فرج بعد از ابتلا
شیعه باید به این مطلب واقف باشد، همانگونه که حضرت ایوب علیهالسلام سالها در بلا بوده، حضرت ولیعصر روحی له الفداء نیز هماکنون در ابتلا میباشند.
امام سجاد علیهالسلام فرمودند: «در قائم از هفت پیامبر نشانه است از ایوب، گشایش پس از ابتلا و…»(۱)
پس شیعه برای برطرف کردن مصیبت و غم و بلا از امام علیهالسلام، باید با سوز و گداز دعا کند و زاری نماید؛ تا خداوند گشایش را برایش عطا فرماید که همان گشایش شیعه هست.
قسمتها
همانگونه که از مضامین ادعیه برمیآید، درخواست و دعا برای افزایش نعمتهای مادّی و معنوی ممدوح است لذا صرفنظر از آنکه تقدیر چه باشد، منتظر میباید با توجه به فضل بیانتهای حقتعالی، دست نیازش را بهسوی او بلند کند؛ امّا باید توجه کند که تنها درخواست افزونی نعمتها برایش ممدوح نیست چراکه باید هنگام دعا، برکت در نعمت و شیوه استفاده مورد رضایت حقتعالی و امام زمان علیهالسلام را همزمان مدنظر قرار دهد تا به افزایش نعمتهایی که قسمت شده آسیبی وارد نشود. امام زمان علیهالسلام در دعای ماه رجب میگوید: «خداوندا مبارک گردان بر ما در این ماه بزرگ و گرامی و آنچه بعدازآن است از ماههای حرام و فراوان کن بر ما در آن نعمتها را و بسیار گردان بر ما در آن قسمتها را.»(۱)
قناعت
نفس طمعکار و حریص و مالاندوز نمیتواند به حضرت مهدی علیهالسلام نزدیک شود؛ چراکه این صفات در مقام تراکم و تکاثر هستند و نمیتوانند به صفت ممتاز قناعت، بهرهمند باشند.
قانع، راضی به تقسیم قضا و قدر هست و نفسش در امنیت و آسایش است؛ لذا امید میرود که موردتوجه حضرت حجّت علیهالسلام قرار گیرد.
حضرت در دعایی میگوید: «خداوندا نفس را به آنچه روزیاش کردهای قانع کن.»(۱)
قلّت عدد
نباید درراه هدایت، از کمبود یار و پیرو واقعی امام علیهالسلام هراسید. در دعای مروی افتتاح از امام زمان علیهالسلام اینگونه آمده است: «خداوندا بهراستی ما شکایت میکنیم به سویت از …؛ و کمی تعدادمان».
پس قلّت شیعه در کل جهان و کمی یار و ناصر واقعی حضرت مهدی علیهالسلام، نباید منتظر را به هراس بیندازد.
قلب خاشع
حضرت بقیّه الله به کسی توجه دارد که قلبش فروتن و متواضع باشد، یعنی حالت تعظیم و افتادگی در دل داشته باشد. پس قلب صاحب عجب و متکبّر و قاسی و ساهی موردتوجه قرار نمیگیرد.
فروتنی در قلب یکی از راههای رسیدن به قلّهٔ معرفت امام علیهالسلام است.
حضرت علیهالسلام در دعایی چنین به خداوند عرضه میدارد: «خداوندا از تو قلبی خاشع خواهانم.»(۱) این درس را امام علیهالسلام به شیعهٔ خود میآموزد که خشوع جوارح موردنظر نیست، بلکه فروتنی دل موردنظر است.
قلوب استوار
منتظر واقعی، صاحب قلبی است که نهتنها مالامال رأفت بوده، بلکه همچون آهن برای مقابله با خطرهای موجود بر سر راه ظهور حضرت حجّت بن الحسن علیهالسلام، محکم و استوار است و در تندباد حوادث نمیلرزد.(۱)
یعنی در راه امام زمان علیهالسلام بهقدری استوار و محکم هستند که در رویارویی با هر کس از دشمنان حضرت از پای درنمیآیند. وقتی وظیفه معلوم شود، دل بهخوبی نیرومند شده و به هیچ حرف و باد و زوری از جای کنده نمیشود.
