عاقبتبهخیری
پایان زندگی هر کس که با خیر به اتمام برسد نیکوست و حُسن عاقبت به آن است که از هر چه خداوند نهی کرده، دوری گزیند.
حضرت ولیعصر علیهالسلام در فرازی میفرمایند: «و عاقبت، زیبایی خلقت خداوند سبحان، برای آنان پسندیده است درصورتیکه از گناهانی که نهی شدهاند اجتناب نمایند».(۱)
عدم ستم ورزیدن
حضرت قائم علیهالسلام در فرازی میگویند: «پروردگارا بهطور یقین میدانم که همانا تو به ظلم کردن امر نمیکنی و راضی به آن نمیشوی و میل و هوای به آن نداشته و آن را دوست نداری.»(۱)
منتظر باید با استفاده از این بیان مواظبت کند که به کسی ستم نکند و حتّی به ظلم کردن تمایلی نداشته و به این کار راضی نباشد، چراکه حضرت حجّت علیهالسلام آن را دوست نداشته و این کار سبب بُعد و هبوط از خوبیها و درجات میشود.
عدل و شفقت
فرمانروایان، حاکمان و پادشاهان شیعه، زمانی موردتوجه حضرت علیهالسلام قرار میگیرند که دو صفت دادگری و دلسوزی (مهربانی، نرمدلی) نسبت به رعیت و زیردستان و کارمندان را دارا باشند.
حضرت مهدی علیهالسلام در دعایی عرضه داشته است: «خداوندا بر فرمانروایان عدل و مهربانی را تفضّل فرما.»(۱)
علم و معرفت
نزدیک شدن به امام علیهالسلام دانایی و شناختی میخواهد که در قلب رسوخ کرده باشد؛ و الّا دانش و شناسایی بهتنهایی برای رشد و ترقّی کافی نیست.
در دعای امام زمان علیهالسلام آمده است: «خداوندا دلهای ما را از دانش و معرفت پُر کن».(۱)
بسیار بودهاند افرادی که ادّعای دانش و شناخت میکردند، امّا به دلیل نداشتن این دو ملکهٔ قلبی، کارها و اعمالشان نهتنها باعث رشدشان نشد، بلکه سبب هبوط و دوری آنها از مقام تقرّب و وصال حضرت گردید.
عمل پاکیزه
هر عملی که خالص نباشد، با منّت و ریا و تظاهر مخلوط و ممزوج و همراه میشود که قطعاً بیکیفیت بوده و موردنظر حضرت علیهالسلام واقع نمیشود.
منتظر باید نسبت به هر عملی که انجام میدهد، مراقبت داشته باشد تا غربال و صاف و تصفیه گردیده باشد و انشاءالله موردقبول حضرت علیهالسلام واقع گردد.
امام قائم علیهالسلام در دعایی میگوید: «خداوندا از تو عمل پاکیزه را میخواهم».(۱)
علم نافع
دایرهٔ علوم وسیع بوده و منافع مادی آنهم زیاد است. لکن علمی که برای سلامتی روحی نافع باشد و سبب عافیت شود کم است.
علمی که ما را به شناخت امام علیهالسلام برساند، منشأ برکات است و الّا صرف یادگیری علم، بدون آنکه آثار معنوی داشته باشد نمیتواند ما را به تکالیفی که مثمر ثمر باشد برساند.
حضرت صاحبالزمان علیهالسلام به خداوند عرضه میدارد: «خداوندا از تو علم نافع میخواهم.»(۱)
عدم سستی
امام زمان علیهالسلام به ابواسحاق، یعنی ابراهیم بن مهزیار اهوازی فرمودند: «زمانی که نشانههای ظهور برایت آشکار شد، تو و برادرانت دربارهٔ ما سستی نکنید و بهسرعت به قلّهٔ یقین و نور چراغهای دین متصل شو که انشاءالله به راه رشد و صواب میپیوندی.»(۱)
شیعه وظیفه دارد تا در هر زمانی که نشانههایی از ظهور مشخصشده باشد، درنگ نکرده و سستی را به خود راه ندهد و به آنانی که مصابیح دین و منار یقین هستند پیوسته و از افرادی که مصداق تمثیل چراغ دین نیستند پرهیز کند.
