مناجات نامه
1- الهی! آنچه تو کشتی آب ده و آنچه عبدالله کشت بر آب ده.
2- الهی! اگر کاسنی تلخ است از بوستان است، اگر عبدالله مجرم است از دوستان است.
3- الهی! چون توانستم، ندانستم و چون دانستم، نتوانستم.
4- الهی! این برق که تابانیدی، مدام کن.
از خواجه عبدالله انصاری (م – 481)
وصف شوق
وصف معشوق را ز عاشق پرس **** حُسن عذرا از چشم وامق پرس
وصف شیرین به نزد خسرو گوی **** مهر لیلی ز طبع مجنون جوی
سوز پروانه شوق پروین دان **** اصل سودای ویس و رامین دان
جان فرهاد، اگر چه شیرین بود **** عاقبت هم برای شیرین بود
معرفت و محبّت و عشق
حکیم سهروردی (م 587) در رساله حقیقة العشق گوید: اول پایه، معرفت است. دوم پایه، محبت و سیم پایه، عشق. به عالم عشق که بالای همه است، نتوان رسید تا از معرفت و محبت دو پایه نردبان نسازد. محبت چون بهغایت رسد، آن را عشق خوانند. عشق خاصتر از محبت است زیرا که همه عشق، محبت باشد؛ اما همه محبت، عشق نباشد. محبت خاصتر از معرفت است زیرا که همه محبتی، معرفت است اما همه معرفتی، محبت نباشد.
تخلیه، تحلیه، تجلیه
سالک در سیر الی الله و کمال، سه چیز را میگذراند: 1- تخلیه: خالی کردن درون از بدیها و همه اموری را که سالک را از خدا بازمیدارد. 2- تحلیه: آراستن خویش است به صفات نیک و محامد و فضایل نفس. 3- تجلیه: جلوه کردن حق است و تابیدن انوار حق در دل سالک را صوفی و عارف.
عافیت
امام سجاد علیهالسلام در طلب عافیت از خداوند میگوید:
1- خدایا! لباس عافیتت را بر من بپوشان.
2- به عافیتت مرا بینیاز (از خلق) کن.
3- عافیت را برایم بگستران.
4- میان من و عافیتت در دنیا و آخرت جدایی مینداز.
5- عافیتی کافی و شافی بده که در بدنم تولید عافیت در دنیا و آخرت کند.
سوره حمد
امام صادق علیهالسلام فرمود: 1- اگر سوره حمد را بر مردهای که روح از تن او رفته است هفتاد بار بخوانی و روح به تنش بازگردد، جای تعجبی نیست. 2- امام باقر علیهالسلام فرمود: کسی که دردی در او باشد، سوره حمد را هفت مرتبه بر دردش بخواند تسکین داده میشود، اگر تسکین نشد پس هفتاد بار بخواند، تسکین خواهد یافت. 3 – پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: هر کس سوره حمد را هفت بار بخواند از هر دردی شفا پیدا میکند، اگر صاحب درد به سوره حمد پناه ببرد و 100 بار آن را بر کسی که روح از جسدش رفته بخواند، خداوند عالم، روح را به آن جسد برمیگرداند.
دیدن نتوان
رخسار تو بینقاب دیدن نتوان **** دیدار تو بیحجاب دیدن نتوان
مادام که در کمال، اشراق بود **** سرچشمه آفتاب دیدن نتوان
عیسی و تفسیر ابجد
امام باقر علیهالسلام فرمود: چون حضرت عیسی علیهالسلام متولد شد، روزی در هفتسالگی مادرش او را به مکتبخانه برد و در نزد معلم نشاند. معلم گفت: بگو بسمالله الرحمن الرحیم. عیسی گفت: بسمالله الرحمن الرحیم. معلم گفت: بگو ابجد. عیسی سرش را بالا کرد و فرمود: آیا میدانی معنی ابجد چیست؟
معلم چوبدستی را بلند کرد تا به عیسی بزند. عیسی فرمود: ای معلم! مرا مزن، اگر معنی ابجد را میدانی که مشکل نیست، اگر نمیدانی از من سؤال کن تا برای تو شرح دهم. معلم گفت: تفسیر کن. عیسی علیهالسلام فرمود: الف، آلاء خداست. باء، بهجت خداست. ج، جمال خداست. د، دین خداست. ه، هول (ترس) از دوزخ است؛ و، ویل (عذاب) برای اهل آتش است. ز، زفیر (نعره) دوزخ است. ح طی، حطی: یعنی گناهان از افراد آمرزش خواه ریخته شد.
