بگوید یک صف ملائکه اقتداء کنند و اگر اقامه هم بگوید، دو صف ملائکه به مصلی اقتدا می‌کنند.»(همان)

بابا رکن‌الدین

حضرت استاد فرمودند: من هر وقت در زندگی‌ام، مشکلی برایم رخ می‌دهد، یک سوره یاسین برای بابا رکن‌الدین مدفون در قبرستان تخت فولاد اصفهان می‌خوانم، مشکلم حل می‌شود. (همان)

دیوانه شو

حضرت استاد فرمودند: بعضی‌ها در نجف مرا تهدید به مرگ کردند و یکی از آن‌ها بیشتر با من مخالفت می‌کرد، روزی به طرفم آمد و در آن حال به او گفتم. دیوانه شو! پس از مدتی کوتاه حالت جنون به او دست داد از جنابش پرسیدند: چطور شد با گفتن شما او جنون گرفت؟!

فرمودند: آن حالتی بود، در وقت خاص از من صادر شد و سریع عمل کرد. (همان)

توضیح آنکه: معروف است اولیاء الهی اگر در حالتی خاص با تمام وجود چیزی را بگویند و یا بخواهند، همان‌طور می‌شود؛ یعنی در وقت عادی و به نحو متعارف، این حالت اثری ندارد.

زن و بچه ملّاصدرا نمی‌شوند

روزی صبح با زن و بچه‌ام در خانه بحث و صحبت می‌کردم و می‌خواستم به آن‌ها مطالبی را که می‌گویم بفهمانم. به آن‌ها می‌گفتم: چطور شما (با این همه دلیل) صحبت می‌کنم نمی‌فهمید!

بعد منزل آیت‌الله کشمیری آمدم. ایشان بدون اینکه من حرفی بزنم فرمود: زن و بچه انسان که ملّا صدرا نمی‌شود که هرچه گفته می‌شود تفهیم شوند. فهمیدم جنابش از صحبت من در درون منزل باخبر شده است. (همان)

اخبار از دعوا

یک عربی با حضرت استاد ارتباط خانوادگی داشت و مرید ایشان بود. گاهی با زنش دعوا می‌کرد و تند می‌شد و چیزهای نامربوط از زبانش صادر و به زنش می‌گفت.

وقتی خدمت استاد می‌آمد، ایشان می‌فرمودند: حیف است انسان از دهانش حرف‌های بد صادر شود و به زنش فحش بدهد!

چند بار که این قضیه تکرار شد، آن عرب فکر می‌کرد که زنش می‌آید منزل آقا و به خانم آقا می‌گوید و او به آقا مطالب را می‌گوید. لذا به زنش این نکته را گفت، آن زن قسم یاد می‌کرد که اصلاً این‌طور نیست. تا اینکه روزی زن و شوهر برای خرید به بازار قم رفتند. توی بازار دعواشان می‌شود و مرد حرف‌های نامربوط و بد به زنش می‌گوید.

بعد از خرید، تصمیم می‌گیرند منزل آقا بیایند. چون به منزل آقا می‌رسند، حضرت استاد می‌فرمایند: بله بعضی‌ها بازار می‌روند، توی بازار دعوا می‌کنند و این حرف‌ها را به هم می‌زنند، حیف است از تو که چنین حرف‌هایی را می‌زنی!

مرد عرب می‌فهمد که زنش قضای درون خانه را به منزل آقا نمی‌رساند، بلکه استاد به علم باطنی می‌دیده و می‌دانسته است. (همان)

میر حامد حسین هندی

حضرت استاد فرمودند: در حالت کشف، مرحوم میر حامد حسین هندی صاحب کتاب عبقات الانوار را توی منزل دیدم که بر سینه او نوار سبزی بوده و بر آن نوشته شده بود.

«حب علی بن ابیطالب حسنة لا تضر معها سیئة: دوستی علی بن ابیطالب حسنه‌ای است که هیچ بدی آن را از بین نمی‌برد» این کشف طولانی هم شده بود. (همان)

در محضر استاد

مؤلف کتاب (حجةالاسلام شیخ حسین حیدری کاشانی) سیری در آفاق می‌نویسد: در روز هفتم فروردین سال ۱۳۷۳ خدمت حضرت آیت‌الله کشمیری رسیدم…

از حالش پرسیدم، با حالت رضا و خشنودی جواب دادند اما نَفَس‌نَفَس‌زنان! دستگاه تنفس (اکسیژن) کنار حیات منزل بود تا در مواقعی از او استفاده شود کلاهی پشمین بر سر داشت، سر مبارک را پایین انداخت و در سکوت فرو رفت و گاهی با چشم‌های پرفروغش نگاهی می‌کرد و باز سر را به زیر می‌انداخت…

گفتم: اولین بار است خدمت رسیده‌ام چیزی بفرمایید توشهٔ راهم باشد و شما را بدان یاد کنم با تبسم ملیحی فرمود: چه بگویم و سر را به زیر انداخت و در سکوت عمیقی فرورفت …

عرض کردم: از کجا باید ذکر و یاد را شروع کرد؟ فرمود: لا إله إلا أنت سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِن الظالِمین (انبیاء:87) سجده یونسیه و قرآن بخواند.

عرض کردم: برای ورود این وادی استاد لازم است؟ فرمود: بدون استاد نمی‌شود. گفتم حضرت استاد از کجا شروع کنم؟ فرمودند: همین نقطه شروع است.

عرض کردم: بعضی می‌گویند: واقعیت اذکار و اوراد و ختومات را ما درک نمی‌کنیم! آقا نگذاشت سخنم تمام شود، فرمود: باید بگوییم و داشته باشیم یعنی اذکار را بگوییم و ختومات را داشته باشیم. عرض کردم:

در نماز امام زمان که صد مرتبه ایاک نعبد و ایاک نستعین می‌گوییم، شیطان وسوسه می‌کند که این انحصار در عبادت او و استعانت و یاری از او دروغ است.

فرمود: استعاذه کنید به خدا از شیطان رجیم.

عرض کردم: حضرت‌عالی در نجف اشرف با مرحوم آقای حاج سید جواد قاضی طباطبائی (برادر سید علی آقا قاضی) هم ارتباطی داشتید؟ فرمود: نه

عرض کردم با سید علی آقا قاضی چطور؟ با گفتن این جمله، چهره ایشان باز شد و فرمود: هر روز پیش هم بودیم. همیشه، اگر یک روز نمی‌رفتم، می‌فرستاد دنبالم که چرا نیامدی؟

عرض کردم: آقا از خدا خواسته‌ام موردعنایت حضرت‌عالی واقع شوم! با ملاطفت و مهربانی فرمودند: شما خوبید و خادم اهل‌بیت، آن‌ها اصل هستند و همه چیز از آن‌ها است، معاصی و گناهان مانع از وصول است. عرض کردم: هر وقت ما توفیق پیدا کنیم برای عرض ادب به ائمه و مخصوصاً امام زمان (عج) قبل از سلام و عرض ادب موردعنایت آن بزرگواران واقع شده‌ایم که این توفیق نصیبمان شده است؟ آقا فرمودند: بله همین‌طور است، عنایت آن‌ها است «آن‌ها ما را یاد می‌کنند بعد ما یاد آنان می‌کنیم». (صفحه ۱۶۰ سیری در آفاق)