دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد اول · فصل سوم · بخش دوم

حال، نه قال

شیعه در دعا و راز و نیاز و عرضهٔ خواسته‌هایش محضر مقدّس امام زمان علیه‌السلام، نباید به‌صرف زبان قال بسنده کرده و اکتفا کند چراکه تأثیر آن کم است.

بلکه به هر زبانی اعم از فارسی، عربی و … چه نظم، چه نثر و هر عملی که باشد باید با حال ادا شود یعنی لقلقهٔ لسانی منجمد تأثیر ندارد.

چراکه همیشه تأثیر در کیفیت است نه کمیت. گرچه دعا منصوص باشد دارای امتیاز خاصی است لکن دیده می‌شود که بعضی ادعیه، همانند دعای ندبه برای افراد عادت شده است و عادت، آفت حال و سوز است.

لذا خداوند در سورهٔ اعراف/۲۰۵ فرمود: «وَ اذْکرْ رَبّک فی نَفْسِک تَضَرّعًا وَ خیفَةً: یاد کن پروردگارت را در نفس (دل، جان) خودت با حالت تضرّع و بیم.»

چراکه تأثیر دعا با حضور قلب همراه با تضرّع، افزون از یاد کردنی است که داعی آن، ذکر و دعا را صرفاً لفظی آن‌هم با غفلت و بی‌توجهی ادا می‌کند.

حبل الله

شیعه در زمان غیبت کبری باید به ریسمان الهی چنگ بزند تا مبادا از عدم اتصال دچار تفرقه و پراکندگی فکری شود.

تمسک بر امر الهی و اتّصال به حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام موجب رشد و تعالی است و نتیجهٔ عدم تمسک، دربه‌دری و ضلالت و باعث بیهوده تلف کردن عمر و در پناه اهل ضلال درآمدن است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعًا وَ لا تَفَرّقُوا: همه‌تان به ریسمان خداوند چنگ زنید و متفرق نشوید.» (آل‌عمران/۱۰۳)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «ما ریسمان خداوندیم که خدا در قرآن فرمود.»(۱)

حفظ زبان و بیتوته در بیوت

در دوره غیبت کبری رعایت دو موضوع برای بیشتر افراد ضروری است: یکی حفظ زبان از گناهان و دیگری دوری از جامعه‌ای که گناه گریبان عموم مردمش را به‌نوعی گرفته است.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «زبان‌های خود را بازدارید و در خانه‌هایتان بمانید تا اینکه واقعه‌ای (از گناه کردن) به سراغ شما نیاید.»(۱)

حالت یتیمی

یتیم کسی است که پدر و مادر خود را از دست داده باشد.

اما یتیم حقیقی آن‌کسی است که امامش را نبیند و نتواند به ایشان دسترسی داشته باشد و محروم از عطایای مادی و معنوی خاص امامش گردد.

اگر منتظر به این احساس و ادراک دست پیدا کرده و یتیمی را واقعاً درک کند، گریه و سوز و دعایش سبب آن می‌شود که بحر بخشایش حضرت حق به جوش آمده و پدر حقیقی را به او برساند و بنمایاند. پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «سخت‌تر از یتیم پدرمرده، یتیمی است که از امامش محروم و بریده‌شده و قدرتی به وصال او نداشته باشد.»(۱)

حزب قوّام

حزب یعنی گروه، دسته، به گروهی از مردم که دارای مرام و مسلک معیّنی باشند حزب می‌گویند. ان‌شاءالله همه ما به‌صورت گوش‌به‌فرمان و آماده برای قیام، جزء حزب حضرت قائم علیه‌السلام باشیم.

به بیانی دیگر قیام‌کننده خود را در زمان غیبت آماده می‌کند تا زمانی که حضرت قائم علیه‌السلام قیام فرمودند، بدون درنگ، همراه ایشان قیام کرده و مطیع فرمان او باشد. امام رضا علیه‌السلام در دعایی چنین می‌گوید: «خداوندا ما را در گروهش، آن بسیار قیام‌کنندگان به فرمانش قرار بده».(۱)

خواسته حضرت

اگر منتظر، همه همّت، کار و نیّتش را در برآوردن حاجت (نیاز و خواسته) حضرت قائم علیه‌السلام معطوف کند حضرت علیه‌السلام نیز در مقام برآورده کردن حاجت او برمی‌آید که البته شیوه جواب امام علیه‌السلام از باب حکمت و مصلحت صورت خواهد گرفت.

حضرت مهدی علیه‌السلام در پیغامی به حلیی فرمود: «هر کس در پی حاجت (خواسته) خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند هم بر آورنده حاجتش است.»(۱)

خواسته حضرت مسئله‌ای کلی است، امّا تا اندازه‌ای می‌شود حاجت حضرت را دانست و در پی برآوردن حاجت ایشان سعی و تلاش کرد.

