دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد اول · فصل اول · بخش سوّم

آماده‌سازی

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «از مشرق زمین مردمی قیام می‌کنند، پس آماده‌سازی (برای ظهور مهدی علیه‌السلام) می‌نمایند.»(۱)

مراد از مشرق زمین کجاست و اشاره به کدام کشور دارد و منظورش کدام مردم می‌باشند؟ و دیگر آنکه این قضیه در طول تاریخ چند بار تکرار می‌شود و مصداق کامل آن کجاست؟ جواب دقیقاً معلوم نیست ولیکن آنچه قابل‌توجه هست نیّت خالص آماده‌سازانی است که در روایت بالا از آنان به‌عنوان افرادی یادشده که برای ظهورحضرت ولی‌عصر علیه‌السلام تلاش می‌کنند.

ارشاد و هدایت

یکی از تکالیف صاحبان نفس و عالمان عامل و دانشمندان صالح، ارشاد و هدایت خلق به‌سوی امام علیه‌السلام است تا جایی که این افراد پیرو واقعی و یاور حقیقی حضرت علیه‌السلام شوند. البتّه بدیهی است که هادی خودش باید آراسته به تقوا باشد؛ یعنی خودش مجسمهٔ اصلاح و محبت حضرت علیه‌السلام باشد تا بتواند وظیفه هدایت دیگران را به‌صورت عملی، به‌خوبی انجام دهد، چراکه هدایت گفتاری خیلی کارساز نیست.

به تعبیر امام صادق علیه‌السلام که فرمودند: «ای گروه شیعه برای ما زینت باشید».(۱) پس کسانی می‌توانند مورد مباهات امام علیه‌السلام واقع شوند که بتوانند با هدایت عملی، افراد را به‌سوی معرفت و دوستی امام مهدی علیه‌السلام دعوت کنند.

احوال مردم

اگر شیعۀ محبّ بداند که امام مظهر عالم الغیب و الشّهادة است و احاطهٔ قیّومی به کل احوالات انسان دارد و هر وقت که بخواهد همه چیز نزدش حاضر است و بداند که همه در محضر ایشان هستند و اینکه امام علیه‌السلام ناظر و بصیر به احوالات پیروان خود هست، درمی‌یابد که نابخردی کردن و گناه کردن و مرتکب خلاف شدن آن‌هم از روی عمد، موجب رنجش ناظر مطلق می‌شود و این مذموم است.

بهتر آن است که حقیقت ناظر بودن ایشان به احوال ما مدنظر قرار گیرد تا ان‌شاءالله با توفیق انجام اعمالی که مورد تأیید ایشان است (چه در خفا و چه آشکارا)، اسباب سرور و شادی دل حضرت علیه‌السلام را فراهم کنیم.

اظهار محبّت

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «مردم دربارهٔ ما سه گروه‌اند، دو دسته به دنبال مقام و ریاست هستند و برای گول زدن (در نگاه مردم)، محبت ما اهل‌بیت را اظهار می دارند.»(۱)

در آخرالزمان گروهی از مردم هستند که محبت امام زمان علیه‌السلام را اظهار می‌کنند، امّا این‌گونه جلوه کردن، خالص و حقیقی نیست، بلکه ابزاری برای جلب‌توجه مردم بوده و دست‌آویزی برای رسیدن به مقاصد دنیوی هست. درصورتی‌که اینان به‌هیچ‌عنوان در تکالیف خود موفّق نبوده و اسباب رنجش امام علیه‌السلام را نیز فراهم می‌کنند. گویی این افراد در توسّل به حضرت، تنها مطامع دنیوی، ریاست و حب جاه را طلب می‌کنند و در واقع اینان محبت نمایانی هستند که غرق خواستهٔ خودشان می‌باشند.

