دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد اول · فصل سوم · بخش اول

ردّ غلو کنندگان

در زمان غیبت صغری عدّه‌ای از غلات (غلو کنندگان) پیدا شدند که امام زمان علیه‌السلام را به‌عنوان شریک خدا در خلقت، علم، قدرت و غیب می‌دانسته و از آن مرتبه‌ای که خدا ایشان را قرار داده بود، بالاتر می‌دانستند. حضرت در نامه‌ای به محمد بن علی هلال کرخی چنین مرقوم داشتند:

«هرآینه جاهلان و نادانان از شیعه، ما را (با این‌گونه اعتقادات) اذیّت کردند، کسانی که دینشان به‌اندازهٔ بال مگسی ارزش ندارد… من از آنان بیزارم… محتوای این توقیع را به همه دوستان و شیعیان من برسانید… تا خداوند به آن‌ها توفیق بدهد و به‌سوی دین حق برگردند و ازآنچه نمی‌دانند دوری کنند.»(۱)

لذا بر همه شیعیان لازم است که در زمان غیبت کبری، مواظب افکار و اعتقادات خود باشند تا مبادا در گروه غلات قرار گیرند که حضرت از آنان بیزاری می‌جوید.

سه دعا

در توقیع شریف امام زمان علیه‌السلام به شیخ عمری و فرزندش محمد بن عثمان (از نواب اربعه زمان غیبت صغری) چنین دعا کردند.

«خداوند شما را برای اطاعت توفیق بدهد، بر دینش ثابت‌قدم بدارد و به رضایتش شما را سعادتمند کند».(۱)

از این سه دعای حضرت در حق نوابش فهمیده می‌شود که توفیق در طاعت، ثابت‌قدم بودن و رضایت خداوند برای صعود و قرب مؤثر است؛ لذا شیعه نباید از این دستورالعمل غافل باشد.

سؤال بی‌مورد

حضرت قائم علیه‌السلام در پیامی فرمودند: «من امان برای اهل زمین هستم همان‌طور که ستارگان سبب امان اهل آسمان‌ها هستند، پس از پرسشی که جوابش استفاده‌ای برای شما ندارد، پرهیز کنید.»(۱)

برای ما ده‌ها سؤال پیش می‌آید که ذهن ما نمی‌تواند به آن‌ها جواب قانع‌کننده‌ای بدهد، لذا حالت پرسش از امام عصر علیه‌السلام داریم.

اگر به این سؤالات از امام علیه‌السلام دقّت کنیم درمی‌یابیم.

۱ ـ بعضی از آن‌ها هیچ سود آخرتی و معنوی ندارد.

۲ ـ اگر جواب بعضی از سؤالات را بگیریم احتمال اعتراض در ذهنمان پیش می‌آید.

۳ ـ ازآنجایی‌که حکیم نیستیم، مصالح حکیمانه را همانند قضیّه موسی و خضر، به اشکال کردن می‌گذرانیم.

غمگین شدن امام

امام زمان علیه‌السلام در توقیعی به گروهی از شیعیان فرموده است: «به من خبر رسیده که دسته‌ای از شما در دینتان به شک افتاده و دربارهٔ والیان امور، به ریب و حیرت افتادید، پس ازاین‌جهت نه برای خودم که برای شما غمگین شدم و ما ناراحت برای شما شدیم نه برای خودمان».(۱)

این توقیع مبارک دربارهٔ گروهی از شیعیان است که در امتحان الهی دچار شک شده و سبب غمناکی امام علیه‌السلام گردیدند.

خدا نکند که ما باکارهایمان باعث ناراحتی و رنجش اماممان شویم که این ضعف بزرگی است. وظیفه آن است که با اعمال و رفتارمان، امام علیه‌السلام را مسرور کرده و او را از خود راضی بگردانیم.

فدای او

محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری نامه‌ای به پیشگاه حضرت حجّت علیه‌السلام نوشتند که یکی از مطالب نامه این بود: «خداوند در مسائل ناگوار برای شما، مرا فدایت بگرداند و مرگ مرا قبل از تو قرار دهد.» فداک و قدمنی قبلک.’](۱)

پس ما هم باید هر روز با زبان قال و حال با امام علیه‌السلام چنین بگوییم: این نیمه‌جان ما فدای شما و مرگ ما قبل از شما و در راه شما باشد ای بقیة‌الله علیه‌السلام و هر سوء و گرفتاری که می‌خواهد برای شما پیش بیاید ما عوض آن فدایت گردیم.

قصد

در توقیعی حضرت بقیة‌الله علیه‌السلام فرمودند:

«در پرده برداشتن از اسراری که بر شما پوشیده است نکوشید و از راه راست منحرف نگردید و به چپ تمایل پیدا نکنید؛ قصد (آهنگ، عزم، میانه راه رفتن) تان را به‌سوی ما به‌وسیلهٔ مودّت بر روش واضح و روشن قرار بدهید».(۱) از این کلام صریح و نورانی معلوم می‌گردد که مسیر مستقیم و راه میانه برای رسیدن به حضرت علیه‌السلام، به‌وسیلهٔ مودّتی انجام می‌گیرد که در آن افراط‌وتفریط نیست و شیعه بر اساس این دوستی به امامش می‌رسد.

