دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد اول · فصل دوم · بخش اول

بلاها و دشمنان

امام زمان علیه‌السلام در توقیعی به شیخ مفید نوشتند: «ما نظر خویش را از شما برنمی‌داریم و شما را فراموش نمی‌کنیم؛ اگر این‌چنین نبود، هرآینه گرفتاری‌ها شما را از پای درمی‌آورد و دشمنان شماها را از بین می‌بردند.»(۱)

پس با شنیدن این فراز کریمانه، لازم است شیعه از امام زمانش تشکر کند، چراکه خیلی بلاها به‌واسطهٔ ایشان برطرف و کمرنگ شده و جلوی چیره شدن دشمنان بر آن‌ها را گرفته است تا مبادا آنان را تار و مار کنند.

امام زمان علیه‌السلام به نصر خادم فرمودند: «تنها به‌وسیلهٔ من بلا از خانواده و شیعیانم دفع می‌گردد.»(۲)

بقیّة الله

کسی به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد قائم را به چه نامی بخوانیم؟ فرمود: بگویید «السلام علیک یا بقیة‌الله: سلام بر تو ای بازمانده (باقیمانده) خداوند.»(۱)

ازآنجاکه این لقب صریحاً از معصوم واردشده لذا سلام با این نام ممدوح است. امید است تا ما نیز ازاین‌گونه سلام دادن غافل نبوده و کوتاهی نکنیم.

پاکیزه نگه داشتن شکم

هر انسانی که اطعمه، اغذیه و اشربهٔ حرام و مشکوک بخورد، سبب بی‌توفیقی، سستی و کسالت در راه بندگی‌اش می‌شود؛ لذا مراقبه و مواظبت بر دوری کردن از هر خوراکی حرام و مشکوک لازم و پاکیزه نگه‌داشتن شکم واجب است.

حضرت حجّت علیه‌السلام در دعا می‌فرمایند: «خداوندا شکم‌های ما را ازآنچه خوردنش ممنوع و مشکوک است پاکیزه گردان.»(۱)

پناه بردن

ما در خلقت، مرهون بینایی و هدایتی از جانب حضرت حجّت علیه‌السلام بوده و هستیم لکن گاهی اعمال ناشایست و فتنه‌های نابودکننده، سبب نابینایی و گمراهی ما می‌شود.

پس لازم است تا از خطر ابتلا به کوری دل و ضلالت بعد از بینایی و هدایت، به امام زمان علیه‌السلام پناه ببریم و از ایشان درخواست کنیم تا ما را از ارتکاب به هر عملی که آفت و ذلّت در پی دارد نجات دهد و همچنین باید از گرفتار شدن در هر امتحان و بلایی که باعث می‌شود تا در چاه وسوسه افتاده و هبوط کنیم به حضرت پناه ببریم، چراکه غیر از ایشان کسی نیست تا آدمی را نجات بدهد.

حضرت بقیّة الله علیه‌السلام توقیعی به نائب خاص خود عثمان بن سعید عمری و فرزندش محمد ارسال کرد، در فرازی چنین تعلیم فرمودند که به خداوند بگوییم: «خداوندا از کوری بعد از بینایی و گمراهی بعد از هدایت و از اعمال هلاکت آور و امتحانات نابودکننده به تو پناه می‌بریم».(۱)

پناهگاه

مَعقِل یعنی جای پناه، کوه بلند، دژ، قلعه. امام زمان علیه‌السلام در جواب گروهی این‌چنین نوشتند: «آیا ندیدید چگونه برای شما پناهگاهی (یعنی ائمه) قرار داده‌شده تا بدان پناه بگیرید و رهبرانی [انتخاب‌شده] که به‌وسیلهٔ آنان هدایت شوید.»(۱)

افراد دانی، ضعیف و مضطر به اشخاص عالی، قوی و مجیب پناه می‌برند تا خوار نگردیده و مغلوب نشوند و همچنین حاجت خود را از مجیب بگیرند.

آنچه به‌یقین مشخص است شیعیان جز در سایه حضرت علیه‌السلام پناهگاهی ندارند.

در دعای منتظر از نائب اوّل، حضرت به خداوند چنین می‌گوید: «ما را بدخواه و کینه‌جو و خشم بر خاندان محمد قرار نده و به‌راستی به تو پناه می‌برم، پس از این صفات پناهم ده.»(۲)

پس به زبان قال و حال محضر امام علیه‌السلام عرضه می‌داریم که به ایشان پناه می‌بریم؛ و امید است تا ایشان با سجیّت کریمانه خویش، ما را از غلبهٔ هوای نفس، بیچارگی، جهل و اشتباه پناه دهند.

