دُرّ نجف

تحفه معلم

فصل چهارم · بخش اول

سلام

سلام، به معنی امان بودن از عذاب آخرت است. سلام، اسمی از اسماء حق‌تعالی است که آن را به عنوان امانت خداوند در میان خلایق گذاشته است. مراعات این اسم سبب می‌شود که در مصاحبت با یکدیگر صادق و از ناامنی و خدعه دور بمانند. معنای سلام آن است که به وسیله تقوا، دین و قلب را از معاصی سالم بدارد.

هرگاه نزدیکان از آزار کسی در سلامت نباشند، به‌طریق‌اولی افراد دور از آزار شخص مأمون نباشند. چون حقّ سلام به جایش مراعات نشود، نه آن‌که منفعتی برای شخص ندارد، بلکه در سلامش، کاذب و افشاء سلام برای او آثاری ندارد.

جواب گفتم

گفتم: چشمم؛ گفت که جیحون کنمش ****گفتم: که دلم؛ گفت: که پرخون کنمش

گفتم: که تنم؛ گفت: در این روزی چند **** رسوا کنم و ز شهر بیرون کنمش

در سایه عرش

حضرت موسی علیه‌السلام به خداوند عرض کرد: چه کسانی روز قیامت، آن‌ها را در سایه عرشت قرار می‌دهی؟ فرمود: ای موسی آن‌ها کسانی هستند که:

1- قلبشان پاک است.

2- دستشان از گناه بری است.

3- جلال و عظمت مرا مانند عظمت پدران خود یاد می‌کنند.

4- به طاعت من پناه می‌آورند مانند رغبت طفل صغیر به نوشیدن شیر.

5- به مساجد من پناه می‌برند مانند پناه بردن مرغان به آشیانه‌های خود.

6- از حرام‌ها خشمناک می‌شوند مانند خشمناک شدن پلنگ.

دندان عاشق هم شکست

شخصی اویس قرنی را در کشور یمن دید و گفت: باآنکه حبیب خدا، بوی محبت تو را در مدینه استشمام فرمود، چه طور از فیض حضورش محروم مانده‌ای؟ فرمود: محب را از محبوب خود جدا مدان و بُعد ظاهر را حاجب قرب معنوی مپندار، تو که پیامبر صلی‌الله علیه و آله را درک کردی، هیچ می‌دانی کدام دندان پیامبر صلی‌الله علیه و آله شکسته شد؟ گفت: نه. فرمود: دندان ثنایایش شکسته شد. چون همان روز که دندان پیامبر شکست، دندان ثنایای من درد کرد و بیافتاد.

بوی شما را دوست دارم

امام صادق علیه‌السلام به همراه پدرشان امام محمدباقر علیه‌السلام از خانه خارج شدند و به سمت مسجدالنبی حرکت کردند. جمعی از شیعیان در مکانی میان قبر و منبر رسول خدا صلی‌الله علیه و آله حاضر بودند.

امام باقر علیه‌السلام نزد ایشان رفتند و به آن‌ها سلام کردند. شیعیان از جا برخاستند و جواب سلام آن حضرت را محترمانه دادند. امام باقر علیه‌السلام به آن‌ها نگاهی محبت‌آمیز کردند و فرمودند: «به خدا سوگند که من بوی شما را دوست دارم. پس با پارسایی و کوشیدن در عمل خود، مرا در این محبت یاری رسانید و بدانید که ولایت (و دوستی) ما جز با تقوا و کوشش به دست نمی‌آید. هر کدام از شما بنده‌ای را به امامت گیرد، باید به کردار او عمل کند.»