اعوان و انصار

یکی از بهترین درخواست‌هایی که می‌توانیم از حضرت داشته باشیم این است که ما را از یاران و اصحاب و انصارشان قرار دهد؛ به‌شرط آنکه تا جایی که در توان ماست شرایط لازم استجابت را فراهم کنیم. تنها درخواست نمودن و دعا کردن فایده‌ای ندارد، بلکه با مطالعه شرح‌حال یاران واقعی پیامبر صلی‌الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام می‌باید شیوه زندگی کردن را به‌گونه‌ای فرابگیریم تا بتوانیم همانند آن‌ها شده و صفات سلمانی و ابوذری و مقدادی و مالک اشتری را با عنایت امام علیه‌السلام در خود پیاده کنیم. نائب خاص اول، در دعای منتظر به خداوند می‌گوید: «خداوندا ما را در گروهش و یاران و یاورانش قرار ده.»(۱)

ادرکنی (دریاب مرا)

این جمله در ادعیه حضرت حجّت این‌گونه واردشده: «خداوندا مرا دریاب تا وقتی‌که غرق (در گناه) نشده‌ام و شمس جانم افول نکرده (مرگ، فرا نرسیده) بتوانم تدارک کنم».(۱)

ما باید جملهٔ یا صاحب‌الزمان ادرکنی و امثال این توسلات را قبل از وقوع معاصی و گرفتار شدن در گرداب مشکلات سخت و کمرشکن استفاده کنیم و از ایشان استمداد نماییم و باید در نظر بگیریم که نباید این توسلات مقطعی باشد؛ بلکه می‌باید این حالت توسل در ما همیشگی باشد تا جایی که ملکه شود تا مبادا خدای‌ناکرده غرق شویم و تازه آنگاه بگوییم که ما را دریابند.

آرزو

آرزوی دیدار حضرت حجّت علیه‌السلام، نصرت ایشان (با انجام کارهایی که مرضی ایشان است)، قرار گرفتن در زمرهٔ انصار ایشان، شهید طرق او شدن و خواسته‌هایی از این قبیل، ازجمله آمالی هستند که برای منتظر واقعی ممدوح و مطلوب است.

امام رضا علیه‌السلام به پسر شبیب فرمود: «ای پسر شبیب، اگر دوست داری که برای تو پاداشی مانند پاداش کسانی که در رکاب حسین علیه‌السلام شهید شدند باشد، پس هرگاه، یاد حسین علیه‌السلام و اصحاب او کردی بگو: کاش (آرزو می‌دارم) من همراه آنان بودم، پس به رستگاری بزرگ فائز می‌شدم».(۱)

ما هم هر روز و شب می‌گوییم: «کاش جزء یاران خاص شما بودیم، خاک قدمتان را توتیای چشم خود می‌کردیم، کاش بتوانیم پشت سرتان نماز بخوانیم و با شما به زیارت اجداد بزرگوارتان برویم و …»

افراد نادان

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «خداوند در آخرالزمان مردی از فرزندانم را به خونخواهی ما برخواهد انگیخت و او مدّتی غایب خواهد شد تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند تا جایی که افراد نادان می‌گویند: خداوند دیگر به آل محمّد کاری ندارد.»(۱)

افراد نادان در اثر طولانی شدن زمان غیبت، به دلیل عدم معرفت ثابت‌قدم نمی‌مانند و از غربال خارج می‌شوند؛ لذا حرف‌هایی دربارهٔ حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام می‌زنند که نشان‌دهندهٔ نادانی آنان است.

احتجاج با دشمنان

یکی از وظایف دانشمندان و علما آن است که اگر فضایی برای بحث و مناظرهٔ با منکران و دشمنان ایجاد شد، با احتجاج علمی و رعایت اصول مناظره اسلامی، آنان را هدایت کنند. باید توجه داشت که این کار از عهده همگان برنمی‌آید، چراکه لازمه این کار داشتن علم و آگاهی کافی در زمینهٔ مهدویت است که قطعاً از ضروریات هست.

اعتراف

اعتراف به جایگاه رفیع امام و اقرار به عجز و نیاز نسبت به ساحت مقدّس حضرت حجّت علیه‌السلام از شیوه و سیرهٔ پیروان مخلص ایشان بوده و هست که به زبان قال و حال به حضرتش عرضه می‌داریم: شما امام عزیز و رئوف مایی و غیر از شما امامی نداریم؛ سایه‌تان بلند است، ما را زیر سایه‌تان نگهدارید که اگر لطف و کرم و بخشش شما نباشد هلاک خواهیم شد. معترف و اقرار کننده، این روش را از شخص امام علیه‌السلام فراگرفته است؛ چراکه وجود پربرکت حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام خودشان نسبت به خداوند این اعتراف را عرضه می‌دارد.

