دُرّ نجف

تحفه دانشجو

فصل سوم · بخش اول

خانه عوض شده

پیری فوت کرد. یکی از مریدانش او را در خواب دید و از حالش درقبر جویا شد که چه گذشت و در جواب خدایت کیست چه گفتی؟ گفت: از من پرسیدند خدایت کیست، خود را به خدایم سپردم و در جواب گفتم: من خانه‌ام را عوض کردم نه خدایم.

اشتقاقات بصیر

1- یا اَبصَر الناظرین شماره 28؛ 2- یا بصیر شماره 45؛ 3- یا اَبصَرَ من کلّ بصیر شماره 46؛ 4- یا مَن هو بعباده خبیر بصیر شماره 80. این چهار اسم الله در دعای جوشن کبیر آمده است که همگی دلالت بر صفت بصیر و بینایی حق به همه‌چیز دارد.

عشق بی عدد

عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود **** جوینده عشق بی‌عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکار گردد **** هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود

مولانا در دیوان شمس

ناله حمامی

مرحوم عالم ربّانی شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی (م 1361) هر موقع از برابر یکی از حمام‌ها عبور می‌کرد حالش تا حدی منقلب می‌گردید، به‌طوری‌که از چهره‌اش نمایان بود. یک نشانه دیگر دگرگون شدن حال ایشان این بود که مرتباً استغفار می‌کرد و «لا اله الا الله» می‌گفت اما با لحنی که پیدا بود همراه با تعجب و ناراحتی است. موقعی که علت دگرگونی احوال را پرسیدند، فرمود: به صاحب این حمام که چندی است از دنیا رفته، درجه روحی پستی داده شده است. تعلق خاطرش به دنیا و مال دنیا خیلی شدید بوده و هنوز هم موقعیت خود را درست درک نکرده است و نمی‌داند که از دنیا رفته و دائماً سر حمام است و ناله و فغان دارد که چرا اموال او را تصرف می‌کنند. لذا هر وقت از جلوی این حمام عبور می‌کنم، وضع او باعث ناراحتی من می‌گردد.

خدا و مردم دوستم بدارند

مردی نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد و گفت: ای رسول خدا! به کاری راهنمایی‌ام کن که اگر انجامش دهم خدا دوستم بدارد و مردم نیز دوستم بدارند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: به دنیا زهد (و بی‌رغبتی) کن تا خدا دوستت بدارد.

و به آنچه در دست مردم است بی‌رغبت باش تا مردم دوستت بدارند. مردی دیگر نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد و همین سؤال را کرد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در جواب فرمود: دنیا را دشمن بدار تا خدا دوستت بدارد و افزون بر آنچه داری به مردم ببخش تا مردم دوستت بدارند.

حقیقت شخصیه و نوعیه

حقیقت شخصیه: عبارت است از وجود جزیی و مخصوص که در کالبدی مجسّم می‌شوند و نام و خصوصیات معینی دارند، مانند اصحاب کهف که در دوره دقیانوس (251 میلادی) می‌زیستند. حقیقت نوعیه: عبارت است از خصوصیات و صفات باطنی افراد منهای کالبد و جزئیات منفرد ایشان. مولانا و عده‌ای از عرفا عقیده دارند که حقیقت نوعیهٔ انبیاء و اولیاء در هر عصری قابل تکرار است. شیخ محمود شبستری در این باره می‌گوید: بُوَد نور نبی خورشید اعظم گه از موسی پدید و گه ز آدم در مثال موسی و فرعون، حقیقت شخصیه فرعون همان جبّاری بود که در عهد موسی بود؛ اما حقیقت نوعیه فرعون، همان اوصاف کبر و شرک و خودبینی و جهل و… است که در هر عصری در انسان بروز می‌کند. مولانا می‌فرماید:

آنچه در فرعون بود آن در تو هست **** لیک اژدرهاست، محبوس چَه است

شمس فرمود: در تو فرعون سر بر کرد، موسی آمد او را راند. باز فرعون آمد و موسی رفت که این دلیل بر تلّون کند. مولانا می‌فرماید:

موسی و فرعون در هستی توست **** باید این دو خصم را در خویش جست

حقیقت نوعیه مانند آبی است که در ظروف ریخته شود و خصوصیات آب به اختلاف ظروف تغییر می‌کند. حقیقت نوعیه اهل الله هم چون نور شمس است که از آبگینه‌های مختلف بتابد.

