بند سرای دگرند
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند **** گر همه ملک جهانست، به هیچ اش نخرند
این سرائی است که البته خلل مییابد **** خُنک آن قوم که در بند سرای دگرند
دو ثلث مردم
خداوند در سوره توبه آیه 58 میفرماید: برخی از ایشان (منافقین) کسانی هستند که در (قسمت کردن) صدقهها بر تو (پیامبر) عیب میگیرند. پس اگر از آن صدقهها به آنان داده شود از قسمت کردن تو راضی شوند و اگر از آن صدقات به ایشان (به اندازه دلخواه) ندهی؛ خشمناک گردند.
امام صادق علیهالسلام به اسحاق بن غالب فرمود: به نظر تو اهل این آیه چقدرند؟
اسحاق چیزی نگفت، امام فرمود: بیشتر از دو سوم مردم این چنیناند (هُم أکثر من ثلثی الناس)
بدگمانی و بدبینی، مرض روانی است و حمل کارهای خوب انسانهای وارسته به نادرستی، از فساد درون است. در واقع اشتهای نفس آن است که به همه خواستههایش برسد، اگر کسی به او نداد، بدبین میشود و از باطن به ناخشنودی مبتلا میگردد و سبب بروز گناهان دیگر مانند کینه، حرص و حسد میشود. در واقع نوع مردم مبتلا به دوستی دنیا هستند و سوءظن به افعال صالحان، موجب گناه دیگر میشود.
عیب خلق دیدن
همه عیب خلق دیدن، نه مروتست و مردی **** نظری به خویشتن کن که همه گناه داری
تو حساب خویشتن کن، نه حساب خلق، سعدی **** که بضاعت قیامت، عمل تباه داری
رؤیای صالح و واقعه
سالک در مجاهدت، در هر مقام مناسب حال، به کشف افتد. گاه در خواب و گاه در واقعه باشد. واقعه بین خواب و بیداری و گاه بیداری باشد؛ اما در خواب، حواسش بهکلی از کار بیافتد؛ و قوه خیال بر کار باشد. خواب یا آشفته است و تعبیر ندارد؛ و یا نیک است و آن را رؤیای صالح گویند. «که یک جز از چهلوشش جزء نبوت است که پیامبر فرمود.» بسیاری از انبیاء بودند که وحیشان در خواب بود.
حضرت ابراهیم به فرزندش اسماعیل فرمود: من در خواب دیدم که تو را سر میبرم (أری فی المنام) (صافات: 102) خوابی که حضرت ابراهیم دید به عینه ظاهر شد. بعضی خوابها تأویل دارد و بعضی تعبیر عینی دارد و بعدها در زمانهای طولانی اتفاق میافتد، مانند خواب حضرت یوسف که به پدرش گفت: در خواب دیدم: یازده ستاره و شمس و قمر مرا سجده کردند. (یوسف: 4) یعقوب علیهالسلام فرمود: ای پسرم خواب خود را برای کسی نقل نکن (لا تقصص رؤیاک). یوسف بعد از سالها که به سلطنت رسید، پدر و مادر و برادران، به مقام او تکریم و تعظیم کردند، برای سپاسگزاری (خَرّوا لَهُ سُجَّداً) به حق سجده کردند و روی بر زمین نهادند. (یوسف: 100)
اما واقعه، میان خواب و بیداری، از ریاضت نفس و تصفیه دل میشود که غلبات روحانیت پدید میآید و صفات حیوانی محو و از حجب خیال، قدری خلاصی یافته است. واقعه در آفاق و أنفس، جمال آیات و بینات در نظر موحّدان آرد، لذا در سوره سجده آیه 53 فرمود: زود باشد که آیات و نشانههای (توحید) خودمان را در اطراف و کرانهها (آسمان و زمین) و در نفس خودشان به آنان بنمایانیم تا اینکه حق و درستی آشکار شود. (حتّی یتَبَین لهم)
مهجور
ز مهجوران نمیجویی نشانی؟ **** کجا رفت آن وفا و مهربانی؟
برون آب، ماهی چند ماند؟ **** چه گویم من، نمیدانم، تو دانی
هزاران جان ما و بهتر از ما **** فدای تو که جان جان جانی
فرق روح و جبرئیل