قساوت قلب

در آخرین توقیعی که حضرت حجّت علیه‌السلام به نمایندهٔ خاص خود علی بن محمد سمری نوشت، چنین فرمودند: «زمان غیبت کبری شروع‌شده و امر ظهور من اتّفاق نمی‌افتد مگر بعد از:

قساوت قلوب عموم مردم جهان از موضوعاتی است که مخصوصاً شیعیان باید به آن توجه داشته باشند که مبادا سخت‌دلی و سنگدلی بر آنان غلبه کند، پس اسباب قساوت دل و درمان آن را در کتاب‌های اخلاقی بخوانند و خود را درمان کنند که بسیار قابل اهمیت است.

مهم ترین عافیت

بدان که عافیت هم دربارهٔ جسم و هم دربارهٔ روح استعمال می‌شود؛ بدترین گرفتاری در آخرالزمان ضلالت و افتادن در دام فتنه‌ها است و عافیت از این دو گرفتاری بسیار قابل‌توجه و واجب است.

لذا حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام در جواب شیعیان، در اوّل نامه، چنین نوشتند: «خداوند ما و شما را از گمراهی و فتنه‌ها عافیت (نجات) بدهد.»(۱)

وقتی در اصول و مسائل اعتقادی، شک و حیرت پیش بیاید، زمینهٔ لغزش پیدا می‌شود و عدم یقین سبب هبوط و تنزّل گردیده و عاقبت به ضلالت ختم می‌شود که این از امتحانات نفوس در پیش آمدها است.

منشأ برکت

اگر محب بداند که شیعهٔ واقعی حضرت چه مقامی دارد، همیشه فانی در ارباب و مولایش می‌شود و دنبال معاصی نمی‌رود.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «خداوند به کسی از شیعیان ما که نماز می‌خوانند، بلاها را از کسانی که نماز نمی‌خوانند دفع می‌نماید.»(۱)

وقتی وجود یکی از شیعیان واقعی امام برای دیگران تا این حد بابرکت و ارزشمند است، پس معلوم می‌شود که وجود ذی جود خود امام علیه‌السلام که منشأ همه برکات معنوی و مادی است تا چه حد برای همه صالحان و طالحان در کل کرهٔ زمین باارزش و پربرکت است، هرچند ادراک آنان از قطب عالم امکان عاجز و ناتوان است. امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: «به‌واسطهٔ ما زمین از هلاک کردن اهلش بازداشته می‌شود.»(۲)

حقوق حضرت

حضرت مهدی علیه‌السلام حقوق بسیاری بر گردن ما دارد ازجمله: حق هدایت، حق نعمت‌ها، حق بقاء، حق امامت و رهبری، حق ولایت، حق منعم، حق والد و … و این از موضوعاتی است که دایرهٔ آن وسیع است و دانستن و شناخت حقوق امام علیه‌السلام بر رعیت، از ضروریات است.

حج

حاجی که مشرّف به مکه برای انجام فریضهٔ حج می‌شود، بداند که طبق روایتی که فرمود: «قسم به خدا که صاحب این امر در مراسم حج هرسال حاضر می‌گردد و حاجیان را می‌بیند و آن‌ها را می‌شناسد ولی آن‌ها او را نمی‌شناسند.»(۱)

مبادا کاری کند و حرف رکیکی بزند که ناراحتی حضرت را ایجاد کند و در معرض دید آن امام علیه‌السلام است و وظیفه، ادب و مراقبه است که شاید عنایت خاص به او بنماید.

حوزۀ علمیّه

وظیفه ترویج مهدویت و دعوت مردم به‌سوی امام زمان علیه‌السلام در وهلهٔ اوّل، به عهده حوزه‌های علمیّهٔ تشیّع است چراکه حوزه علمیّه مهم‌ترین مرکز اشاعه و کانون فرهنگ موضوعات دینی است. واضح است که یکی از تکالیف دانشمندان دینی آموزش و ترویج اصول دین و ازجمله اصل امامت است که اگر گسترش این موضوع در ابعاد وسیعی صورت پذیرد، همگان به وظائف خود آشنا شده و برای پیاده‌سازی آن‌ها موفق‌تر خواهند بود؛ اما به هر علّت آنچه در این زمینه از حوزه‌های علمی دیده می‌شود قلیل است.

حیا

وقتی شرم و حیا کم می‌شود اصرار بر انجام نواهی بیشتر شده، درنتیجه موجبات بُعد از حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام فراهم می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، در ابتدا پررویی و بی‌حیایی با مقدار کم شروع می‌شود و پس از تکرار گناه زشتی انجام آن در چشم شخص از بین رفته و به بدی آن عادت می‌شود آنگاه حیا کم شده و اصرار بر انجام گناه زیاد می‌شود.