کوری بعد از بینایی
بصیر آن است که نباید بهواسطه هدایتی که یافته و نورانیتی که از عبادات و کارهای مستحبی نصیبش شده، دچار غرور و عجب شود، چراکه هرلحظه انسان در معرض خطر و آفت است. با مطالعه شرح احوال بعضی مسلمانان در طول تاریخ اسلام و مشاهدهٔ عینی از وضعیت کسانی که بهظاهر متدین بودند و در عصر ما زندگی میکنند، نشان میدهد که چگونه عاقبت کارشان به خاطر غرور، عجب و… به ضلالت و بیدینی کشیده شد.
حضرت ولیعصر علیهالسلام فرمودند: «من به خداوند از کوری بعد از بینایی و از گمراهی بعد از هدایت به خدا پناه میبرم.»(۱)
کشف رازها
ازآنجاییکه چگونگی زندگی و ظهور حضرت از اسرار است، قطعاً تصمیم در کشف این اسرار توسط محب و فرورفتن در اینگونه تفکرات، نهتنها هیچ مسئلهای برایش مکشوف نمیشود، بلکه صدها سؤال بیجواب برای خود باقی میگذارد که این کاری است ناصواب، پس بهتر است از مسائلی که پیچیده و مجهول و سرّ الهی بوده که از دسترس همه افراد اعم از عالمان و منتظران خارج است، دوری نمایند.
امام زمان علیهالسلام دراینباره فرمودند: «قصد کشف چیزهایی که از شما پوشیده است نکنید.»(۱)
کتاب
لازم است که منتظران کتابهایی که دربارهٔ امام زمان علیهالسلام نوشته شده است را بخوانند و تا حدودی از زندگی و خصوصیات ایشان و علائم قبل از ظهور، زندگی بعد از ظهور و هرچه مربوط به حضرت علیهالسلام است را آشنایی پیدا کنند.
لزوم این مطالعات برای این است که اطلاعات و دانش محبّین و منتظرین به حدّی برسد که هم گول صیادان و مدعیان دروغین را نخورند و هم شوق و رغبتشان نسبت به مهدویت بیشتر گردد؛ چراکه کتابهای خوب نوشتهشده دراینباره، میتواند یکی از همنشینان مفید برای محبین باشد. امام صادق علیهالسلام به مفضّل بن عمر فرمود: «بنویس و نوشتهها را میان برادرانت پخشکن، چون خواستی وفات کنی آن را بهعنوان ارث به فرزندانت بده، چراکه زمانی فرامیرسد که آشوب خواهد شد و در آن زمان مونسی جز کتاب پیدا نشود.»(۱)
کانون مستمر
یکی از ابزار ترویج فرهنگ مهدویت، تبلیغ فراگیر و مستمری است که میتوان در طی سال بهوسیلهٔ اصحاب رسانه ازجمله مجلات، روزنامهها، صداوسیما و… از یکسو و برگزاری مجالس حضوری اندیشمندان معتقد به امام علیهالسلام و پاسخ به سؤالات منتظران و تبدیل مطالب به زبانهای مختلف برای شیعیان جهان از سوی دیگر به آن پرداخت. البته اهمیت این موضوع به خاطر پرداختن به یک نیاز بزرگ جهانی مربوط به شیعیان از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ لذا واضح است که انجام آن بهصورت فردی میسّر نمیشود؛ بلکه ترویج وظایف و اعتقادات و مسئلهٔ مربوط به حضرتش، باید بهصورت گروههایی که متشکل از افراد فنی و خبره باشند، بهصورت خالصانه انجام شود.