ک لم ن، کلمن: کلام خداست که هیچ تبدیل از برای کلمات او نیست. س ع ف ص، سعفص: جزا مقابل جزا است. (هر چیزی به مساوات یکدیگر است) ق ر ش ت، قرشت یعنی مردم را خدا جمع نماید و محشور سازد. پس معلم به حضرت مریم گفت: ای زن! دست بچهات را بگیر که آنچه باید بداند دانسته و او را به معلم احتیاجی نیست.
دفع عشق مجازی
شخصی در نامه از حضرت آیتالله بهجت پرسید: چندی است که اسیر محبت به شخصی شدهام و عنان از کفم ربوده شده، چه کنم؟ ایشان مرقوم فرمودند: عاقل به اکمل و اجمل و انفع و ادوم محبت پیدا میکند و ترجیح میدهد محبت او را بر محبت غیر، بااینکه محبت اکمل، دافع شرور و بلیات است به خلاف محبت غیر.
خدای بی نیاز و مادر با نیاز
شیخ ابوالحسن خرقانی (م 425) گفت: دو برادر بودند و مادری داشتند. هر شب یک برادر به خدمت مادر مشغول میشد و یک برادر به خدمت خداوند مشغول بود. آن برادر که به خدمت خدا مشغول بود با خدمت خدایش، خوش بود. برادر را گفت: امشب نیز خدمت خداوند به من ایثار کن و او چنان کرد. آن شب به خدمت خداوند سر بر سجده نهاد. در خواب شد، دید که آوازی آمد که برادر تو را بیامرزیدم و تو را به او بخشیدم. او گفت: آخر من به خدمت خدای مشغول بودم و او به خدمت مادر، مرا در کار او میکنید؟ گفتند: آنچه تو میکنی ما از آن بینیازیم ولیکن مادرت از آن بینیاز نیست که برادرت خدمت میکند.
مشابه اسماء
در اسماء الهی مانند هزار و یک اسم دعای جوشن کبیر بعضی دوتایی، بعضی سهتایی و بعضی چهارتایی اسماء مشابه و همریشه و از نظر معنی نزدیک به یکدیگر میباشند مانند، الله، اله – امین، مؤمن – آخر، مؤخر – برّی، بار – بدی، مبدی – جمیل، مجمل – جبار، جابر – حمید، حامد – حکیم، حاکم – مذلل، مذل – ذاکر، مذکر – رفیع، رافع – رشید، راشد – سبوح، سبحان – ستار، ساتر – سمیع، سامع – شفیع، شافع – شهید، شاهد – صبار، صبور – علیم، عالم – علی، عالی – معین، مستعان – غنی، مغنی – فتاح، فاتح – مفصل، فاصل – قهّار، قاهر – مقیم، قائم – مکین، مکوّن – قبیل، قابل – کریم، مکرم – مجید، ماجد – منان، ذالمن و البیان – منیع، مانع- منیل، منول – ولی، مولی – واسع، موسع – وفی، وافی – حفیظ، حافظ.
اسماء سهتایی مانند: قدیر، مقدر، قادر – رحیم، رحمان، راحم. اسماء چهارتایی مانند: رضا، مرضی، رضوان، راضی – غفار، غفور، غافر، غفران.
کم خوری
حضرت موسی علیهالسلام بااینکه پیامبر اولوالعزم بود، بر اثر ریاضت از جمله گرسنگی، رنگ سبزی علفها از زیر پوست بدنش ظاهر میشد؛ زیرا بیشتر اوقات سبزیهای زمین را میل میکرد و از خداوند لقمه نانی به اندازه ضرورت گرسنگی طلب میکرد. حضرت عیسی علیهالسلام فرمود: خورش من گرسنگی است، میوه و بوی خوش عطر من از علفهایی است که در بیابان و صحرا برای حیوانات روییده میشود. شب را بیتوته میکنم درحالیکه چیزی ندارم.
