سه جواب حقیقی
روزی امیرالمؤمنین علیهالسلام با مردم سخن میگفت، در ضمن سه سؤال از آنان کردند؛ اما جواب آنها را نپسندیدند و جواب صحیح را خودشان فرمودند. از آنها پرسید: 1- رَقوُب در میان شما کیست؟ گفتند: مردی را گویند که بمیرد و فرزندی نداشته باشد. امام فرمود: رقوب کسی است که بمیرد و یکی از فرزندانش را جلوتر از خود نفرستاده باشد که در پیشگاه خدا حساب شود، اگرچه فرزندان بسیار، بعد از خود بگذارد. 2- صُعلوُک در میان شما کیست؟ گفتند: مرد فقیر را گویند. فرمودند: صعلوک کسی است که مالی را در راه خدا به پیش نفرستاده باشد، هرچند بعد از خود ثروت کلان بگذارد. 3- صُرعه نزد شما کیست؟ گفتند: آن قهرمان پر توانی که پهلویش به خاک نرسیده است! فرمودند: آن قهرمانی است که وقتی شیطان بر قلبش زد و خشمگین شد بهطوریکه خونش (از رگهایش) آشکار گردید، به یاد خدا بیفتد و با حلم، بر خشمش غالب و آن را به زمین بکوبد.
معلم جبرئیل کیست؟
روزی جبرئیل در خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله مشغول صحبت بود که حضرت علی علیهالسلام وارد شد. جبرئیل چون آن حضرت را دید، برخاست و شرایط تعظیم به جای آورد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: ای جبرئیل از چه جهت به این جوان، تعظیم میکنی؟ عرض کرد: چگونه تعظیم نکنم که او را بر من حق تعلیم است. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: چه تعلیم؟ جبرئیل عرض کرد: در وقتیکه حقتعالی مرا خلق کرد از من پرسید: تو کیستی و من کیستم؟ من در جواب، متحیر ماندم و مدتی در مقام جواب ساکت بودم که این جوان در عالم نور به من ظاهر گردید و اینطور به من تعلیم داد که بگو: «تو پروردگار جلیل و جمیلی و من بنده ذلیل، جبرئیلم». از این جهت او را که دیدم، تعظیمش کردم. پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرسیدند: مدت عمر تو چند سال است؟ عرض کرد: یا رسولالله صلیاللهعلیهوآله! در آسمان ستارهای هست که هر 30000 سال یکبار طلوع میکند، من او را 30000 بار دیدهام.
لقمه حلال و حرام
1- لقمهای که بر دل، نور افزاید و کمال معنوی آورد، آن است که از راه حلال کسب شده باشد.
2- وقتی باطنت سرد و خاموش گشت، نگاه کن که چه نوع روغنی (مانند نفت) در چراغ ریختی که چراغ خاموش شد.
4- هر لقمهای که سبب حسادت و مسائل ناپسند و جهل و غفلت شود، پس متوجه باش که از حرام بوده که این چنین نتیجه داده است.
5- چون هر چیزی اثر وضعی دارد، همانطور که از گندم، گندم و از جو، جو به دست میآید و از اسب، کرّه الاغ به دست نمیآید. پس هر غذایی از حلال و حرام اثر خود را میکند و نتیجه دهد.
6- لقمه در مثال، مانند بذر است و حاصل این بذر همان ثمره بذر است. لقمه به مثال، مانند دریاست و اندیشه حاصل بهمنزله مروارید است.
7- لقمه حلال وقتی در دهان قرار گرفت، میل به طاعت خدا و رفتن به سوی معنویت و آن جهان پیدا میشود. زاید از لقمه حلال اندر دهان **** میل خدمت، عزم رفتن آن جهان
نتیجه اینکه نفس وقتی از غذای حرام دوری جست و از لقمه حلال استفاده کرد، موفق به غذای روحانی و همسیرت شدن با فرشتگان میشود.
