دُرّ نجف

تحفه معلم

فصل اول · بخش سوم

مهربانی دو طرفه

چه خوش بی، مهربانی هر دو سر بی **** که یک سر مهربانی درد سر بی

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت **** دل لیلی از او شوریده‌تر بی

صاد

خدا در قرآن فرمود: «ص و القرآن ذی الذکر»، نکاتی در مورد ص روایت شده است:

1- امام صادق علیه‌السلام فرمود: «ص» اسمی است از اسماء الهی که حق‌تعالی به او سوگند فرموده.

2- از امیرالمؤمنین علیه‌السلام منقول است که «ص» نام دریایی است که خدای تعالی میان دو نفخه مردمان را بدان زنده گرداند.

3- امام کاظم علیه‌السلام فرمود: وقتی پیامبر صلی‌الله علیه و آله در شب معراج از طرف خداوند مأمور به نمازخواندن شد. خداوند فرمود: نزدیک صاد بیا و محل سجده را طاهر کن و برای پروردگارت نماز بخوان. پس پیامبر صلی‌الله علیه و آله نزدیک همان نقطه شد و وضو گرفت.

صاد چشمه‌ای است از یکی از ارکان عرش می‌جوشد و آن را آب حیوان می‌نامند که خدای تعالی درباره‌اش فرمود: ص…

هشت اسم الله

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرموده: در شب معراج وقتی جبرئیل مرا به آسمان هفتم برد و از سدرةالمنتهی عبور داد تا به عرش خدا رسیدم، به ساق عرش تکیه نمودم، ندای الهی را شنیدم که فرمود: «من خدایم و خدایی غیر من نیست خداوندی که: السّلام المؤمن المهیمن العزیز الجبّار المتکبّر الرّئوف الرّحیم» من خدا را با چشم دل نه با چشم سر دیدم.

ذات خدا

ز کنه ذات او کس را نشان نیست **** که هر چیزی که گویی این است آن نیست

چو نتوانی به ذات او رسیدن **** قناعت کن جمال صنع دیدن

تلقین ذکر

سید عرفا سید حیدر آملی (م 790) در کتاب المحیط الاعظم درباره تلقین ذکر می‌فرماید: آنچه فقیر مذکور (محمد سمنانی) در اجازه خود به طور تفضیل برایم ذکر کرده است آن است که: روزی حضرت علی علیه‌السلام بر رسول‌الله وارد شد و عرض کرد: مرا به نزدیک‌ترین راهی که به‌سوی خداوند برساند و در نزد او پسندیده و برای بندگان آسان‌ترین باشد، راهنمایی فرما.

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: یا علی علیه‌السلام بر تو باد به آنچه از طریق نبوت به تو رسیده! عرض کرد: آن چیست؟ فرمود: ذکر خدا. عرض کرد: یا رسول‌الله اگر فضیلت ذکر این‌چنین است پس تمامی مردمان ذکر گویند. فرمود: رستاخیز بزرگ برپا نمی‌گردد، مگر آن‌که بر روی زمین کسی باشد، الله الله گوید. سپس فرمود: یا علی تو ساکت باش، من سه بار این ذکر را می‌گویم و تو از من می‌شنوی، چون من ساکت شدم تو بگو تا من بشنوم. این‌گونه رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله علی علیه‌السلام را تلقین ذکر فرمود.

استماع و تعقل

شیخ بهایی می‌فرماید: در حدیث آمده است که مرد آنگاه کمال یابد که خودش کامل شود. از این روست که دوزخیان نگویند که اگر روزه می‌داشتیم و نماز می‌خواندیم و حج می‌گزاردیم، بلکه گویند: اگر ما سخن پیامبران می‌شنیدیم یا به دستور خرد کار می‌کردیم، از دوزخیان نبودیم (لَو کنّا نَسمَعُ او نَعقلُ ما کنّا فی اَصحاب السَّعیر) (ملک:43)

شاید یقین کنند

خداوند در سوره رعد آیه 2 می‌فرماید: «خدا همان کسی است که: 1- آسمان‌ها را بدون ستون‌هایی که برای شما دیدنی باشد برافراشت. 2- سپس بر عرش استیلاء یافت (زمام را در کف قدرت گرفت). 3- خورشید و 4- ماه را مسخر ساخت. 5- هرکدام تا زمان معینی حرکت دارند.

6- کارها را او تدبیر می‌کند. 7- آیات را برای شما تشریح می‌نماید. شاید به لقاء پروردگارتان یقین پیدا کنید (لعلّکم بلقاء ربکم توقنون)»

فقیر گوید: چرا خداوند پس از برشمردن دلایل و آیات می‌فرماید: «شاید»، نمی‌گوید: حتماً یقین پیدا کنید؟! چون اکثریت از سیر آفاق و کواکب و براهین در نظام احسن که دال بر توحید است نتوانند استفاده معرفتی ببرند، خداوند به «شاید» تعبیر فرموده است. امکان یقین هست، لکن اهلش اندک‌اند.

