دُرّ نجف

تحفه جوانان

فصل اول · بخش سوم

أنا الحق

از یاد خدای مرد مطلق خیزد **** بنگر که ز نور حق چه رونق خیزد

این، باطن مردان که عجایب بحری است **** چون موج زند از آن اناالحق خیزد

خواب دیدن ائمه

بعضی از راویان احادیث، از ائمه سؤال کردند: ما دوست داریم که شما را به خواب ببینیم. امام فرمود: آب نیاشام (ننوش). آن شخص آب نمی‌خورد و در خواب، خواب آب می‌دید. خدمت امام علیه‌السلام این قضیه را نقل کرد که هر وقت می‌خوابم خواب آب می‌بینم. امام فرمود: اگر ما را می‌خواهی در خواب ببینی، باید شایق ما باشی، مثل شوقت به‌سوی آب در وقت عطش و میل و توجه نفست به‌سوی آن در آن وقت. بسیار مطالب در کتب ادعیه و ذکر، برای خواب دیدن ائمه نوشته‌اند مانند این‌که شب موقع خوابیدن 100 مرتبه سوره توحید یا 100 مرتبه سوره قدر یا 100 مرتبه سوره کوثر را بخوانند، امام را خواهند دید.

1- اما مسئله مهم همان است که امام به راوی حدیث فرمودند.

2- اجازه دهنده باید صاحب نَفَس و یا مجاز در دادن ذکر برای خواب دیدن ائمه باشد.

3- سنخیت میان طالب و مطلوب هم باشد، چه‌بسا ذکری را برای خواب دیدن امام می‌خواند ولی عملی دارد که موردپسند امام نیست؛ یعنی در طالب، قابلیت تام نیست و نقص و خرابی وجود دارد و خواب دیدن به وقوع نمی‌پیوندد.

بمیرید

بمیرید بمیرید، در این عشق بمیرید **** در این عشق چو مردید، همه روح پذیرید

بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید **** که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید

بمیرید بمیرید، به پیش شه زیبا **** بر شاه چو مردید همه شاه و شهیدید

همدلی

پس زبان محرمی خود دیگر است **** همدلی از هم‌زبانی بهتر است

بهترین نوع محرمی همدلی است که از خویشاوندی و هم‌زبانی بهتر است.

ای‌بسا هندو و تُرک هم‌زبان **** ای‌بسا دو تُرک چون بیگانگان

چه‌بسا هندو و ترک که هم‌زبان نیستند، همدل باشند؛ و چه‌بسا دو نفر ترک هم‌زبان با هم مانند بیگانگان باشند. مولانا گوید: شاعری تازی (فارسی) زبان به بارگاه پادشاهی ترک زبان می‌رود و در مدح او اشعاری به زبان عربی می‌خواند. آن شاه نیز با شنیدن هر بیت، عکس‌العمل مناسب از خود نشان می‌دهد. این مسئله سبب تعجب حضار می‌شود و از خود می‌پرسند: چگونه ممکن است شاهی که عربی نمی‌داند به موقع عکس‌العمل مناسب و مطابق با مضمون اشعار از خود نشان دهد؟ نتیجه آن‌که معلوم شد که اصل، مقصود است. آن شعر، فرع مقصود است که اگر آن مقصود نبودی، آن شعر نگفتی. انبیاء با اینکه بر یک زبان نبودند، اما مقصود و نیت و دلشان یکی بود لذا هیچ پیغمبری با پیغمبر دیگر به نزاع برنخاست؛ و این اتحاد روحی بهترین نوع همدلی بوده که در جای دیگر تاریخ دیده نشده است.

امام در فکر دوستان

عمرو بن اسحاق بر امیرالمؤمنین علیه‌السلام داخل شد، پس آن حضرت آثار زردی بر صورتش دید. فرمود: این زردی چیست؟ پس بیماری که در او بود برایش توضیح داد. بعد فرمود: 1- ما به خوشحالی شما خوشحال می‌شویم، 2- و به حزن شما اندوهگین می‌شویم، 3- و به بیماری شما بیمار می‌شویم، 4- برای شما دعا می‌کنیم، 5- وقتی شما دعا کنید ما آمین می‌گوییم. عمرو گفت: آنچه فرمودی دانستم، ولی چگونه ما دعا می‌کنیم شما آمین می‌گویید؟ امام فرمود: بر ما حاضر و دور یکسان است (می‌بینیم و می‌شنویم). در حدیث ذُمَیله (دُمیله) نظیر این روایت از امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمده که فرمود: هیچ مؤمنی ساکت نماند مگر این‌که برایش دعا می‌کنیم.

