دُرّ نجف

تحفه معلم

فصل دوم · بخش اول

ابجد اسماء تلفیقی

هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهادة هو الرحمان الرحیم (حشر:22) ابجد این اسماء الهی 3093 می‌باشد.

طب ضامن سلامتی

آیت‌الله بهجت فرمودند: یکی از معمّرین علمای نجف که حدوداً صدسال از عمر شریفش می‌گذشت، می‌فرمود: تا این ساعت به طبیب مراجعه نکرده‌ام. عرض شد: چطور می‌شود؟ شما چه برنامه‌ای را در زندگی رعایت کرده‌اید که تاکنون بیمار نشده‌اید؟ فرمودند: فقط تابع شرع مقدس اسلام بوده‌ام، در خوردن غذاها از نظر کم و کیف و جهات دیگر، فقط به دستورات طبی دین عمل کرده‌ام.

رهبر و تأدیب سیرت

امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره رهبر و معلم مردم می‌فرماید: «هر کس خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خود بپردازد: قبل از آن‌که با زبان این کار را کند، سیرت و باطن را مؤدب کند.» درباره خودش می‌فرماید: «ای مردم! به خدا قسم بر هیچ طاعتی شما را نمی‌خوانم مگر آن‌که قبلاً به آن عمل کرده‌ام و هیچ معصیتی را نهی نمی‌کنم مگر آن‌که از آن پرهیز کرده‌ام».

بی اوستا

هر که گیرد پیشه‌ای بی اوستا **** ریشخندی شد به شهر و روستا

هر که در ره بی قلاوزی رود **** هر دو روزه راه صدساله شود

ناله برای نوازش

مرحوم عارف بالله حاج اسماعیل دولابی فرمود: بچه دبستانی که بودم روزی از کوچه عبور می‌کردم. گویا بچه‌ها لانه زنبور را خراب کرده بودند و زنبورهای عصبانی در پی انتقام بودند، من که بی‌خبر از همه‌جا موهای سرم را تراشیده بودم، به من حمله کردند و حسابی نیش زدند.

ناله‌ام بلند شد و پدر و مادرم شروع کردند به نوازش و مقداری شیره انگور جای نیش زنبورها مالیدند تا زهر را بیرون بکشند و سوزش آن تمام شود. گر چه سوزش سرم مرا ناراحت می‌کرد، از یک طرف به خاطر این‌که چند روز از مدرسه رفتن معاف خواهم بود و از طرف دیگر به خاطر نوازش‌های شیرین و دل‌نشین پدر و مادرم از ته دل خوشحال بودم. گاهی اوقات تصنّعی آه و ناله می‌کردم که آنان بیشتر نوازشم کنند حال! ما با خدا و اولیائش همین کار را نمی‌کنیم؟

آیا خیلی از این آه و ناله‌ها و نازها که برای خدا و ائمه می‌کنیم به خاطر لذتی نیست که از نوازش‌های آن‌ها می‌بریم. از این طریق می‌خواهیم نوازش‌های آنان بیشتر شود؟ البته خدا و اولیائش ناز کردن‌های بنده‌ها را هم خریدارند، درحالی‌که اگر انصاف بدهیم ناز کردن به آن‌ها و ناز خریدن به ما می‌آید.

احوال

حالات مردان اهل سلوک را حد و قانونی نیست تا کسی سر در بیاورد. چون تجلی حق را غایت نیست. معدن تجلی مانند دریاست، چون موج برآید، به نهر رسد و صحرا و زمین‌ها پر آب گردد. هزاران نبات و گیاه و گل از این آب نمودار می‌شوند.

آب یکی است اما انواع سبزی‌ها و نباتات و گیاهان و گل‌ها و میوه‌ها از آن سیراب و به اشکال و رنگ‌های مختلف و ثمرات گوناگون نتیجه دهند. از دریای بیکران و با عظمت حق، آب (واردات) بر دل‌های سالکان و محبان می‌آید، هر کس به‌اندازه قابلیت، حالاتی از علم و حقایق و معانی و مکاشفات بر او ظاهر می‌گردد. در قرآن سوره رعد آیه هفده می‌فرماید: «خداوند از آسمان آبی فرستاد و از هر دره و رودخانه‌ای به اندازه آن‌ها سیلابی جاری شود» پس به قدر و اندازه هر کس حالاتی نازل می‌شود: وقتی ارادت در مرید نماید، ساعتی درد طلب وی را خسته کند، زمانی نورانیت وی را منور گرداند، وقتی اسرار مراقبت مستحکم نماید، لحظاتی محب شود و ساعتی در شراب اشتیاق عطشان گردد.

