دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد دوم · فصل دوم · بخش دوم

هدایت باطنی

حضرت بقیّة­الله در طول غیبت کبری، شیعیان و مظلومانی را که بدو متوسّل شده‌اند، بدون ملاقات حضوری دستگیری کرده است. یکی از علائم هدایت، همان تحوّلاتی است که در باطن افراد به نحو الهام و فیض وارد گردیده و سبب انقلاب و هدایت چشمگیر شده که دیگران از حال آنان باخبر شده‌اند؛ امّا هدایت گمشدگان در شهرها و بیابان‌ها و کسانی که گرفتار مدّعیان هدایت‌گر شده‌اند، از نوع دیگری است که در زمان خاص، از اضطرار نجات می‌یابد.

هدیهٔ قرآن

علی بن مغیره برای پیامبر صلّی‌الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه‌السلام و فاطمه سلام الله علیها و ائمّه علیهم السلام تا حضرت کاظم علیه‌السلام ختم قرآن می‌کرد، آنگاه به امام کاظم علیه‌السلام عرضه داشت: «از آن هنگام که در این حال بوده‌ام یک ختم قرآن برای شما قراردادم، چه پاداشی برای من هست؟» امام علیه‌السلام فرمودند: «پاداشت آن است که روز قیامت با هرکدام از آنان که برایشان هدیه می‌کنی، خواهی بود.» عرض کردم: «الله‌اکبر، چنین پاداشی برایم هست؟» سه مرتبه فرمود: «آری.»(۱)

چون علی بن مغیره در مورد هدیهٔ ختم قرآن به امام زمان وقت خود عرض کرد، امام کارش را تصدیق و پاداش این کارش را بدو فرمود، پس هرگاه شیعه در زمان غیبت کبری قرآن بخواند و آن را تقدیم به حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام کند همان پاداش مذکور برایش باشد. در دعای نائب خاص اوّل حضرت قائم آمده است: «خداوندا به‌وسیلهٔ ولی‌ات (امام زمان ععلیه السلام) قرآن را زنده کن.»(۲)

از این بیان معلوم می‌شود که حقیقت قرآن، امام است که وقتی ظهور می‌کند حقایق و تأویل و تفسیرش بارز و آشکار می‌شود.

هراس شدید

در آخرالزمان به خاطر جنگ‌ها و بلاهایی که ابرقدرت‌ها و شیاطین به کشورهای مستضعف وارد می‌کنند، امنیت بسیار کم می‌شود؛ و از آن‌طرف نگرانی از فتنه‌ها و اختلافات و فشارهای اقتصادی و حکومت‌های ظلم و جور بیشتر می‌گردد و سبب هراس شدید می‌شود. پس استقامت و دین‌داری و توسّل و استمداد از ساحت مقدّس امام زمان علیه‌السلام برای تقویت قلب لازم است لذا امام جواد علیه‌السلام فرمودند: «قبل از قیام قائم، به سبب خوف شدید در مردم از بلاها و اختلافاتی که به آن‌ها می‌رسد، دینشان متعدد و حالشان متغیّر می‌شود».(۱)

همانند نمک

پیامبر صلّی‌الله علیه و آله کنار دَرب کعبه فرمودند: «قبل از ظهور، تباه شدن نمازها و پیروی از شهوات و تمایل به هوای نفسانی، بزرگداشت پولداران و مال دوستان و فروختن دین به قیمت دنیا رواج می‌یابد، در آن زمان قلب مؤمن، در باطنش مانند نمک در آب حل می‌گردد، چون منکر و کجی‌ها را می‌بیند، ولی نمی‌تواند آن‌ها را تغییر بدهد.»(۱)

منظور ما این است که مؤمن به حضرت ولی‌عصر، در بعضی مناطق، در میان افرادی قرار می‌گیرد که قدرت امربه‌معروف ندارد و از درون به‌واسطه غصه‌ای که به او وارد می‌شود همانند یخ آب می‌شود و این از علائم قبل از ظهور حضرت است.

یاد محبوب

بدان که ذکر محبوب که از سر صدق و محبت باشد، سبب حیات دل می‌گردد؛ لذا قلب به یاد و ذکر محبوب، اطمینان و یقین پیدا می‌کند. حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام در دعایی به خداوند می‌گوید: «خدایا دلم را به یادت زنده کن.»(۱)

ذکر و یاد محبوب که سبب حیات قلب می‌شود، لیاقت و توفیق می‌خواهد و ما از خداوند این موضوع را مسئلت کنیم تا مستغرق در یاد او باشیم.