این کیست این

این کیست این، این کیست این، این یوسف ثانیست این **** خضرست و الیاس این مگر، یا آب حیوانیست این

آن جان جان افزاست این، یا جنة المأواست این **** ساقی خوب ماست این، یا باده جانیست این

خورشید رخشان می‌رسد، مست و خرامان می‌رسد **** با گوی و چوگان می‌رسد، سلطان میدانیست این

مست و پریشان توام، موقوف فرمان توام **** اسحاق قربان توام، این عید قربانی است این

ز ره بام

سر من مست جمالت، دل من دام خیالت **** گهر دیده نثار، کف دریای تو دارد

گل صد برگ به پیش تو فروریخت ز خجلت **** که گمان برد که او هم، رخ رعنای تو دارد

اگرم در نگشایی، ز ره بام درآیم **** که زهی جان لطیفی که تماشای تو دارد

به دو صد بام برآیم، به دو صد دام درآیم **** چه کنم؟ آهوی جانم، سر صحرای تو دارد

تبّدل امثال (تجدّد امثال)

پس تو را هرلحظه، مرگ و رجعتی است. مصطفی فرمود: دنیا ساعتی است؛ یعنی انسان و همه‌چیز در هرلحظه به مرگ و بازگشت دچارند و از فنا به بقا در حرکت‌اند.

هر نَفَس، نو می‌شود دنیا و ما **** بی‌خبر از نو شدن، اندر بقاء

چون تجلی خداوند منقطع نمی‌گردد، هر آن همه چیز در قهر و لطف، مردن و زنده شدن قرار دارند، اما به خیال، انسان آن را مستمر می‌شمارد.

عُمر، همچو جویی نَونَو می‌رسد **** مستمری می‌نُماید در جسد

پس همه چیزها در حال تغییر و تبدیل هستند و لحظه قبل با بعد، به یک حال نیستند. خداوند می‌فرماید: «کل یوم هو فی شأن: خداوند هر لحظه در کاری تازه است» (الرحمان: 29) و در سوره واقعه آیه 61 فرمود: «علیان نبدّل امثالکم: خداوند می‌تواند مانند شما را عوض آورد» شیخ محمود شبستری فرمود:

جهان، کل است و در هر طرفة العین **** عدم گردد و لا یبقی زَمانَین

یعنی جهان در هر چشم به هم زدن عدم می‌گردد و باز به وجود می‌آید و دو زمان همانند هم نیستند چنان‌که تنفس ما هر آن اش فرق می‌کند، سلول‌های بدن دائماً در تغییر و تبدیل هستند و به تعبیری خدا در هر ساعت و روزی به اسمی ظهور می‌کند مانند ظهور اسم ممیت و محیی، قابض و باسط، قهار و حفی و صدها نظیر این‌ها…(الدنیا ساعة فاجعلها طاعة).

تقدیر

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره تقدیرات و قضاء و قدر فرمودند: 1- حوائج خویش را با عزت‌نفس بجویید، زیرا کارها جریان مقدّر دارد. 2- ایمان (و اعتقاد) به تقدیر، غم و اندوه (حزن) را می‌برد. 3- احتیاط کردن با تقدیر سود ندهد (احتیاط چاره تقدیر نمی‌کند) 4- غم بسیار مخور که آنچه مقدّر است، می‌شود و آنچه روزی ات کرده‌اند به تو می‌رسد. 5- هر که به قضای خدا راضی نیست و به تقدیر خدا ایمان ندارد، پس خدایی غیر خدای یکتا بجوید.

قدرت نمایی حق

در قرآن سوره یاسین آیه 80 آمده است: «خدایی که برای شما از درخت سبز آتش را آفرید، پس شما از آن درخت (در هیزم) آتش می‌افروزید.» یعنی خدایی که از درخت سبزتر، آتش بیرون می‌آورد، قدرت آن دارد که استخوان پوسیده را زنده کند. این در جواب منکرین معاد گفته شده است. مراد از درخت اخضر (درخت سبز) درخت مَرخ و عفار است که در شهر عرب می‌باشد. هرگاه خواهند آتش افروزند از این دو درخت شاخه‌ای‌تر و تازه که آب از آن می‌چکد، برمی‌دارند و به همدیگر می‌مالند، پس آتش ایجاد می‌شود. خداوند بعد از این در آیه 81-82 می‌فرماید: «آیا خدایی که آسمان‌ها و زمین را خلق کرد، قادر نیست که مانند ایشان را بیافریند، او بر آفریدن قادر و تواناست و بسیار آفریننده است. هرگاه چیزی را اراده آفریدن کند، می‌گوید: باش، بی‌درنگ آن چیز خلق می‌شود.»