در سوره نحل آیه 102، کلمه «روح القُدُس» آمده است و در سوره شعراء آیه 194 «روحالامین» آمده است که مراد جناب جبرئیل است. در سوره قدر و در سوره نباء آیه 28 «روح» آمده است «یوم یقوم الروح و الملائکة صفاً»: روزی که روح و فرشتگان به طور صف بسته قیام کنند. مراد از روح، خلقتی است بسیار وسیعتر از جبرئیل و ملائکه و افضل از آنهاست. خلقت روح، اشرف است و ملائکه از او استمداد میجویند. گاهی نزول ملائکه با روح میباشد، در سوره نحل آیه 2 میفرماید: «خدا ملائکه را با روح از عالم امر خود میفرستد» (ینزل الملائکه بالروح من امره) جبرئیل از او استمداد مینماید و همراه او میباشد. روح فرد ندارد، خود نوعی منحصر به شخص واحد است و دارای مقام جامعیتی است و قربش به خدا از جبرئیل بیشتر است. روح القاء هم میکند. در سوره غافر آیه 15 میفرماید: خدا روح را به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد القاء میکند (یلقی الروح من امره علی من یشاء).
تنهایی و وحدت
گفتم از خلق جهان بالاترم در مرتبت **** چون به وحدت آمدم، زیری و بالایی نماند
تا محقق شد که خلوت در حقیقت وحدت است **** این زمان عطّار را پروای تنهایی نماند
سُکر
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: سُکر (مستی) بر چهار قسم است:
این همه دولت؟
کسی از عارف حق، شیخ ابوسعید ابوالخیر پرسید که اینهمه دولت (عرفانی) از کجا یافتی؟ گفت: بر کنار جوی آب میرفتم، پیر شیخ ابوالفضل سرخسی از آن جانب دیگر میرفت، چشمش بر ما افتاد اینهمه دولت از آن جاست.
جهت ادای قرض
شخصی به خدمت امام جواد علیهالسلام نامه نوشت که قرض بسیار دارم. امام در جواب نوشتند: استغفار بگو و زبانت را تر بدار (زیاد تلاوت کن) به خواندن «انا انزلناه فی لیلة القدر».
توکّل
خداوند در سوره ابراهیم آیه 12 فرمود: «اهل توکل بر خدا اعتماد و تکیه کنند» و در سوره مائده آیه 23 فرمود: «اگر مؤمن هستید بر خداوند توکل کنید.» خداوند توکل را مفتاح ایمان و ایمان را قفل توکل قرار داد. کمترین حدّ توکل آن است که از مقدّرات خود پیش از وقت و زیاده از مقدّر که تقسیم شده کوشش نشود و آنچه قسمت شده دنبال زیادتر نگردد. در مصباح الشریعه نقل شده است که یک نفر نزد یکی از ائمه رفت و عرض کرد: خدا از شما راضی باشد، شفقت فرمائید و در موضوع توکل سؤالی است، جواب بفرمائید؟ حضرت میدانست که او در سؤالش صادق است فرمود: کمی توقف کن و مهلت بده تا جوابت را بدهم. حضرت سر به زیر انداخت ناگاه فقیری آمد، حضرت دست در جیب لباس خود برد و کمی پول به آن فقیر بخشید و سپس به آن شخص رو کرد و فرمود: الآن مسئلهات را پرسش کن. عرض کرد: ای امام! من شما را قادر بر جواب دادن میدانم، پس چرا مهلت خواستید؟ فرمود: خواستم پیش از جواب سؤالت که معنی و حقیقت توکل را دریابی، از باطنم غافل نباشم که درباره توکل صحبت کنم. با اینکه در جیبم مقداری (1/6) پول بود، برایم گفتن توکل درست نبود مگر اینکه ایثار کنم. سائل آهی کشید و قسم یاد کرد که دیگر در میان خلق و وطن نباشد و با کسی انس نگیرد و فقط به خدا توکل کند. متوکل نباید توجهاش به ثمره و معلول توکل باشد که این خود حجابی است، بلکه باید به علت حقیقی که خداست که این مقام از اوست باشد که در این صورت با خداست و از او جدا نخواهد بود.