عجله در گرفتن حوائج
شیعه در مشکلات و حوائجی که دارد، به امام زمان علیهالسلام عریضه مینویسد، گاهی برای گرفتن حاجاتش، مصرّانه و عجولانه درخواست میکند؛ اما باید بدانیم جواب امام علیهالسلام به خواهشهای ما حکیمانه است؛ بدین معنی که تنها اصرار در دعا کردن و اعلام نیاز کردن علت دریافت حاجت از ایشان نیست، گاهی پدید آمدن معلولی وابسته به وقوع چند علت است، لذا در بحث دعا و درخواست، چهبسا اسبابی چند باید فراهم و آماده شوند تا حاجت برآورده شود.
ما حکیم نیستیم و از آنطرف حلم و بردباری هم نداریم و عجول هستیم که اینها همه باعث میشود تا برای گرفتن حوائج از حضرت ولیعصر علیهالسلام اصرار کنیم، قسم دهیم و چه نذرها کنیم؛ لذا بعد از اینهمه اصرار وقتی به دلیل عدم مصلحت، جواب نگرفتیم، سست میشویم و نسبت به ایشان خطور میکنیم و حالت اعتراض به ما دست میدهد؛ درحالیکه امام علیهالسلام به حکمت، پاسخ حوائج را میدهد؛ ممکن است رسیدن به آن جواب زمان ببرد و حتّی گاهی صلاح در عدم استجابت است که اگر داعی با درایت و فهم معرفت باشد آن را میفهمد.
ابوجعفر در زمان غیبت صغری ازدواج موقت کرد و ناخواسته آن زن حامله شد و دختری به دنیا آمد و او اندوهگین شد و دلتنگ گردید نامهای به امام زمان علیهالسلام نوشت و از این پیش آمد گله کرد. امام علیهالسلام در جواب فرمودند: «بهزودی از این مسئله رهایی مییابی.» اتفاقاً دختر در چهارسالگی مُرد و سپس جوابی از امام علیهالسلام به او رسید که نوشته بود «الله ذو أناه و انتم تستعجلون: خداوند باحوصله و تحمّل است و شما عجله میکنید».(۱)
عباد الله الصالحین
در سلام همهٔ نمازها چه واجب و چه مستحبی، بعد از سلام بر پیامبر اکرم صلّیالله علیه و آله میگوییم: السَّلامُ عَلَینٰا وَ عَلیٰ عِبٰادِ الله الصّٰالِحیٖن: سلام بر ما و بر بندگان صالح خداوند». بهیقین فرد اکمل، شخصیت مبارک امام زمان علیهالسلام است که در این فراز از نماز، بهعنوان سرآمد عباد صالح مخاطب سلام هستند، همانطور که خداوند در قرآن بعضی انبیاء را عباد صالح معرفی کرده: ازجمله یوسف و یحیی، عیسی، زکریا، الیاس، لوط، اسماعیل، ادریس، ذوالکفل و …
عافیت
امام صادق علیهالسلام فرمود: «هرکدام از شما که آرزو دارد که قائم را ملاقات کند باید خواهش کند که در عافیت (صحت کامل، تندرستی روحی، رستگاری) باشد.»(۱)
آنکه قصد دارد حضرت را چه قبل از ظهور چه بعد از ظهور، درک و ملاقات کند باید از لحاظ شرایط روحی آماده باشد، اگر آرزوی دیدارش ظاهری و بدون مسمّا و سیرت باشد نهتنها به نتیجه نمیرسد، بلکه چهبسا موجب ناراحتی امام علیهالسلام شود.
یعنی دارندهٔ رذایل و متّصف به جنود جهل و مبتلا به ذنوب بههیچعنوان دارای عافیت نیست تا بتواند امامش را ملاقات کند، بلکه موجب رنجش حضرتش میشود.
