جوانان
در جوانی ظهور غرایز سبب میشود تا جوان مغلوب جنود جهل شود و این موضوع نباید او را از طی طریق بهسوی امام علیهالسلام بازدارد.
پس باید از گناه بازگشته، توبه نماید و ناامید نشود تا مرهون دعای حضرت گردد.
حضرت ولیعصر علیهالسلام در حق جوانان چنین دعا فرمودهاند: «خداوندا بر جوانان بازگشت و توبه از گناه را تفضّل فرما.»(۱)
جهاد و دفاع
در تمام زمان غیبت، جنگهای بسیاری برای شیعیان پیش آمده است لذا وجوب جهاد با اذن امام زمان علیهالسلام در دسترس کسی نیست؛ ولی جهاد و دفاع به اذن مراجع و نواب عامهٔ حضرت برای حفظ کیان و آبرو و حفظ جان و وطن شیعه لازم میشود.
پس اجازه جنگیدن و دفاع نمودن برای شیعیان یا عدم انجام آن از طرف مجیز صادر میگردد تا از سردرگمی درآمده و به تکلیف عمل نمایند.
چون در انقلاب، خروج، قیام، دفاع و بلند کردن رأیة رهبری در حرکتهای مبارزهای، گاهی بین بزرگان و اندیشمندان علم اختلافنظر پیدا میشود لذا متابعان آنان هم در سردرگمی میافتند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «حیرت و غیبتی که میشود، دستهای در آنها گمراه و گروهی هدایت میشوند.»(۱)
به هر تقدیر متابعت مقلِّد از مرجع تقلید لازم و ضروری است و حفظ جان و آبروی تشیّع واجب است.
جند غالب
قیام با لشکر غالب همراه است، یعنی اصحاب خاص الخاص و یاران خاص آن حضرت علیهالسلام همراه ایشان هستند تا پیروز گردند.
وظیفهٔ ما آن است که خود را برای جُند قدرتمند امام علیهالسلام آماده کنیم چراکه آمدن ایشان ساعت و زمان معینی ندارد امّا برای تبدیلشدن به سربازانی همچون مالک اشتر و حبیب بن مظاهر برای لشکر امام علیهالسلام زمان وقت زیادی لازم است؛ لذا باید از زمان حاضر کمال استفاده را ببریم تا مبادا فرصت از کف برود.
در دعای امام رضا علیهالسلام چنین آمده است:
«خداوندا جانشینت و حجّت بر خلقت را با لشکریان پیروزمند تأیید کن.»(۱)
چشم داشت به عطایا
منتظر نسبت به آن چیزهایی که در نزد حضرت قائم علیهالسلام هست، چشمداشت و امید دارد و چشم طمع داشتن به آنچه نزد غیر اوست ناپسند بوده و ممدوح نیست. اگر هم تقدیر بوده و رضایت امام علیهالسلام باشد، برای آنکه محتاج به آنچه میخواهد برسد اسباب فراهم میشود.
در دعایی حضرت به خداوند چنین عرضه میدارد: «آنچه نزد توست امید بدان داریم و ازآنچه نزد غیر توست مأیوس هستیم».(۱)
چهار خصلت
امام سجاد علیهالسلام فرمودند: «برای قائم ما دو غیبت است… امّا غیبت دوّم طولانی میشود تا جایی که اکثر آنان که به او ایماندارند از اعتقادات خود برمیگردند و تنها کسانی ثابتقدم میمانند که:
۱ ـ یقینشان محکم بوده
۲ ـ شناختشان صحیح باشد
۳ ـ کلمات ما بر آنان گران نباشد
۴ ـ و تسلیم ما اهلبیت باشند.»(۱)
آنچه از مفهوم و منطوق این دُرر برمیآید، یکی این است که اکثر مردم و پیروان به خاطر اشتغالات دنیوی و عادات و ملکات روزمره، در توجّه و محبت به حضرت ولیعصر علیهالسلام سست و متزلزل میباشند؛ یعنی در اعتقادات و توسلات و پیاده کردن فرامین حضرتش ثابتقدم نیستند، لذا اکثراً وظایف و تکالیف مهدوی ندارند…
چنگ زدن به حبل ولایت
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «زمانی بر مردم فرا رسد که پیشوایشان غایب گردد.» زراره پرسید: در آنوقت مردم چکار کنند؟
فرمودند: «به همان ولایتی (که به ما دارند) چنگ بزنند تا کار برایشان ظاهر گردد.»(۱)
و در بیانی دیگر فرمودند: «خوشا به شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما به حبل (ریسمان) ولایت ما چنگ میزنند.»(۲) پس اتّصال به ولایت که صراط مستقیم است وظیفه میباشد و این پیوند و اتصال میبایست بهگونهای محکم باشد که اگر لغزشی پیش آمد، ریسمان از دست رها نشده و شخص به ضلالت و انحراف مبتلا نگردد.