احد و صمد
جز آن بت سرو قد نخواهم **** جز از لب او مدد نخواهم
من جز احد و صمد نخواهم **** من جز مُلک، ابد نخواهم
مقرّبین
مقربین یعنی نزدیکان درگاه حق که قرب و منزلت خاص نزد خدا دارند و شامل انبیاء مقرب، ملائکه مقرب (جبرئیل، اسرافیل و میکائیل و عزرائیل) و اولیاء مقرّب میشود. 6 مرتبه در قرآن مقرّبین تکرار شده است:
1- در سوره آلعمران آیه 45 خداوند درباره حضرت عیسی میفرماید: عیسی بن مریم در دنیا و آخرت وجیهه (آبرومند، بزرگوار) و از جمله مقرّبین است. 2- در سوره نساء آیه 172 درباره ملائکه مقرّب میفرماید: هرگز مسیح سرپیچی ندارد از اینکه خدا را بنده باشد و نه فرشتگانی که مقرّب شدهاند. 3- در سوره واقعه آیه 11 درباره سابقون (پیشی گیرندگان به فرمانبرداری از خدا و رسول) میفرماید: اینان از مقرّبین (و نزدیک گردانیده به رحمت خدا) هستند. 4- در سوره واقعه آیه 88 میفرماید: اگر افراد از مقربین باشند در بهشت، روح (استراحت و آسودگی) و ریحان (روزی گوارا) و بهشت پر نعمت برای آنهاست. 5- در سوره مطففین آیه 20 میفرماید: علیین کتابی است که در قیامت، اعمال در آن نوشته شده است و مقرّبون (فرشتگان نزدیک خدا) آن را مشاهده و دیدار مینمایند. 6- در سوره مطففین آیه 28 میفرماید: چشمه تَسنیم را مقرّبون مینوشند.
کی ناله و فغانست؟
گفتم: مرا غم تو، خوشتر ز شادمانی **** گفتا: که در ره ما، غم نیز شادمان است
گفتم: که سوخت جانم، از آتش نهانم **** گفت: آنکه سوخت او را، کی ناله و فغان است؟
متمثّل شدن دنیا
استاد اخلاق و عرفان صده اخیر، مرحوم سید علی آقا شوشتری فرمود: در ایام مجاهده و تفکر، دنیا به نظرم متمثّل شد و گفت: تا به حال سه مرتبه است که مرا تزویج کردهای و طلاق گفتهای. اگر مرتبهای دیگر مرا تزویج کنی تو را به قتل میرسانم که هرگز زنده نخواهی شد.
اهل جذبه
در کشکول شیخ بهایی آمده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «جذبة من جذبات الرب توازی عمل الثقلین: جذبهای از جذبههای پروردگار، هم وزن اعمال نیک همه خلایق میباشد». در ملحقات دعای عرفه، آمده است: «الهی حققنی بحقایق اهل القرب و اسئلک لی مسلک اهل الجذب: خداوندا مرا به حقایق اهل قرب محقق فرما و مرا رونده راه اهل جذب قرار ده.» جذبه حالتی است که بر سالک عارض میشود و حواس ظاهری او را تعطیل میکند. نشانه جذب رحمانی آن است که سالک از انجام واجبات بازنمیماند و حال آنکه جذبه شیطانی مانع از انجام واجبات میگردد.