ساقی کوثر

مو آن مستم که از پا سر نزونم **** سر و پایی به‌جز دلبر نزونم

دلارامی، کز و دل گیرد آرام **** به غیر ساقی کوثر نزونم

خداوندا روا می داری؟

مولانا صاحب مثنوی می‌گوید: در سمرقند بودیم و خوارزمشاه سمرقند را در حصار گرفته بود و لشکر کشیده و جنگ می‌کرد. در آن محله دختری بود، عظیم صاحب‌جمال، چنان‌که در آن شهر او را نظیر نبود. هرلحظه می‌شنیدم که می‌گفت: خداوندا کی روا که مرا به دست ظالمان دهی؛ و می‌دانم که هرگز روا نداری و بر تو اعتماد دارم.

چون شهر را غارت کردند و همه خلق را اسیر می‌بردند، آن زن را اسیر می‌بردند، او را هیچ المی نرسید و با غایت صاحب‌جمالی کس او را نظر نمی‌کرد تا بدانی هر که خود را به حق سپرد، از آفت‌ها ایمن گشت و به سلامت ماند.

کریم

معنی کریم: بخشنده، صاحب کرم، بزرگ‌منش. جمع کریم، کرام و کراماء می‌شود. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حدیثی کریم را این‌طور توصیف می‌کند: شخص کریم:

1- در عین توانمندی (از خطای دیگران) می‌گذرد.

2- در مقام حکومت دادگری می‌نماید.

3- از اسائه ادب به دیگران خودداری می‌کند.

4- از احسان به دیگران دریغ نمی‌ورزد.

عبور از عوالم

میرزا عبدالله شالچی (متوفی 1363 هـ. ش) شاگرد عارف ربانی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می‌گوید: یکی از روزها، پس از نماز صبح برای شرکت در جلسه اخلاق استادم میرزا جواد آقا به مدرسه فیضیه رفتم. استاد به من فرمودند: میرزا عبدالله چه می‌بینی؟ این صحبت استاد گویا خود تصرفی در جان من کرد و حجاب ملکوت از برابر چهره‌ام برداشته شد.

دیدم اشخاصی را که در مدرسه فیضیه هستند در ظاهر می‌بینم، باطن آنان را نیز مشاهده می‌کنم که به صورت‌های گوناگون هستند. بار دیگر فرمود: فلانی چه می‌بینی؟ چون توجه کردم، دریافتم ارواح مؤمنین روی صحن مدرسه فیضیه دور هم نشسته‌اند و با هم مذاکره می‌کنند. پس‌ازآن استاد فرمودند: میرزا عبدالله! فکر نکنی این‌ها مقاماتی است و به جایی رسیده‌ای! این‌ها در برابر آنچه در سیر و سلوک و تقرب الی الله به سالک می‌دهند هیچ است.

باز میرزا عبدالله شالچی می‌گوید: یک روز من خدمت استاد بودم، کسی خدمت ایشان آمد و عرض کرد: آقا من فلان چیز را در عالم نورانیت این‌طور دیدم. استاد فرمودند: آنچه دیده‌ای یک مقداری تماشا بکن، اما توقف نکن، اگر توقف کنی هم از راه بازمی‌مانی و هم ممکن است به عقب برگردی.

انشاالله

فردی مقداری گوشت خرید و به منزل برد و به زنش گفت: برای ناهار آبگوشت تهیه کن تا ظهر که از کار برگشتم بخوریم. زنش به او گفت: بگو انشاء الله (یعنی اگر خدا بخواهد). مرد گفت: انشاء الله گفتن کاری ندارد، ظهر می‌آیم و آبگوشت می‌خوریم. دست بر قضا مرد وقتی ظهر در راه بازگشت به خانه بود، مأمورین او را با یک مجرم فراری اشتباه گرفتند و دستگیرش کردند و به زندان بردند.

دو سه روز بعد فهمیدند اشتباه کرده‌اند و سپس او را آزاد کردند. مرد به‌سوی خانه بازگشت و وقتی به خانه رسید و در خانه را زد، زنش از داخل خانه گفت: کیستی؟ مرد گفت: انشاء الله منم. خداوند عملاً انشاء الله را به او آموخت.

آثار یاد خدا

از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که خداوند فرمود: ای فرزند آدم! 1- مرا در نفست ذکر (یاد) کن تا من هم در نفسم تو را یاد کنم. 2- مرا در خلوت یاد کن تا من هم تو را در خلوت یاد کنم. 3- مرا در میان جمع (مردم) یاد کن، من هم تو را در جمعیتی (همانند ملائکه) بهتر از آن‌که تو یاد کردی، یاد کنم.