عریضهنویسی
یکی از ابزار توسّل به خدا و امام زمان علیهالسلام، نوشتن عریضه و نامه به خاطر نیاز و حاجت موردنظر حاجتمند است که در کاغذی نوشته و آن را پیچیده و در ضریحی از امامان و یا در آب روان یا چاهی از آب تمیز میاندازند، با آدابی که در عریضهٔ خاص آمده است؛ و مرحوم عارف بالله آیةالحق سید عبدالکریم کشمیری، استغاثه به امام عصر علیهالسلام در رقعهای که در نهر آب میاندازند و موقع انداختن، یکی از نوّاب اربعهٔ غیبت صغری را صدا میکنند تا نامه را به حضرت برساند و اوّلش این است: کَتَبْتُ یٰا مَولاٰی صَلَواتُ الله عَلَیکَ مُسْتَغیٖثاً…(۱) را دستور میدادند.
عبادت پنهانی
عمّار ساباطی از امام صادق علیهالسلام سؤال کرد که عبادت پنهانی خداوند در زمان دولت باطل همراه امامِ پنهانشدهٔ شما، بهتر است یا عبادت کردن آشکار با امام شما در زمان ظهور حق؟
امام فرمودند: «هم چنان که صدقه پنهانی ثوابی بیشتر از صدقه علنی دارد، عبادت پنهانی شما به همراه امام مستتر در زمان دولت باطل و هراس شما از دشمنتان، برتر از کسی است که در زمان ظهور دولت حق همراه با امام بر حقِ ظاهر، خدا را پرستش میکند…»
هر کس از شما کار نیکی (در زمان غیبت) انجام دهد خدای متعال چند برابر ثواب میدهد، بهشرط آنکه حسن عمل داشته و نسبت به دین و امام و جان خود، تقیّه را روا داشته و زبان را حفظ کند…(۱)
یعنی هم چنانکه صدقهٔ مخفیانه زحمت بیشتری دارد، زندگی و عبادت در زمان امام غایب هم دشواریهای بیشتری دارد و به همین جهت ثواب بیشتری را در پی دارد.
عجز
ابراز ناتوانی و درماندگی نسبت به خداوند و امام علیهالسلام، از نمونههای خاکساری و تواضع است؛ شخص داعی برای جلب عنایت و رحمت خداوند، باید دائماً متوجه عجز خود باشد و با اعتراف به درماندگیاش از موالیان بخواهد که بر او ترحّم کنند.
امام زمان علیهالسلام در دعایی چنین میگوید: «خداوندا بر عجز ما ترحّم نما».(۱)
زمانی این اقرار ما به درگاه امام علیهالسلام، نمونهٔ کامل خاکساری خواهد بود که قلباً و واقعی باشد، در آن صورت برای شخص توفیقات به همراه دارد.
عمل صالح
هر کس با ملکات خود از دنیا میرود و محشور میشود. ملکات از نیّات و اعمالی است که سالها همراه انسان است. محبّی که پیرو امام زمان علیهالسلام است، نباید اعمال صالح او از روی عادت و سرسری بوده و اقرارش به عبودیت لقلقهٔ زبان باشد، بلکه باید بندگی کردنش از روی معرفت و شناخت باشد. چون عملی که پیکرهای بدون باطن داشته باشد، عمل بدرد بخوری نیست. صورت عمل گاهی با سیرت عمل فاصله دارد. معیار در عمل صالح آن است که بامعرفت به امام همراه باشد. خداوند میفرماید: «اَطیٖعُوا الله وَ اَطیٖعُوا الرَّسُول و اولیالاَمْرِ مِنْکُم: از خداوند و رسول و صاحبان امر (امامان) پیروی کنید». (نساء/۵۹) این پیروی که در حدیث بدان اشارهشده، باید مغز داشته و باکیفیت باشد.