داخل بهشت
پیامبر به اباذر فرمود: آیا دوست داری داخل بهشت شوی؟ گفت: بلی پدر و مادرم به قربانت. فرمود: 1- آرزوها (دنیوی و نفسانی) را کم کن. 2- مرگ را جلوی چشمانت قرار ده تا به یاد مرگ باشی. 3- از خدا حیا کن چنانکه سزاوار حیا داشتن است. ابوذر گفت: یا رسولالله صلیاللهعلیهوآله چگونه از خدا حیا داریم! فرمود: حیا داشتن آن است که: 1- قبر و پوسیدن در قبر را فراموش نکنی. 2- جوف و آنچه در جوف (شکم و فرج) است را فراموش نکنی. 3- آنچه در سر است (چشم و گوش و زبان و خیال) را فراموش نکنی. کسی که کرامت آخرت را خواهد باید زینت دنیا را ترک نماید. هرگاه اینچنین باشی، به درجه ولایت الهی میرسی و دوست خدا میگردی. فراموش نکردن مرگ و نگاه داشتن شکم و فرج از حرام و سر از افکار باطل و عقاید شیطانی، حیای معنوی را سبب میشود که انسان به درجه ولایت الهی میرسد.
تشریح دنیا و آخرت
امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره دنیا و آخرت فرمود: 1- دنیا (باطل) و آخرت دو دشمن متفاوت هستند. 2- دو راه مختلف و جدای از یکدیگر هستند. 3- کسی که دنیا را دوست بدارد و عشق بورزد، آخرت را مبغوض بدارد و دشمنی به آن ورزد. 4- دنیا و آخرت همانند شرق و غرب از هم دورند. 5- رونده به یکی از آن دو، وقتی به یکی نزدیک شود از دیگری دور گردد. 6- همیشه دنیا و آخرت به همدیگر زیان میرسانند (ضَرّتان)
نجات سبک باران
نقل است که آتشی در بصره افتاد. مالک دینار، عصا و نعلین برداشت و بر بالایی رفت و نظاره میکرد. مردمان در رنج و تعب افتاده، گروهی میسوختند و گروهی رخت (زحمت) میکشیدند. مالک گفت: سبک باران نجات یافتند و سنگین باران هلاک شدند (روز قیامت چنین خواهد بود).
شیعیان شهیدند
1- امام زینالعابدین علیهالسلام درباره این آیه «والذین آمنوا بالله و رسله اولئک هم الصدیقون و الشهداء عند ربهم لهم اجرهم و نورهم» (حدید: 19) یعنی آنان که به خدا و رسولش ایمان آوردند آنها به حقیقت راستگویان هستند و نزد خدا اجر شهیدان است و پاداش اعمال و نور ایمان را مییابند. فرمود: این آیه مختص ما و برای شیعیان ماست.
2- امام صادق علیهالسلام فرمود: قسم به خدا نیستند شهداء مگر شیعیان ما اگر چه بر رختخواب خود بمیرند.
3- منهال قصاب گوید به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: از خدا بخواهد که شهادت را نصیب من کند؟! امام فرمود: مؤمن شهید است و این آیه را قرائت کردند.
4- امام زینالعابدین علیهالسلام فرمودند: شیعیان ما نیستند مگر صدیق یا شهید. چون درجات شیعیان و قربشان به ائمه فرق میکند، لذا بعضی به درجه مؤمن متوسط، بعضی به درجه صدیق و بعضی به درجه شهید برسند. شیعه واقعی بمیرد شهید حساب میشود.
وصول الی الله
امام حسن عسگری علیهالسلام فرمود: رسیدن به خدای عزوجل سفری است که جز با پیمودن و درک شب ممکن نیست (انَّ الوصول الی الله عزوجل سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل).