البته مشهود است که این فعالیتها نیاز به صرف هزینههای زیادی دارد، لذا کمکهای مالی محبین امام علیهالسلام در این راستا از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و نباید تأثیر به سزای آن را در راهگشایی این موضوع نادیده گرفت.
گمان نیک
چون شخص منتظر، نیّت و زبانش راست باشد و صادقانه مولایش را خطاب قرار داده و بگوید: «ای امام من»
بداند که امام علیهالسلام نزد گمان اوست و به حاجت و خواستهٔ او با حکمت نظر میکند و به حکمت، اگر مصلحت بداند حاجتش را برآورده میکند و اگر برآوردنش را به صلاح محب نداند، اجابتش را به تعویق انداخته یا عوض آن را در موضوع دیگر عطا میفرمایند.
امام زمان علیهالسلام در بیانی چنین فرمودهاند: «پروردگارا چون بنده با نیّت صادق و زبان راست [تو را بخواند] بگوید ای پروردگار من، پس تو (ای خدا) نزد گمان بندهات هستی.»(۱)
گرامی داشت سادات
ازجمله اعمالی که در زمان غیبت موجب خوشحالی حضرت علیهالسلام میشود، احترام گذاشتن و تفضّل به اقوام و خویشان حضرتش است؛ چراکه سادات اقربا و اقوام ایشان بهحساب میآیند؛ گرچه در فضل سادات نصوص بسیاری واردشده و موضوع آن به تواتر رسیده و بهیقین است که این تکریم و احترام آثار زیادی دارد و به تجربه هم این گرامیداشت و ثمرهٔ آن مشاهده شده است. امّا سادات ازنظر تقوا و محبت و دانش در درجات با هم تفاوت دارند، امّا نیّت و مقصد در تعظیم و تجلیل از آنان، باید خرسندی و رضایت حضرت علیهالسلام باشد.
در مَثَل گفته شده است که هر کس گوش را دوست دارد، گوشواره را هم دوست دارد، کسی که امام علیهالسلام را دوست دارد، اقوام ایشان را هم دوست میدارد.
در قضیّهٔ جعفر کذّاب، عموی حضرت که حکومت بنیالعباس او را با حیله بهعنوان امام بعد از امام حسن عسکری علیهالسلام برگزیدند تا نماز بر بدن برادرش امام عسگری بگذارد و او به این اشتباه دامن زد و مرتکب آن خطای بزرگ شد و ادعای امامت را اعلام کرد؛ لذا وقتی از امام زمان علیهالسلام دربارهٔ عمویش جعفر و فرزندش سؤال کردند، فرمود: «قضیّهٔ او همانند برادران یوسف است (که توبهاش پذیرفته شد).»(۱)
این قضیّه توجّه و مهربانی و عطوفت امام علیهالسلام نسبت به اقوامشان حتّی خطاکاران آنها را گوشزد میکند، لذا محب نیز بکوشد تا به احترام حضرت علیهالسلام و برای سرور و شاد کردن ایشان، به سادات محبت داشته و آنان را مورد تفضّل قرار دهد.
گرامیترین افراد امّتم
پیامبر صلّیالله علیه و آله فرمود: «خوش به حال آنکس که قائم علیهالسلام خاندان مرا درک کند و پیش از قیامش از او متابعت نماید، دوست او را دوست بدارد و از دشمنش بیزاری بجوید، تحت ولایت امامان هدایتکننده قبل از او باشد. اینان رفیقان و صاحبان دوستی و مودّت من و نیز همچنین گرامیترین افراد امّتم نزد من میباشند.»(۱)
این خصوصیات برای منتظر، در فرمایش دیگری از پیامبر گرامی صلّیالله علیه و آله اینگونه برشمرده شده است که فرمودند: «برادران من در آخرالزمان قومی میباشند که… آنان چراغهایی در تاریکی هستند.»(۲) «…مرا دوست دارند و یاریام مینمایند.»(۳)
درنتیجه گرامیترین منتظران که برادران و دوستان و صاحبان دوستی و مودّت پیامبر لقب گرفتهاند آنان هستند که دوست امام زمان علیهالسلام را دوست میدارند و از دشمنان ایشان بیزاری میجویند. این بیان گهربار بیانگر این مطلب مهم است که حبوبغض در زمان غیبت میباید مشهود باشد تا از محبین امام علیهالسلام بهعزّت یادشده و از دشمنان ایشان پرهیز شود.