زمانی از مکاشفه متلوّن و ساعتی در مشاهده متمکن گردد. وقتی از عظمت محو و ساعتی از لطف در صحو شود. زمانی از جلال بریان و وقتی از جمال گریان گردد. زمانی از خوف سوخته و ساعتی به رجاء زنده گردد. وقتی به حق باقی و ساعتی از خود فانی شود.

چشم چرانی

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: چون شخصی در نماز باشد و زنی از جلوی او بگذرد و او چشم به دنبال آن زن داشته باشد، خوف آن است که نور از چشمش برود و اعمی گردد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: نظر کردن در محاسن زنان تیری است زهرآلود از تیرهای شیطان، هر که چشم خود را از ایشان نگه دارد به خاطر امر الهی، خداوند او را بر عبادتی که به ثواب آن مسرور شود توفیق دهد.

ذکر خروس سحری

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: در شب معراج در آسمان هفتم، فرشته‌ای را دیدم به صورت خروس که دو پایش در قعر زمین و سرش در عرش بود. دو عدد پر بر دو شانه‌اش بود که مشرق و مغرب را می‌پوشانید. هنگام سحر، پرهایش را می‌گشود و پرواز می‌کرد و صدای به تسبیح خدا بلند می‌نمود و چنین می‌گفت: سبحان‌الله الملک القدوس، سبحان‌الله الکبیر المتعال، لا اله الا الله الحی القیوم. وقتی این ذکر را می‌گفت، همه خروس‌های زمین، خدا را تسبیح می‌کردند. چون این خروس در آسمان هفتم خاموش می‌شد، همه خروس‌های زمین خاموش می‌شدند.

توصیف حق تعالی

الهی یکتای بی‌همتایی، قیوم توانایی، بر همه‌چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شرک مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دل‌هایی، شاهنشاه فرمان فرمایی، معزّز به تاج کبریایی، به تو رسد مُلک خدایی.

طهارت

خداوند فرمود: از آب، حیات همه‌چیز را قرار دادیم (انبیاء:30) چنان‌که خداوند به‌وسیله آب تمام حیات ظاهری دنیا را زنده و حیات داد، همان‌طور به رحمت و فضلش حیات قلوب را به‌وسیله آب (مانند وضو و غسل) قرار داد. اگر آداب طهارت را به جای آوردی، برای تو فوائد هر کدام به آسانی ظاهر می‌گردد. در هنگام طهارت که اعضاء و جوارحت به‌وسیله آب پاک می‌شود، قلبت را هم به‌وسیله تقوی و یقین پاک گردان. همان‌طور که رحمت حق گناهان بندگان را پاک می‌کند، آب هم نجاسات ظاهر را پاک می‌کند.

شراب عشق

یا رب ز شراب عشق سرمستم کن **** در عشق خودت نیست‌کن و هستم کن

از هر چه ز عشق خود تهیدستم کن*** یک‌باره به بند عشق پا بستم کن

ابلیس آدم روی

آن‌کس که حیران (مستغرق) جمال حق است روی به حضرت دوست دارد و آن‌که حیران جمال دنیاست پشت به حق و روی به نفسانیات دارد. به حقیقت حیرانان حق را خوب بنگر، شاید تو نیز (رو شناس) شوی.

رو شناس به کسی می‌گویند که چهره مردان حق را از باطل بازمی‌شناسد. چون همیشه بسیاری از مردم باطن شیطانی دارند، ظاهر خود را به صورت اهل حقیقت درمی‌آورند و دعوی رهبری می‌کنند و افراد ساده‌لوح را به دام می‌اندازند پس روا نبود به هر دستی دست بیعت داد.