انواع شکر

شکر منعم و ولی‌نعمت (حضرت حجت علیه‌السلام) بر شیعه واجب است؛ شکر گاهی به زبان جاری می‌شود، گاهی در عمل نشان داده می‌شود و گاهی هم قلبی و درونی است.

وظیفه انام و شاکر، تشکّر از مشکور و منعم است، حالا به هر شکلی که باشد؛ یقیناً نتیجه این سپاس‌گزاری این است که لطف و فضل بیشتری از سوی ولی‌نعمت شامل حال سپاسگزار می‌شود، چه آنکه سجیّت حضرت علیه‌السلام کَرَم، جود و احسان است، مخصوصاً برای کسانی که در مقام شاکرین نسبت به ایشان هستند.

با حق بودن

شیعه باید بداند که امام زمان علیه‌السلام حق است و حقانیت ایشان جای هیچ شک و شبهه‌ای ندارد. اگر کسی با ایشان و برای ایشان باشد از حق جدا نیست. کم بودن تعداد یاران و محبین در حضرت علیه‌السلام اثری ندارد.

حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام می‌فرمایند: «حق با ماست و کسانی که از کمک ما می‌نشینند ما را به ترس نمی‌اندازد».(۱) پس با امام علیه‌السلام بودن و پیروی کردن از ایشان به معنای واقعی، خود دلیلی است که پیرو در مسیر حق قرار دارد و همچنین فرمودند: «خداوند عزوجل (به سنّت خود) امتناع دارد مگر حق را به کمال و تمام برساند.»(۲)

بخل نورزیدن

بخل در مال از صفات مذموم است؛ لذا بخیل مورد بی‌اعتنایی خداوند و امام قرار می‌گیرد، چراکه عنوان مال از عناوین عاریه بوده و از عطایای خداوند است و ندادن حقوق آن به ارحام و مستمندان، جز خسارت چیزی دربر ندارد.

امام زمان علیه‌السلام در نامه‌ای به شیخ مفید مرقوم داشتند: «هر کس از شیعیان به آنچه خداوند به او (از مال) عاریه داده است، از کسانی که دستور به احسان به او داده شد بخل بورزد، این‌چنین کسی در دنیا و آخرت زیان‌کار خواهد بود.»(۱)

بیعت

پیامبر گرامی صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «هر کس بمیرد و بیعتی از امام مسلمین بر گردن او نباشد، همانند مرگ جاهلیت مرده است.»(۱) بیعت نمودن با امام زمان، بدین معنی است که شیعه با امامش آن‌گونه عهد و پیمانی ببندد که با جان و مال و اعمالش ایشان را یاری کند؛ همچنین ملتزم به فرامین حضرت و اطاعت از اوامر ایشان شود و باید کاملاً با هر چه در توان دارد بر بیعتش با امام علیه‌السلام استوار بماند و از آن‌طرف بیعت شکنی، یعنی در معاهدهٔ خود نکند.

ناکثین همان‌هایی بودند که در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام بیعت خود را با ایشان شکستند.

از مصادیق تجدید بیعت، می‌توان به دعای عهد که از امام صادق علیه‌السلام نقل‌شده است اشاره کرد که فرمودند: «هرکس چهل روز دعای عهد را بخواند از یاوران قائم خواهد بود و اگر قبل از ظهور بمیرد خدا او را زنده خواهد نمود تا در رکاب او جهاد نماید.»

اللّٰهمّ ربّ النّور العظیم … اللهمّ انّی اُجدّد له …خداوندا در این صبح و تمام دوران زندگی‌ام از عهد و عقد و بیعتی که بر گردنم هست، هرگز از آن‌ها برنگردم و جدا نشوم …(۲) البته مسلّم است که بیعت با پیامبر صلی‌الله علیه و آله و امام علیه‌السلام همانند بیعت باخداست.

«إِنَّ الّذینَ یُبٰایِعُونَکَ إِنّمٰا یُبٰایِعُونَ اللّهَ: ای پیامبر کسانی که با تو بیعت می‌کنند درواقع با خداوند بیعت می‌کنند.»