لذا ازاین‌جهت است که می‌باید در دعاها سلامتی و فرج ایشان که ازجمله حاجات حضرت علیه‌السلام است را بر همه خواسته‌های خودمان مقدم بدانیم.

خواندن او

گفتاری با صواب‌تر و زیباتر از گفتاری که با آن محبوب عالم خوانده می‌شود وجود ندارد تا جایی که اگر این خواندن، لقلقهٔ لسان نبوده و با توجه همراه باشد موجب شفای دل خواهد شد. امام عصر علیه‌السلام در دعایی می‌گوید: «خداوندا، نیست گفتاری برای من به صواب و راستی جز خواندن تو».(۱)

خشنودی

جلب رضایت و خشنودی امام زمان علیه‌السلام، می‌باید از اهداف و ارکان اصلی باشد که هر شیعه در اعمال و رفتارش موردنظر قرار می‌دهد. هرگاه شخص منتظر، توجه و مراقبه را در نیّات و اعمالش همراه کند، نتیجه‌اش خشنودی حضرت علیه‌السلام می‌شود. حضرت علیه‌السلام در دعایی به خداوند عرضه می‌دارد: «خداوندا قرار بده برایم راهی که به خشنودی تو بیانجامد»(۱)

خشم

خشم و غضب امام علیه‌السلام نشانهٔ غضب خداوندی است. به‌عبارت‌دیگر هرگاه عاملی باعث خشمگین شدن حضرت علیه‌السلام شود همان نشانه غضبناک شدن حق‌تعالی است.

لذا هرگاه منتظر، درجایی مشاهده نمود که مظلومی مورد اذیت و آزار ظالمی قرارگرفته یا بر کسی هتاکی و پرده‌دری روا می‌دارند و یا به ناموس مردم تجاوز می‌کنند و… می‌باید ناراحت شود چراکه این کارها باعث ناراحتی حضرت بقیة‌الله می‌شود. ایشان به خداوند عرضه می‌دارد: «خدایا ما برای غضب تو خشمناکیم.»(۱)

خشوع قلب

بدان که خشوع و نرمی دل برای حضرت، ازجمله فرامینی است که نائب خاص اوّل امام زمان علیه‌السلام، شیخ ابو عمرو عَمری در دعای منتظر بر ابوعلی بن حَمّام املاء کرده است.

«وَ لَیِّنْ قَلْبیٖ لِولِیّ اَمْرِک: خداوندا دلم را بر ولی امرت نرم کن.»(۱)

لازمه این حالت، دوری کردن از صفات ناپسند، افراد نااهل و مجالسی است که دل را سخت کرده و قساوت قلب می‌آورند.

خداوند فرمود: «آیا برای کسانی که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دل‌هایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل‌شده، نرم (و فروتن) گردد و مانند کسانی نباشند که از پیش بدان‌ها کتاب داده شد و عمر آنان به درازا کشید و دل‌هایشان سخت گردید و بسیاری از آنان فاسق بودند.» (حدید/۱۶)

تفسیر البرهان، روایتی آورده است که تأویل این آیه را در زمان غیبت کبری بیان داشته است و می‌گوید منظور از روزگار، مدّت دوران غیبت است.(۲)

یعنی قساوت قلب سبب فسق و بُعد می‌شود و خشوع قلب سبب یاد حقیقی محبوب می‌شود. امام نسبت به همهٔ شیعیان لطف فراوان دارد و به حالشان دلسوز است.

امام صادق علیه‌السلام به زید شحّام فرمودند: «البته ما به شما از خودتان مهربان‌تریم.»(۳)

پس ما باید تلاش کنیم تا نسبت به امام زمان علیه‌السلام الفت بیشتری پیدا کنیم و تا جایی که می‌توانیم مهربانی و لطف ایشان را در خود احساس و درک کنیم.

خیر خواهی

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: «سه چیز است که هرگز قلب مرد مسلمانی در آن‌ها خیانت [و تردید] روا نمی‌دارد: اخلاص عمل برای خداوند، خیرخواهی برای امام مسلمین و ملازمت با جماعت آنان.»(۱)

منظور از خیرخواهی آن نیست که شخص به پیشوایش امر و نهی کند، چراکه هیچ‌گاه فرد دانی نمی‌تواند به عالی فرمان دهد و به بهانه خیرخواهی به ایشان خط بدهد، بلکه مقصود این است که در رهبری و دعوت خلق به‌سوی امام قصد خالصانه داشته باشد و ناخالصی و اغراض نفسانی از آن به دور باشد؛ پس خیرخواهی در زمان غیبت کبری به یک معنا به خود ناصح برمی‌گردد که مراقبت داشته و نسبت به اموری که به امامش مربوط است به صواب و نیکو رفتار نماید.

