دُرّ نجف

تحفه جوانان

فصل چهارم · بخش اول

ختمی مجرب

مرحوم عارف کامل سید علی آقا شوشتری (م 1283 هـ. ق) فرمودند: حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام این ختم را تعلیم فرمودند و بسیار مجرب است. چون به شدّت و بلیه‌ای مبتلا شدی، با حضور قلب 1001 مرتبه آیه کریمه «ربّ أنّی مسنی الضّر و أنت ارحم الراحمین» (انبیاء: 183) را با خضوع و خشوع و تضرّع بخوانی نجات خواهی یافت.

بطن هشتم

روزی ابوسعید ابوالخیر بالای منبر، مطالب توحیدی و عارفانه می‌گفت و همه قشر، پای منبر او بودند. عالمی در مجلس به پهلو دستی خود گفت: سخنان او در هفت بطن قرآن یافت نمی‌شود! ابوسعید به فراست دریافت و فرمود: در بطن هشتم است. آن عالم گفت بطن هشتم کدام است؟

فرمود: ندیده‌ای که خداوند در قرآن سوره لقمان آیه 27 می‌فرماید: «اگر همه درختان روی زمین قلم شوند و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر مرکب گردند، باز نگارش کلمات خدا ناتمام بماند»؟ کلام خدا لایتناهی است و بطن هشتم را به دل‌های بندگان الهام می‌فرماید. آن‌ها حد و حصر ندارند و هرلحظه بر سینه آن‌ها فرو ریزند، هر چه ایشان بینند و گویند به نور حق است.

فرق میان اهل ایمان و کفار

خداوند در سوره نساء آیه 104 می‌فرماید: (ای اهل ایمان) اگر شما ملول و دردناک می‌شوید کفار هم ملول می‌شوند، شما از خدا امید دارید (از ثواب و پاداش) که ایشان این امید را ندارند (چون اعتقادی به خدا و معاد و قیامت ندارند).

شش حالت روح

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: جسم شش حالت دارد: صحت و مرض و موت و حیات و خواب و بیداری. روح هم شش حالت دارد: صحت آن یقین، مرض آن شک، موت آن جهل، حیات آن علم، خواب آن غفلت، بیداری اش حفظ روح است.

درمان ورشکسته

بازرگانی (کاسبی) با امام صادق علیه‌السلام رفت و آمد داشت. وقتی دارایی‌اش را از دست داد، خدمت امام مشرّف شد و از پیش آمد خود شکایت نمود. امام فرمود: 1- ناشکیبایی مکن اگر روزی در فشار افتادی، زمانی دراز در راحتی بودی. 2- ناامید مباش که آن کفر است شاید به زودی خدا بی‌نیازت کند. 3- به خدایت گمان بد مبر که خداوند به نیکی سزاوارتر است.

آخر کار را ببین

کودکی از حُسن شد مولای خلق **** بعد فردا شد خرف، رسوای خلق

گر تن سیمین بر آن گردد شکار **** بعد پیری بین تنی چون پنبه‌زار

بدر را دیدی بر این خوش چار طاق **** حسرتش را هم ببین وقت محاق

توجه به عالم حس

خفاش، پرنده‌ای است که شب‌هنگام، شتابان پرواز می‌کند و از دیدن آفتاب عاجز است. انسان‌هایی که راه خدا نمی‌روند، دل‌هایشان تاریک و از دیدن حقایق و درک معانی عاجز هستند. توجه به عالم حس و بدن‌های ظاهری، مختص حیوانات است ولی بعضی از انسان‌ها هم از این گذر، از حیوانات جلو می‌زنند و جای بسی شرم است.

راه حس، راه خران است ای سوار **** ای خران را تو مزاحم، شرم دار

دست زدن به آتش دست را می‌سوزاند. دست زدن به گل، لطیف بوده و بوی خوش استشمام کردن را به همراه دارد. چون حواس، به خوردن و آشامیدن و دیدنی‌های نامشروع مشغول شود، جنبه قوای حیوانی قوی و شخص را به تاریکی می‌برد. آنگاه جان انسان از روشنی بازمی‌ماند و بالطبع همانند حس حیوانی می‌شود.

حسّ ابدان قوت ظلمت می‌خورد **** حسّ جان از آفتابی می‌چرد

حفظ همه بدی ها در سه چیز

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: هر کس شرّ و بدی 1- شهوت 2- شکم 3- و زبان خود را حفظ کند هرآینه از همه بدی‌ها، خود را حفظ کرده است. متن عربی این حدیث چنین است (مَن وُقی شَرَّ قَبقَبه و ذَبذَبه و لَقلَقه، وُقی الشَّر کلَّهُ).