گناه و عفو ملوکانه
نباید از ستّاریت و عفو و توابیّت خدای متعال و امام عصر علیهالسلام غافل بود و بداند که پاک شدن از معاصی هر چه که باشد و از هرکسی که صادرشده باشد، با اقرار و اعتراف به درگاه حقتعالی و امام علیهالسلام، همراه با امیدواری به عفو خدای متعال محقق میشود.
امام زمان علیهالسلام در جملهای به خداوند عرضه میدارد: «حاجتم بهسوی تو ای تکیهگاه و مولایم این است که بر محمد و خاندان او درود بفرستی و گناهم را عفو کنی که با کوله باری از گناهان بزرگ آمدهام، ازجمله با گناهانم به مبارزه با تو درآمدم … مرا به گناهانم هلاک نکن.»(۱)
گریزنده
بدان که شخص، گاهی به خاطر گناهانی که کرده و به عذاب وجدان دچار شده، از خودش گریخته و بهسوی امامش پناهنده است که پناهگاه اوست.
حضرت در بیانی چنین به خداوند عرضه میدارد: «بهسوی تو گریزانم از گناهانی که مرا موردتهاجم قرار میدهد…؛ و گریزم بهسوی تو از عیبهایی است که مرا رسوا کرده است.»(۱)
بعضی ذنوب حکم گرگ را برای شخص دارد و بعضی از آن عیبها را بر خلق آشکارا میسازد. لذا شیعه باید از خود بهسوی حضرت علیهالسلام پناه ببرد و بخواهد که مبادا کارش به رسوایی میان آدمیان کشیده شود تا امام علیهالسلام لطف خود را شامل حال او کند.
محبت خالص
محبت را درجاتی است و هر کس محبتی از پدر و مادر و زن و فرزند و استاد و امثال اینها را داراست. امّا محبت به حضرت قائم علیهالسلام باید در درجهٔ اعلی و بالاتر از همه باشد؛ یعنی وقتی برای ملاقات و دیدار و محضر ایشان اذن داده شود، باید انسان از همهٔ محبتها دل بکند تا محبتش خالص باشد و به لقاء نائل آید.
حضرت موسی علیهالسلام وقتی خواست که به کوه طور برای مناجات برود، خداوند فرمود: «کفشت را دربیاور.» (طه/۱۲)
حضرت صاحب علیهالسلام در پاسخ سؤالی که در این مورد از ایشان پرسیدند، فرمود: «چون موسی محبت شدیدی به اهلش داشت. خداوند فرمود: اگر محبتت برای من خالص هست، محبت اهلت را از قلبت بیرون بیاور و میل به غیر من را از دلت پاککن.»(۱)
محبّت به حضرت
این موضوع که همانند حضرت ولیعصر علیهالسلام در عالم هیچ محبوبی وجود ندارد کاملاً واضح و آشکار بوده و خدشهبردار هم نیست. شیعه باید دوستی خود را نسبت به ایشان با پیادهسازی لوازم محبت را پیاده کند نشان بدهد. در حدیث معراج، خداوند به پیامبر صلّیالله علیه و آله فرمودند: «…و اینان ائمهٔ خلق هستند، ای محمد! این قائم است، او را دوست بدار چراکه من او را دوست میدارم و کسانی را که دوستش بدارند، دوست میدارم.»(۱)
منّت
هر چه از خداوند و امام عصر علیهالسلام به ما رسیده است از فیوضات ماورایی بوده که از باب لطف از عالم معنی به ما رسیده است. همیشه مولی و ارباب به عبد و رعیت فیض میرساند و این از ظهور اسم منّان (منّت گذارنده، بسیار نیکویی کننده و بخشنده) است.