نماز معنوی

1- یکی آن‌که برای گواهی دادن بر محبت خود به معشوق نماز را به‌عنوان هدیه اقامه می‌کند.

تا گواهی داده باشد هدیه‌ها **** بر محبت‌های مضمر در خفا

2- دیگر آن‌که نماز، ظهور اعتقاد راستین و ارادت قلبی است.

این نماز و روزه و حج و جهاد **** هم گواهی دادن است از اعتقاد

3- آنچه باقی می‌ماند جوهر نماز است و صورت ظاهری آن در زمان خاص از بین می‌رود.

این صلات و این جهاد و این صیام **** هم نماند، جان بماند، نیک نام

4- آنچه از نماز مهم است و از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله هم روایت شده حضور قلب در نماز است که موجب کمال و تمام آن است.

بشنو از اخبار آن صدر الصدور **** لا صلوة تمّ الّا بالحضور

5- برای دیدن جمال جمیل حضرت حق، نمازی موردعنایت است که با طهارت باشد. طهارت؛ ازاله همه نوع حدث و خبث از جسم و روح است.

روی نا شسته نبیند روی حور **** لا صلوة گفت الا بالطّهور

6- آن نمازی که بیشتر مورد لطف معشوق می‌باشد آن است که اول وقت باشد و الا از دست دادن اول وقت، سبب بی‌ضیایی می‌شود.

گر نماز از وقت رفتی مر تو را **** این جهان، تاریک گشتی، بی ضیا

7- در نماز دائماً می‌گوییم: اهدنا الصراط المستقیم: خدایا مرا به صراط مستقیم هدایت کن؛ درواقع برای استحکام ایمان، رهایی از شرّ شیطان و ریا و شرک و به راه مستقیم حقیقی ماندن، این جمله را گوییم:

از برای چاره این خوف‌ها **** آمد اندر هر نمازی «اهدنا»

کائن نمازم را میامیز ای خدا **** با نماز «ضالین» و اهل ریا

8- در نماز با اشارات بسیار می‌توان فهمید: اول و آخر خداست، پرستش برای او است و صراط مستقیم او می‌باشد، امید است که در هدایت، لغزشی ما را نگیرد.

در نماز این خوش اشارت‌ها ببین **** تا بدانی، کائن بخواهد شد یقین

9- نماز، حدیث فراق است، باید دل به محبوب، نه به بازار داد.

از این نماز غرض آن بُوَد که من **** با تو حدیث درد فراق، با تو بگذارم

وگر نه این چه نمازی بود که من بی تو **** نشسته روی به محراب و دل به بازارم

10- نمازی که در آن، شخص به دیو و سگ نَفس، گرفتار است نماز نیست.

نماز خوان به صفت چون فرشته باید و من **** هنوز در صفت دیو و دد گرفتارم

کسی که جامه به سگ بر زند نمازی نیست **** نماز من که پذیرد؟ که سگ بغل دارم

تمثیل به درختان

از تمثیلاتی که برای حشر و نشر، احیاء بعد از ممات می‌باشد، درختان هستند که:

این درختان‌اند همچون خاکیان **** دست‌ها بر کرده‌اند از خاکدان

خاکیان: آدمیان. خاکدان: کره زمین. درختان سر از خاک برمی‌دارند و دست‌هایشان به‌سوی آسمان بلند است. با زبان حال به مردم صدها اشارت می‌کنند، البته به آن‌که گوش باطنی دارد مقصود خود را می‌فهمانند.

سوی خلقان، صد اشارت می‌کنند **** و آنکه گوش است اش، عبارت می‌کنند

درختان اسرار خاک را گویند و می‌فهمانند که شما مانند ما بعد از در زیر خاک رفتن، روزی زنده می‌شوید. درختان در فصل زمستان مانند مرغابیان به درون خواب فرو می‌روند و می‌خوابند و در بهار، همانند طاووسان زیبا ظاهر می‌شوند. اگر در زمستان درختان محبوس‌اند و مرگ دارند در بهار، برگ و شکوفه دارند. خداوند در سوره روم آیه 50 می‌فرماید: «نگاه کن به آثار رحمت خدا، چگونه زمین را پس از مرگ دوباره زنده می‌گرداند. فانظر الی آثار رحمة الله کیف یحیی الارض بعد موتها» درختان هم به همه آدمیان می‌گویند: شما مانند ما بعد از مرگ زنده می‌شوید.