چشم خدا
امام رضا علیهالسلام در زیارت و دعا برای صاحبالامر اینچنین عرضه داشتند: «خداوندا دفاع کن از ولیات و جانشینت، آن چشم نگرندهٔ تو.»(۱)
امام زمان علیهالسلام عینالله است و شیعهٔ ایشان باید توجّه داشته باشد که چشم آن بزرگوار به دوستان خود هست، مبادا در برابر نگاه مبارکشان مرتکب عملی شویم که غمآلود گردیده و خاطر مبارکشان رنجیده شود.
چشمبهراه بودن
در کتابهای لغت، انتظار را به معنی چشم داشتن و یا چشمبهراه بودن معنی کردهاند. چشمبهراه بودن به معنی انتظار کشیدن برای قیام و ظهور ایشان، جهت نجات و ایجاد صلح در عالم بشریت است نه اینکه انتظار فقط به خاطر مسائل شخصی و تنها برای رسیدن به وصال ایشان قبل از مرگ باشد.
به تعبیر دیگر، چشمبهراه بودن باید مفهومی وسیع داشته باشد تا با بصیرت، موضوعات کل عالم انسانی در نظر گرفته شود، لذا باید آمدن حق، پیاده شدن عدالت، نجات همهٔ مردم از گرفتاریها و … مدنظر باشد و جنبههای شخصی و جزئی در تحت لوای کل قرار بگیرد.
چشمبهراه مطلوب و مقصود بودن و انتظار، هرچه خالصانهتر و پرفروغتر باشد پویایی هم بیشتر میشود؛ هر چیزی که انسان قلباً میل به آن داشته باشد و دنبال آن باشد تا حدّی میتواند به آن نزدیک شود، اگر هدف منتظِر از انتظاری که برای موعود میکشد، رسیدن به کمال مطلق و حقیقی باشد، همه انتظارش ترقّی، صواب و مطلوب است.
حرمت
شناخت چیزهایی که آبرومندی و ارجمندی دارد و حفظ حرمت آنها لازم است، برای توفیق منتظر از اهمیت ویژهای برخوردار است. این موضوع ازجمله دعای حضرت قائم علیهالسلام است که عرضه داشتند: «خداوندا توفیق شناخت آنچه حفظ آن لازم است را به ما بده.»(۱)
چراکه ارزشمند بودن هر چیزی اوّل به شناخت و دوم به نگهداری و محترم داشتن و حفظ حرمت آن است و حرمتهای مهدوی ازجمله آنهاست.
اوّل و آخر
چون میسّر نیست بر من کام او **** عشقبازی میکنم با نام او بر اهل خطابه، منبریها، مدّاحان و همهٔ کسانی که بهنوعی در مجالس و محافل و همایشها سخن میرانند لازم است تا اوّل کلام را با ستایش خداوند و درود بر محمد و آل محمد و جاری کردن نام خلیفهٔ مطلق او یعنی حضرت صاحبالزمان علیهالسلام آغاز کنند و در آخر خطابه و کلام، اوّل برای حضرت دعا نموده، سپس برای دیگران دعا نمایند.
مثلاً در بعضی اهل خطابه عادت اینگونه است که برای اعلان پایان مجلس، دعای آخر را با «و عجّل فی فرجه مولانا صاحبالزمان» به پایان میرسانند تا مردم بلند شوند و بروند.
نکته این است که شیعه، اوّل برای امام علیهالسلام دعا بکند و سپس در آخر برای ختم مجلس هم این جمله را بگوید که ممدوح است.
اموال ناپاک
چون احمد بن اسحاق وکیل امام عسکری علیهالسلام از قم، پول و وسایلی را که مردم برای امام علیهالسلام فرستادند آورد؛ امام علیهالسلام به فرزندش حضرت مهدی علیهالسلام فرمودند:
«هدایای دوستان و شیعیانت را باز کن و مهر بردار…» ازجمله پول خمس در کیسهای بود که چشم حضرت به آن افتاده فرمودند: «سزاوار نیست این پول را برداریم.»
احمد بن اسحاق عرض کرد: چرا؟
امام زمان علیهالسلام فرمودند: «این پول گندمی است که میان صاحب پول و زارع مشترک بود و لکن در وقت تقسیم صاحب گندم سهم زارع را کمتر داده و خودش کامل برداشته است».(۱)
از این فرمایش استفادهٔ کامل میشود که حضرت به اموال شبههناک و غصبی و زور و ناحق اصلاً نگاه نمیکند و اینگونه اموال مردود و مطرود است.
شیعه نیز باید در عصر غیبت مراقبه تام داشته باشد تا مبادا با گرفتن این نوع اموال، اسباب بُعد از حضرت را فراهم کرده و به اثر وضعی دریافت اموال ناپاک، گرفتار امراض روحی و جسمی و دچار بعضی بلاها شود.