خدای متعال در قرآن میفرماید: «والّذین آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصٰالِحٰات: آنان که ایمان آوردند و کارهای خوب و نیک انجام دادند». (بقره/۸۲)
امام باقر علیهالسلام فرمودند: «منظور آن است که آنان ایمان به خدا و رسول و امامان آوردند، (و در عمل) ایشان را اطاعت کردند که آنوقت آن ایمان و عمل صالح است.»(۱)
طاعتی که مُهر شناخت به او خورده باشد، سیرت عمل نیکو میگردد و موردقبول واقع میشود.
عقل و فهم و معرفت
امام زینالعابدین علیهالسلام فرمودند: «ای ابا خالد! همانا اهل زمان غیبت مهدی علیهالسلام که قائل به امامت او، منتظر ظهورش هستند، برترین اهل هر زمان هستند؛ چون خداوند تبارکوتعالی آنقدر از عقل و فهم و معرفت به آنان داده است که غیبت نزدشان مانند مشاهده است؛ خداوند آنان را در آن زمان، همانند کسانی که در حضور رسول خدا با شمشیر جهاد مینمودند قرار داده است. اینان بهراستی مخلصوناند و بهدرستی شیعیان ما هستند و دعوتکننده به دین خداوند در نهان و آشکار میباشند.»(۱)
منتظر باید از خداوند بخواهد و کوشش کند تا رشد عقلانیاش بالا رود و ادراکش قوی شده و شناختش آنقدر ترقّی کند که به حقالیقین برسد؛ چون بدین جایگاه رسید، آنگاه فکر و عملش خالص میشود و لباس صدق او را میپوشاند، آنگاه مردم را بهسوی الی الله دعوت میکند و هیچ تزلزلی او را نمیگیرد.
غیبت
غیبت یکی از صفات ناپسند جنود جهل است که از زبان جاری میشود و از مصادیق لغو (بیهوده) است؛ غیبت آثار نامطلوبی برای گوینده دارد تا حدّی که زبان لیاقت گفتگو و مناجات و ملاقات را پیدا نمیکند. دارندهٔ این صفت مورد رضایت حضرت بقیّةالله علیهالسلام نیست.
حضرت مهدی علیهالسلام در دعایی چنین عرضه داشتند: «خداوندا گوشهای ما را از سخنان بیهوده و غیبت بازدار.»(۱)
محب نهتنها میباید زبانش را از غیبت کردن محافظت کند، بلکه باید گوش خود را از استماع آن نیز بازدارد تا بتواند نداهای معنوی را استماع نماید.
غمگین بودن برای امام علیهالسلام
امام از طرفی به دلیل طولانی شدن زمان غیبت و از طرفی دیگر به دلیل بعضی از اعمال پیروانش غمگین میشود؛ لذا شیعه از روی اشتیاقش به امام علیهالسلام و ابتلایش به هجران و فراق لازم است مهموم باشد.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «شخصی که به خاطر ستمی که بر ما شده غمگین است، نَفَس کشیدنش تسبیح و غم او به خاطر ما عبادت و پنهان داشتن سرّ ما، برایش جهاد در راه خداست.»(۱)
امام رضا علیهالسلام فرمودند: «چه بسیار زنان مؤمنه جگرسوخته و مردان مؤمن جگرسوخته خواهد بود، آنگاهکه ماء معین (آب گوارا که از القاب امام زمان علیهالسلام است) مفقود و غایب گردد.»(۲)
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «هر کس دلش به خاطر ما به درد آید، روز مرگش به دیدار ما خوشحال شود و این خوشحالی در دلش هست تا برکنار حوض کوثر بر ما وارد گردد.»(۳)
فتنه
فتنه معانی بسیاری دارد، منظور ما از فتنه مسائل و وقایعی است که در آن ضلال، گمراهی، آشوب و عذاب است. شیعهٔ اهل یقین، در غیبت کبری باید در مقام سازندگی و اعتقادی، البته با مدد حضرت علیهالسلام، به حدّی رشد کند که از آتش فتنهها نجات پیدا کند.
