دُرّ نجف

تحفه معلم

فصل دوم · بخش سوم

سجود

کسی که در حال سجده رعایت آداب قرب او را به جا آورد، از خداوند دور نخواهد بود. به خاطر بیاور که خدا از خاک تو را خلق کرده است و از نطفه‌ای نجس که همه از او تنفر دارند. خداوند حقیقت سجده را سبب نزدیکی به خود قرار داد که به‌وسیله قلب متوجه او شوند و از غیر او دور شوند. آیا نمی‌بینی که انسان به ظاهر سجده کند از هم اشیاء و موجودات و مبصرات متواری و پوشیده است، همین‌طور خدا اراده کرده است که خاطر تو در حال سجده از همه‌چیز دور و محو باشد.

رزّاق

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «هر کس به روزی‌ای که خداوند قسمتش کرده 1- راضی نباشد 2- به زبان شکوه و شکایت کند 3- صبر پیشه نکند 4- آن را بشمار نیاورد. چنین کسی کار نیک او (به درگاه خدا) بالا نمی‌رود و خدا را در حالی دیدار می‌کند که بر او خشمگین است مگر آن‌که توبه نماید.»

ناشناسان

در کتاب احیاءالعلوم غزّالی و بیشتر کتاب‌های عرفانی این حدیث قدسی آمده است که خداوند فرمود: اولیائی تَحتَ قبایی لا یعرفُهُم غَیری اولیای من زیر قبه (گنبد و چتر) من هستند کسی غیر از من آن‌ها را نمی‌شناسد. مولانا در دفتر دوم مثنوی می‌گوید:

صد هزاران پادشاهان و مَهان **** سرفرازان‌اند از آن سوی جهان

نامشان از رشک حق پنهان بماند **** هر گدایی نامشان را بر نخواند

خداوند در همیشه تاریخ، بندگان خاصی دارد که گمنام هستند و برای او بوده و در واقع آن‌ها مقرّبان و محبوبان درگاه ایزدی هستند و کسی آن‌ها را نمی‌شناسد.

حساب شیعیان در قیامت

امام صادق علیه‌السلام فرمود: هرگاه روز قیامت شود. خداوند حساب شیعیان ما را بر ما قرار می‌دهد پس:

1- آنچه از گناهان بین آن‌ها و بین خداوند باشد، پیامبر صلی‌الله علیه و آله از درگاه الهی برایشان طلب بخشش می‌کند.

2- آنچه بین آن‌ها و بین مردم بوده باشد از مظالم (و حقوق) حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله، آن را از طرف ایشان ادا خواهد کرد.

3- آنچه بین آن‌ها با ما باشد ما به آن‌ها می‌بخشیم تا بدون حساب وارد بهشت شوند.

نقش نو

عکس هر نقشی نتابد تا ابد **** جز ز دل، هم با تعدد هم بی‌عدد

تا ابد هر نقش نو کاید بَرو **** می‌نماید بی قصوری اندرو

طمع کور و کر می کند

گویند: شخص مفلسی بود و کار و کاسبی نداشت و هر وقت گرسنه و محتاج می‌شد با گزاف‌گویی یا با قرض و وعده دادن از مردم غذا و پول می‌گرفت و اموراتش را می‌گذراند و بدهکاری هیچ‌کس را نمی‌داد. طلبکاران شکایت کردند و قاضی او را به زندان انداخت.

او در زندان هم در سفره و طعام هر زندانی حاضر می‌شد. لقمه آنان را می‌گرفت و می‌خورد، اهل زندان هم از او شکایت کردند و قاضی چاره‌ای ندید، جز آن‌که شترداری را خواند و گفت: او را سوار شتر کن و در شهر بگردان. ده نفر منادی هم به مردم بگویند: او مفلس است، قرض و نسیه به او ندهید. پس شب فرا رسید و همگان مفلسی او را دانستند.

شتردار او را پیاده کرد و گفت: از صبح تا به حال سوار شتر من بودی منزلم دور است و از تو جو نمی‌خواهم مقداری پول بده تا کاه برای شترم بخرم. مفلس گفت: ده منادی از صبح تا شب ندا دادند که من مفلسم و به همین خاطر مدتی در زندان بودم، بازمی‌گویی به من پول بده. صفت زشت طمع تو را کر و کور کرده است.

گوش تو پر بوده است از طمع خام **** پس طمع کر می‌کند کور ای غلام

فوائد تسبیح تربت امام

از امام رضا علیه‌السلام منقول است که فرمود: هر کس با تسبیح تربت امام حسین علیه‌السلام این ذکر را بگوید: سبحان‌الله و الحمدُلله و لا اله الا الله و الله‌اکبر خداوند برای هر یک‌بار شش هزار حسنه برایش بنویسد و شش هزار گناه او را محو کند و شش هزار درجه او را بلند کند و شش هزار شفاعت بنویسد. امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر که تسبیح تربت امام حسین علیه‌السلام را بگرداند و یک‌بار برایش استغفار کند، هفتاد استغفار برایش نوشته می‌شود. اگر تسبیح را در دست نگاه دارد و ذکری به زبان نگوید، به عدد هر دانه هفت استغفار برای او نوشته می‌شود.