به یک معنی خلق را به‌سوی صاحبان خیر یعنی شخص امام علیه‌السلام که خیر مطلق است، دعوت کند.

امام صادق علیه‌السلام در زیارت حضرت ابوالفضل علیه‌السلام، چنین فرمودند: «اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ بٰالَغْتَ في النَّصیٖحَةِ: شهادت می‌دهم همانا تو زبان به نصیحت و خیرخواهی گشودی.»(۲)

پس شخص برای آنکه بتواند خیرخواه خوبی باشد در استماع و پیاده‌سازی اندرزها و اوامر امام خودش به نحو احسن عمل می‌کند.

خیر مطلق

امام هادی علیه‌السلام در زیارت جامعه کبیره فرمودند: (ای امامان) «هرگاه یاد خیر شود، شما، اوّلش و اصل‌وفرعش و معدن و جایگاه و سر حدّ نهائی‌اش هستید.»(۱)

انسان ذاتاً هر کس که وجودش رساندن خیرات، مبرات و احسان باشد را دوست می‌دارد.

لذا ازآنجایی‌که وجود ذی جود امام زمان علیه‌السلام خیر و نیکی مطلق می‌باشد پس چطور شیعه امامش را دوست نداشته باشد؛ امامی که نه‌تنها همه خیرات در وی جمع شده است بلکه همه فیوضات از بالا تا پایین از ایشان صادرشده و به موجودات عالم می‌رسد. البته شاید بهترین مرتبه از مراتب خیررسانی این باشد که دیدار جمال محبوب مطلق با معرفت کامل نصیب محب حضرتش شود.

حسن‌یوسف، دم عیسی، ید بیضا داری **** آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری

خواص و عوام

معتقدان و محبان دو دسته هستند؛ یک دسته که مقرّب و از خواص بشمار می‌روند؛ اینان نیّتشان خالص و اندیشهٔ مهدوی آنان بالا و افق فکری‌شان فاصلهٔ زیادی با عوام دارد. دستهٔ دوّم اشخاصی هستند که به عوام معروف‌اند، اینان نه‌تنها فرهنگ مهدوی را از کسانی می‌گیرند که به چند خواب و اخبار از آینده و حکایت‌ها و علائم ظهور بسنده کرده‌اند؛ بلکه به همین گفتارهای ساده و حکایات به‌ظاهر جذّاب مشغول و سرگرم شده‌اند، داستان‌هایی که دارای اساس ضعیف بوده و مطالب آن شامل تأویلات ناصواب هستند.

لذا مطالب عوام‌پسند، جلوی تعقل در منقولات را گرفته و به همین مطالب دل‌خوش کرده‌اند، مانند قصهٔ جزیرهٔ خضراء و… متأسفانه این نوع مطالب آثار آسیب‌پذیری به همراه دارند.

خاص الخاص

حضرت صادق علیه‌السلام فرمودند: «در زمان غیبت، کسی جای قائم را نمی‌داند، مگر موالیان خاص در دین.»(۱)

از این بیان استفاده می‌شود که دوستان و یاران خاص الخاص امام زمان علیه‌السلام که دین‌داران واقعی و حقیقی هستند، می‌توانند با اذن خود حضرت از مکان ایشان اطلاع پیداکرده و به آن بارگاه ملکوتی راه پیدا کنند.

لذا ما هم باید بکوشیم تا با محبت خالصانه و دین‌داری واقعی، به رفع حجب و موانع موجود جهت راه‌یابی به منزلگاه‌های حضرت بپردازیم تا ان‌شاءالله با تفضّل حضرت علیه‌السلام نام ما از جمع نامحرمان ایشان خط‌خورده و توفیق لقاء و حضور را به ما عنایت کنند.

خون‌خواهی حسینی

امام باقر علیه‌السلام در زیارت عاشورا چنین می‌فرمایند: «پدر و مادرم فدایت باد، به‌راستی‌که مصیبت من به خاطر تو بزرگ شد، پس درخواست می‌کنم از خداوندی که مقام تو را گرامی داشت مرا نیز گرامی دارد و روزی‌ام نماید انتقام خون تو را بگیرم با امام منصور (یاری شده) از خانواده محمد صلّی الله علیه و آله که خدا درود بر او و خاندانش فرستد… از خدا می‌خواهم مرا به آن مقام ستوده‌ای که در پیشگاهش برای شماست برساند و اینکه روزی‌ام کند گرفتن انتقام خون شما را با امام مهدی علیه‌السلام ظاهر شونده و گویای از خاندان شما.»(۱)

یکی از اهداف ظهور امام علیه‌السلام، خون‌خواهی از قاتلان امام حسین علیه‌السلام است؛ بدین معنی یزیدیان آن زمان الآن هم ورثه و هم‌عقیده و راضی شوندگان به افعال آنان هستند، پس امام علیه‌السلام که منتقم است از ظالمان و قاتلان و بنی‌امیه انتقام می‌گیرد و یکی از آرزوهای شخص منتظر این است که با امام مهدی علیه‌السلام انتقام خون حسین علیه‌السلام را بگیرد.