حضرت به شیعیان خود فرمودند: «خداوند ما و شما را از فتنهها در امنیت و صحت قرار بدهد.»(۱)
فتح بعد از بسته شدن
اگر شیعه به خاطر مشکلات دنیوی به دَرِ بسته بخورد و عُسر و شدّت بلا دامنگیر او شود، درصورتیکه واقعاً معتقد به حضرت باشد و از ذکر او غافل نباشد، حتماً گشایشی از طرف حضرت ولیعصر علیهالسلام برایش پیدا شود. امام علیهالسلام در دعایی چنین میگوید: «ای خدایی که پس از بسته شدن کارها، برای ما راه فتحی میگشایی که اوهام ما به آن راه ندارد».(۱)
فقر و نیاز
امام زمان علیهالسلام خزانهدار مطلق و غنی علی الاطلاق است؛ و همهٔ شیعیان فقیر مطلق نسبت به ایشان که خلیفهٔ خداست میباشند که اینگونه فقر برای منتظر واقعی، فخر است.
لازم است فقیر واقعی صاحب دو رکن صبر و قناعت باشد تا زمانی که در برابر ناملایمات و مشکلات سخت اعم از اقتصادی و… قرار میگیرد، چون بید باشد که اگر خم شد شکسته نگردد.
حضرت مهدی علیهالسلام در دعایی در حقّ اینان چنین میفرماید: «خداوندا بر تهیدستان شکیبایی و قناعت کردن را تفضّل بفرما.»(۱)
لذا آنکسی که نگاهش بهسوی خدای متعال و امام زمان نیست و دست نیازش را بهسوی هر بیسروپایی دراز میکند و خود را محتاج خلق میداند، مغبون است.
امام زمان علیهالسلام در دعایی به خداوند چنین عرضه میدارد: «خداوندا غنی کسی است که بی نیازیاش را از تو خواسته و روی احتیاجش بهسوی تو است… فقیر آن است که طلب نیازش را بجای تو بهسوی خلق تو برده است.»(۲)
درنتیجه فقیر و تهیدست واقعی کسی است که بخواهد بینیازی خود را با دست دراز کردن بهسوی مردم، به دست آورد و از خدا بریده و تمام توجه خود را معطوف به غیر او کند.
وظیفه محب این است تا دست گدایی خود را به درگاه حضرت ببرد و به ایشان اعلام نیاز کند و همچنین باید از هر کس که در دایرهٔ محبت حضرت نیست پرهیز نماید.
فراموشی
در دعای منتظر ترجمهٔ نگارنده، از نائب خاص امام علیهالسلام ابو عمرو عَمری چنین واردشده است که میگوید: «خداوندا یادش و انتظارش و ایمان به او و قوّت یقین در ظهورش را و دعای برای او و درود بر او را از یاد ما مبر.»(۱)
ایشان ناظر بر ما بوده ولی ما نسبت به حضرت علیهالسلام غفلت داریم، بهگونهای که متأسفانه عمداً یا سهواً نسبت به مولایمان فراموشکار و بیتوجه هستیم.
بی مراقبتی و بی مواظبتی ما نتیجهاش نسیان است، ما به خاطر گرفتاریهای دنیوی و نفسانی، ایشان را فراموش میکنیم؛ امّا حضرت علیهالسلام ما را فراموش نمیکند. اوّل از خدا بخواهیم ما را به نسیان نسبت به ایشان مبتلا نکند و دوّم جدّ و جهد داشته باشیم تا بتوانیم بیشتر به یاد حضرتش باشیم تا آنجایی که ادراک کنیم مذکور از ذاکر راضی است، یا توجه خاص دارد و لطفش بیشتر شده است. چون فراموشی آید، عبد خود را از مولایش به دور میبیند و اعراض سبب ضنک (تنگی و قبض) میشود.(۲)
اعراض، از نسیان و غفلت منشعب میگردد و قدمی که در بُعد و دوری باشد، با کوچکترین سستی میلغزد.