استشمام بوها

محی‌الدین عربی می‌گوید: جماعتی از کسانی که علوم را از راه بوها و با قدرت بویایی ادراک می‌کنند دیده‌ام. آن‌ها را در مکه و بیت‌المقدس و اشبیلیه دیده‌ام.

مصاحب من ابوالبدر گفت: ابن قائد اوانی نزد عبدالقادر جیلی آمد و برای خود در طریقت حظ و بهره‌ای می‌دید. عبدالقادر سه بار او را بوئید سپس به او گفت: من تو را نمی‌شناسم.

مشغول به محبّت

امام علی علیه‌السلام فرمود: هرگاه خداوند بنده‌ای را گرامی بدارد او را به دوستی خود مشغول می‌سازد. (اذا اکرم الله عبداً شَغَلَهُ بمَحَّبته).

جوّالباف (خورجین باف)

در احوال شیخ ابوالعباس جوالیقی نوشته‌اند: که وی در آغاز مردی جوالباف بود. روزی وقت عصر با شاگرد خود، حساب جوال‌های خویش را می‌کرد و یکی از آن‌ها در آن میان ناپدید می‌نمود. چون به نماز مشغول شد ناگهان به خاطرش آمد که آن جوال را به چه کسی داده است پس از اتمام نماز، شاگرد خود را از وضع جوال گمشده، آگاه ساخت. شاگرد گفت: ای استاد نماز می‌گزاردی یا پی جوال می‌گشتی. استاد از سخن شاگرد به خود آمد و دست از دنیا کشید و به تهذیب خویش همت گماشت تا آخرالامر در زُمره اولیاءالله درآمد.

قلب مؤمن

خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: زمینم و آسمانم وسعت و گنجایش مرا ندارد ولیکن قلب بنده مؤمنم مرا بگنجد و جایگاهم باشد لَم یسعَنی ارضی و لا سَمائی وَ وَسَعنی قلبَ عَبدی المؤمن. مولانا رومی در کتاب مثنوی درباره این حدیث فرمود:

گفت که حق فرموده است **** من نگنجم هیچ در بالا و پَست

در زمین و آسمان و عرش نیز **** من نگنجم این یقین دان ای عزیز

در دل مؤمن بگنجم ای‌عجب **** گر مرا جویی در آن دل‌ها طلب

دستور العمل اساتید

محی‌الدین عربی نزد استادی رفت و از کثرت ظلم و عصیان شکایت نمود. استاد فرمود: «به خدای خود توجه کن.»

چندی بعد نزد استادی دیگر رفت و هم چنان از شیوع معاصی و ظلم سخن گفت. استاد فرمود: «به نفس خود توجه کن.» در این موقع ابن عربی گریه آغاز کرد و وجه اختلاف پاسخ‌ها را جویا شد.

استاد فرمود: «ای نور دیده جواب‌ها یکی است او تو را به رفیق دعوت کرد و من تو را به طریق دعوت می‌کنم.»

زیارت دوستان

عمرو بن عثمان گفت: از امام موسی ابن جعفر علیه‌السلام شنیدم که فرمود: هر که به زیارت ما قادر نباشد، پس صُلحاء از موالیان ما را زیارت کنند، برای آن کس ثواب زیارت ما نوشته می‌شود. کسی که بر صله و نیکی به ما قادر نباشد پس صله و نیکی کند با صالحان موالیان ما تا ثواب صله و نیکی به ما، برای او نوشته شود.

عاقبت کفران نعمت

گویند: پادشاهی باز شکاری داشت و همیشه او را در ناز و نعمت می‌پرورید. یک وقت باز هوس کرد از خانه پادشاه فرار کند و برود، پس همین کار را کرد. ولی گرفتار بیوه‌زن فرتوتی (دنیا) شد. او پایش را بند کرد و بال‌هایش را کوتاه و ناخن‌هایش را برید و در جای تنگ و تاریک قرار داد و از غذاهای نامناسب نصیبش کرد. باز شکاری در دعا می‌گفت: که چرا چنین کردم و به این روز گرفتار شدم، خیال می‌کردم جای دیگر بهتر از خانه پادشاه است. خدایا از بهشت فرار کردم و به جهنم افتادم.

حال بعضی انسان‌ها هم مانند شرح‌حال همین باز شکاری است.

بیگانه

در زمین مردمان خانه مکن **** کار خود کن، کار بیگانه مکن

کیست بیگانه؟ تن خاکی تو **** کز برای اوست، غمناکی تو

لا اله الّا الله

عدد ابجد این ذکر 165 می‌شود. خدای متعال نامتناهی است اگر بخواهیم این ذکر را به حقیقت بگوییم، شمارش ثواب‌ها را غیر خدا و امامان نمی‌دانند، این تهلیلات از امیرالمؤمنین نقل شده که در دهه اول ذی‌الحجه خوانده می‌شود.

1- «لا اله الا الله عدد اللیالی و الدُّهور»: عدد شب‌ها و روزگاران.