حضرت ولیعصر علیهالسلام در دعایی به خداوند عرضه میدارد: «اگر به درگاهت عصیان نمودم همانا در بهترین چیزها تو را اطاعت کردم و آن ایمان به تو است و اینکه فرزند و شریکی برایت قرار ندادم و این منّتی از سوی تو بر من است.»(۱)
پس منتظر موظف است تا از حضرت به خاطر لطف و بخشندگی بسیارش که او را مورد لطف و تفضّل قرار داده، تشکر کند.
مال حلال
از مصادیق رضایت حضرت برای شیعیان، به دست آوردن مال حلال است. لذا کسب مال شبهه دار و یا حرام بهر شکل موجب بُعد از ایشان میشود.
حضرت ولیعصر علیهالسلام در دعایی چنین میگوید: «خداوندا مالم را از راه حلال زیاد نما.»(۱)
البته موضوع حلال در پوشاک و غذا و مسکن و امثالهم جاری است و شکی در این نیست که بهر شکلی غیر حلال سبب حجاب میشود و تاریکی به بار میآورد.
موانع رؤیت
در باب رؤیت حضرت ولیعصر علیهالسلام گفته شد: که اولاً این موضوع سرّ خداست و از تصمیمهای الهی است؛ ثانیاً شرایط برای رؤیت، دفع موانع از شخص رائی و مشتاق است. لذا هرکسی بهنوعی در نیّت و کارش موانعی وجود دارد که سبب حجاب میشود.
حضرت علیهالسلام بعدازآنکه علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی که به دیدار امام زمان علیهالسلام نائل شده بود علّت تأخیر رؤیت را پرسیده بود، فرمودند:
«نداشتن راهنما دلیل تأخیر نیست بلکه (کثرتکم الاموال) مالاندوزی (و تجبّرتم ضعفاء المؤمنین) برای ضعیفان مؤمن فخر و بزرگی کردید (و قطعتم الرحم) صلهٔ رحم به خویشاوندان را ترک کردید.»(۱)
موانعی که حضرت علیهالسلام برای علی بن ابراهیم اهوازی برشمرد بهعنوان نمونه نقل کردیم تا شیعه در زمان غیبت کبری در خود جستجو کند و برای ملاقات با حضرت، موانع و حجابهای خود را برطرف کند.
معین
شیعه در عصر غیبت علاوه بر اینکه برای حضرت علیهالسلام زینت باشد، باید معین و مددکار ایشان نیز باشد؛ شیعه برای آنکه بداند در عصر غیبت امام علیهالسلام چگونه میتواند معین ایشان باشد، باید اینگونه تصوّر کند که اگر در عصر ائمّه زندگی میکرد، برای خدمت و کمک به امامان چگونه تلاش میکرد و چه آرزوهایی برای خدمت کردن داشت و چهکارهایی برای جلب رضایت آنان انجام میداد. لذا در زمان امام غائب نیز باید از انجام هر عملی که باعث جلب رضایت حضرت میشود و در فرج ایشان تأثیر داشته باشد و مسرورشان میکند غافل نباشد تا انشاءالله ازجمله افرادی باشد که مددکار و معین حضرت صاحب علیهالسلام هستند.
پیامبر صلّیالله علیه و آله فرمود: «روز قیامت چهار دسته را شفاعت خواهم کرد؛ یکی معین اهلبیتی: کسی که اهلبیتم را یاری کرده است.»(۱)
لذا یکی از آثار برای معین و یاور امام زمان علیهالسلام که کاملکننده مسیر امامت است و شفاعت پیامبر صلّیالله علیه و آله نصیب او میشود.