چون بسی ابلیس آدم‌روی هست **** پس به هر دستی نشاید داد دست

یک دلیل واضح این است که: مثلاً شکارچی برای صید طیور صدای آن‌ها را تقلید می‌کند و آوایی مانند پرندگان درمی‌آورد. پرنده آسمانی، صدای هم‌جنس را می‌شنود، از بالا پایین می‌آید و به دام صیاد می‌افتد. مردان توخالی، سخنان درویشان ساده و راستین را می‌دزدند و آنان را حفظ می‌کنند تا برای اشخاص ساده‌لوح بازگویند و آنان را بدین‌وسیله به دام خود اندازند که کارشان نیرنگ بازی و بی‌حیایی است؛ اما مردان الهی به مردم گرمی و حرارت غذاهای معنوی می‌بخشند و از دل‌مردگی آنان را می‌رهانند.

کار مردان، روشنی و گرمی است **** کار دونان، حیله و بی‌شرمی است

یک شوخی

روزی ظلّ السلطان حاکم وقت اصفهان نزد عارف صمدانی حاجی محمدصادق تخته فولادی (م 1292) در تکیه مادر شازده می‌آید و بعد از سلام و عرض ارادت از مرحوم حاجی سؤال می‌کند، مشغول چه کارید؟ فرمود: دعا در حق خلق خدا. می‌گوید در حق شاه بابا (یعنی ناصرالدین‌شاه قاجار) هم دعا می‌کنید؟

می‌فرمایند: کار ما دعا کردن برای تمام خلق است. ظلّ السلطان می‌گوید در حق همه‌شان با هم؟ حاجی می‌فرمایند: در حق خلق خدا. این سؤال و جواب سه مرتبه تکرار می‌شود. بعد ظلّ السلطان خداحافظی می‌کند و سوار اسب شده و می‌رود.

هنوز چند قدم نرفته بود که اسب او را محکم به زمین می‌زند. ظل السلطان از زمین بلند می‌شود و خدمت حاجی می‌رسد و دست ایشان را می‌بوسد و عرض می‌کند: غرضم از تکرار این سخن توهین به مقام شما نبود، بلکه می‌خواهیم مزاحی کرده باشیم!

حاجی می‌فرمایند که منظور اسب هم از زمین زدن شما یک شوخی بیش نبود و الّا می‌بایست هلاک می‌شدید. ظل السلطان مبلغی پول به حاجی تقدیم می‌کند و ایشان قبول نمی‌کند. عرض می‌کند پس اجازه دهید به این فقرایی که در اطراف تکیه هستند بدهم. می‌فرمایند: خودت می‌دانی و مجدداً از حاجی عذرخواهی می‌کند و برمی‌گردد.

اُنس در سه دسته

امام صادق علیه‌السلام فرمود: انس گرفتن با سه دسته رواست: همسر موافق، فرزند نیکوکار، دوست یکرنگ (الانس فی ثلاث فی الزوجة الموافقه و الولد البارّ و الصّدیق المُصافی).

توکّل

نیست کسبی از توکّل خوب‌تر **** چیست؟ از تسلیم، خود محبوب‌تر؟

هیچ تلاشی از توکل خوب‌تر نیست و صفتی از تسلیم، پسندیده‌تر نیست، آن‌کسانی که اهل توکل نیستند و به اسباب ظاهری بسنده کردند؛ چه‌بسا از بلایی همانند مار به سوی بلایی دیگر یعنی اژدها می‌روند و به گرفتاری بدتر دچار می‌شوند. کسی که فقط به توکل صرف بسنده نموده و از تلاش کردن دست کشیده گذاشته، به سیرت و سنت نبوی متمسک نشده است.

گفت پیغمبر به آواز بلند **** با توکّل زانوی اشتر ببند

مگر نشنیده‌ای که عربی آمد (ظاهراً مسجدالحرام) و شتر را رها کرد و گفت: بر خدا توکل کرده‌ام، پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: (اعقلها و تَوَّکل) اول زانوی شترت را ببند بعد توکل کن. از آن طرف بی‌اعتنایی به توکل، از ضعف ایمان سرچشمه می‌گیرد و سبب تبدیل به صفت حرص و جمع‌کردن مال می‌شود و نوعاً این اشخاص دارای فکر پریشانی هستند.