قبل از طلوع فجر

امام محمدباقر علیه‌السلام فرمود: خداوند منادی دارد که هر شب از اول شب تا آخر شب (طلوع فجر یعنی اذان صبح) ندا می‌دهد:

1- آیا بنده مؤمنی نیست برای دین و دنیایش قبل طلوع فجر از من درخواست کند تا آن را اجابت کنم؟

2- آیا بنده مؤمنی نیست که قبل طلوع فجر توبه کند و من توبه‌اش را بپذیرم؟

3- آیا بنده مؤمنی نیست که رزقش کم باشد، قبل طلوع فجر از من رزق بیشتر بخواهد و من بر او وسعت دهم؟

4- آیا بنده مؤمن مریضی نیست که از من قبل طلوع فجر طلب عافیت کند و من او را عافیت دهم؟

5- آیا بنده مؤمن زندانی و مغمومی نیست که آزادی خود را قبل طلوع فجر بخواهد تا من او را از زندان آزاد کنم؟

6- آیا بنده مؤمن مظلومی نیست که قبل از طلوع فجر انتقام از ظالم را بخواهد و من کمکش کنم و انتقامش را بگیرم؟ منادی همین‌طور تا طلوع فجر این کلمات را تکرار می‌کند.

ره عقل

ره عقل جز پیچ در پیچ نیست **** بر عارفان جز خدا، هیچ نیست

توان گفتن این با حقایق شناس **** ولی خرده گیرند، اهل قیاس

برای ادای قرض

از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است که بر من قرضی بود، نزد پیامبر صلی‌الله علیه و آله شکوه کردم. پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: ای علی! بگو: اللّهم اغننی بحَلالک عَن حَرامک وَ بفَضلک عَمَّن سَواک (یعنی خدایا مرا با حلال خویش از حرام بازدار و به فضل خود از غیر خویش بی‌نیاز گردان).

فقیر گوید: ما در کتاب آفتاب خوبان ص 108 نقل کردیم که حضرت استاد آیت الحق کشمیری در جوانی از عارف کامل سید علی آقا قاضی علم کیمیا را طلب کردند. فردای آن روز این ذکر را به ایشان هدیه کردند. شاید بتوان گفت: روزی 1060 مرتبه در یک اربعین مناسب باشد، مخصوصاً اگر قبل از طلوع آفتاب خوانده شود.

خواندن پروردگار

در سوره اعراف آیه 55 خداوند می‌فرماید: شما خدا را به تضرع (زاری) و به صدای آهسته (که به اخلاص نزدیک است) بخوانید. (تضرّعاً و خُفیه) در آیه 56 خداوند می‌فرماید: خدا را هم از روی ترس و هم به امید بخوانید (خوفاً و طمعاً) از این دو آیه استفاده می‌شود که هر کس نوعی خدای را می‌خواند و خواستن‌ها از تضرع یا به آهستگی یا از روی ترس و یا امید بستگی به حال بندگان دارد.

بوزینه طبع

کافران در عناد، طبعی بوزینه دارند، یعنی مخالفت‌هایشان تقلیدی است نه از روی تحقیق. در قرآن آیات بسیار وجود دارد که آنان، کارها و افکارشان را بر روش آباء و اجدادشان روا می‌داشتند. بوزینه، هرلحظه هر چه را می‌بیند، تقلید می‌کند بوزینه صفتان هم اعمال اشخاص کامل را تقلید می‌کنند، شاید نانی بدست آورند. بوزینه گمان می‌کند کارش مانند انسان است، بااینکه فرق بسیار در آن است. اگر منافق همانند موافق (یعنی مؤمن واقعی) به نماز می‌ایستد؛ ولی نمازش از روی اخلاص نیست، شکل و صورت نمازش شباهت به نماز مؤمن دارد.

لعنة الله این عمل را در قفا **** رحمة الله آن عمل را در وفا

یعنی بوزینه صفتان، لعنت خدا را به دنبال دارند اگرچه عمل مؤمن تحت رحمت الهی را در پیش دارد.

