در سخنی از امام و سرور ما امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلامه علیه، در نهجالبلاغه، آن حضرت علیهالسلام چنین فرمود:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ فِي لَامِعَةِ الْعُيُونِ عَلَانِيَتِي، وَتُقَبِّحَ فِيمَا أُبْطِنُ لَكَ سَرِيرَتِي»؛ یعنی: خدایا، به تو پناه میبرم از اینکه ظاهرِ آشکارم در برابر دیدگانِ خیرهی مردم نیکو بنماید و باطنی که از تو پنهان میدارم زشت باشد. امام علیهالسلام در این مقام از این حالت، یعنی حالت ریا، به خداوند سبحان و متعال پناه میبرد؛ اینکه آنچه آشکار میکنم در چشم مردم نیکو باشد. پس ظاهر انسان و آنچه برای مردم آشکار میسازد امری نیکو باشد، ولی باطنی که نزد خدا پنهان میدارد زشت باشد.
و این همان حالت ریاست.
سپس امام علیهالسلام میافزاید و میفرماید:
«مُحَافِظاً عَلَى رِثَاءِ النَّاسِ مِنْ نَفْسِي، بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّي، فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِي، وَأُفْضِيَ إِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلِي، تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِكَ وَتَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِكَ»؛ یعنی: در حالی که آبروی خود را نزد مردم نگاه میدارم، با همهی آنچه تو از من آگاهی، پس نیکویی ظاهرم را به مردم مینمایانم و بدیِ کردارم را به تو وامیگذارم؛ تقرب به بندگان تو و دوری از خشنودی تو.
حال شخص ریاکار چنین است: به عبادت خداوند سبحان و متعال نزدیک میشود، در حالی که خود را از خشنودی خداوند سبحان و متعال دور میسازد؛ زیرا در نهان و در آنچه پوشیده میدارد، آنچه را برای مردم آشکار کرده است بهجا نمیآورد.
پس او نزد مردم بر وضعی نیکو و پسندیده است، در حالی که در واقع چنین نیست.
بنابراین او خشنودی مردم و رضایت آنان و جلبِ دلهایشان را میخواهد، در حالی که میان خود و پروردگارش چنین نمیکند؛ او از خداوند سبحان و متعال دور میشود و به مردم نزدیک میگردد.
این است حالت ریا!
و این یکی از آفتهایی است در جامعه که به سببِ موقعیت و کارمان بدان گرفتار میشویم؛ پس بر انسان است که همواره مراقب باشد تا در چنین حالتی نیفتد.
اهتمام به ظاهرِ نیکو و سخنِ راست و زیبا در برابر مردم، در حالی که باطنِ او خلاف آن است، مشکلی است که ناگزیر باید درمان شود و بهجدّ در آن نگریست.
هرگاه انسان با خود و پروردگارش خلوت میکند، آن کارهایی را که در برابر مردم انجام میدهد بهجا نمیآورد؛ چه در نماز و روزهاش، چه در دعا و ظاهر و سختگیری بر خویش و در بسیاری از امور. او به مردم مینمایاند که در مرتبهای بلند از عبادت و زهد در دنیا و تقرب به خداوند سبحان و متعال و انجام واجبات و مستحبات است، ولی چون با خود خلوت میکند چنین نمیکند، و او را دورترین کس از عابدان و زاهدان و از آنان که خداوند سبحان و متعال را اطاعت میکنند میبینی؛ اما در برابر مردم خلاف این را مینمایاند، و این حالتی است که همهی ما بدان گرفتار میشویم.
بر ماست که خود را بر این کار محاسبه کنیم و از این راه دوری گزینیم؛ زیرا به مفاسد بسیاری میانجامد. اگر انسان بدان خو کند، ترکِ کارهایی را که در برابر مردم انجام میدهد آسان میشمارد و آنها را بهجا نمیآورد، و همهی همتش بر این متمرکز میشود که تنها این امور را به مردم بنمایاند؛ و بدینسان حالتِ تقرب به خدا را از دست میدهد و بر آن اعمال ثوابی نمیبرد. بلکه چیزی سختتر میبرد و آن کیفر و مبغوضشدن بر این اعمال است؛ زیرا او به خدا تقرب نمیجوید، بلکه به مردم تقرب میجوید، و آنگاه نزد خداوند سبحان و متعال پسندیده نخواهد بود.
حالتِ درست، همان حالتی است که شرع آن را میطلبد:
اینکه ظاهرِ انسان همچون باطنش باشد، یعنی باطن او با ظاهرش تفاوتی نداشته باشد.
به این معنا:
آنچه را در برابر مردم انجام میدهد، در نهان نیز انجام دهد، و آنچه را در نهان انجام میدهد، در برابر مردم نیز بهجا آورد؛ نه اینکه در آن بیفزاید.
او در تنهایی مستحبات را بهجا نمیآورد، ولی در برابر مردم آنها را انجام میدهد؛ این حالتی است موجود که ممکن است برای برخی پیش آید. چون در جمع حاضر میشود به مستحبات پایبند میگردد، یا نمازش را طولانی میکند، در حالی که میان خود و خویشتن نمازش را طولانی نمیکند؛ در برابر مردم به نماز و روزهاش اهتمام میورزد و از شیطان رجیم پناه میجوید و تسبیح میگوید، و دیگر کارهایی از این دست که شیطان برایش میآراید.
بر ماست که به این امر اهتمام ورزیم، چنانکه امام علیهالسلام فرمود؛ زیرا انسان بدینسان به مردم نزدیک و از خشنودی خداوند سبحان و متعال دور میشود. به خدا پناه میبریم از اینکه چنین باشیم.
«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَصَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ»؛ و ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است، و درود خدا بر سرور ما محمد و خاندان پاک و پاکیزهی او باد.