پاک‌سازی دل

یکی از راه‌های پاک شدن دل، دوستی کردن با امام علیه‌السلام و تولی جستن به ایشان است.

چنانکه امام باقر علیه‌السلام به ابو خالد کابلی فرمودند: «به خدا سوگند، نور امام علیه‌السلام در دل‌های مؤمنین از آفتاب درخشنده در روز، نورانی‌تر است؛ به خدا قسم آن‌ها دل‌های مؤمنین را منوّر می‌کنند؛ و الله ای ابو خالد! هیچ بنده‌ای ما را دوست ندارد و به ما تولی نجوید مگر آنکه خداوند دلش را پاک سازد؛ و دل بنده‌ای پاک نمی‌شود مگر تسلیم ما گردد و با ما سازگاری داشته باشد.»(۱)

ازاین‌رو دوستی نمودن با امام زمان علیه‌السلام، سبب پاکی دل می‌شود و این امتیاز بزرگی است برای کسی که به کُنه این قضیه پی ببرد، چراکه خیلی‌ها حضرت حجت علیه‌السلام را دوست دارند؛ ولی دلشان ناپاک است. چراکه در مقام پاک‌سازی واقعی برنیامده‌اند و نمی‌توانند فرامین عالیه امام علیه‌السلام را پیاده کنند لذا این توفیق نصیبشان نمی‌گردد. حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام در جواب گروهی نوشتند: «تقوا پیشه کنید و تسلیم ما باشید.»(۲)

پرهیز از فتنه‌ها

یکی از خطرات در زمان غیبت، فتنه‌ها، آشوب‌ها و ایجاد شبهات است. پس شخص منتظر با داشتن علم، آگاهی و مراقبه، می‌تواند در ردّ و انتخاب مطالب و موضوعات گام بردارد و الّا ساده‌لوحان و محبین زودباور، گاهی در امتحانات دچار وسوسه می‌شوند و گاهی هم آشوب‌هایی دربارهٔ علائم ظهور و ظهور مدّعیان، چنان آفت و آسیب به پیکر آنان وارد می‌نماید که متأسفانه درنهایت به صفات ناپسندی همچون غیبت، تهمت، تعصّب و لجاجت مبتلا می‌شوند که سبب ناراحتی حضرت مهدی علیه‌السلام می‌شود.

تأسّف

یکی از امتیازات بزرگ بعضی منتظران این است که برای خشنودی آقا امام زمان علیه‌السلام هر نوع تلاشی که از دستشان برمی‌آید انجام می‌دهند؛ امّا برای کسی که در زمان غیبت کاری نکرده باشد تأسّف بزرگی خواهد بود.

خداوند در سورهٔ انعام آیهٔ ۱۵۸ می‌فرماید: «روزی که برخی از نشانه‌های خداوند آشکار گردد کسی که از پیش ایمان نیاورد یا در ایمان خویش کار نیکویی انجام نداده باشد ایمانش او را سودی نخواهد داد، بگو چشم‌به‌راه باشید که ما نیز چشم‌به‌راهیم.»

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «مراد از نشانه‌ای که انتظار کشیده می‌شود، حضرت قائم علیه‌السلام است. در آن زمان ایمان کسی که قبل از قیام با شمشیر ایمان نیاورده، برایش سودی نخواهد داشت اگرچه به پدران او ایمان آورده باشد.»(۱)

لذا هرکسی که برای ظهور و خشنودی حضرت کاری نکرده باشد سودی نبرده و تأسّف و تأثّر زیادی نصیبش خواهد شد. متأسفانه منتظران ساده‌لوح، اخبار مبتنی بر خواب و منقولات بدون سند و اندیشه‌های موهوم دیگران را زودباور کرده و با انتقال از طریق زبان یا سینه‌به‌سینه باعث اتصال آن‌ها به دیگران می‌شوند و چنان این موهومات برایشان جا می‌افتد که حتی با ارائه دلیل از سوی اهل دانش و عمل هم قانع نشده و از باور غلطشان دست برنمی‌دارند.

