دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد اول · فصل چهارم · بخش دوم

سنخیت

منتظر در صفات و اعمالش باید با منتظَرش سنخیت داشته باشد؛ چراکه قُرب عبد به مولی، به کارهای پسندیده و رفتاری که انجام می‌دهد بستگی دارد؛ گرچه فاصلهٔ بین امام علیه‌السلام و رعیت بسیار است؛ امّا در صفات و کردار هرچه رعیت خالص‌تر و تصفیه‌شده‌تر باشد، شأن و درجه‌اش به امامش نزدیک‌تر است. پس باید کوشید تا سنخیت ایجاد گردد.

سامع

در زیارت آل یاسین (نسخهٔ المزار الکبیر) چنین به امام می‌گوییم: «تو می‌بینی و می‌شنوی ای حجّت خداوند دعایم را.»(۱)

هیچ جای شک و تردید نیست که همهٔ صداها و رازها و مناجات و دادخواهی‌ها به‌تناسب منادی و داعی و سوز و کیفیت ندا، به گوش مبارک حضرت مهدی علیه‌السلام می‌رسد. امام اُذن الله الواعیه است؛ گوش شنوای خداست.(۲)

ایشان مظهر تام اسم سمیع پروردگار است و این رسیدن صوت به ایشان یا شیوه استماع نداها توسط حضرت علیه‌السلام به نحوی است که از افهام ظاهری افراد غیر از اولیای الهی خارج است، چه آنکه در عالم خلق و امر پر از ندا و صوت است و فقط حضرت حجت علیه‌السلام می‌توانند استماع بکند.

سلام‌ها

منتظر معتقد است که امام علیه‌السلام گوش شنوای حق است و وظیفهٔ هر رعیت و کارگر و منشی و پیرو، این است که اوّل صبح بر مولی و ارباب و آقا و کارگزار خود سلام کند. پس شیعهٔ منتظر، اوّل صبح و اوّل شب خوب است بر امام خود سلام کند. نوع سلام به هر زبان و معنایی باشد ممدوح است امّا سلام‌هایی که خود امام زمان علیه‌السلام در زیارت آل یاسین (نسخه المزار الکبیر) بیست و یک‌بار به مضامین مختلف فرمودند این‌چنین است:

۱ ـ سلام بر تو ای دعوت‌کننده از جانب خدا و پرورش‌دهندهٔ آیاتش

۲ ـ سلام بر تو ای درگاه خدا و حکم کننده دین‌اش

۳ ـ سلام بر تو ای جانشین خدا و یاری کننده حقّش

۴ ـ سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به‌سوی اراده‌اش

۵ ـ سلام بر تو ای تلاوت کننده کتاب خدا و شرح کننده آن

۶ ـ سلام بر تو در تمام لحظات شب و تمام دقایق روزت

۷ ـ سلام بر تو ای باقیمانده (حجج) خدا در زمینش

۸ ـ سلام بر تو آن لحظه که برمی‌خیزی

۹ ـ سلام بر تو آن دم که می‌نشینی

۱۰ ـ سلام بر تو آن زمان که (قرآن را) می‌خوانی و توضیح می‌دهی

۱۱ ـ سلام بر تو آنگاه‌که نماز گزارده و فروتنی می‌کنی (قنوت می‌خوانی)

۱۲ ـ سلام بر تو آن هنگام که رکوع نموده و سجده می‌نمایی

۱۳ ـ سلام بر تو آنگاه‌که به خدا پناه برده و او را تسبیح می‌گویی

۱۴ ـ سلام بر تو آنگاه‌که خدا را به یگانگی ستوده و تکبیر می‌گویی

۱۵ ـ سلام بر تو آنگاه‌که خدا را حمد کرده و از او مغفرت می‌جویی

۱۶- سلام بر تو آنگاه‌که خدا را به عظمت یاد نموده و مدح و ستایش می‌نمایی

۱۷ ـ سلام بر تو آنگاه‌که شب را گذرانده و صبح می‌نمایی

۱۸ ـ سلام بر تو در شب هنگامی‌که سیاهی‌اش فراگیرد و روز آنگاه‌که روشن و آشکار شود و در آخرت و دنیا

۱۹ ـ سلام بر تو ای امامی که در امانی

۲۰ ـ سلام بر تو ای امامی که پیش افتادهٔ آرزوهایی

۲۱ ـ سلام بر تو به جمیع سلام‌ها (همه‌جانبه)(۱)

سختی روزگار غیبت

در دورهٔ آخرالزمان مردمی که به خاطر گرفتاری زیاد و بلاهایی که می‌آید از بی استقامتی و ترس، به غم و رنج می‌افتند، وقتی‌که کسی از کنار قبر برادرش می‌گذرد به قبر برادر مرده‌اش می‌گوید: کاش من بجای او بودم.(۱)

الآن در کل کرهٔ زمین شیعیان غریب هستند و انواع بلاها و امتحانات مختلف دامن‌گیر آن‌ها شده است تا جایی که از دنیا سیر می‌شوند و آرزوی مرگ می‌کنند.

