آیات قرآن نظر را به خود میکشند و سزاوارِ تأملاند. به این آیه که در سورهی فصلت آمده بنگر.
خداوند متعال میفرماید:
«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ»؛ یعنی: همانا کسانی که گفتند پروردگار ما خداست، سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان فرود میآیند که مترسید و اندوه مدارید و شاد باشید به بهشتی که وعده داده میشدید. ما در زندگی دنیا و در آخرت دوستان و یاورانِ شماییم، و در آنجا برای شماست هر آنچه دلهایتان بخواهد و برای شماست هر آنچه بطلبید. فرشتگان فرود میآیند!
و این مژدههایی که داده میشود: برای شماست هر آنچه دلهایتان بخواهد، برای شماست هر آنچه بطلبید!
ما در زندگی دنیا و در آخرت دوستان و یاورانِ شماییم. این همه برای کیست؟
برای مؤمنانی که میگویند پروردگار ما خداست و استقامت ورزیدند.
به این مسئله توجه کن و در آن بسیار بیندیش!
اینکه انسان بگوید «پروردگار ما خداست» کاری بس آسان است؛ ولی سخن در استقامت است.
علامه اردبیلی در «زبدة البیان فی أحکام القرآن» نقل میکند:
روایت شده که آن حضرت صلی الله علیه وآله فرمود: سورهی هود مرا پیر کرد، زیرا در آن آمده است: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ» ـ پس چنانکه فرمان یافتهای استقامت ورز.
و در «کشّاف» از ابن عباس نقل شده است:
در سراسر قرآن، آیهای بر رسول خدا صلی الله علیه وآله فرود نیامد که بر او سنگینتر و دشوارتر از این آیه باشد؛ و از همین رو فرمود:
سورهی هود و واقعه و خواهرانِ آن دو مرا پیر کردند.
و روایت شده که یارانش به او گفتند: پیری بر تو شتاب گرفته است. فرمود:
«شَيَّبَتْنِي سُورَةُ هُودٍ»؛ یعنی: سورهی هود مرا پیر کرد.
زیرا در آن به استقامت فرمان داده شده است؛ و استقامت بر زبان آسان است.
استقامت یعنی چه؟
استقامت یعنی پایداری بر راه، و منحرف نشدن از آن به چپ و راست.
این روش و پیمودنِ آن آسان نیست؛ معنایش این است که استقامت منزلتی بس بلند است.
میتوانیم از آن به عدالت تعبیر کنیم.
استقامت یعنی همراه نشدن با عواملی که میکوشند انسان را از پیمودنِ راهِ راست و مسیرِ درست منحرف کنند.
عواملِ بیرونی یا درونی، وسوسههای نفسانی و شیطانی.
انسان آنگاه که پایداری میورزد، باید راستقامت باشد و در راهِ درست گام بردارد و از هیچیک از این عوامل اثر نپذیرد. در آن هنگام میتوانیم بگوییم که او از کسانی است که استقامت ورزیدند.
پس این در حقیقت گونهای از عدالت است، ولی در مراتبی بسیار بلند.
و بازداشتنِ همهی آن عوامل از اثر گذاشتن بر انسان ـ عواملی که میکوشند او را اندکی از راهِ درستی که در آن گام برمیدارد منحرف سازند ـ آسان نیست. پس بازداشتنِ آنها و اثر نپذیرفتن از آنها و از آنها فراتر رفتن و رام کردنشان به ارادهی خویش، کارِ آسانی نیست؛ و از همین رو این ثوابِ بزرگ بر آن مترتب شده است.
یکی از اموری که آیه ذکر کرده است:
این است که فرشتگان آنگاه که آنان را به این نعمت مژده میدهند ـ «أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» ـ میگویند: «نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ». تکرارِ حرفِ جر، به این معناست: ما در زندگی دنیا و در آخرت دوستان و یاورانِ شماییم.
و نفرمود: ما دوستان و یاورانِ شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم.
چهبسا ـ و خدا داناتر است ـ از آن چنین فهمیده شود که دو گونه ولایت هست، و یک ولایتِ واحد نیست که در این دو مورد ـ در زندگی دنیا و آخرت ـ ثابت باشد؛ بلکه دو ولایت است (ولایتِ فرشتگان بر این مردمِ شایستهای که استقامت ورزیدند):
ولایتی در زندگی دنیا.
و ولایتی در آخرت.
و شاید طبیعتِ امور همین را اقتضا کند که ولایت در زندگی دنیا جز ولایت در آخرت باشد. پس فرشتگان میگویند ما در زندگی دنیا به گونهای معین از ولایت، یاورِ شماییم، و در زندگی آخرت نیز به گونهای معین که با گونهی نخست تفاوت دارد، یاورِ شماییم.
زیرا ولایت در «ما در زندگی دنیا یاورانِ شماییم» به استواریبخشی و پشتیبانی تفسیر شده است.
کسانی که به این مرتبهی بلند رسیدهاند، فرشتگان آنان را استوار میدارند و پشتیبانی میکنند.
فرشتگان استواریبخشاند و این چیزی است که تنها به اهلِ ولایت اختصاص دارد.
فرشتگانِ کیفر هستند و فرشتگانِ مرگ و جز آنان؛ اینها به مؤمنان اختصاص ندارند.
ولی این فرشتگانِ ویژهی اهلِ ولایت از مؤمنان، ویژهی استواریبخشی و پشتیبانیاند.
پرسش: آیا در آخرت به استواریبخشیِ فرشتگان و پشتیبانی آنان نیاز داریم؟
چهبسا به معنایی از معانی در آخرت بدان نیاز داشته باشیم؛ چه، ظاهر آن است که ولایت در آنجا معنایی دیگر جز ولایت در زندگی دنیا دارد. و این چیزی است که آن را بهروشنی درمییابیم.
یعنی انسان آنگاه که با پروردگارش راستگو باشد و در راهش استوار بماند و از این راهِ درستی که آن را راهِ خود ساخته منحرف نشود ـ هر شرایطی که باشد و هر عاملی که در کار باشد ـ
چنین کسی از سوی فرشتگان استوار داشته و پشتیبانی میشود.
فرشتگان بیهیچ اشکالی جز آنچه خداوند سبحان و متعال فرمانشان داده انجام نمیدهند؛ ولی این فرشتگاناند که او را استوار میدارند و پشتیبانی میکنند و به اذنِ خداوند عزوجل برای او اقتداری آشکار و عزتی آشکار پدید میآورند، و او را در تصمیمهایی که میگیرد استوار میسازند.
انسان هر که باشد، چهبسا تصمیمی بگیرد که احتمالِ ناسازگاری با واقع در آن باشد، یا شاید تصمیمی بهتر از آن وجود داشته باشد.
ولی فرشتگان او را استوار میدارند؛ و اگر استوارش داشتند، چه میشود؟
آنگاه انسان در زندگی دنیایش کامیاب میشود، چنانکه در آخرت کامیاب است.
از خداوند سبحان و متعال میخواهیم که ما را توفیق دهد تا چیزی از این درجاتِ بلند را دریابیم.
«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَصَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ»؛ و ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است، و درود خدا بر سرور ما محمد و خاندان پاک و پاکیزهی او باد.