موهوماتی از قبیل اینکه امام زمان علیه‌السلام همسر تهرانی دارد، زندگی کردن فرزندان ایشان در شهر قم، وجود شهری که شهروندانش همه فرزندان و نوه‌ها و نتیجه‌های امام علیه‌السلام هستند و یا سوار مینی‌بوس شدن در تهران و حمل کیف بزرگی در خیابان و ده‌ها نظیر این‌ها که متأسفانه باور کردن و سرگرم شدن به این موهومات جلوی انجام تکالیف روزمره نسبت به ساحت مقدّس امام علیه‌السلام را می‌گیرد و آن‌ها را مشغول می‌کند.

ترک مجالست با منحرفین

افراد بسیاری در طول تاریخ پیدا شدند که از اعتقاد راستین و راه صواب منحرف‌شده و برای خود مکتبی را پایه‌گذاری نمودند و گروهی را مطیع خود کرده و به تبلیغ افکار خود پرداخته‌اند. کسانی که در عقیده ضعیف بودند گول حرف‌های رنگارنگ آنان را خورده و درنتیجه از امام خود دور شدند.

حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام به اسحاق بن یعقوب فرمودند: «اما ابوالخطاب محمد بن ابی زینب اجدع، او و اصحابش ملعون‌اند، با اهل گفتار او مجالست مکن که من و پدرانم از آنان بیزار هستیم.»(۱)

تلاش و رغبت

دانشجویی که شیعهٔ امام عصر است، باید عمر عزیزش را با تلاش و علاقه‌مندی در جهت آموختن علم و معرفت سپری کند تا ان‌شاءالله مشمول این دعای حضرت علیه‌السلام قرار بگیرد که فرمودند: «خداوندا بر دانشجویان تلاش و علاقه‌مندی را تفضّل فرما».(۱)

اگر این دو صفت در دانش‌پژوه نباشد به کمال و تعالی نمی‌رسد.

تکلیف مستمع

شیعه حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام برای ترقّی معنوی، نه‌تنها به شنیدن موعظه نیازمند است بلکه باید آن را خوب استماع و پیاده کند، در فرازی از فرازهای دعای امام زمان علیه‌السلام این‌گونه اشاره‌شده است:

«خداوندا بر شنوندگان، پیروی کردن و پند و اندرز را تفضّل فرما».(۱)

تکیه‌گاه

در همه احوالات، تکیه‌گاه ما حضرت بوده و اعتماد ما به ایشان است. اگر این اعتماد، قلبی و یقینی نباشد در شداید و گرفتاری‌ها دچار آسیب‌های زمانه می‌شویم.

حضرت مهدی علیه‌السلام در دعایی به خداوند عرضه می‌دارد: «خداوندا بر تو است تکیه‌گاهم در حال سختی و راحتی.»(۱)

توقیع اول به شیخ مفید

حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام در نامه‌ای که به تاریخ ۴۱۰ (هـ. ق) به شیخ مفید ارسال داشتند، نکاتی را دربارهٔ شخص شیخ ذکر فرموده و نکاتی چند را هم در خصوص شیعیان و دوستان خودشان اشاره فرمودند که ما به‌اختصار آن‌ها را ذکر می‌کنیم:

۱ ـ هرچه از طرف ما به تو می‌رسد به دوستان ما برسان. (تؤدّیه عنّا الی موالینا)

۲ ـ خداوند دوستان را با اطاعت از او به عزت برساند. (اعزّهم الله بطاعته)

۳ ـ خداوند با نگهداری و محافظتش گرفتاری آنان را برطرف نماید. (کفاهم المهمّ برعایته)

۴ ـ پیام ما را که سبب آرامش تو می‌شود به دوستان برسان. (إلی من تسکن الیه بما نرسمه)

۵ ـ ما در همه احوال بر احوالات شما ناظر و از کارهایتان باخبریم. (یحیط علمنا بأنبائکم)

۶ ـ خبرداریم که بعضی از شیعیان برخلاف گذشتگان، دچار لغزش شده و برخلاف کارهایی که گذشتگان دوری می‌کردند، میل نشان می‌دهند و به پیمانی که از آنان گرفته وفادار نماندند. (نبذوا العهد المأخوذ منهم)

۷ ـ ما ناظر اعمالتان هستیم و شما را رها نکردیم و فراموشتان ننمودیم. (ولا ناسین لذکرکم)

۸ ـ اگر حمایت ما از شما نبود، از هر طرف دشمنان بر شما هجوم و شما را از بین می‌بردند (اصطلمکم الاعداء) تقوای خدا بورزید.