ذکر حق
ذکر حق پاک است، چون پاکی رسید **** رخت بربندد، برون آید پلید
چون درآید نام پاک، اندر دهان **** نه پلیدی ماند و نه آن دهان
زهد ابوذر
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: ابوذر در امتم بر زهد، عیسی بن مریم است. در تاریخ درباره زهد ابوذر غفاری نوشتهاند: 1- موقع وفات گفتند: چه داری؟ گفت: عملی که انجام دادهام. گفتند: ما از طلا و نقره میپرسیم. فرمود: آنچه صبح دستم میآمد تا شب نگه نمیداشتم و آنچه شب به دستم میرسید تا صبح نگه نمیداشتم. کندویی داریم که بهترین اموال را در آن مینهیم. از دوستم پیغمبر خدا صلیاللهعلیهوآله شنیدم که فرمودند: کندوی مؤمن قبر اوست. 2- فرمود: آذوقه و پسانداز من در زمان پیغمبر، همیشه یک من خرما بوده و تا زندهام این مقدار را زیاده نخواهم کرد. 3- عطاء گوید: به ابوذر گفتم: لباس کهنهای به تن کرده و نماز میخوانی؛ مگر لباس بهتر نداری؟ فرمود: اگر داشتم در برم میدیدی. گفتم: مدتی تو را با دو جامه میدیدم! فرمود: پسر برادرم، محتاجتر از خودم بود به او دادم. سپس فرمود: مثل اینکه دنیا را خیلی مهم گرفتهای! این لباس را در تنم میبینی، لباس دیگری مخصوص مسجد دارم. چند بز برای دوشیدن و نان خورش دارم. چارپایی که آذوقهام را با آن حمل کنم و زنی که مرا از زحمت تهیه غذا آسوده میکند دارم. چه نعمتی برتر از آنکه من دارم.
آب حیات
مرحوم عارف بالله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی میفرمودند: آب حیات در تاریکی و سحر است؛ و این آیه را که درباره حضرت لوط علیهالسلام است شاهد میآوردند که خداوند در قرآن سوره قمر آیه 34 فرمودند: «الّا آل لوط نجّیناه بسحر»: به جز خاندان لوط که ما سحرگاهان نجاتشان دادیم.
پادشاه مطلق
دائماً او پادشاه مطلق است **** در کمال عزّ خود، مستغرق است
او به سر ناید ز خود آن جا که اوست **** کی رسد، عقل وجود آن جا که اوست
فرق دو عمل
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: میان دو عمل بسیار فرق است: 1- عملی که لذت آن برود و تبعات (و عواقب) آن بماند. 2- عملی که زحمت آن برود و پاداش آن بماند.
انواع شنیدنی حقی
آنچه از انوار حق مشاهدهٔ دل شود، همان نور معرّف دل گردد این معانی ذوق است و جز صاحب واقعه فهم آن نکند. این ذوق متفاوت افتد:
1- گاهی معرّف (معرفت حق) از در سمع درآید چنانکه برای حضرت موسی علیهالسلام بود «انی انا الله» همانا منم خدا. (قصص: 30) 2- و اگر معرفت از پس حجب آید، بهواسطه بود که «من الشجره ان یا موسی انّی انا الله» (قصص: 30) موسی خوانده شد از درخت کهای موسی همانا منم خدا. 3- چون حجب برخیزد بیواسطه شنود که «و کلّم اللهُ موسی تکلیماً» (نساء: 163) سخن گفت خدا با موسی سخن گفتنی.
سخن خدا به صدای علی علیه السلام
عبدالله بن عمر گوید: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در جواب کسی که سؤال کرد، در شب معراج، پروردگار با چه زبانی با شما گفتگو کرد، فرمودند: با زبان علی بن ابیطالب علیهالسلام عرض کردم: خدایا! تو بودی با من سخن گفتی، یا علی بود؟ فرمودند: ای احمد! من موجودی هستم، نه چون موجودات دیگر، به مردم قیاس نشوم و به مانندی، توصیف نگردم، تو را از نور خود آفریدم و علی علیهالسلام را از نور تو آفریدم و بر راز دل تو مطلع هستم و میدانم محبوبتر از علی بن ابیطالب در دل نداری، لذا با زبان او با تو سخن گفتم تا دلت آرام شود.
سبب توبه مالک
در کتاب تذکرة الاولیاء نقل شده که مالک دینار با جمال و مال بود. در مسجد جامع دمشق معتکف بود، آنجا اوقاف بسیار داشت. مالک را طمع در تولیت آن افتاد، بدین سبب در آن مسجد جامع معتکف شد.
یک سال دائم عبادت میکرد که هر که او را دیدی در نماز بود. او به خود میگفت: تو منافقی. بعد از یک سال شبی به تماشا بیرون آمد و به طرب مشغول شد؛ و یارانش بخفتند. آوازی آمد کهای مالک چرا توبه نمیکنی؟ چون این بشنید به سجده آمد، متحیر با خود گفت که: یک سال است، خدای را میپرستم به ریاء و نفاق، به از آن نبود که به اخلاص عبادت کنم. با دلی صاف به عبادت پرداخت. روز دیگر مردمان به در مسجد آمدند و گفتند: در این مسجد متولّیی لایقتر از مالک نیست و پیش او آمدند و گفتند: تو این تولیت را باید قبول کنی.
مالک گفت: الهی! تا این یک سال تو را به ریا عبادت میکردم هیچ کس در من ننگریست، اکنون که دل به تو دادم و یقین درست کردم بیست کس را فرستادی تا این کار در گردن من کنند. به عزت تو که نخواهم. آنگاه از مسجد بیرون آمد و روی در کار آورد و مجاهده در پیش گرفت.