از این حدیث قدسی استفاده می‌شود که هر کس خدای را در هر جا یاد کند حق‌تعالی بهتر و بالاتر از آن او را یاد کند. خداوند جزای اعمال را در دنیا و آخرت می‌دهد اما جزای یاد خود را به نقد وعده داده است؛ و این برای ذاکرین بسیار امیدوارکننده؛ و اسباب قرب و انس به حق را فراهم می‌کند.

آثار نماز شب

در کتاب مشکوة المتهجّدین نقل کرده که یکی از علمای الهی (منسوب به آخوند ملّا عبدالله یزدی) با عده‌ای وقتی وارد شهر اصفهان شدند. اوائل شب توجهی باطنی به شهر نمود. به ملّا زمان خود فرمود: اثاثیه ما را بار کنید تا از این شهر به تعجیل بیرون رویم، زیرا چند هزار بساط شراب می‌بینم شاید خداوند عذابی نازل کند و ما را هم فراگیرد.

ملازمان امتثال نموده، هنوز مقداری بیرون نرفته که وقت نیمه‌شب و سحر رسید. دوباره به شهر توجه کرد، دید چندین هزار سجاده برای نماز شب پهن شده است، به ملازمان فرمود: برگردیم به شهر اصفهان؛ و از همان جا به شهر مراجعت نمودند.

صورت زیرین با صورت بالا

[vc_row css_animation=”none”][vc_column][vc_column_text el_class=”title” css=”.vc_custom_1498820023826{margin-bottom: 10px !important;padding-top: 15px !important;padding-bottom: 15px !important;background-color: #1abc9c !important;border-radius: 15px !important;}”]

صورت زیرین با صورت بالا

[/vc_column_text][vc_column_text css=”.vc_custom_1498820033039{border-top-width: 1px !important;border-right-width: 1px !important;border-bottom-width: 1px !important;border-left-width: 1px !important;padding-top: 10px !important;padding-right: 20px !important;padding-bottom: 15px !important;padding-left: 20px !important;background-color: #fcfcfc !important;border-left-color: #58d642 !important;border-left-style: solid !important;border-right-color: #58d642 !important;border-right-style: solid !important;border-top-color: #58d642 !important;border-top-style: solid !important;border-bottom-color: #58d642 !important;border-bottom-style: solid !important;border-radius: 20px !important;}” el_class=”matn”]چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی **** صورتی در زیر دارد هر چه در بالاستی

صورت زیرین اگر با نردبان معرفت **** بر رود بالا همان با اصل خود، یکتاستی

این سخن را درنیابد هیچ فهم ظاهری **** گر ابونصرستی و گر بوعلی سیناستی[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

حم

در اوایل بعضی سوره‌های قرآن، حم که از حروف مقطعه می‌باشد آمده است:

1- ابن عباس گفته: بزرگ‌ترین نام خدای تعالی است.

2- گفته‌اند: حم در اوایل حا و میم است چون حلیم و حامد، حمید و حکیم و حرفمیم مانند ملک، مجید، ماجد.

3- روزی عربی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله پرسید حم چه چیز است که در لغت ما نیست؟ فرمود: مبادی اسماء و مفاتیح سوره‌هاست.

4- بعضی‌ها گفته‌اند: حم قسم است به حلم و مُلک حق‌تعالی یعنی قسم می‌خورم به حلمم و ملکم. حا اشاره به حکم و حکمت است و میم به منت (که بر مؤمنان دارد).

5- حا و میم اشاره به سری که میان خدا و حبیب اوست که کسی به آن پی نبرد.

6- حا اشاره به حیات بی‌زوال و میم به ملک بی‌انتقال دارد. حا اشاره به حکم الهی و میم کنایه از حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله است.

دفع چشم زخم

امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس می‌ترسد چشم او در کسی یا چشم کسی در او تأثیر کند سه مرتبه بگوید: «ماشاءالله لا قوه الا بالله العلی العظیم».

هفت ذکر آسمان

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: شب معراج به آسمان دنیا رسیدم، قصری از گوهر سرخ دیدم، به جبرئیل گفتم: این قصر از آن کیست؟ گفت: هر کس هر روز بعد از نماز صبح چهل بار بگوید: «یا باسط الیدین بالرحمه ارحمنی» وقتی به آسمان دوم رسیدم قصری که هفتاد درب داشت دیدم، به جبرئیل گفتم: این قصر از آن کیست؟ گفت: هر کس بعد از نماز ظهر هفتاد بار بگوید: «یا واسع المغفره اغفر لی» وقتی به آسمان سوم رسیدم قصری در فضا آویزان دیدم، به جبرئیل گفتم: این قصر از آن کیست؟ گفت: هر کس بعد از نماز عصر هفده بار گوید: «لا اله الا الله قبلَ کلّ احد، لا اله الا الله بعد کل احد، لا اله الا الله یبقی ربنا و یفنی کلّ احد» وقتی به آسمان چهارم رفتم قصری از مروارید دیدم به جبرئیل گفتم: این قصر از آن کیست؟ گفت: هر کس بعد از نماز مغرب چهل بار گوید: «یا کریم العفو، اُنشر علیَّ رحمتک یا ارحم‌الراحمین».