نه تو دانی و نه من

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من **** وین حرف معما، نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو **** گر پرده بر افتد، نه تومانی و نه من

حمد و صبر

مؤمن عارف که راه رفته و قابلیت جذبه پیدا کرده است، هرگاه درب بعضی از قضایای مادی و اجتماعی بسته شود، یعنی رزقش تنگ شود و مردم به او بی‌اعتنایی کنند و زخم زبان زنند، صبر کند و چون الطاف مادی و روحی بر او باز شود حمد و سپاس حق‌تعالی نماید؛ اما افراد عامی به تشنگی و گرسنگی دست و پا می‌زنند و به خدا اشکال می‌کنند و در ازدیاد نعمت‌ها، غفلت، قلب آنان را فرامی‌گیرد و سپاس الهی را به‌جا نمی‌آورند.

با نور 60 نمی توان راه برد

کسی می‌تواند راهنما و استاد سلوک شود که همانند لامپ 1000 نور درونی داشته باشد. آنانی که نور درون آنان به اندازه لامپ 60 می‌ماند و مدعی خواب و کشف هستند و قبل از آن‌که سجاده را برای نماز پهن کنند، شیطان برایشان پهن کرده و به اصطلاح ساز نزده می‌رقصند، به علت نوعی امراض خفیه روحی که دارند نمی‌توانند ارشاد نفوس کنند. تا کسی جهاد اکبر نکند، نمی‌تواند نفوس را دستگیری نماید.

پنج سخن از پیر هرات

1- بنده آنی که در بند آنی 2- آن ارزی که می‌ارزی 3- دوست را از در بیرون کنند، اما از دل بیرون نکنند 4- اگر درآیی، در باز است و اگر نیایی خدا بی‌نیاز است 5- از او خواه که دارد و می‌خواهد که از او خواهی.

مناظره محتسب و مست

گفت با او محتسب: هین آه کن! **** مست، هوهو کرد هنگام سُخُن

گفت: گفتم آه کن، هو می‌کنی؟ **** گفت: من شادم تو از غم می‌زنی؟

آه، از درد و غم بیداری است **** هوی هوی می کشان از شادی است

رنگ چهره

ظاهر، عنوان باطن است و از دیدن چهره‌ها و سیماها، مردان خدا افراد را بشناسند. خداوند در سوره اعراف آیه 46 می‌فرماید: «و علی الاعراف رجال یعرفون بسیماهم: بر جایگاه اعراف مردانی هستند که به سیمایشان شناخته می‌شوند».

رنگ و رویم را نمی‌بینی چو زر؟ **** زان درون، خود می‌دهد رنگم خبر

مثلاً چهره سرخ دلالت بر خوشی دارد و باید شکر خدای کرد. چهره زرد نشانه ناخوشی و غم است و باید صبر کرد.

رنگ رو از حال دل دارد نشان **** رحمتم کن، مهر من در دل نشان

پس وقتی خبر خوش یا ناخوش به کسی می‌رسد و یا غضبناک می‌شود و یا بوی مرگ را درک می‌کند، آثار این‌ها در چهره نمایان می‌شود. درباره سیدالشهداء علیه‌السلام در مقاتل آمده است که هر چه به زمان شهادت، نزدیک‌تر می‌شد رویش سرخ‌تر و برافروخته‌تر می‌گردید که اینجا مسئله عشق و وصال و لقاء حق و وجه الله مطرح است نه عموم مردم که تا اسم مرگ و سرطان را می‌شنوند خود را می‌بازند و چهره، گریه‌وار می‌شود.

لعّان

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله، زنی را دید که شترش را لعن می‌کند. هم‌چنین مردی را دیدند که شترش را لعن می‌نماید، مورد سرزنش قرار دادند؛ و در حدیثی فرمودند: مؤمن، لعّان (لعنت کننده) نیست.

سعادت در چهار چیز

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: چهار چیز از سعادت انسان است 1- زن صالحه (الامرأة الصالحة) 2- خانه وسیع (المسکن الواسع) 3- همسایه صالح (الجارُ الصالحُ) 4- سواری خوب (المرکب البَهی).