۹ ـ در گرفتاری‌هایتان از ما فرار از فتنه‌ها را بخواهید، همان فتنه‌ای که هر کس مرگش رسیده باشد نمی‌تواند به‌سلامت از آن خارج رود. (یهلک فیها من حمّ اجله)

۱۰ ـ هر کس به آرزوی خود رسیده، از ورطهٔ امتحان به‌سلامت می‌رود؛ و فتنه و گرفتاری، نشانهٔ شروع قیام ما و طاعت شما در برابر امرونهی ما هست که خداوند نورش را به مطلوب می‌رساند هرچند کافران از آن خوششان نیاید. (و الله متمّ نوره)

۱۱ ـ اعتصام به تقیّه کنید از برافروختن آتش جاهلیت که از تعصّب بنی‌امیه منشعب می‌شود و سبب ترس هدایت شوندگان (شیعه) می‌شود. (اعتصموا التّقیّه)

۱۲ ـ من عهده‌دار نجات کسی هستم که در آن فتنه برای خود مقام و جایگاهی نجوید و در عیب‌جویی از آن به راهی پسندیده گام گذارد. (انا زعیم بنجاة)

۱۳ ـ هر کس باید کاری انجام دهد که سبب تقرّبش به ما می‌شود و از کارهایی که سبب ناراحتی و غضب ما می‌شود دوری نماید… مطالب نامه را به کسانی که اعتماد به آن‌ها داری بگو و آنان را به عمل کردن به متن نامه ما توصیه نما. (ما یقرّب به من محبّتنا و لیتجنّب ما یدنیه من کراهتنا).(۱)

توقیع دوّم به شیخ مفید

نامۀ دوّم حضرت علیه‌السلام در تاریخ ۴۱۲ (هـ. ق) برای شیخ مفید ارسال شد و نکاتی از نامه را که به شیعیان ایشان ارتباط دارد ذکر می‌کنیم:

۱ ـ ما در پشت سر مؤمنین به دعاگویی برای حفظشان مشغول هستیم آن‌چنان دعایی که خداوند به آن دعا، زمین و آسمان را از بلا نگه می‌دارد. (من وراء حفظهم بالدّعاء)

۲ ـ دل‌های دوستان اطمینان داشته باشند که ما کمک‌کارشان هستیم، هرچند که گرفتاری‌ها از چند طرف آنان را فراگرفته باشد، عاقبت کار صنع خدا، به نفع آنان خواهد بود. (یطمئنّ بذلک من اولیائنا القلوب)

۳ ـ هر کس از برادران دینی تو که تقوا بورزد و مالیات شرعی را به مستحقان برساند از این آشوب و گرفتاری گمراه‌کننده ایمن است. (کان آمناً من الفتنَة المظلّه)

۴ ـ هر کس به امانت نزدش بخل ورزد و به فقرا ندهد در دنیا و آخرت زیان‌کار خواهد بود. (فانّه یکون خاسراً)

۵ ـ اگر پیروان ما [درحالی‌که] توفیق خداوند برای اطاعت نصیب آنان شد، به پیمان ما وفاداری داشتند و وحدت را حفظ می‌کردند، برکت ملاقات با ما به تأخیر نمی‌افتاد و زودتر آن‌طور که شایسته شناخت و صدق نیّت آن‌هاست، ما را ملاقات می‌کردند. (لما تأخّر الیمن بلقائنا)

۶ ـ هیچ‌چیزی مانع دیدار نمی‌شود مگر کارهای ناپسند که توقّع چنین کاری را از آن‌ها نداریم. (ما نکرهه و لا نؤثره منهم)(۱)

تبرّک اموال

حضرت ولیعصر علیه‌السلام در جواب نامهٔ حسن بن فضل یمانی در سامرا چنین فرمودند: «رسم این است که به دوستان خودمان احسان و هدیه می‌دهیم و آن‌ها هم تقاضا می‌کنند که پولی بدان‌ها بدهیم تا اموالشان متبرّک شود.»(۱)

از جواب حضرت این‌گونه استفاده می‌شود که گاهی به خاطر تقاضای دوستانشان و گاهی هم بدون تقاضا امّا با توجّه به لیاقت و استعداد آن‌ها، چه بفهمند و چه نفهمند، برایشان هدایایی ارسال می‌فرمایند تا اموال آنان متبرّک شود.

کریم ذات و عادتش احسان و سجیّتش بخشش است؛ مخصوصاً نسبت به دوستان و افرادی که ایشان را یاد می‌کنند.