یاری ناصر امام علیه‌السلام

در عصر غیبت معمولاً عدّهٔ قلیلی از عالمان ربّانی و سوختگان حضرت و زمینه‌سازان ظهور امام پیدا شده‌اند و خواهند شد که پرچم آنان به‌راستی برحق است. پس افرادی که اینان را به حقیقت شناختند، باید آنان را یاری نمایند. وقتی مختار قیام کرد از امام سجاد علیه‌السلام دربارهٔ وظیفهٔ شیعیان نسبت به یاری و عدم یاری مختار سؤال کردند، امام چهارم علیه‌السلام فرمودند: «اگر بنده زنگی برای یاری ما پیشانی‌بند بر پیشانی خود بست، بر مردم یاری کردن او واجب است.»(۱)

پس در این دورهٔ آخرالزمان کمک به افرادی که برای یاری حضرت پیش‌قدم می‌شوند، لازم بوده و بسیار ممدوح است.

یقین

در دعای منتظر (ترجمهٔ نگارنده) از نائب خاص اوّل امام زمان علیه‌السلام شیخ ابو عمرو وارد شده: «خداوندا یقین را از من به خاطر طولانی شدن مدّت غیبتش و قطع شدن خبرش از ما و… سلب نکن و قوت یقین را دربارهٔ ظهورش و … از یاد ما مبر و باشد که یقین ما دربارهٔ قیام او همانند یقین ما دربارهٔ قیام رسولت باشد.»(۱)

پیامبر صلّی‌الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: ای علی! بدان که شگفت‌آورترین افراد ازنظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از جهت یقین، کسانی­اند که در آخرالزمان می‌باشند که پیامبرشان را ندیده‌اند و حجّتشان (امام زمان علیه‌السلام) از آنان پوشیده و محجوب است که از سیاهی بر روی سفیدی (کتاب‌ها) ایمان آورده‌اند.(۲)

متوقف

آن‌هایی که در مراتب یقین به کمال نرسیده‌اند و در انتظار فرج از دنیا می‌روند، به ثواب مقرّر می‌رسند. اگر اینان زنده باشند، شاید در وقت ظهور حضرت، متوقف شوند و حضرت را یاری نکنند. چنانکه اهل کوفه، امام حسین علیه‌السلام را با نامه‌ها و رسولان دعوت کردند، امّا در وقت نصرت، متمرّد شدند و انکار کردند و حتّی عدّه‌ای از همان‌ها به جنگ با امام علیه‌السلام پرداختند و امام را به شهادت رساندند.

فرج دوستان

در دعایی که برای رفتن به نماز عید فطر یا قربان وارد شده، چنین می‌گوییم: «خداوندا روی به‌سوی تو آورده‌ام؛ خداوندا بر ولیّ خودت که در انتظار امرت نشسته و مورد انتظار فرج و گشایش دوستانت هست درود بفرست.»(۱)

از این بیان چنین استفاده می‌شود که فرج حضرت، فرج دوستانش هم می‌باشد و منتظران واقعی از هجران و تنگی و گرفتاری و بلاهای زمانه نجات پیدا می‌کنند.

غلبهٔ انتظار

انتظار یک حالت است و آمادگی دائمی برای انتظار کشیدن حالتی برتر است. هرچه منتظر انتظارش بیشتر باشد، پس آمادگی‌اش شدیدتر می‌شود. مراتب و درجات منتظران بستگی به غلبهٔ انتظار و بالا بودن کیفیت قلبی دارد. چه آنکه بعضی منتظران به دعا و الفاظ انتظار بسنده کرده‌اند؛ ولی از مراقبهٔ نفسانی آنان خبری نیست، یعنی نیّات و کارهایشان مرضی حضرت منتظر نیست و اینان از درجات کمی برخوردار هستند.

فرق محب و عاشق

گفته‌اند: هر چه محبت محب به محبوب در انتظار به آمدنش شدیدتر باشد، حالت انتظارش هم بالاتر است، این بیان درست است، لکن میان عاشق واقعی و محب ظاهری فاصله است. چه آنکه بعضی از افراد محب امام زمان علیه‌السلام هستند، امّا عاشق نیستند. عاشق در انتظار می‌سوزد، از کارهای خودش ساهی و غافل می‌شود، امّا محب حواسش به کارهای خودش جمع است و به ذکر و دعا و بخشش و گرفتن مجلس و… برای امام زمان علیه‌السلام مشغول است، گرچه این اعمال نیکوست، امّا تام نیست.