سید جعفر قزوینی

عالم ربانی صاحب کرامات شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی (م 1361) در شهرضا (قمشهٔ اصفهان) به خدمت سید جعفر حسینی قزوینی رسید، که از اوتاد و مجذوبان روزگار و دریایی موّاج از علوم ظاهری و باطنی بود. شیخ فرمود: به او گفتم با این مایه از علوم، چرا خلوت گزیده و به انزوا نشسته‌اید؟ فرمود: پس از کسب اجازه اجتهاد از مراجع علمی نجف اشرف، به ایران بازمی‌گشتم، به دوست خود گفتم: از این پس تنها عالم بلندپایه قزوین من خواهم بود!

دوستم گفت: نه چنین است. تو را با یک حمال قزوینی تفاوتی نیست. اگر در رهگذری مردی به تو و یک حمال جاهل از پشت سر دستی بزند، هر دو محتاجید که برای شناسایی صاحب دست، سر بگردانید، درحالی‌که سی سال درس خواندی و دست زننده پشت سر را نمی‌شناسی. این سخن در دلم چنان اثر کرد که یکسره از خلق کناره گرفته و در انزوا به تزکیه نفس و تصفیه روح خود سرگرم شدم. مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی درباره حالات استادش مطالبی نقل کرده که دلیل بر قدرت نفس و مجذوب بودن او دارد. ازجمله، استادم فرمود: برای من گاه‌گاه حالتی عارض می‌شود که از خود بی‌خود می‌شوم و سر به بیابان‌ها می‌گذارم و در کوه و صحراهای بی‌آب و علف در حالت جذبه راه می‌سپرم. لیکن در وقت نماز، به خود می‌آیم و باز پس از انجام فرایض، به حالت نخستین می‌افتم و گاهی این احوال تا بیست روز به طول می‌انجامد. چون قصد مراجعت به شهر می‌کنم، متوجه می‌شوم که از ضعف گرسنگی و تشنگی در اعضایم، قوت بازگشت نیست. دست به دعا برمی‌دارم در حال از غیب گرده نانی و سبوی آبی ظاهر می‌شود که با تناول آن نیرویی به دست می‌آورم، سپاس حق می‌گزارم و به آبادی بازمی‌گردم. مرحوم شیخ گفت: وقتی دست استاد شکسته بود و به دستور طبیب زفت (دوای شکسته‌بند و زخم استخوان) بر آن نهاده و تا موعد مقرّر 14 روز نباید آن را جدا کند. به استادم گفتم: در دست شما (14 روز) زفت بود پس برای وضو چه می‌کردید؟ فرمود: از سوی آفریننده گیتی به طبیعت من امر آمد که عمل نکند

پس خواب به چشمم ننشست و به اراده حضرت حق در این مدت هیچ مبطلی (برای وضو) عارضم نگشت.

آثار سوره واقعه

امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند، خداوند او را دوست بدارد و محبوب همه مردمانش گرداند و هرگز در دنیا گرفتار درویشی و فقر و درماندگی و هیچ آفتی از آفات دنیا نخواهد شد و از همراهان امیرالمؤمنین علیه‌السلام خواهد بود. این سوره ویژه امیرالمؤمنین علیه‌السلام است و کسی در آن شریکش نیست.

باطنِ زنِ پلید

یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط به نام آقا سید گفت: هنگام بیرون آمدن از در حیاط ابتدا ایشان خارج می‌شد و من هم به دنبال او می‌رفتم. روزی زنی آرایش کرده و بدون حجاب و گیسو فروهشته از آنجا می‌گذشت. جناب شیخ به من فرمود: نگاه کن! (باطن این زن را ببین). با تصرف شیخ، نگاه کردم. دیدم زمین مانند مس گداخته است و همان زن بدون پوشش ایستاده و از تار موی او آثار ناپاکی شهوت می‌ریزد و شعله‌ور می‌شود، مانند قطرات بنزین که بر روی آتش بریزد. وقتی چنین دیدم، جناب شیخ فرمود: روح این زن را به اندازه هزار آدم جهنمی عذاب می‌کنند.

اگر گوید بنده من

نوشته‌اند؛ بزرگی را بعد از مرگش در خواب دیدند و پرسیدند: دو ملک نکیر و منکر در قبر با تو چه گفتند؟ جواب داد: از من پرسیدند؛ خدایت کیست؟ گفتم: از خدایم بپرسید، اگر فرمود: او بنده و عبد من است، کفایت می‌کند وگرنه، هر چند بگویم، بنده اویم و او قبول نکند، فایده‌ای ندارد.