البته مرگی خوب است که در راه محبوب عالم حضرت ولی‌عصر (روحی و ارواح العالمین له الفداء) باشد و بلاهای رسیده، سبب برطرف شدن بلا و غم از حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام شود.

سائل (نحوه گدایی)

منتظر می‌باید به‌گونه‌ای به باب درگاه حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام، عرضهٔ حاجت بدارد که فقر، نیاز، احتیاج به عفو و همچنین امیدواری به دریافت عطایا از جانب مبارک حضرت علیه‌السلام، از سرتاپایش ببارد.

این موضوع بسیار لطیف را ما باید از خود حضرت علیه‌السلام یاد بگیریم چراکه ایشان در دعایی چنین به خداوند عرضه داشته‌اند: «من گدای (سؤال‌کننده) تو، به درگاهت آمدم، مسکین توأم به در خانه‌ات آمدم، ضعیف تو به در خانه‌ات آمدم و امیدوار تو به درگاهت آمدم، می‌خواهم به تو برسم، به رحمتت امیدوارم، امید عفوت را دارم.»(۱)

سی نفر

طبق فرمایش گهربار امام صادق علیه‌السلام: «در زمان غیبت همیشه سی نفر با او [صاحب این امر] هستند».(۱)

مخفی بودن امام زمان علیه‌السلام و حیات و زندگی طبیعی ایشان، با اوتاد و ابدالی است که تعداد آنان در طول زمان غیبت تا ظهورش سی نفر می‌باشند که همراهشان هستند و همیشه از حضور مبارکش استفاده کرده و در حال خدمت کردن می‌باشند و به انجام فرامین و دستورالعمل‌ها در کل زمین مشغول و موفّق هستند.

سامرا

سامرا زیارتگاه بسیار قابل‌توجه منتظران است، چراکه این شهر نه‌تنها محل زندگی سه امام بوده است بلکه مرقد پدر و جدّ حضرت قائم علیه‌السلام در آنجاست.

خانه مسکونی و محل تولّد امام علیه‌السلام و سرداب مقدّس، نموداری از زندگی چندسالهٔ امام زمان علیه‌السلام، در آنجاست؛ لذا توفیق تشرّف به سامرا نصیب هر شیعه که شد حتماً به زیارت مرقد دو امام و سرداب مقدّس برود.

شقاوت

کسی که بسیار گناه کند شقی و بدبخت می‌شود و ناامیدی وی را احاطه می‌کند و درنتیجه از رحمت الهی مأیوس گشته و توفیق توبه نصیب او نمی‌گردد. پس شیعه وظیفه دارد تا نسبت به ترک گناهانی که ملکهٔ او شده، اقدام کند و بداند راه برای تقرّب و وصال و صعود باز است به‌شرط آنکه رحمت واسعه با توبهٔ حقیقی توفیق راهش شود.

امام زمان علیه‌السلام می‌فرماید: «خداوندا همانا شقی (بدبخت) کسی است که با بودن جلو رویش توبه و پشت سرش رحمت، ناامید گردد.»(۱)

شقی و سعید

حضرت صادق علیه‌السلام فرمودند: «قسم به خداوند این امر (فرج) نمی‌شود مگر شقاوتمند به نهایت شقاوت و سعادتمند به نهایت سعادت برسند.»(۱)

منظور از این بیان چنین است که قبل از انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه‌السلام ظالمان و ستمکاران، ستم را به بالاترین درجه روا می‌دارند و از آن‌طرف شیعهٔ واقعی می‌کوشد؛ تا با نیّات و اعمالش، خود را به بالاترین درجهٔ سعادت برساند؛ یعنی نباید فقط بگوید ظلم و جور فراگیر شود تا حضرت بیاید؛ بلکه منتظِر هم با کارهای مثبت و سوز و خودسازی و ارشاد، زمینه‌سازی ظهور را فراهم نماید تا به نهایت سعادت که رضایت امام عصر علیه‌السلام است برسد.