ترک استعجال ظهور

شیعه در زمان غیبت، وظیفه‌اش دعا برای قیام و ظهور امام زمان علیه‌السلام است، امّا اصرار در دعا جهت استعجال ظهور و شکایت کردن نسبت به قضا و قدر الهی از بابت عدم ظهور حضرت علیه‌السلام و اعلام نارضایتی از اجل و تقدیر حتمی و آنگاه اعتراض نمودن به خود صاحب‌الامر علیه‌السلام به سبب عدم ظهورشان، از مسائلی است که به صواب نیست و چه‌بسا سبب آسیب رسیدن به ایمان و یقین شخص شاکی شده و باعث نزول و هبوطش شود.

امام جواد علیه‌السلام فرمودند: «کسانی که بسیار عجله در امر ظهور می‌کنند هلاک می‌شوند.»(۱)

شیخ ابو عَمرو عَمری نائب اوّل خاص امام عصر (عج) در دعای منتظر چنین به ما می‌آموزد:

«خدایا تو دانای بدون معلّمی، به وقتی‌که صلاح کار ولی‌ات در آن است، در اجازه دادن به او برای اظهار فرمانش و برطرف کردن پرده غیبتش. پس مرا بر آن شکیبا گردان تا اینکه دوست نداشته باشم زود آمدن آنچه را تو به تأخیر انداختی و نه به تأخیر انداختن آنچه را تو عجله داشته‌ای و نه با تو دربارهٔ تدبیرت کشمکش کنم و نه بگویم برای چه و چگونه؟! چیست که بار گران او آشکار نمی‌شود درحالی‌که زمین از ظلم پرشده؟!»(۲)

امر ظهور و نهایت مدّت، از اسرار است که با حکمت همراه بوده و استعجال نوعی بی‌حکمتی و نسنجیدن به کل امورات مردم کرهٔ زمین و اعتراض به تدبیر و مشیّت الهیه می‌باشد. شیعه گرچه برای زود آمدن حضرت علیه‌السلام دعا می‌کند امّا تسلیم و تفویض امور به حق‌تعالی که عالم الغیب و الشهاده است افضل و اکمل است.

تظاهر به زبان و فرار از دل

ازآنجایی‌که بعضی منتظران حضرت علیه‌السلام در محدوده حکومت‌های باطل و تابعان آن‌ها که مخالف تشیّع هستند زندگی می‌کنند، لذا چاره‌ای جز تظاهر به زبان و فرار از دل ندارند.

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «وای بر این امّت از دست سلاطین ستمگر که چطور می‌کُشند و کسانی که از آن‌ها فرمان می‌برند می‌ترسانند، مگر کسی را که اطاعت از آنان نماید. پس مؤمن پرهیزگار [باید] با زبان تصنّعی با آنان رفتار کند ولی به قلبش از آنان فرار کند.»(۱)

امام صادق علیه‌السلام به مؤمن طاق فرمود: «هرگاه در دولت باطل بودی نزد آنان برو و با هرکسی حالت تقیّه داری با تحیّت برخورد کن که هر کس متعرض دولت آنان شود خود را به کشتن داده و به هلاکت رسانده است.»

خداوند فرمود: «خود را به مهلکه نیندازید». (بقره/۱۹۵).(۲)

بعضی شیعیان در مناطقی که مخالفین حضور دارند و دولت آنان باطل است زندگی می‌کنند و به خاطر عدم مدیریت در رفتارشان که منتج به ظاهر شدن محبتشان به اهل‌بیت می‌شود به زندان، تهدید، تبعید، مصادره اموال و … مبتلا می‌شوند که این مسئله سبب غم و اندوه حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام می‌شود؛ درحالی‌که اشخاص با افراط، تندروی و اظهار لعن به دلیل عدم وظیفه‌شناسی به این بلا دچار شده‌اند.

لذا در این زمان، بعضی گروه‌هایی از مخالفین تشیّع و امام زمان علیه‌السلام، حضرت را انکار کرده‌اند و حکم به کشتن شیعه داده‌اند.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: «زمانی می‌آید که جز مؤمن گمنام نجات نمی‌یابد؛ اگر در مجالس حضور یابد شناخته نمی‌شود و اگر غایب گردد کسی دنبالش نمی‌آید، اینان چراغ‌های هدایت و نشانه و روشنی شب‌روها هستند.»(۳)