جواهرات معنوی

ابوسعید ابوالخیر (م 440 هـ. ق) وارد مجلس شد و به صحبت پرداخت. در ضمن صحبت، فرمود: وقتی وارد مجلس شدم جواهرات بسیاری ریخته بود چرا جمع نکردید؟ عده‌ای برخاستند تا جواهرات را جمع کنند، ولی چیزی نیافتند. عرض کردند: ما چیزی نیافتیم! فرمود: منظورم گوهرهای معنوی است و آن به خدمت به دست می‌آید. وقتی شما به آن‌هایی که به مجلس عاشقان خدا می‌آیند خدمت کردید، آن گوهرهای معنوی را به دست می‌آورید.

بهترین فضایل علی علیه السلام

ابوذر از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرد که حضرتش فرمود: 1- اگر من و علی نبودیم خدا شناخته نمی‌شد. 2- اگر من و علی نبودیم، کسی خداوند را عبادت نمی‌کرد. 3- اگر من و علی نبودیم ثواب و عذابی نبود. 4- بین علی و خدا هیچ حجابی وجود ندارد و هیچ مانعی جلو او را نگرفته است. او خود واسطه بین خدا و خلق اوست.

اقتدا و پیروی

خداوند به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «پیامبران گذشته به من هدایت یافتند تو هم به طریقه ایشان پیروی کن». (انعام: 90) در جای دیگر فرمود: «ما وحی به تو فرستادیم که پیروی آئین ابراهیم که آسان است را کنی». (نحل: 123) پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «در قلب، نوری است که روشنایی آن نیست مگر در پیروی کردن از حق و اختیار صراط مستقیم که نور انبیاست که به‌عنوان امانت در قلوب مؤمنین گذاشته شده است». هیچ راهی برای مؤمن زیرک از اقتداء، سالم‌تر نیست. کسی به فرزند امام علی علیه‌السلام یعنی محمد حنیفه گفت: چه کسی تو را ادب کرد؟ فرمود: آنچه از صاحبان خرد و بصیرت دیدم، پسندیدم و عمل به آن می‌کنم؛ و آنچه از جهّال می‌بینم، آن را قبیح می‌دانم و دوری می‌کنم. به این روش، خدا نفسم را ادب کرد و به کنوز معرفت خود رساند.

محفل عاشقان

بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری **** بیا به دعوت شیرین ما، چه می‌شوری!

حیات، موج زنان گشته اندر این مجلس **** خدای ناصر و هر سو شراب منصوری

مجرّب است

صاحب کتاب «جواهر مکنونه» ملأ مصطفی خوئی گفته است: مجرّب است! مجرّب است! مجرّب است! که هیچ شک و ریبی در آن نیست! برای قضاء حوائج 1000 بار بگوید و در وسط حرف نزند «حسبی الله و نعم الوکیل و لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین».

فضیلت علی علیه السلام

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خداوند برای برادرم علی بن ابیطالب علیه‌السلام فضائلی قرار داد که از زیادی، قابل‌شمارش نیست: 1- کسی که استماع کند فضیلتی از فضائل او را، خداوند گناهانی که آن کس با گوش کرده را می‌بخشد. 2- کسی که فضائل او را که در کتابی باشد نگاه کند (بخواند)، خداوند گناهانی را که به‌وسیله چشم انجام داده می‌بخشد. 3- کسی که فضیلتی از فضائل او را بنویسد تا آن نوشته باقی باشد، ملائکه برای نویسنده آن طلب آمرزش کنند.

عذاب اعمال زنان

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: روزی من و فاطمه علیها السلام به محضر پیامبر رفتیم و آن حضرت بسیار می‌گریست. عرض کردم: چه خبری باعث گریه شما شده است؟ فرمود: یا علی! شبی که مرا به معراج (به آسمان) بردند شماری از زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم و گریه من برای ایشان است. حضرت زهرا علیها السلام عرض کرد: عمل ایشان چه بود که عذاب‌های مختلف بر ایشان مسلط گردانید؟