مهر یار

همی‌گویم و گفته‌ام بارها **** بود کیش من مهر دلدارها

پرستش به مستی است درکیش مهر **** برون‌اند زین جرگه هشیارها

چه دارد جهان جز دل و مهر یار **** مگر توده‌هایی و پندارها

فواید آیه سُخره

در سوره اعراف آیات 54-56 آمده است: (ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی ستة ایام ثم استوی علی العرش یغشی الیل النهار یطلبه حثیثاً والشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره الا له الخلق و الامر تبارک الله رب العالمین ادعوا ربکم تضرعاً و خفیة انه لا یحب المعتدین و لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها و ادعوه خوفاً و طمعاً ان رحمت الله قریب من المحسنین) در کتاب اصول کافی حدیثی، در فوائد قرائت این سه آیه مذکور را صفای نفس، طمأنینه، نورانیت قلب، مقام یقین و دفع شر شیاطین و نفی خواطر آورده‌اند و بنا بر قول عالم ربانی محمد تقی مجلسی در کتاب مراة العقول ج 1، ص 252 عدد قرائت این سه آیه، هفتاد می‌باشد.

مرد سلوک

شخصی نزد شیخ ابوالحسن علی خرقانی (م 245) آمد و گفت: خواهم که خرقه پوشم! شیخ فرمود: ما را مسئله‌ای است، اگر آن را جواب دهی شایسته خرقه باشی.

اگر مرد چادر زنی در سر گیرد زن شود؟ گفت: نه. فرمود: اگر زنی جامه‌ی مردی هم بپوشد هرگز مرد شود؟ گفت: فرمود: تو نیز اگر در این ره مرد نه‌ای بدین مرقّع پوشیدن مرد نگردی.

چشم دل

چشم دل باز کن که جان بینی **** آنچه نادیدنی است آن بینی

دل هر ذره‌ای که بشکافی ****آفتابیش در میان بینی

تا به جایی رساندت که یکی **** از جهان و جهانیان بینی

غم بهتر است یا شادی

ابوسعید ابوالخیر گوید: نزد شیخ ابوالعباس قصاب آملی بودم. دو کس درآمدند و پیش وی بنشستند. گفتند: ای شیخ! ما را با یکدیگر سخنی رفته است. یکی می‌گوییم (اندوه ازل و ابد تمام‌تر. دیگر می‌گوید: نه که شادی ازل و ابد تمام‌تر).

شیخ دست بر روی فرود آورد و گفت: الحمدلله که منزلگاه پسر قصاب، نه اندوه هست نه شادی (لیس عند ربکم صباح و لا مساء) یعنی نزد خدا صبح و شب نیست که برای انسان‌ها هست.

اندوه و شادی صفت توست و هر چه صفت توست محدث است و محدث را به قدیم راه نیست. پس گفت: پسر قصاب بنده خداست و به امر و نهی مشغول و از امت محمد صلی‌الله علیه و آله است به متابعت شریعت و سنت. اگر کسی دعوی راه جوانمردان می‌کند راهش این است.

خواص اشک چشم

موقع وصیت کردن حضرت زهرا علیها السلام به امیرالمؤمنین علیه‌السلام، حضرت گریه کرد. حضرت زهرا اشک چشم‌های امام را می‌گرفت و با دستش بر روی مبارک خود می‌مالید و می‌فرمود: اگر محزونی در خصوص کنیزی بگرید، هرآینه خدای تعالی بر آن کنیز رحم خواهد کرد. ای پسرعمو! تو در فراقم محزونی و اشک چشم محزون وقتی برای کنیزی بیاید، خداوند آن کنیز را به رحمت خود مخصوص می‌گرداند و من کنیزی از خداوند هستم.

باسط الیدین

دست خدا در بخشش و رحمت باز است و خواندن این اسم الله در دعای شب جمعه آمده است: یا باسط الیدین بالعطیه: ای خدایی که دو دست خود را به بخشش گسترانیده‌ای. در دعایی که جبرائیل از کلمات گنج‌های بهشتی برای پیامبر آورده است، چنین آمده: یا باسط الیدین بالرحمه: یعنی ای خدایی که دست‌هایت را به رحمت گشوده‌ای. وقتی بنده‌ای این ذکر را بگوید، خداوند دست رحمتش را بر او می‌گشاید.

فقیر گوید: عدد این ذکر 72 مرتبه می‌باشد که قبل از طلوع آفتاب و قبل از غروب آفتاب اربعینی خوانده شود، مناسب است.