گیرنده جان کیست؟
خداوند در بسیاری از آیات افعال را به خود نسبت میدهد و سپس در اجراء به دست ملائکه آن را اجرا میکند. مثلاً درباره جان گرفتن، در سوره زمر آیه 42 میفرماید: خدا جانها را هنگام مرگشان میگیرد. (الله یتوفی الا نفس حین موتها) در سوره سجده آیه 11 نسبت را به عزرائیل میدهد و میفرماید: شما را فرشته مرگ (عزرائیل) درمییابد که به شما گمارده شده است (یتوفّاکم ملک الموت)
در سوره نساء آیه 97 نسبت را به ملائکه میدهد: آنان که فرشتگان جان آنان را گیرند (توفّاکم الملائکه) پس افراد در مردن و جان دادن ظاهری (تخلیه روح از بدن) در درجات و حالات خود مختلف هستند و ظهور اسم (ممیت) نسبت به هر کس فرق میکند.
نگاه، مشکل ایجاد می کند
مسموع شده که عدهای از علماء تهران در زمان کشف حجاب در نجف خدمت مرحوم عالم عامل شیخ مرتضی طالقانی (م 1361) رسیدند. شیخ پرسید: تهران چطور است؟ گفتند: بیحجابی خیلی زیاد است و برایمان مشکل ایجاد میکند. فرمود:… خوردید که نگاه میکنید و برایتان مشکل ایجاد میشود.
در پس آینه
بارها گفتهام و بار دگر میگویم **** که من دلشده این ره، نه بخود میپویم
در پس آینه طوطی صفتم، داشتهاند **** آنچه استاد ازل گفت: بگو، میگویم
من اگر خارم و گر گل، چمن آرایی هست **** که از آن دست که او میکشدم، میرویم
جواب ده سؤال
پادشاه روم برای عمر نامهای نوشت که بیست سؤال در آن بود و عمر جواب آنها را نمیدانست و از امیرالمؤمنین علیهالسلام تقاضا کرد، جواب سؤالات را بدهد و حضرت جوابها را نوشت و ما آن دو سؤال و جواب را آوردهایم.
1- آن چیزی که نزد خدا نیست؟ جواب: ظلم نیست. 2- چیزی که همهاش دهان است؟ جواب: آتش است. 3- چیزی که همهاش پاست؟ جواب: آب است. 4- چیزی که همهاش چشم است؟ جواب: خورشید است. 5- چیزی که همهاش بال است؟ جواب: باد است. 6- آن کس که فامیل ندارد؟ جواب: حضرت آدم است. 7- چهار جنبندهای که در شکم مادر نبودند؟ جواب: عصای موسی، قوچ برای ابراهیم، آدم و حوا میباشند. 8- غذای گوناگون بهشتی که در یک کاسه آمیخته نمیشود مانند چیست؟ جواب: زرده و سفیده تخممرغ است. 9- غذای بهشتی که دفع نمیشود مانند چیست؟ جواب: بچه در شکم مادر که از ناف خون میخورد و دفع ندارد. 10- مکانی که خورشید در آن یک بار تابید؟ جواب: زمین دریایی که بنیاسرائیل از آن عبور کردند و فرعونیان غرق شدند.
اعداد همانند اسماء الله
فتنه در سه چیز
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: فتنه در سه چیز بیشتر است: 1- دوستی زنان و آن سیف (شمشیر) شیطان است. 2- دوستی شراب خوردن و آن فخّ (دام) شیطان است. 3- دوستی پول و مال و آن سهم (تیر) شیطان است.
نوع نشستن به مراقبه
یک صورت آن این است که سالک، زانوهای خود را به سینه و شکمش میچسباند و سر خود بر زانو مینهد و هیئتش تقریباً گرد و مدور میشود و بیحرکت به ذکر خفی میپردازد.
باغ سبز عشق
باغ سبز عشق او بیمنتهاست **** جز غم و شادی در او، بس، میوههاست
عاشقی زین هر دو حالت، برتر است **** بی بهار و بی خزان، سبز و تر است
فراموشی خدا یعنی فراموشی نفس
خداوند در سوره حشر آیه 19 میفرماید: شما مؤمنان مانند آنان که به کلی فراموش کردند خدا را، نباشید پس خدا نفوس آنان را از یادشان برد. (فانساهم انفسهم) از این آیه این طور استفاده میشود که فراموشی خدا فراموشی نفس است و فراموشی نفس فراموشی خداست.
یار بد
مصاحب و یار ناباب سبب خرابی دوست شود. فصل بهار از درختان شکوفه و گل و میوه پدیدار میشود، اما وقتی فصل پائیز (خزان) یار ناباب آمد، پژمردگی روی دهد و سر زیر لحاف برند.