اگر یک بار بگویی بنده من **** از عرش بگذرد خنده من

استفاده عرفانی

در سوره نازعات خداوند می‌فرماید: 1- سوگند به بیرون کشندگان (جان کافران) به سختی. 2- و به گیرندگان (جان مؤمنان) به آرامی. 3- و به فرشتگانی که شناورند. 4- پس به فرشتگان پیشگام. 5- آنگاه به فرشتگان کارگزار «و النازعات غَرقا و الناشطات نشطا و السابحات سبحا فالسابقات سبقا فالمدبرّات امرا» (آیه 5-1) ترجمه دیگر این‌چنین آمده است 1- سوگند به بر کنندگان به قوت 2- و به کشندگان، کشیدنی 3- و به شناوری شناوریی 4- پیشی گیرندگان، پیش گرفتنی 5- کار برداران، کاری. استفاده عرفانی از این پنج آیه را این‌طور نوشته‌اند؛ مرحله اول: نازعات اشاره است به قلع و نزع از زندگی مادی و غفلت. مرحله دوم: ناشطات، اشاره است به تحکیم و عقد افکار از راه عمل و توبه. مرحله سوم: از سابحات، تعبیر می‌شود به حصول موفقیت در پیشرفت صحیح به خاطر رفع حجب و موانع. مرحله چهارم: از سابقات، تعبیر می‌شود به مستعد بودن و دخول در زمره ملکوتیان. مرحله پنجم: از مدبّرات، تعبیر می‌شود به ترتیب و تنظیم اموری که محوّل به او شده و مأموریت باطنی در انجام آن‌ها پیدا می‌کند.

شیفته

شیخ بهایی فرمود: سید قاسم انوار تبریزی مدفون در ولایت جام (متوفی 837) از ملازمان شیخ صدرالدین اردبیلی بود. او بسیار با شیفتگان هم‌نشینی داشت و با آنان سخن می‌گفت. خودش فرمود: هنگامی‌که به کشور روم رسیدم شنیدم که در آنجا شیفته‌ای است. به نزدش رفتم و هنگامی‌که او را دیدم، شناختم؛ زیرا به روزگار دانش‌آموزی در تبریز او را دیده بودم. به او گفتم: چگونه به این حال شیفتگی، راه یافتی؟ گفت: هنگامی‌که در مرحله تفرقهٔ خاطر بودم، هر صبح که برمی‌خاستم کسی (احتمالاً موکلی) از سوی راست و کسی از سوی چپ مرا به خود می‌کشید تا این‌که روزی برخاستم و چیزی را به من در پوشاندند که مرا از آن تفرقهٔ خاطر رها ساخت. وقتی سید قاسم این سرگذشت را می‌گفت اشکش جاری می‌شد.

نیّت

صاحب نیت صادق؛ کسی است که دارای قلب سلیم باشد. چراکه قلب از وسواس و خواطر شیطانی هنگامی سالم می‌ماند که نیت در تمام کارها برای خدا خالص باشد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: نیت مؤمن بهتر از عمل اوست. عبد ناچار است در هر حرکت و سکون نیتش را خالص کند. اگر این‌طور ننماید هرآینه از زمره غافلان به شمار آید و غافلان را خداوند این‌طور توصیف کرده است. اینان مانند چهار پایان بلکه پست‌تر و گمراه‌تر از آنان هستند. (سوره فرقان آیه 44).

شب آخر

شب آخر عمر مولانا صاحب مثنوی (5 جمادی الاخر 672) خویشان کنار بسترش سخت مضطرب بودند. فرزندش سلطان ولد با بی‌تابی بر بالین پدر بود و نمی‌توانست پدر را به این حال مرض ببیند. مولانا آخرین غزل خود را گفت به این صورت:

رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

ماییم و موج دریا شب تا به روز تنها **** خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

دردی است غیر مردن کان را دوا نباشد **** پس من چگونه گویم کین درد را دوا کن

در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم **** با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

کلیات شمس

فروختن عشق

مرد عابدی سال‌ها از خلق کناره گرفت و به عبادت حق پرداخت. در خانه‌اش درخت بزرگی بود و مرغی در آن درخت آشیانه گرفت و با لحن خوش و آواز دلکش خود سکوت آن خانه را در هم می‌شکست. عابد تدریجاً به ندای او مجذوب شد و به وجودش انس گرفت. حق‌تعالی به‌وسیله پیامبر آن عهد، به وی پیغام فرستاد که‌ای عابد! تو سال‌ها از عشق ما سوختی و سرانجام مرا به مرغی فروختی و بانگ وی تو را به جدال کرد.

اسماء بدون تکرار

از 141 اسماء الهی که در قرآن آمده است، 47 اسم خداوند فقط یک بار آمده است.

علت مستجاب نشدن دعا

امام سجاد علیه‌السلام فرمود: حضرت موسی علیه‌السلام به مردی برخورد که دستش را به دعا برداشته بود، حضرت موسی به دنبال کارش رفت. هفت روز بعد به آنجا برگشت دید همان شخص باز هم دستش به آسمان بلند است. عرض کرد: خداوندا! آیا این بنده تو نیست که هفت روز است از تو حاجت می‌خواهد و تو هنوز اجابت نکرده‌ای؟ خداوند فرمود:

اگر این شخص آن‌قدر مرا بخواند که دست‌هایش ناتوان شود و بیفتد و یا از هم باز نشود و زبانش بریده گردد، من دعای او را اجابت نمی‌کنم مگر از همان دری بیاید که به وی امر کرده‌ام.