حضرت ابراهیم علیهالسلام خوراکش نان جو بوده است. حضرت یحیی علیهالسلام خوراکش از برگ درختان بوده است. پیامبر ما روزی به قدری گرسنه شد که از گرسنگی سنگی به شکم مبارکش بست و فرمود: هر کس نفس خود را گرامی بدارد ذلیل خواهد شد. هر که گرسنه باشد و عاری از دنیا باشد و دل به او نبندد، در روز قیامت متنعّم به نعمت الهی خواهد بود.
راحتی
گر همی خواهی گردی سربلند **** ای پسر بر خود در راحت ببند
هر که بر بست او در راحت تمام **** باز شد بر وی در دارالسلام
زبان مردم
یکی از پیامبران عرض کرد: پروردگارا! زبان مردم را از من بازدار که دربارهام حرف نزنند.
خداوند به او وحی کرد که این چیزی است که برای خویش قرار ندادم (و به من حرفهای بسیار نامربوط و اعتراضآمیز میزنند) چگونه برای تو قرار دهم.
سالکان طریق
عجب داری از سالکان طریق **** که باشند در بحر معنی غریق
به سودای جانان ز جان مشتعل **** به ذکر حبیب از جهان مشتعل
به یاد حق از خلق بگریخته **** چنان مست ساقی که میریخته
تأثیر غذا
مرحوم آیتالله کوهستانی به طور اشتراکی یک دستگاه آسیاب آبی سنتی مورثی داشتند که از درآمد آن، زندگی خود و طلاب اداره میشد. ایشان به آسیابان سفارش میکردند سهم من همیشه از مزد آرد گندم افراد معمولی و مستضعف باشد. در ماه رجبی ایشان میبینند از عبادت لذت نمیبرد، پس به فکر فرو میرود تا علت را بیابد. ابتدا از اهل خانواده میپرسد، شما آرد قرضی یا وقفی یا از سهم امام استفاده کردهاید.
میگویند: نه. پس به سراغ آسیابان میرود و میگوید: چند روز قبل آرد چه کسی را (بهعنوان دستمزد آسیاب) برای ما فرستادی؟ میگوید: شخصی پولدار و ظاهراً بهایی بود و گندمش خوب بود آردش را برای شما فرستادم. تا این جمله را گفت: چهرهاش تغییر کرد و با عصبانیت فرمود: مؤمن! ما را از فضیلت ماه رجب محروم کردی!
سه چیز غایت ندارد
شیخ ابوالحسن خرقانی فرمود: همهچیز را غایت (نهایت) بدانم الا سه چیز را که هرگز غایت ندانستم. 1- غایت معرفت 2- غایت درجات مصطفی صلیالله علیه و آله 3- غایت کید نفس.
اشتقاق عشق
عشق را از عَشَقه گرفتهاند؛ و عشقه آن گیاهی است که در باغ پدید میآید و از بن درخت میروید. پس سر برمیآورد و خود را در درخت میپیچد و هم چنان میروید تا جمله درخت را فراگیرد؛ و چنانش در شکنجه کند که نم در میان رگ درخت نماند و هر غذا که به واسطه آب و هوا به درخت میرسد به تاراج میبرد تا آنگاه که درخت خشک میشود.
دیگری گفته است: اشتقاق عشق از عشقه گرفتهاند و آن گیاهی باشد که در درخت بپیچد و آب درخت را فرو خورد و گیرد پس لون (رنگ) او زرد کند و ثمره از او بازگیرد و برگ او بریزد. پس خشک گرداند و جز افکندن و سوختن نشاید.
فرق زاهد و عارف
هست زاهد را غم پایان کار **** تا چه باشد او روز شمار
عارفان ز آغاز گشته بهرهمند **** از غم احوال آخر فارغند
جلای قلوب
امیرالمؤمنین علیهالسلام در هنگام قرائت (آیه 37 سوره نور) درباره مردان خدایی که تجارت و خرید و فروش آنها را از ذکر خدا بازنمیدارد فرمود: خداوند ذکر و یاد خود را صیقل و روشنایی دلها قرار داد که:
1- به سبب آن بعد از کر بودن میشنوند.