زکات

همان‌طور که در بعضی اموال در شریعت اسلام زکات است، بر اعضاء و جوارح انسان هم زکات است. زکات چشم، نظر کردن با عبرت و فرو بستن آن از نگاه‌های شهوانی است. زکات گوش، شنیدن علم و حکمت و قرآن و اعراض از شنیدن کذب و غیبت و مانند این‌هاست. زکات زبان، نصیحت کردن مسلمانان و بیدار کردن غافلان و تسبیح و تقدیس الهی گفتن است.

زکات دست، بخشش و عطاء و نوشتن کتاب‌های مفید است. زکات پا، رفتن به جایی که حقوق و رضایت الهی در آن است و نیز مانند رفتن نزد افراد صالح و مجالس ذکر و اصلاح ما بین مردم و مانند این‌هاست.

حساب عشق

فردا که به محشر اندر آید زن و مرد **** از بیم حساب روی‌ها گردد زرد

من عشق تو را به کف نهم پیش برم ****گویم که حساب من از این باید کرد

ترحّم و مهربانی

خداوند به حضرت موسی علیه‌السلام فرمود: «ای موسی! آیا می‌دانی چه قدر به تو ترحم نموده‌ام؟» گفت: «تو از مادرم به من مهربان‌تری.» فرمود: «مادرت در اثر فضل و رحمت من بر تو ترحم می‌کرد. من بودم او را بر تو مهربان ساختم و قلب او را پاک نمودم تا تو را پاک تربیت کند. اگر من این کارها را با وی نمی‌کردم، او با زنان دیگر فرقی نداشت.»

ابدال

محی‌الدین عربی گوید: همانا صمت یکی از ارکان چهارگانه‌ای است که بدان‌ها مردان و زنان ابدال می‌شوند. از برخی از اهل الله سؤال شده که: ابدال چند نفرند؟ در پاسخ گفت: چهل نفر. به او گفته شد چرا چهل مرد نگفتی؟ فرمود: گاهی در میان ابدال زنان نیز هستند.

نه مجنون، نه عارف، نه عالِم

ذوالنون مصری گفت: روزی در شهری می‌رفتم؛ پس طهارت گرفتم و پس از آن، چشمم به کنار کوشکی (قصر، عمارت) افتاد. کنیزکی دیدم بر کنگره (سر دیوار و تراس) آن ایستاده با جمال نیکو! خواستم با او سخن بگویم تا او را امتحان کنم. گفتم: کنیز چه کسی هستی؟ گفت: از اهل مصر، سپس گفت: چون از دور تو را دیدم، گفتم: مجنونی. چون نزدیک آمدی و طهارت گرفتی، گفتم: عالمی. چون از طهارت فارغ شدی، گفتم: عارفی. چون به حقیقت نگاه کردم نه مجنونی نه عالمی نه عارفی. گفتم: چرا؟ گفت: اگر مجنون (دیوانه) بودی، طهارت نمی‌گرفتی. اگر عالم بودی، به نامحرم نگاه نمی‌کردی، اگر عارف بودی به جز حق‌تعالی به دیگری توجه نمی‌کردی. این را بگفت و ناپدید شد.

باقیات صالحات

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: روزی عیسی علیه‌السلام به سر قبری رسید که صاحبش معذّب بود. پس از یک سال، دوباره به سر آن قبر آمد، دید که صاحبش معذب نیست. عرض کرد: خداوندا، سال گذشته بر این قبر عبور کردم دیدم صاحبش معذب است ولی امسال که آمدم، می‌بینم که معذب نیست، علت این کار چیست؟ خداوند به حضرت عیسی علیه‌السلام وحی فرمود: ای روح‌الله! فرزند این شخص بالغ شده و راه صالح را گرفت (یا راهی را برای مردم اصلاح کرد) و به یتیمی جا داد. من به خاطر عمل فرزندش از گناه این شخص صرف‌نظر کردم.

یاد خدا در هر حال

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «سه چیز است که این امت طاقت و توان آن را ندارند… سوم یاد خدا در هر حال. (ذکرُ الله علی کلّ حال).»