پیامبر فرمود: 1- زنی که به موی سر آویخته بود، او موی خود را از مردان نمی‌پوشانید. 2- زنی که به زبان آویزان بود، با زبان به شوهر خود آزار می‌رساند. 3- زنی که به پستان آویخته بود، مانع از آن می‌شد که شوهر با او جمع شود. 4- زنی که با پا آویزان بود، بدون اجازه شوهر از منزل بیرون می‌رفت. 5- زنی که گوشت بدن خود را می‌خورد، برای نامحرمان خود را آرایش می‌کرد. 6- زنی که پاهایش به دستهایش بسته بود، خود را تطهیر نمی‌کرد لباس را از آلودگی و بدن را از نجاست، طاهر نمی‌کرد و نماز را سبک می‌شمرد و غسل حیض و جنابت نمی‌کرد. 7- زنی که کور دل و لال بود، فرزند نامشروع از زنا درست می‌کرد و به گردن شوهر خود می‌انداخت. 8- زنی که بدنش را با قیچی می‌بریدند، خود را در معرض نامحرم درمی‌آورد تا به او میل کنند و شهوت آنان را برمی‌انگیزاند. 9- زنی که صورت و بدنش را می‌سوزاندند و روده‌های خود را می‌خورد واسطه زنا بین مردان و زنان می‌شد. 10- زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند خر بود، دروغ‌گو و سخن‌چین بوده است. 11- زنی که به‌صورت سگ بود و آتش در پشت او می‌کردند، او خواننده و نوحه کننده (دروغین) و حسود بوده است.

غلط بود

غیر عشق رخ دلدار غلط بود غلط **** هر چه کردیم جز این کار غلط بود غلط

هر چه گفتیم و شنیدیم خطا بود خطا **** جز حدیث لب دلدار غلط بود غلط

رجال الغیب

آقا نجفی اصفهانی (م 1332 هـ. ق) گوید: بر ختمی مواظبت نمودم تا در شب چهارشنبه در مسجد سهله، هنگام سحر، شخصی از رجال الغیب را دیدم. پس سؤالاتی نمودم که جواب آن‌ها را از فرمایش حضرت مهدی علیه‌السلام نقل فرمود. ازجمله درباره رجال الغیب سؤال کردم، فرمود: رجال الغیب اشخاصی هستند که: از جانب حضرت صاحب الزمان علیه‌السلام مأمورند در صحراها و بیابان‌ها، شیعیان آن حضرت را دستگیری نمایند و قدرت بر طی‌الارض دارند. از آن حضرت علیه‌السلام علوم کسب می‌نموده. ولی شخص آن جناب را (دائم) مشاهده نمی‌کنند و فیوضات آن امام به آن‌ها می‌رسد و از جمله مقرّبین درگاه الهی می‌باشند. بر بلایا و منایا مطلع می‌باشند و از خواص صحابه و اهل سرّ هستند. همه زبان‌ها را می‌فهمند. عرایض شیعیان را به خدمت امام می‌رسانند. صدای امام را می‌شنوند. در بین مردم هستند و کسی آن‌ها را نمی‌شناسد و تا زمان ظهور (اوتاد) زنده هستند و در خدمت امام جهاد می‌کنند و ملاقات آن‌ها، منوط به حصول ملکه تقوی و پرهیزکاری است.

بهاء ندادن به نفس

نقل است که مالک دینار سال‌ها هیچ شیرینی و ترشی نخوردی. هر شب به دکان خبّاز (نانوایی) شدی و نان خریدی و روزه گشادی و نان گرم خورش کردی. وقتی بیمار شد، آرزوی گوشت در دل او افتاد، صبر کرد. چون کار از حد بگذشت به دکان رواسی (کله و پاچه فروشی) رفت و سه پاچه خرید و در آستین نهاد و برفت. فروشنده، شاگرد خود بر عقب او فرستاد تا چه می‌کند.

گفت: چون به موضع خالی رسید پاچه از آستین بیرون آورد و سه بار ببویید و گفت: ای نفس! بیش از این به تو نرسد. آن نان و پاچه به فقیر داد و گفت: ای تن ضعیف من! این همه رنج که بر تو می‌نهم نه از دشمنی است؛ لکن روزی چند صبر کن، باشد که این محنت بسر آید و در نعمتی افتی که هرگز آن را زوال نباشد.

صدای به اندازه تحمّل

امام کاظم علیه‌السلام فرمود: حضرت سجاد علیه‌السلام وقتی قرآن می‌خواند، افرادی که بر ایشان می‌گذشتند، از آواز خوش آن بزرگوار مدهوش می‌شدند. اگر آن حضرت آواز دل نوایش را ظاهر می‌کرد، مردم تحمل شنیدن آن را نداشتند. علی نوفلی گوید: عرض کردم: مگر پیامبر با مردم نماز نمی‌خواند و صدایش را با خواندن قرآن بلند نمی‌کرد، پس چطور مردم مدهوش نمی‌شدند؟ امام فرمود: پیامبر به‌اندازه تحمّل آنان که پشت سرش بودند آواز صدایش را بلند می‌کرد.