شکر

نعمت‌های الهی هم به‌صورت معنوی و هم به‌صورت مادّی هست؛ در هر دو صورت شکر خداوند متعال ضروری است و شاکر نه‌تنها مورد فضل حضرت منعم قرار می‌گیرد بلکه نعمت‌های خداوند برایش افزوده می‌شود. امام عصر علیه‌السلام در فرازی به خداوند عرضه می‌دارد: «خداوندا از تو می‌خواهم که شکر بر تندرستی، نعمت‌ها و … را بر من عطا کن… بر من شکر نعمتت را روزی گردان.»(۱)

پس ما نیز به درگاه خداوند همین جمله مبارک حضرت را عرض کنیم تا آنکه به حقیقت سپاس‌گزاری برسیم. حضرت حجّت در دعایی می‌فرماید: «خداوندا اگر تو را اطاعت کنم پس حمد و سپاس برای توست. (۲)… و شکر (سپاسگزاری) تو برای خدا همان فزون بخشی خداوند و رحمت اوست.»(۳)

شک و تردید

یکی از ابزار عمدهٔ ابلیس وسوسه و شک است، ازجمله کارهایش در قبال افراد سست‌عقیده و ضعیف الیقین، ایجاد شک و شبهه دربارهٔ امام زمان علیه‌السلام هست.

با توجه به اینکه اسباب ایجاد شک بسیار متنوع است افراد با توجه به نقاط ضعف اعتقادی و یقینی هرکدام به‌نوعی دچار علت و سببی از اسباب شکوک شده و گرفتار می‌شود.

پس از شهادت امام حسن عسکری علیه‌السلام، حسن بن نضر ازجمله افرادی بود که به سامرا وارد شد، غلام سیاهی وی را به اتاق امام عسکری علیه‌السلام برد؛ امام زمان علیه‌السلام از پشت پرده فرمودند: «خداوند بر تو منّت گذارده است که امام زمان خودت را شناختی و حقّش را رساندی. خدا را شکر کن و دربارهٔ من شک نکن که شیطان دوست دارد که تو دربارهٔ من شک کنی.»(۱)

ازجمله اسباب ریب که موجبات ضعف یقین درباره صاحب‌الامر علیه‌السلام را فراهم می‌کنند عبارت‌اند از بی‌اعتنایی به مقام ولایت و امامت، مجالست با افرادی که دائم در مقام سم‌پاشی و اعتراض نسبت به مسائل اعتقادی هستند، نرسیدن به مقاصد و حوائج، دنبال مظاهر دنیایی از قبیل پول و ریاست بودن و…

امام زمان علیه‌السلام در جواب گروهی نوشتند: «شک و دودلی شما باعث دل‌تنگی ما شد … ای گروه چه شد که در شک سرگردانید.»(۲)

ازآنجایی‌که امام علیه‌السلام به مشاهدهٔ عینی رؤیت نمی‌شوند و بلا و فشار دشمنان زیاد می‌شود و همچنین درنتیجهٔ ازدیاد بی‌صبری به دلیل طولانی شدن غیبت، شیعه دچار وسوسه نفسانی می‌شود لذا عدم مراقبت در این موضوعات، سبب تنزّل و ضعف در عقیدهٔ او می‌گردد.

حضرت حجّت علیه‌السلام به حسن بن نضر فرمودند: «هیچ‌گاه شک نکن که شیطان دوست دارد که تو شک بکنی.»(۳)

شعر گویی و شعرخوانی

یکی از الطاف خاص که به بعضی از اشخاص دارای ذوق و قوهٔ شعری می‌شود این است که بتواند در وصف و فضایل و مناقب حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام شعری مناسب شأن و منزلت ایشان بگوید؛ لذا اگر کسی ذوق سرودن شعر را ندارد سعی کند تا با حالی خوش اشعاری که دربارهٔ حضرتش سروده شده است را بخواند و اگر صاحب‌صدای موزون و رسا و نیکوست برای دیگران نیز بخواند تا مستمعین به وجد و شور درآیند و ابراز خرسندی کنند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «هر کس یک بیت شعر دربارهٔ ما بگوید، خداوند خانه‌ای در بهشت برایش خواهد ساخت.»(۱) امام باقر علیه‌السلام به کمیت که شعری سروده بود فرمودند: «تا وقتی دربارهٔ ما شعر بگویی به روح‌القدس تأیید می‌شوی.»(۲)

لذا در نصوص به پاداش‌هایی در این موضوع اشاره شده است که بسته به خلوص و مقام شاعران است که به آن‌ها اعطا می‌شود.