تسلیم مرید

آیت‌الله بهجت فرمود: استادی دستور می‌داد که شاگردش چهل روز ترک حیوانی کند، ولی روز 39 یک مرغ بریان می‌کرد و برای او می‌برد تا تناول کند. شاگرد می‌گفت: با این همه تحمل زحمت و ریاضت در ترک حیوانی تا این مدت چه طور بخورم؟! استاد می‌گفت: اگر تسلیم شوی بالاتر است.

حجاب

خواجه حافظ می‌فرماید:

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست **** تو خود حجاب خودی حافظ، از میان برخیز

و در جای دیگر می‌فرماید:

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم **** خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم

چون جمال یار نقاب ندارد و هر چه سبب محبوب بودن می‌شود از جهت اعمال نامطلوب و صفات رذیله است. امام معصوم فرمود: محجوب شدن خداوند از خلایق به خاطر کثرت و زیادی گناهان آنان است (انّ الحجاب عن الخلق للکثره ذنوبهم) و فرمود: خدایا! تو از مخلوقاتت در حجاب نیستی، جز آن‌که اعمال زشت (یا آرزوهای) شان حجاب آن‌ها می‌شود؛ و فرمود: بارالها! پرده‌های شک و حجاب را از قلوبمان برانداز. خواجه حافظ می‌فرماید:

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند **** هر آن‌که خدمت جام جهان‌نما بکند

مرحوم عارف ربانی آیت‌الله کشمیری از ادعیه‌ها برای رفع حجب، دعای احتجاب که ما در کتاب (روح و ریحان) ص 142 نقل کردیم را، امر به خواندن آن با توجه می‌دادند. اول دعای احتجاب از پیامبر صلی‌الله علیه و آله چنین است: اللهم انّی اسئلک یا من احتجب بشعاع نوره… البته زمان قرائت و تعداد آن بستگی به دستور استاد حاذق دارد.

ظهور و استتار

سعدی گوید: یکی از صلحای لبنان که مقامات و کرامات او، در دیار عرب مشهور بود، به مسجد جامع دمشق درآمد و بر کنار حوضی برای وضو گرفتن آمد پایش بلغزید و به حوض درافتاد و به مشقت از آن جایگه خلاص یافت. چون نماز خواند، یکی از مریدان گفت: اجازه می‌فرمایی سؤالی کنم. فرمود: آن چیست؟ گفت: یاد دارم که شیخ (شما) روی دریای مغرب (روم) رفتید و قدمتان تر نشد، امروز چه حالت بود که در این آب کم نزدیک بود هلاک شوید؟ شیخ اندرین فکرت فرو رفت و پس از تأمل بسیار سر برآورد و گفت: نشنیده‌ای که پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: مرا با خداوند وقتی است که در آن وقت هیچ فرشته مقرب و پیغمبر مرسلی را به من دسترسی نیست، نفرمود: (علی‌الدوام) همیشه. وقتی این‌چنین به جبرئیل و میکائیل مشغول نبود و دیگر وقت پیامبر صلی‌الله علیه و آله با زنانش حفضه و زینب در ساعتی (می‌نشست و صحبت می‌کرد) دیدار نیکان نسبت به خداوند میان ظهور و خفا است. (مشاهده الابرار بین التجلی و الاستتار).

برون از وهم ها

گاه کوه قاف و گه عنقا شوی ****گاه خورشید و گهی دریا شوی

تو نه این باشی نه آن در ذات خویش **** ای برون از وهم‌ها در پیش پیش

خنده جوان

امام حسن مجتبی علیه‌السلام بر جوانی گذشت و او را خندان دید. فرمود: ای فلانی از صراط گذشته‌ای؟ گفت: نه. فرمود: به بهشت خواهی رفت یا به دوزخ؟ گفت: نمی‌دانم. فرمود: از چه رو خندانی؟ راوی حدیث گوید: دیگر آن جوان را خندان ندیدند.