وقتی به آسمان پنجم رفتم قصری از ارغوان دیدم، به جبرئیل گفتم: این قصر از آن کیست؟ گفت: هر کس بعد از نماز عشاء هفده بار بگوید: «یا عالمَ خفیتی اغفر لی خطیئتی» وقتی به آسمان ششم رفتم بارگاه عظیم و سفیدی را دیدم به جبرئیل گفتم: این بارگاه از آن کیست؟ گفت: هر کس در نیمه‌های شب بیدار گردد و سه بار بگوید: «یا حی یا قیوم، یا حی لا یموت ارحم عبدک الخاطی المعترف بذنبه یا ارحم‌الراحمین»

وقتی به آسمان هفتم رفتم قصری از مروارید سفید دیدم. به جبرئیل گفتم: این قصر از آن کیست؟ گفت: هر کس هر روز بگوید: «سبحان‌الله بعدد ما خلق، سبحان‌الله بعدد ما هو خالق الی یوم القیامه و الحمد لله رب‌العالمین».

بعد از ویرانی آبادانی

بدان که سلامتی دینی و عرفانی از ویرانی کالبد یعنی ترک هواهای نفسانی حاصل می‌گردد. بعد از تخلیه، تجلیه آید. بعد از فنای جسمانی به فنای شهودی می‌رسد. به‌عنوان‌مثال مولانا می‌فرماید:

1- هرگاه کسی اطلاع یابد که در خانه‌اش گنجی از طلا نهفته است. ابتدا خانه‌اش را ویران می‌کند و سپس گنج را درمی‌آورد. بعد خانه‌اش را زیباتر از قبل می‌سازد.

2- کسی که بخواهد جوی آبی را از مواد زائد پاک کند، ابتدا جریان آب را به جوی قطع می‌کند و سپس آن را تمیز می‌نماید و آنگاه آب صاف را بدان روان می‌سازد.

3- هنگامی‌که سر نیزه‌ای در پوست بدن فرو می‌رود، اوّل پوست را باید شکافت و آن تیر را بیرون آورد تا پوست و گوشت تازه بروید و جراحت التیام یابد (ریاضت سبب بیرون آوردن تیر شهوات می‌شود.)

4- امیر لشکر ابتدا به دژ دشمنان حمله می‌آورد و از چنگشان بیرون می‌کشد و پس از تصرف، مجدّداً آن را می‌سازد و صد نوع برج و حصار می‌افزاید.

راه جان، مر جسم را ویران کند **** بعد از آن ویرانی، آبادان کند

رسیدیم

ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم **** چون شمع به پروانه مظلوم رسیدیم

یک حمله مردانه مستانه بکردیم **** تا علم بدادیم و به معلوم رسیدیم

با آیت کرسی بسوی عرش پریدیم **** تا حی بدویدیم و به قیوم رسیدیم

نزدیک تر دورتر است

به شیخ علی بن سهل اصفهانی گفتند: «در معنی یافت سخنی بگو!»

گفت: «هر که پندارد که نزدیک است او به حقیقت دورتر است. چون آفتاب که به روزن می‌افتد، کودکان خواهند که تا آن ذره‌ها بگیرند دست در کنند، پندارند که در قبضه ایشان آمد. چون دست باز کنند، هیچ نبینند.»

جواب خطورات

شخصی گفت: پشت سر عارف واصل سید مرتضی کشمیری می‌رفتم، به ذهنم خطور کرد که مگر کسی غیر از امام معصوم هم غیب می‌داند؟ در این هنگام سید مرتضی برگشت و به من گفت: آری، مؤمنان هم می‌دانند! فهمیدم که به خطور در ذهنم جواب داد.

در روایت هم داریم که امام موسی بن جعفر علیه‌السلام علیه یکی از اقوام، مطالبی فرمود: راوی می‌گوید: در آن مجلس به ذهنم خطور کرد که امام ما را به احسان خویشاوندان امر می‌فرماید، ولی خودش درباره اقوام خود چنین می‌فرماید! تا در ذهنم چنین خطوری شد، فوراً امام فرمود: آنچه علیه آن خویشاوند گفتیم، از احسان ما به اوست؛ تا با اظهار اختلاف میان ما و او، از دشمنان محفوظ بماند.