دست خداوند فوق همهٔ قدرت‌ها و دست‌هاست و هر کس بیعت را بشکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به‌زودی به او پاداشی بزرگ خواهد داد.(۳)

بُکاء

گریه کردن به اسباب متعددی متعلّق است که یکی از آن اسباب، شوق نسبت به محبوب است، سبب دیگر می‌تواند به خاطر هجران و فقدان باشد، دیگر می‌توان از ستمی که بر مذکور و معشوق واردشده است نام برد و …

اشک اگر به هر سببی برای حضرت ولیعصر علیه‌السلام ریخته شود، باید با نیّت خالص و با توجه باشد که در این صورت ممدوح و قابل عنایت است. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «هر کس که ما نزدش یاد شویم، آن‌وقت دیدگانش گریان شود، خداوند صورت او را بر آتش حرام می‌کند.(۱) که به خاطر ترحّم و مهربانی به ما اشک‌هایشان جاری شد.»(۲)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «امامتان سال‌های طولانی غایب خواهد شد و در امتحان سخت واقع می‌شوید و… هرآینه دیدگان مؤمنان بر او گریان شود.»(۳)

پس اشکی که از روی محبت و ایمان شیعه برای مولایش از دیدگانش جاری می‌شود، دلیل معرفتی است که خداوند به او عطا فرموده است، البته این لطف از جانب محبوب به محب تفضّل می‌شود تا دلش بسوزد و درنتیجه چشمش گریان شود.

سدیر صیرفی گوید: بر امام صادق علیه‌السلام وارد شدیم و حضرت نشسته، همچون مادری که فرزندش را از دست داده و جگرش سوخته می‌گریست و از جهت مصیبت‌های گذشته، اشک چشمش را پرکرده بود و می‌فرمودند: «اشکی از چشم جاری نشود مگر اینکه در برابر چشمم محنت‌هایی از تو جلوی چشمم مجسّم می‌گردد که از آن‌ها بزرگ‌تر و هولناک‌تر و سخت‌تر است.»

از امام پرسیدیم دربارهٔ چه کسی و کدامین پیش آمد، این‌گونه در ماتم نشسته‌اید؟ فرمودند: «دربارهٔ غایب ما و گرفتاری بر مؤمنین.»(۴)

(حدیث فوق مفصّل تر است لذا فقط خلاصه‌ای از آن آورده شده است).

بازگویی فضایل و مناقب

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: همانا از ملائکۀ آسمان، وقتی نگاه می‌کنند به یک، دو و سه‌نفری که دربارهٔ فضائل آل محمد علیه‌السلام حرف می‌زنند، می‌گویند: اینان با کمی عدد و بسیاری دشمنانشان، فضائل آل محمد را بازگویی می‌کنند.

گروه دیگر ملائکه، پس به هم می‌گویند: «ذلِک فَضْلُ اللّهِ یؤْتیهِ مَنْ یشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ: این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می‌دهد و خداوند دارای فزونی بزرگ است. (جمعه/۴)»(۱)

پس بازگویی فضایل و مناقب امام زمان علیه‌السلام، موردتوجه ملائکهٔ آسمان قرار می‌گیرد که اینان ملکوتیان هستند و توجه خاص پیدا می‌کنند و از آن‌طرف ابلیس و لشکریانش از یاد فضایل و مناقب، روحشان درد می‌گیرد.(۲)

برتری منتظر بر اصحاب زمان ظهور

عمّار ساباطی از امام صادق علیه‌السلام پرسید که چگونه اعمالمان از اعمال اصحاب امام ظاهر در دولت حق برتر است؟

فرمودند: «شما در گرایش به دین خدا و نماز و روزه و حج و هر کار نیکی و علمی و به عبادت خدای پنهان از ترس دشمنتان از آنان جلوتر شده‌اید، درحالی‌که با امام پنهان خود مطیع او هستید و مانندش صبر می‌کنید و به انتظار دولت حق هستید، بااینکه بر امام و جان و زمامداران جور می‌ترسید. حق امام و خودتان را در دست ستمگران می‌بینید که از شما گرفته و به دنیا و کسب معاش وادار شده‌اید. با صبر شما نسبت به دین و عبادت و اطاعت امامتان و ترس از دشمنتان، برای همین ثواب کردارتان را چند برابر قرار داده است.»(۱)