در خزان چون دید، او یار خلاف **** در کشید او رو و سر زیر لحاف
مثال دیگر، وقتی زمستان آید، بلبلان پنهان شوند و از نغمهسرایی باز مانند. چون یار ناباب (زمستان) آمد زاغان در فصل زمستان برای غذا دسته دسته فضای را سیاه میکنند و به مانند خیمهای دور هم جمع میشوند و سر و صدا میکنند.
چون که زاغان، خیمه بر بهمن زدند **** بلبلان پنهان شدند و تن زدند
مصاحبت با اهل دنیا و قلب تیرگان، سبب رکود دل و بیتوفیقی و خمودی خواهد شد و احوالات خوب انسان را از بین میبرد.
بی خبر
ای در میان جانم و جان از تو بیخبر **** وز تو جهان پر است و جهان، از تو بیخبر
نقش تو در خیال و خیال از تو بینصیب **** نام تو بر زبان و زبان، از تو بیخبر
جویندگان گوهر دریای کنه تو **** در وادی یقین و گمان از تو بیخبر
شرح و بیان تو چه کنم زآنکه تا ابد **** شرح از تو عاجز است و بیان از تو بیخبر
لبخند خدا
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: خداوند سه نفر را دوست میدارد و به آنان لبخند میزند و به آنان شادمان میشود: 1- شخصی که با گروهی با جان خود، برای خدا میجنگد، پس یا کشته میشود و یا خداوند یاریاش میکند و از رنج کارزار بینیازش میسازد. پس خدا میفرماید: به این بندهام بنگرید که چگونه برای من از جان شکیبایی ورزید. 2- شخصی که زنی زیبا و بستری نرم دارد، پس شبانه از جایش برمیخیزد. آنگاه خداوند میفرماید: شهوتش را کنار گذاشت و مرا یاد کرد و حال آنکه اگر میخواست میخوابید. 3- شخصی که هرگاه با گروهی هم سفر گردد، چون آنان شب بیدار بمانند و سپس بخوابند، آن شخص در خوشی و ناخوشی، سحرگاهان (برای عبادت) از خواب برخیزد.
توصیف امیرالمؤمنین علیه السلام از زبان جبرئیل
جبرئیل به پیامبر صلیاللهعلیهوآله گفت: ای محمد! قسم به آن کسی که تو را به نبوت مبعوث گردانیده است، معرفت اهل آسمانها به علی از اهل زمین به او بیشتر است. در هیچ جنگی از او تکبیر بلند نشد، مگر آنکه ما (ملائکه) با او تکبیر گفتیم. در هیچ غزوهای حمله نکرد، مگر با او به دشمنش حمله کردیم. هیچ شمشیری به کافری نزد، مگر ما با او شمشیر زدیم. ای محمد! هرگاه بر چهره عیسی و عبادتش، زهد یحیی و طاعتش، ملک سلیمان و سخاوتش مشتاق شوی به روی علی بن ابیطالب علیهالسلام نظر نما.
یعقوب علیه السلام را ملامت کرد
نوشتهاند عارفی بر کار یعقوب پیغمبر که عشق وافر به یوسفش داشت، اشکال بر ذهنش آمد. در عالم رؤیا حضرت یعقوب را ملامت کرد که تو باید عشق به حق میداشتی نه به یوسف. در عالم رؤیا یوسف پدیدار شد و به تجلی جمالش عارف را بیهوش کرد. وقتی عارف به هوش آمد، گفت: این سزای کسی است که ملامت عاشقان کند. آری هر جلوه محبت و هر شعله عشق که در مظاهر پدیدار میشود از جلوه حق است و اختیاری با عاشق نیست.
می بینم
زاهدان را برای دنیای دون **** روز و شب، در جدال میبینم
در لگدکوب نفس هر ساعت **** سرشان، پایمال میبینم
بزم عشق است و عاشقان سرمست **** همه در وجد و حال میبینم
تبدیل یا مهلت
بچه وقتی در جنین یا رحم است از خون ارتزاق میکند. چون به دنیا میآید به جای خون، شیر شیرین تغذیه میکند. بعد از چند ماهی، از غذاهای گوناگون که دارای مزّههای مختلف میباشد استفاده میکند. سالک هم در مرحله اول، از جنین مادیت باید بگذرد. بعد، از شیر طبیعت و هوی پرستی بگذرد تا به حقایق مختلف معانی و اسرار دست بیابد. پس سالک از درجهای به درجه دیگر و از مرحلهای به مرحله دیگر، آن هم با جمع بودن شرایط مانند استاد و استقامت و… سلوک کند، ولی به هر شکل از سفلی به علوی از صفر به صد باید در ترقی باشد. سیر و سلوک، زمان و مهلت میخواهد تا به صفات تبدیل شود.