ثواب نماز شب
امام صادق علیهالسلام فرمود: هیچ عمل نیکویی نیست که بنده انجام دهد مگر برای آن در قرآن ثوابی است، جز نماز شب؛ چون خداوند به خاطر عظمت و شأن نماز شب نزدش، ثوابش را بیان نفرموده است.
درک حضور حاضر
در ایام بیکاری و برای تصفیه قلب و طی سلوک، باید قبل از شروع اربعینات این ذکر را مداومت کرد «الله حاضری و ناظری» یعنی خدا حاضر و ناظر من است، در حضور حقم و او مرا میبیند. این ذکر را عارف کامل آقا محمد بیدآبادی متذکر شدهاند؛ و عددی برای آن، ذکر نکردهاند. ولیکن طبق ریاضاتی که در اربعینی مراقبه آن باید تام بشود بدون عدد، قلبی در همه اوقات شبانهروز که کاری انجام نمیشود گفته شود تا چشم قلب، حضور حاضر را درک کند.
منکر اولیاء
دل اولیاء بوی خوش اسرار دارد و معارف الهیه از درونشان تراوش میکند اما این بوی دوستان الهی، منکران را مقهور میکند.
منکران همچون جُعَل زان بوی گُل **** یا چو نازک مغز در بانگ دُهُل
منکران همانند جُعل (که شبیه سوسک سیاه در جای کثیف زندگی میکند و از بوی خوش بیجان میشود و خود را به زبالهدان کثیف میاندازد تا جان بگیرد) هستند که از بوی گل نفرت دارند و یا مانند نازک مغز یعنی حساس (کمتحمل و زودرنج) از شنیدن آوای دُهل عصبی شده و پرهیز میکنند.
خویشتن مشغول میسازند و غرق **** چشم میدزدند از این لمعان و برق
منکران در امور دنیوی خود را مشغول میکنند یا به اسراری که اولیاء بیان کنند، اعتنا نمینمایند. چشمان خود را میبندند تا لمعان درخشان نور اولیاء را مشاهده نکنند. منکران چشم ندارند تا چشم خود را باز کنند و از نور آنان استفاده ببرند.
پنج نور
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: مؤمن در پنج نور در حرکت و انتقال است: 1- ورودش به نور. 2- خروجش از نور. 3- علمش نور. 4- کلامش نور. 5- نگاهش روز قیامت به نور است. در واقع نور برای این مؤمنان کامل دو جهت دارد: یکی نوری است که معرّف خودش است، دیگری نوری است که معرّف و چراغ برای دیگران است. چون بعضی افراد نور دارند اما منوّر نیستند.
پنج کشف
۱. کشف عقلی: و آن دیده عقل به قدر رفع حجاب و صفای عقل، معانی معقول روی نماید و به اسرار معقولات مکاشف میشود و این را کشف نظری هم گویند.
۲. کشف دل: این مقام را کشف شهودی گویند که به ظاهر بیند و به مشاهده دل به نورانیت بیند و به شهود دریابد.
۳. کشف سرّی: به آن کشف الهامی گویند که اسرار آفرینش و حکمت وجود هر چیز مکشوف گردد.
۴. کشف روحی: و آن را کشف روحانی گویند. چون روح به کلی صفا گرفت، عوالم نامتناهی مکشوف شود و حجاب زمان و مکان برخیزد و ماضی و مستقبل را ادراک کند. در این مقام، کشف بهشت و جهنم و ملائکه و مکالمات با ایشان پدید آید.
۵. کشف خفی: کشف روحی را کافر هم به ریاضات تواند دید، اما کشف خفی مختص مؤمن خواهد بود.
جود و گدا
بانگ میآید کهای طالب بیا **** جود محتاج گدایان چون گدا
جود محتاج است خواهد طالبی **** هم چنانکه توبه خواهد تائبی
روی خوبان زآینه زیبا شود **** روی احسان از گدا پیدا شود