در دعای ندبه آمده است: کجاست گیرندهٔ خون کشته‌شدهٔ کربلا.(۲)

البته در دعای ندبه درجایی دیگر این مضمون واردشده است: «کجاست گیرندهٔ انتقام خون پیامبران و فرزندان آن‌ها».(۳)

امام باقر علیه‌السلام فرمودند: «چون امام حسین علیه‌السلام کشته شد، ملائکه ضجّه و ناله کردند و گفتند: خداوندا برگزیدهٔ تو و بهترین آفریده را می‌کشند و تو چشم می‌پوشی؟ آنگاه خداوند، امامان از نسل حسین علیه‌السلام را به آن‌ها نشان داد که در میان آن‌ها یکی ایستاده نماز می‌خواند، فرمود: با این قائم از آنان انتقام می‌گیرم.»(۴)

دوری از هوای نفس

منتظر برای آنکه تقرّب به حضرت حجت علیه‌السلام پیدا کند، لازم است تا با مراقبه شبانه‌روزی از هوای نفس دوری کرده و خود را از شر نفس اماره، ایمن بدارد و این میسّر نمی‌شود مگر با مجاهده و توسّل.

به‌عبارت‌دیگر منتظر باید بکوشد تا با جهاد اکبر آن‌هم در سایه عنایت خود حضرت علیه‌السلام، باعث دور کردن هوس و شهوات نفسانی شده تا ان‌شاءالله قابل نظر امام علیه‌السلام شود. حضرت قائم علیه‌السلام فرمود: «باید ایشان پیروی هوی (نفس) را از خود دورنمایند.»(۱)

دعوت خلق به‌سوی امام زمان علیه‌السلام

یکی از وظایف شیعهٔ دانا و محب این است که مردم را به‌سوی شناخت حضرت دعوت کرده و فرامین، فضایل و مناقب ایشان را برای آنان تبیین کند.

در کتاب بصائر الدرجات روایتی از امام علیه‌السلام نقل کرده است که فرمودند: «عالمی که معالم دینشان را به مردم تعلیم می‌دهد و آنان را به‌سوی امامشان دعوت می‌کند از هفتاد هزار عابد بهتر است».

به تعبیری لطیفانه می‌توان این‌گونه بیان کرد: هر کس که از مسائل مربوط به امامش فاصله دارد و توفیق دیدار ایشان را نداشته و نمی‌تواند حضرت را ببیند همچون یتیمی فقیر است که نمی‌داند چه باید بکند و وظیفه‌اش چیست، لذا بر عارف به امام زمان علیه‌السلام لازم است که مانند پدری مهربان آنان را یتیم‌نوازی کند.

سپس دعوت افراد جاهل، یتیم، بی‌مقصد و امثال این‌ها به‌سوی پدر واقعی و مقصد حقیقی، کار عالم عامل، عارف و محب است. چراکه این وظیفه ارشادی و هدایتی، از وظایف دانایان بامعرفت نسبت به امام زمان علیه‌السلام است.

البته واضح است که فاقد شیء نمی‌تواند معطی شیء شود؛ یعنی کسی که خود به معرفت حقیقی نرسیده و تنها به الفاظ و نقل حکایت بسنده کرده نمی‌تواند آن‌گونه که شایسته است مردم را به‌سوی امام زمان سوق دهند.

این افراد مصداق این آیه از کلام هستند که می‌فرماید: «أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکمْ: آیا مردم را به نیکی امر می‌کنید و خود را فراموش می‌کنید.» (بقره/۴۴)

در این ارتباط مدعیان بسیارند و اهل خلوص و صاحبان نَفَس قلیل‌اند.

کسی که مردم را به‌سوی امام علیه‌السلام دعوت می‌کند می‌بایست که از جانب خداوند متعال و امام علیه‌السلام موردعنایت و دستگیری واقع شده باشد تا بتواند وظیفه خود را در ارشاد و هدایت متعلّم و نفس آماده، به‌خوبی انجام دهد و زحماتش کارساز شود.

دست را مسپار جز در دست پیر **** حق شدست آن دست او را دستگیر