2- «لا اله الا الله عدد امواجّ البُحُوری»: به شمارش موج‌های دریاها.

3- «لا اله الا الله و رحمَتُه خیر ممّا یجمَعون»: لا اله لا الله و رحمت خدا بهتر است ازآنچه جمع می‌کنند.

4- «لا اله الا الله عدد الشَوک و الشجر»: به شمارش خارها و درختان.

5- «لا اله الا الله عدد الشَعر و الوَبَر»: به عدد موها و کرک‌ها.

6- «لا اله الا الله عدد الحَجَر و المَدَر»: به شمارش سنگ‌ها و کلوخ‌ها.

7- «لا اله الا الله عدد لمح العَیوُن»: به عدد به هم زدن چشم‌ها.

8- «لا اله الا الله عدد اللیل اذا عسعس و الصبح اذا تنفّس»: به عدد شب که بگردد و صبح که برآید.

9- «لا اله الا الله عدد الریاح فی البراری و الصُّحور»: به شمارش بادها در بیابان‌ها و سنگ‌ها.

10- «لا اله الا الله من الیوم الی یوم ینفخ فی الصور»: به عدد روز اول خلقت تا روزی که صور اسرافیل دمیده شود.

یا ماست یا چغندر

از کسانی که حضرت استاد عالم عارف آیت‌الله کشمیری از او استفاده عرفانی می‌نمود، حاج مستور آقای شیرازی بود. ایشان می‌فرمود: در سلاسل طریقت قوی‌تر از او ندیدم. در تشخیص افراد بسیار حاذق بود. هر کسی را که می‌دید با دید باطنی می‌شناخت. روزی یک نفر نزد ایشان آمد و تقاضای ذکر نمود چون حاذق بود فهمید که طرف لیاقت این راه را ندارد لذا به آن شخص فرمود: روزی 1000 بار بگو یا ماست یا چغندر؛ کنایه از این‌که تو استعداد ذکر گفتن و طی طریق کردن را نداری!!

گدایی

فقر ذاتی و نداری را وقتی سالک در خود دید، آنگاه می‌یابد که از پادشاهی بهتر است. خواجه شیراز حافظ می‌فرماید:

مرا گدای تو بودن، ز سلطنت خوش‌تر **** که ذُلّ جور و جفای تو عزُّ جاه من است

چراکه ذلّت و خاکساری، عزت عاشق است؛ و گدایی در دوست، پادشاهی می‌آورد

دلق گدای عشق را، گنج بود در آستین **** زود به سلطنت رسد، هر که بود گدای تو

در جای دیگر می‌فرماید:

گدایی در میخانه، طُرفَه اکسیری است **** گر این عمل بکنی، خاک زر توانی کرد

خدای زیر پای!

چون ابومسلم خراسانی به مرو رسید، مرویان را گفت: در شهر شما حکیمی هست؟ گفتند: آری! حکیمی زرتشتی، گفت: او را نزد من آورید. چون بیامد ابومسلم او را گفت: چرا خویش را حکیم خوانی؟ گفت: زیرا مرا خدایی است که هر صبح او را زیر پای خویش نهم. ابومسلم گفت: شمشیر بیاورید! حکیم گفت: ای امیر! مگر شما در کتاب خویش نخوانده‌اید (دیدی حال آن‌کس را که هوای نفس خود را خدای خویش ساخت ءَارایتَ مَن اتَّخذ الهَهُ هَویه) (فرقان: 43) گفت: بلی، زرتشتی گفت: من هوای نفس زیر پا نهاده‌ام که مبادا بر من پیروز گردد! ابومسلم گفت: آنچه گفتی حق است.

سرزنش نفس

امام کاظم علیه‌السلام فرمود: مردی از بنی‌اسرائیل، خدا را چهل سال عبادت کرد، پس از آن یک قربانی در راه خدا نمود و پس قربانی او قبول نشد به خودش خطاب نمود و گفت: ای نفس! قبول نشدن قربانی از (نالایقی) تو است و تقصیر و گناه از ناحیه توست. خداوند به او خبر داد که مذّمت و سرزنش تو بر نفس خود، نزد من، از عبادت چهل سالت برتر است.

دور یا نزدیک

خدایا! موجود نفس‌های جوانمردانی، حاضر دل‌های ذکر کنندگانی، از نزدیکی‌ات نشان می‌دهند و برتر از آنی. دورت می‌پندارند و نزدیک‌تر از جانی. ندانم که در جانی یا خود جانی، نه اینی و نه آنی، جان را زندگی می‌باید تو آنی.

اسماء جلالی و جمالی

اسماء الهی را بر دو نوع تقسیم کرده‌اند جلالی و جمالی، گر چه در ظاهر از نظر ظهور متقابل یکدیگر هستند، اما در معنی می‌شود گفت متلازم می‌باشند. اسماء جمالی مانند: رئوف، رحیم، لطیف، عزیز و… که بر لطف و عنایت و رحمت حق داشته و اسماء جلالی مانند: جبّار، منتقم، قهّار، شدید العقاب و… دلالت بر قهر و غضب و استیلای دارد.