حضرت به خداوند عرضه می‌دارد: «خداوندا همانا طلب بخششم به توست درحالی‌که بر آنچه نهی کردی اصرار می‌ورزم و این از کم‌حیایی‌ام هست».(۱)

پس شیعه‌ای که مشتاق جمال ملکوتی حضرت است، باید صفت حیا را احراز کند تا توفیقات نصیب او شود.

حفظ غرایز

از مسائل مهم و موانع بزرگی که سبب حجاب شده و مانع از لقاء حضرت می‌شود، غلبه غرایز منفی بوده که از جنود جهل بشمار می‌روند. البته باید در نظر داشت که افراط‌وتفریط در غرایز مثبت هم سبب تزلزل و ضعف می‌گردد.

ما باید برای حفظ غرایز از حضرت کمک بگیریم تا نفسمان مطمئنه شده و قابل لطف ایشان گردیم. حضرت بقیة‌الله علیه‌السلام در دعایی می‌گویند: «خداوندا غرایزی که در نفس ما گذاشتی و بقاء آن به دست رحمت توست حفظ کن… از دست شیطان که حرکتش دهد و با ابزارش آن را قطع نماید.»(۱)

حفظ از شرور

ما به‌خودی‌خود نمی‌توانیم خودمان را از شر شیاطین، شر نفس، شر اهل دنیا و فجار و … حفظ کنیم حتماً باید برای نگهداری خودمان به حضرت علیه‌السلام متوسل شویم، چراکه ایشان وقایة الله (نگه‌دارنده خداوند است) هستند. لذا باید از حضرتش درخواست کنیم و به ایشان پناه ببریم. حضرت قائم علیه‌السلام در درخواستی به خداوند چنین عرضه می‌دارد: «خداوندا مرا در این دنیای پست از شر پادشاهان و تبهکاران و بدان و دوستداران و عاملین دنیا حفظ کن».(۱)

حجاب شناخت

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «در صاحب این امر سنّت‌هایی از پیامبران است؛ سنّتی از یوسف دارد که مستور بودن اوست که خداوند بین او و مردم حجاب قرار داده که او را می‌بینند، ولی او را نمی‌شناسند (همانند یوسف).»(۱)

برای ما درد است که گاهی حضرت دیده می‌شود ولی آلوده بودن چشم‌های باطنی و سیرت درونی ما، مانع و حجاب از رؤیت ایشان می‌شود.

در دعای ندبه می‌گوییم: «جانم فدایت، تو آن ناپیدائی که بیرون از ما نیستی. جانم فدایت، تو آن دور از وطنی که دور از ما نیستی».(۲)

پس ایشان با آن‌که پنهان‌اند با ما هستند و دور از وطنی هستند که نزدیک به ما می‌باشند. این کلام، بشارتی است برای شیعه که مولا و آقایشان در میان محبین و پیروان خود حضور دارند؛ امّا متأسفانه حجاب ما مانع از معرفت و لقاء حضرت می‌شود.

حضور در مجالس

از نشانهٔ محبت به حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام، حضور در مجالسی است که دربارهٔ آن بزرگوار منعقد می‌گردد؛ تجلیل از چنین مجالسی نیکو بوده و حضور مخلصانه در چنین محافلی نشانهٔ ادب و محبت است.

هر مجلسی که در آن یاد خدا و مسائل دینی و فضایل حضرت محمد و آل محمد نشود مجلس بیهوده‌گویان بوده و نتیجه آن حسرت خواهد بود. ازآنجایی‌که فرشتگان خادم امام زمان علیه‌السلام هستند و علاقهٔ خاص الخاصی به ایشان دارند، در هر مجلسی که به نام مبارک حضرت علیه‌السلام برپا می‌شود حضور پیدا می‌کنند و این موضوع از اهمیت فراوانی برخوردار است تا جایی که شایسته است محب بدان توجه کافی داشته باشد.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «خداوند را ملائکه‌ای است که سیاحت و دور می‌زنند و هر جا از جمعی بگذرند که محمد و آل محمد را یاد می‌کنند به یکدیگر می‌گویند توقف نمایید، پس در آن مجلس می‌نشینند و بهره می‌برند… هرکه در آن مجلس بنشیند بدبخت نمی‌شود.»(۱)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «هر جمعی در مجلسی که یاد خدا و یاد ما نکنند، آن مایهٔ حسرت آن‌ها در روز قیامت خواهد شد.»(۲)

برای آنکه آثار این‌گونه مجالس بیشتر شده و تأثیر آن موجب جلاء قلوب گردد، حتماً باید نیّت بانی و گوینده و مستمع خالص باشد؛ لذا کمرنگی بعضی مجالس امام زمان علیه‌السلام به خاطر آن است که مثلث بانی و ناطق و مستمع در این محافل، تمام شرایط لازم و کامل را دارا نیستند.