دُرّ نجف

تأملات و موعظه‌ها

اثرِ علم

حدیثی که از امام امیرالمؤمنین، صلوات الله و سلامه علیه، روایت شده و به تفاوت میان عالم و جاهل مربوط است؛ و اینکه عالم چگونه از دانش خود بهره می‌برد، برخلاف جاهل.

حدیثی را بخوانیم که علامه مجلسی در بحارالأنوار نقل کرده است و متن آن چنین است:

«الْمُتَعَبِّدُ عَلَى غَيْرِ فِقْهٍ كَحِمَارِ الطَّاحُونَةِ يَدُورُ وَلَا يَبْرَحُ، وَرَكْعَتَانِ مِنْ عَالِمٍ خَيْرٌ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً مِنْ جَاهِلٍ، لِأَنَّ الْعَالِمَ تَأْتِيهِ الْفِتْنَةُ فَيَخْرُجُ مِنْهَا بِعِلْمِهِ، وَتَأْتِي الْجَاهِلَ فَتَنْسِفُهُ نَسْفاً، وَقَلِيلُ الْعَمَلِ مَعَ كَثِيرِ الْعِلْمِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرِ الْعَمَلِ مَعَ قَلِيلِ الْعِلْمِ وَالشَّكِّ وَالشُّبْهَةِ»؛ یعنی: عبادت‌کننده‌ی بدون فهم و فقاهت، همچون الاغِ آسیاب است که می‌چرخد و از جای خود بیرون نمی‌رود؛ و دو رکعت از عالم بهتر از هفتاد رکعت از جاهل است، زیرا فتنه به سراغ عالم می‌آید و او با دانش خود از آن بیرون می‌آید، و به سراغ جاهل می‌آید و او را یکسره از بن برمی‌کَنَد؛ و عملِ اندک با دانشِ بسیار، بهتر از عملِ بسیار با دانشِ اندک و شک و شبهه است.

آسیاب پیوسته گرد خود می‌چرخد و هرگز به جایی نمی‌رسد و بر همین حال می‌ماند. حضرت این را چنین تعلیل می‌فرماید:

زیرا فتنه به سراغ عالم می‌آید و او با دانش خود از آن بیرون می‌آید، و فتنه به سراغ جاهل می‌آید و او را یکسره از بن برمی‌کَنَد!

چیزی از او باقی نمی‌گذارد؛ زیرا نمی‌داند چگونه از آن بیرون آید، پس سرگردان می‌شود و در نتیجه فتنه بر او اثر می‌گذارد و او را از بن برمی‌کَنَد. حال آنکه عالم با دانش خود از فتنه بیرون می‌آید، یعنی می‌تواند این فتنه را چاره کند؛ بر پایه‌ی شرع با آن رفتار می‌کند و با آن می‌ستیزد و بر وفق موازین شرعی با آن رویارو می‌شود، ولی هرگز از این فتنه اثر نمی‌پذیرد، زیرا به مرتبه‌ای از علم و معرفت رسیده است که این فتنه بر او کارگر نمی‌افتد.

امور نزد عالم روشن است. و آنگاه که امور برای انسان روشن باشد، از این فتنه‌ها اثر نمی‌پذیرد؛ ولی آنگاه که روشن نباشد، او در حالت جهل به سر می‌برد و فتنه‌ها بر او اثر می‌گذارند. چه‌بسا برخی از آن‌ها را باور کند و برخی دیگر را باور نکند، و از پاره‌ای از آن‌ها اثر پذیرد، زیرا به آن سطح از علم و معرفت نرسیده است؛ پس بی‌آنکه تحقیق و دقتی در کار باشد از فتنه‌ها و گفته‌ها و سخن‌ها اثر می‌پذیرد و از هر آنچه گفته می‌شود متأثر می‌گردد، و چه‌بسا کارش به آنجا رسد که هر چه را گفته شود باور کند، و این مصیبتی بزرگ است.

صاحبِ علم و معرفت، برای باور کردنِ سخن موازینی دارد و بر پایه‌ی همین موازین عمل می‌کند.

روا نیست خبری را که بر سر زبان‌هاست بشنوی و آن را چون خبری قطعی نقل کنی و بر آن آثاری مترتب سازی، تنها به این سبب که فلان و فلان چنین گفته‌اند؛ حال آنکه چه‌بسا در این خبر تهمتی بر کسی، یا تحقیر شخصی، یا ستایش کسی باشد که سزاوار ستایش نیست، و نمونه‌های چنین اموری بسیار است. پس او این سخن را باور می‌کند و بی‌آگاهی و شناخت بر آن اثری مترتب می‌سازد. اگر او را علم و معرفتِ حقیقی می‌بود، از هیچ‌یک از این‌ها اثر نمی‌پذیرفت و با دانش خود از آن بیرون می‌آمد. اما جاهل از آن بیرون نمی‌آید، بلکه فتنه او را یکسره از بن برمی‌کَنَد.

«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَصَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ»؛ و ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است، و درود خدا بر سرور ما محمد و خاندان پاک و پاکیزه‌ی او باد.