آسیب‌ها

مهم‌ترین مسئله برای شخص منتظر، آمادگی نفسانی است، یعنی خودش به پاک‌سازی از سیئات مشغول باشد تا توان رسیدن به آمدن منتظر را کسب کند و این هم در درجات بالا باید از عنایت خاص برخوردار بود و الّا در راه تهذیب و رسیدن به مولا، با آفات و آسیب‌هایی روبرو می‌شود و از سرعت انتظار کاسته می‌شود. چنانکه بسیار افرادی بوده‌اند که در فراق حضرت بسیار گریه و زاری و دعا می‌کردند، امّا کم‌کم به خاطر مشاغلشان ارباب را فراموش کرده و درگیر دنیا شدند؛ لذا وظیفه را در شغل دانسته‌اند و از حالت انتظار بیرون آمدند.

تعلیم

موضوع انتظار عمومی، بستگی به تعلیم دادن توسط بزرگان دارد امّا انتظار فردی هم به‌خودی‌خود نمی‌شود بلکه باید طریقت کرد، چه آنکه در هر راهی بدون استاد و مرشد نباید وارد شد، چراکه از طرفی شیّادان در کمینگاه هستند و از سوی دیگر نفس انسان هم به‌وسیله وسواس درونی سَرِ صاحبش را کلاه می‌گذارد و خطرات و آفات دامن‌گیر منتظر می‌شود.

ریاضت مهم

یکی از فواید انتظار فرج، این است که خود انتظار برای نفس انسانی ریاضت مهمی به شمار رود و مشقّت آن به درجه‌ای است که درباره‌اش این جمله وارد شده است: «الانتظار اشدُّ من المُوت: انتظار سخت‌تر از مرگ است».(۱) زیرا لازمهٔ آن، مشغول ساختن قوهٔ فکریه و توجّه دادن قوهٔ مخیّله به‌سوی امری است که انتظار حصول آن را دارد؛ و به عبارت واضح‌تر: فقط فکر و همّ او متوجه به امر انتظار باشد و بدیهی است این خود ریاضت مهم است.

موانع

شخص منتظر متوجّه باشد که برای دفع موانع فرج دعا نماید، یا موانع از جانب شیعیان و دوستان ایجاد می‌شود و یا از طرف دشمنان و مخالفان ایجاد می‌گردد که باید به خداوند بگوییم: «اللّٰهُمَّ ادفَع مَوٰانِعَ الفَرَج: خداوندا موانع فرج امام زمان علیه‌السلام را دفع کن».

بهترین ذکر

از بهترین و آسان‌ترین اذکار برای منتظران در ظهور بقیّةالله «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد و عجّل فَرَجَهُم» است که با توجّه و حضور، بی‌عدد گفته شود که فرج حضرت، فرج محمد و آل محمد یعنی امامان است. بعضی اساتید روزی سه هزار مرتبه می‌گفتند.

تحمّل

شخص که به انتظار می‌نشیند و زمان انتظارش طولانی می‌شود، به هر علّتی مصائب و بلاها هم بر او وارد می‌شود. چون دلش به آمدن مولایش خوش است، تحمّل او راحت‌تر است، از کسی که بلائی بر او وارد می‌شود و نمی‌داند آخر کارش به کجا منتهی می‌شود.

علم داشتن

علم به خصوصیّات و فواید و آثار انتظار لازم است. چون کسی عالم به موضوع مهم انتظار نباشد، طریقت او هم دستخوش حوادث و نفوس شیّادان و مدّعیان انتظار می‌شود. پس کسب و تعلیم معارف، از عارفان به حضرت و سینه سوختگان عشق ایشان ضرورت دارد.

یاران

بعضی منتظران تقاضا دارند تا از یاران و اصحاب حضرت باشند که این ممدوح است، لکن کار باید از ریشه درست باشد که این در وهلهٔ اوّل با عنایت ممکن است و همیشه در مسیر انتظار، از حضرت بخواهد که از اصحاب و یاران واقعی ایشان گردد و آفتی به انتظارش نخورد.

نیّت خالص

قدم اوّل در انتظار این است که شخص نیّت خود را برای حضرت علیه‌السلام خالص کند؛ چه آنکه بعضی‌ها در ارتباط با موضوع انتظار، به مسائل نفسانی دچار می‌شوند و خود را به‌گونه‌ای جلوه می‌دهند تا شخص مخاطب شیفتهٔ کار و انتظارش گردد. پس باید از اوّل تا به آخر، نیّت را برای حضرت علیه‌السلام خالص کند.