رفع کدورت

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: همانا هرگاه دلم را کدورتی می‌پوشاند، هر روز و شب هفتاد بار از خدا طلب آمرزش می‌کنم. (مانند استغفرالله) «لَیغانُ علی قلبی».

اعراض از دو دسته

در سوره نجم آیه 29 خداوند به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: ای رسول ما 1- از هر کس که از یاد ما رو گردانید 2- و جز زندگانی دنیا را نمی‌خواهد، به کلی اعراض کن (من تولی عن ذکرنا). وقتی کسی از یاد خدا روی برگردانید؛ در نتیجه به دنیای فانی روی خواهد آورد.

ترک شهرت

خویش را رنجور سازی، زار زار **** تا تو را بیرون کنند از اشتهار

که اشتهار خلق، بند محکم است **** در ره این، از بند آهن کی کم است؟

علم سرّ

امام صادق علیه‌السلام به فرزندش اسماعیل فرمود: 1- در آموختن علم سرّ کوشش کن که این علم، دارای برکات بی‌شماری است افزون از آنچه دربارهٔ آن گمان رود. 2- هر کس علم ظاهر را آموخت و از علم سرّ روی بتافت، هلاک شد و به سعادت نرسید. 3- اگر خواهی پروردگار، تو را اکرام نموده و علم سرّ را به تو عطا فرماید: 1- دنیا را به چشم دشمنی بنگر 2- اهمیت خدمت به صالحین را بشناس 3- و شرایط خودت را برای مردن محکم ساز. آنگاه که این سه خصلت در تو جمع شود، خداوند تو را به علم سرّ اکرام خواهد فرمود.

سوره توحید و مردگان

نقل است که بُشر حافی به گورستان گذر کرد و دید ارواح اهل گورستان بر سر گوری هستند، انگار میان آنان چیزی قسمت می‌کنند. گوید: گفتم بار خدایا مرا شناسا گردان تا این چه حال است. آوازی شنیدم که: خود از ایشان بپرس. پرسیدم، گفتند: یک هفته است مردی از مردان دین، بر گور ما گذر کرد و سه بار سوره توحید (قل هو الله احد) خواند و ثواب آن را به ما داد. یک هفته است ما ثواب آن را قسمت می‌کنیم هنوز فارغ نشده‌ایم. در عالم برزخ، مسائل به معاینه است، لکن برای عبرت و تنبّه اهل دنیا و ترغیب به اذکار و مقام اولیاء خدا، این نوع مکاشفات را به ظهور می‌رساند.

خون جگر

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود **** وین راز سر به مُهر به عالم سَمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر **** آری شود ولیک به خون‌جگر شود

ادای بدهکاری

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: به خاطر قرضی که بر گردنم بود به رسول خدا شکایت کردم. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: ای علی! بگو: «اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمّن سواک» اگر بر تو به اندازه کوه صبیر قرض باشد خداوند آن را از تو برطرف می‌کند. (صبیر کوهی است در یمن که بزرگتر از آن کوه نیست). حضرت استاد کشمیری (رضوان‌الله تعالی علیه) از استادش سید علی آقای قاضی (رضوان‌الله تعالی علیه) (م 1366 هـ. ق) درخواست علم کیمیا کردند؛ پس ایشان این ذکر را دادند و فرمودند: بسیار بگو (که کار کیمیا کند).

سخن فتنه انگیز

یک سخن فتنه‌انگیز می‌تواند عالمی را ویران کند. افراد روباه‌صفت و مرده، در سایه سخنان فتنه‌انگیز به حرکت می‌افتند و همانند شیران، جان می‌گیرند تا به مقاصد خود برسند.