ارتداد
روزی حضرت صادق علیهالسلام در کتاب جفر، دربارهٔ غیبت حضرت قائم علیهالسلام و امتحان مؤمنین در آن زمان و شک در قلبهایشان از طول غیبت و برگشت اکثر مردم از دینشان و خلع ریسمان اسلام (ولایت) از گردنشان و… نظاره کردند؛ پس رقّت قلب ایشان را فراگرفت و حزن بر ایشان غالب شد.(۱)
این غم و حزن و رقّتی که برای حال شیعیان دوران غیبت کبری بر امام ششم علیهالسلام مستولی شد، خود دلیل آن است که در دورهٔ آخرالزمان، مرتدّین و برگشت کنندگان در کرهٔ زمین بسیار میشوند. پس باید به خداوند و امام زمان علیهالسلام پناه برد که مبادا شیعه به هر سببی، از اعتقادات اصولی دست برداشته و درنتیجه موجب حزن امام علیهالسلام شود.
اولیاء
امام ششم در تأیید یقین و باور دوستان واقعی امام عصر علیهالسلام در زمان غیبت بیان داشتند: «خداوند میداند که اولیاء (در زمان غیبت کبری) دچار تردید و شک نمیشوند.»(۱)
از خداوند میخواهیم ما را همانند آنان قرار بدهد که مُهر حقیقی بر آنها زدهشده است آنان با توجه به طولانی شدن غیبت حضرت علیهالسلام و عدم اطّلاع از مکان ایشان و دشواری هجران، باز هم مقرّب بوده و اعمالشان موجب خشنودی حضرت علیهالسلام است.
خار قتاد
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «همانا برای صاحب این امر غیبتی است که در آن زمان متمسّک ماندن به دینش، به دست کشیدن به خار درخت قتاد میماند.»
سپس فرمودند: «کدام از شما میتواند خار درخت قتاد را با دست بگیرد. بهراستیکه در زمان غیبت صاحب امر، محب باید تقوای خداوند بورزد و به دینش چنگ بزند.»(۱)
در زمان غیبت کبری، به خاطر مشکلات و مسائل فردی، اجتماعی، حکومتی، اجانب، سلطه زور و زر و بلاهای گوناگون، دینداری آنقدر سخت میشود که به گرفتن خار قتاد با دست که همهجای آن تیغهای تیز و آسیبزننده وجود دارد تشبیه میشود.
پس وظیفه ما جهت امان ماندن از خطر بیرون شدن از مسیر حق، تقوا ورزیدن و چنگ زدن به دین خداست.
پناه از خسارت بزرگ
یکی از خسارات بزرگ معنوی و روحی برای شیعیان، وقتی است که بعد از بصیرت و هدایت تنزّل کنند و از مسیر بندگی برگردند و مردود شوند. حضرت بقیّة الله علیهالسلام در توقیعی چنین فرمودند: «به خداوند پناه میبرم از کوری بعد از بینایی و از گمراهی بعد از هدایت و از توقّف اعمال و هلاکت در فتنهها».(۱)
چون همیشه آزمایش الهی وجود دارد، هیچ پیرویکنندهای نمیتواند از روی یقین بگوید که دچار لغزش و تنزّل نمیشود و یقیناً در امتحانات قبول خواهد شد؛ لذا میباید در مسیر ترقّی و صعود از روبرو شدن با این قبیل خطرات به خداوند و امام زمان علیهالسلام پناه برد.
حبّ و بغض
تصدیق خداوند و پیامبر و ائمّه اطهار پلّهٔ اوّل شناخت و معرفت است، امّا پیروی کردن از ایشان با دو بال دوستی آنان و دشمنی با دشمنانشان راه صعود حقیقی است.
چنانچه دیده و شنیده شده، کسانی هستند که امیرالمؤمنین علیهالسلام را دوست میدارند ولیکن در رشته بغض نسبت به دشمنان ایشان حرفهای بیربط و ناموزون میزنند که این مسئله دلیل بر عدم علم کافی و بیمعرفتی آنان نسبت به حقیقت و شأن امام علیهالسلام است. شیعه باید در زمان غیبت کبری با پیروی از حضرت قائم علیهالسلام، از دو بال حب و بغض طبق موازینی که از احادیث منصوص واردشده برای رشد و ترقّی استفاده کند.
حضرت باقر علیهالسلام در پاسخ به سؤال ابوحمزه ثمالی که دربارهٔ معرفت خداوند پرسیده بود، فرمودند: «معرفت خدای متعال، تصدیق خداوند عزّوجل و پیامبر صلیالله علیه و آله و دوستی علی علیهالسلام و پیروی از ائمّهٔ هدی و برائت از دشمنانش بهسوی خداوند عزّوجلّ است.»(۱)
حیرت
امام عصر علیهالسلام در توقیعی به بعضی شیعیان فرمودند: «ای گروه شیعه چه چیز سبب شده است که در شک (اعتقادات) و تردید شدید و در حیرت واژگون (وارونه) گشتید»(۱)
زمانی که شیعه در اطاعت از اولی الامر دچار سستی شود، کمکم در بعضی موضوعات اعتقادی دچار شک و حیرت خواهد شد؛ به تعبیر دیگر چون آنچه از نصوص واردشده از اهلبیت را خود نخوانده و نفهمیده است و به تأویلات متمسّک شده است، کمکم حتی در مورد خود امام زمان علیهالسلام هم به حیرت و تردید میافتد که این خود از آفات دورهٔ آخرالزمان است.