اشتر مست

بار نگار می‌کشد، چون شتران، مهار من **** یار کشی است کار او، بار کشی است کار من

اشتر مست او منم، خار پرست او منم **** گاه کشد مهار من، گاه شود سوار من

مولانا در دیوان شمس

شب زنده داری

خداوند به حضرت داود علیه‌السلام فرمود: ای داود! همانا عارفان سرمه شب‌زنده‌داری را به چشم‌هایشان کشیده‌اند و شب را به بیداری سپری می‌کنند و به این وسیله خواهان خوشنودی من هستند. ای داود! کسی که در دل شب نماز گزارد درحالی‌که مردم خوابند و از این عبادت قصدش من باشم پس به فرشتگان امر می‌کنم که برای چنین کسی طلب بخشش کنند و بهشت نیز مشتاق دیدار وی خواهد بود. پس هر تر و خشکی برای او دعا خواهد کرد.

تلقین

در احادیث وارد شده که خود را به بیماری نزنید که بیمار خواهید شد و گور خود مکنید که خواهید مرد.

گفت پیغمبر که رنجوری به لاغ **** رنج آرد تا بمیرد چون چرا یعنی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خود را بیمار نشان دادن و اظهار کسالت، سبب پیدایش بیماری می‌شود و بعد مانند چراغی که خاموش می‌شود شخص می‌میرد.

هر که جبر آورد، خود رنجور کرد **** تا همان رنجوری‌اش، در گور کرد یعنی هر کس به جبر متوسل شود خود را پریشان و بیمار کرده و سرانجام همان پریشانی او را به بستر گور فرستد. اینجا مسئله تلقین به نفس مطرح می‌شود: 1- اگر تلقین در جهت مثبت و کمال به کار گرفته شود، سازنده و کمال آفرین است. 2- اگر تلقین در جهت منفی و قهقرا به کار گرفته شود ویرانگر و بیماری‌زا شود تا جایی که به درون خاک قبر می‌کشاند.

تردید در قبض روح مؤمن

از امام سجاد علیه‌السلام نقل شده که خداوند فرمود: من هر کاری را که می‌خواهم انجام دهم در آن تردید نمی‌نمایم مگر این‌که در قبض روح بنده مؤمنم تردید می‌کنم که او از مرگ نفرت داشته باشد و من هم نمی‌خواهم به او بدی برسد. پس وقتی اجل حتمی او می‌رسد من دو گل از بهشت به‌سوی او می‌فرستم. نام یکی از آن‌ها «مَسخصیه» است که مؤمن با بوییدن آن نسبت به مالش بی‌علاقه شود و دیگر گل نامش «مَنسّیه» است که با بوییدن آن دنیا را از یاد می‌برد، بعد روح او را قبض می‌کنم.

گنبد سبز

در مشهد مقبره‌ای است معروف به گنبد سبز که مرقد شیخ محمد مؤمن (م 1063) می‌باشد. سیدی از نوادگان دختری مرحوم شیخ بهایی اهل قزوین در کتابی خطی، در شرح‌حال جدّ خود نوشته است: چون جدم شیخ بهایی به مشهد مقدس مشرف می‌شود پس از سه شب پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله را در عالم رؤیا زیارت می‌کند که عتاب به وی می‌فرمایند چرا تاکنون به دیدار گل ما شیخ مؤمن نرفته‌ای؟ بامداد همان شب شیخ بهایی برای زیارت شیخ مؤمن از خانه بیرون می‌رود و در راه دو تن از اهل علم را می‌بیند و خواب خود را برای ایشان نقل می‌کند. آن دو نیز به عزم زیارت شیخ مؤمن همراه می‌گردند و برای آزمایش هر یک نیتی می‌کنند. یکی کفن دومی انار و سومی شیر برنج را در خاطر می‌گذراند. چون به خدمت شیخ تشرف حاصل می‌کنند شیخ اظهار می‌دارد تا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دستور نفرموده بود به دیدار ما نیامدی؟ می‌خواهی بگویم که در رؤیا به تو چه فرمودند؟ حالا خودت بگو. شیخ بهایی خواب خود را نقل می‌کند. شیخ مؤمن می‌فرماید: معلوم می‌شود ما هنوز ثمره نشده‌ایم که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله ما را گل تعبیر کرده است. پس از جا برخاست و از گنجه خود پارچه عمامه (به‌عنوان کفن) و بشقابی انار و ظرفی شیر برنج نزد صاحبان نیت قرار می‌دهد!