عالمی را یک سخن ویران کند **** روبهان مرده را شیران کند

مکاشفه و عُجب

عارف کامل ملأ حسین قلی همدانی (رضوان‌الله تعالی علیه) را تلمیذی بود به نام محمد سعید حبّوبی که استاد به او فرموده بود: اگر خواب و کشف صادقانه‌ای پیش آمد برایم بازگو کن، مبادا عُجب تو را بگیرد تا از مرتبه خویش ساقط گردی و مزرعهٔ نیت و اعمالت بسوزد. مرحوم حبّوبی در نماز عشاء، شهودی به او دست می‌دهد و در آن، احوال روز قیامت را مشاهده می‌نماید. پس با تکبیرات آخر نماز، نماز را به پایان می‌رساند و این واقعه را برای استاد بازگو نمی‌کند. فردا صبح که می‌خواهد خدمت استاد برسد به ذهنش خطور می‌کند که شاید این قضیه برای استادم رخ نداده باشد و به این درجه نرسیده باشد! چون درب خانه استاد را می‌زند، استاد بلافاصله درب را گشوده و با تندی می‌فرماید: آری، استادت نیز به این درجه نرسیده است! مگر به شما تذکر نداده بودم که اتفاقات را برایم بازگو کنید؟ این خطور ذهنی و شیطانی که از عُجب نشئت گرفته بود، سبب شد که اوراد و اذکار شما بسوزد و نابود شود، در نتیجه باید دستور خود را از سر بگیرید.

گوش جان

پنبه وسواس بیرون کن ز گوش **** تا به گوشت آید از گردون خروش

گوش جان و چشم جان، جز این حس است **** گوش عقل و گوش حس، زان مفلس است

دو عنایت

آقا نجفی اصفهانی (م 1332) در شرح‌حال خود گوید: در نجف مشغول درس بودم و حافظه‌ام ضعیف و کند بود. در شب عرفه در رواق امام حسین علیه‌السلام تا سحر استغاثه نمودم و حبیب بن مظاهر را به درگاه امام علیه‌السلام، شفیع قرار دادم. بعد از نماز شب گریه کردم و به خواب رفتم. در عالم خواب دیدم حبیب بن مظاهر از ضریح بیرون آمد و مصائب امام حسین علیه‌السلام را می‌خواند. ناگاه در ضریح گشوده شد و امام حسین علیه‌السلام ظاهر شد. حبیب زیارت وارث را خواند و من نیز می‌خواندم. امام علیه‌السلام جواب سلام حبیب را فرمودند؛ بعد از لحظاتی نظر شریف به‌جانب من نمودند، سپس به آسمان نگاه کردند و این دعا را خواندند: «اللهم یا مسبب‌الاسباب و یا مفتح الابواب و یا قاضی الحاجات و یا سامع المناجات و یا کافی المهمات اسئلک بحق من حقه علیک عظیمان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تقضی حاجته» چون از خواب بیدار شدم مکرر این دعا را می‌خواندم تا صبح شد. روز عید قربان بعد از زیارت، به نجف رفتم و دیگر درب فهم حقایق و مطالب و علوم بر من باز شد. دربارهٔ عنایت دیگر فرمود: در یکی از روزها که مشغول ریاضت و تفکر بودم به حالت احتضار افتادم و عزرائیل را دیدم که برای جان گرفتن آمده است. پس حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام، عزرائیل را امر به بازگشت می‌کند. بین من و امام علیه‌السلام به زبان حال، مکالمه‌ای شد. اطرافیان، مرا مرده پنداشتند. طبیب گفته بود: شاید سکته کرده باشد فعلاً او را دفن نکنید. پس از نُه ساعت، روح به بدنم بازگشت و به حالت عادی برگشتم.

استاد دلدار

بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری **** چو ما به هر دو جهان، کجاست دلداری؟

تو همچو وادی خشکی و من چو بارانی **** تو همچو شهر خرابی و من چو معماری

معرفة الله

امام صادق علیه‌السلام فرمود: همانا معرفت خداوند عزوجل برای انسان: 1- خوی گیرنده (همدمی از هر ترس) است. 2- مصاحب تنهایی است. 3- نور از هر ظلمات است. 4- قوّت از هر ضعف است. 5- شفاء از هر مریضی است.

خوش به حال محبّین

ابوبکر گفت: از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شنیدم که فرمود: همانا خداوند تبارک‌وتعالی از نور وجه (صورت) علی بن ابیطالب علیه‌السلام ملائکه‌ای را خلق کرد که تسبیح و تقدیس می‌کنند و ثواب آن را برای محبین (دوستان) علی و دوستان فرزندانش می‌نویسند.

مقامات معنوی

از استاد مسموع شده که خواندن چهل‌ویک بار سوره یس در بالا سر حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام در مجلس واحد، (نه یک‌بار بلکه به دفعات مکرر) برای یافتن مقامات معنوی مؤثر است.