شکوه به خداوند

موضوع غیبت حضرت حجّت علیه‌السلام بسیار مهم و عظیم است، بدیهی است که بالتّبع غیبت وجود مبارک ایشان، معضلات دیگر هم به وجود آمده است، مانند سختی زمانه، وقوع گرفتاری‌ها، همدست شدن دشمنان علیه ما و زیادی دشمنان و کمی عدد شیعه و … ازآنجایی‌که برطرف شدن این مشکلات در گرو ظهور و قیام حضرت علیه‌السلام است، عیبی ندارد برای فرج ایشان به درگاه پروردگار در مقابل سختی‌های یادشده شکوه نمود.

در دعای افتتاح از نائب دوّم امام زمان علیه‌السلام در زمان غیبت صغری، چنین آمده است: «خداوندا به‌سوی تو شکایت می‌کنیم از نبود پیامبرمان که درود تو بر او و آلش باد و غایب بودن ولی مان (امام زمان).»(۱)

و همچنین نائب خاص امام زمان علیه‌السلام در دعای منتظر، به خداوند عرضه داشته است: «خداوندا به تو شکایت می‌کنم از نبود پیامبرمان و غیبت ولی مان.»(۲)

برای شیعه خالص حضرت علیه‌السلام جای گله و شکوه است چراکه امامشان در پشت پرده غیبت است و محب به ایشان دسترسی نداشته و در فراق و هجران محبوب در سوزوگداز است.

شفا

یکی از وظایف شیعیان دعا در جهت بهبودی بیماران روحی و جسمی از محبان و شیعیان حضرت حجّت علیه‌السلام است.

حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام در دعایی عرضه می‌دارند: «خداوندا بیماران مسلمان را بهبودی و آسودگی عنایت فرما».(۱)

شناخت امام علیه‌السلام

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «هر که بمیرد و امام زمانش را نشناسد گویا در زمان جاهلیت مرده است.»(۱)

امام کاظم علیه‌السلام فرمودند: «هرکس در چهار چیز شک نماید به همهٔ اوامری که خداوند نازل فرموده کافر است… یکی معرفت امام در هر زمان به شخص و صفت اوست.»(۲)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «امام خود را بشناس، زیرا اگر معرفت امام خود را داشته باشی، جلو افتادن یا به تأخیر افتادن این امر زیانی به تو نمی‌رساند.»(۳)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «هر کس امام خود را شناخت و پیش از آنکه صاحب این امر قیام کند بمیرد به‌منزلهٔ آن است که در لشکر امام نشسته باشد، بلکه به‌منزلهٔ آن است که در زیر پرچم او نشسته باشد.»(۴)

نائب خاص اوّل حضرت حجت علیه‌السلام چنین عرضه داشت: «خداوندا حجّتت را به من بشناسان، به‌راستی اگر تو حجّتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه می‌شوم.»(۵)

شناخت علائم ظهور

در نصوص به مواردی به‌عنوان نشانه‌های قبل از ظهور اشاره شده است مانند سفیانی، یمانی، نفس زکیه، صیحه آسمانی، فرورفتن در بیداء و … شخص منتظر می‌باید کتاب‌هایی که دراین‌باره نوشته شده است را مطالعه نماید تا در مصادیق اشتباه نکند و گمراه نشود.

چه‌بسا به دلیل عدم اطلاع کافی در تشخیص مواردی دچار گمراهی شود، به‌طور مثال یکی از نشانه‌ها، صدای آسمانی است که یکی حق است و یکی باطل و تشخیص آن‌ها نیاز به اطلاعات کافی دارد؛ و از طرفی باید دانشش کافی باشد و همچنین علائم ظهور حتمیّه و غیر حتمیّه را خوب بشناسد تا گول مدّعیان و نوظهوران اغواگر را نخورد و در دامشان گرفتار نشود.

بحمدالله کتاب‌هایی دراین‌باره نوشته شده است؛ پس آگاهی و شناخت علائم حتمی و غیر حتمی قبل از ظهور لازم و ضروری است. ولی باز در نیم‌قرن اخیر می‌بینیم، اشخاصی کذّاب به نام سفیانی، سید حسنی، یمانی، دجال و امثال این‌ها معرفی‌شده‌اند عده‌ای ساده و خوش‌بین به دلیل عدم آگاهی کافی فریب‌خورده و جذب آنان شده‌اند.

تجربهٔ نیم‌قرن اخیر دلیل بر آن است که نوعاً مصداق‌های علائم ظهور نسبت به افراد مذکور در روایات، هیچ تناسبی با این افراد مدعی نداشته و این نشانه‌های اعلام‌شده حقیقی نبوده است.