2- بعد از تاریکی، میبینند.
3- بعد از دشمنی، فرمانبر حق میشوند.
4- خدا در اندیشههاشان با آنان راز میگوید.
5- در حقیقت عقل هاشان با آنها سخن میگوید «کلّمهُم فی ذات عقولهم»
6- پس چراغ (هدایت و رستگاری) را به نور بیداری، در دیدهها و گوشها و دلها افروختند (یعنی یاد خدا روشنگر چشم و گوش و دل آنان شد).
دیدن اهل بلا
امام باقر علیهالسلام فرمود: وقتی اهل بلا را دیدید، سه مرتبه بهطوریکه او نشنود، بگویید: «الحمدلله الذی عافانی مما ابتلاه و لو شاء فعل» (یعنی حمد برای خدایی است که از آنچه او را مبتلا کرد مرا عافیت داد و اگر خدا بخواهد انجام دهد) اگر این دعا را بخوانید، هرگز به آن بلا مبتلا نشوید. پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: هنگامیکه اهل بلا را میبینید، حمد خدا کنید، بهطوریکه صدایتان را نشنوند که اگر بشنوند، ناراحت میگردند.
کمال حضور
علامه مجلسی در اجوبه، به ملّا خلیل چنین نوشتند: حضرت شیخ صفیالدین اردبیلی جدّ سلاطین صفوی (متوفی 735) چندین هزار کس را به طریقه مستقیمه به دین حق تشیّع در آورد. علم و فضل او به حدی بود که فضلای آن عصر در هر امر مشکلی که ایشان را در پیش آمده، پناه به علم کامل او؛ که از اجداد بزرگوار خود به میراث داشت، میبردند. (چون سیادت داشت)
از والد مرحوم خود (محمدتقی) شنیدم که از شیخ بهایی روایت میکرد که: روزی شیخ صفی در مسجد اردبیل مشغول علوم دینیه بود و جمعی دیگر از علمای آن عصر در آن مسجد مشغول تعلیم و تدریس بودند. یکی از علما در اثنای درسی به حدیثی که اهل سنت روایت کردهاند که؛ پیامبر صلیالله علیه و آله در نماز عصر سهو کرد و در رکعت دوم سلام نماز گفت، یکی از صحابه گفت: یا رسولالله آیا نماز را خدا کوتاه کرد یا شما فراموش کردی؟ فرمود: که هیچ یک نبود!
شاگردان گفتند: مگر پیامبر صلیالله علیه و آله دروغ میگوید؟ استاد عاجز شد. شاگردان نزد چند عالم دیگر رفتند و همه از جواب عاجز شدند تا اینکه به خدمت جناب شیخ صفی رضوانالله علیه آمدند و گفتند: آیا راوی دروغ نقل کرده یا نعوذبالله پیامبر صلیالله علیه و آله دروغ گفته است؟ شیخ از راه ادب نخواست که تکذیب روایت ایشان کند فرمود: چون نماز معراج مؤمن است و به آخر میرسد مؤمن به کمال حضور میرسد و مناسب مقام آن است که سلام بکنند و برای همین سلام در آخر نماز مقرر شده است. در آن روز سیر پیامبر صلیالله علیه و آله در مراتب قرب الهی تندتر از روزهای دیگر بود و زودتر به مقام قرب و وصال حضرت ذوالجلال رسید. به این سبب در تشهد اول سلام گفت. پس نه پیغمبر صلیالله علیه و آله دروغ گفته و نه راویان آن حضرت!! پس علما آن جواب را پسندیده و از حسن جواب متعجب شدند و علم و کمال آن مقرب ملک متعال بر ایشان ظاهر شد.
* این روایت را، از اهل سنت نقل کردهاند و جواب بسیار ممدوح بود اما اعتقاد مذهب شیعه بر این است که پیامبر صلیالله علیه و آله و امام علیهالسلام سهو و نسیان ندارند.