چشمبهراه
انتظار برحسب منطوق، شخص را منتظر چیزی و کسی میداند، امّا برحسب مفهوم ضد ناامیدی است، امید دارد که آن واقعه رخ میدهد و یا آن شخص موردنظر میآید، پس چشمبهراه انتظار دارد. روایتی است که: «توقّعوا الفرج صباحاً و مساءً: هر صبح و شام منتظر فرج باشید»(۱)
اشاره است که منتظر در شبانه و روز و بدون وقتی خاص در انتظار بنشیند و دعا کند و چشمبهراه باشد.
از بالاترین درجات انتظار، آن است که شخص قلباً و فکراً غافل از وعده الهی و آمدن امام علیهالسلام نباشد. اگر غافل شد، ضعف در انتظار سبب ناامیدی میشود و در درازمدت او را خسته و ضعیف مینماید.
ناگهان آید
«یأتی بَغْتَةً کَالشَّهٰابِ الثّٰاقِب: ناگهان مانند شهاب فروزان خواهد آمد».(۱)
شخص منتظِر اگر انتظارش واقعی نباشد، ناگاه که حضرت ظهور کند، دست و پای خود را گم میکند؛ و بعضی کارهای مبتلا شده را نمیتواند ترک کند و این خود از آفت انتظار است. هرگاه قرار است مسافر و مهمان عزیزی بر کسی وارد شود، قبل از رسیدن مهمان، مهیای آماده کردن شرایط میزبانی میگردد. امّا روز خاصی برای تشریففرمایی منتظر آل محمد مشخص نشده است تا بتوان چند روز قبل، آماده و چشمبهراه ایشان بود. از طرفی مهیا شدن برای ملاقات حضرت کار چند روز نیست، بلکه باید عمری در آمادگی و انتظار باشد و خودسازی کند تا روزی که ایشان بیاید و چشم منتظران به قدومش منوّر گردد و این طولانی شدن مدّت خود آثار بسیاری دارد، ازجمله مسمّای واقعی یاور و ناصر و مجاهد خواهد شد.
لباس انتظار
یکی از آفات برای منتظران ظهور، مبتلا شدن به بعضی خطاها و گناهان است که آنها را از حالت انتظار خارج میکند. ملبّس شدنش به بعضی آلودگیها، سبب میشود که لباس انتظار او یا پاره شود و یا از قامت او کنده میشود.
کمال انتظار
از چیزهایی که بعضی منتظران ذهنشان را مشغول کرده، این است که با ظهور حضرت درد و بلا و قحطی و فقر و امثالهم ریشهکن میشود و آدمی در آسایش و راحتی مطلق به سر میبرد. پس ضرورت دعا برای ظهور ایشان را نجات از این ابتلا و فقر و مرض و مانند اینها میدانند. گرچه با آمدن حق و نور، باطل و تاریکی از بین میرود، لذا نیّت در اینگونه انتظار بجای آنکه برای محبوب باشد هدف منافع شخصی میباشد و نگاه شخص منتظر به خودش است، گرچه هر نعمت و فیضی در زمان بعد از ظهور از عطایاست، ولی انتظار کشیدن به این قصد با کمال انتظار همخوانی ندارد.
مشمول رحمت
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «هر کس از شما که به انتظار این امر بمیرد مانند کسی است که در خیمهٔ ویژهٔ قائم علیهالسلام باشد.»
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «ما را دولتی در پیش است که هر وقت خدا بخواهد آن را پیش خواهد آورد، هر کس که از بودنش در شمار یاران قائم علیهالسلام شادمان است، باید به انتظار باشد و با همین حال انتظار به پرهیز و اخلاق نیکو رفتار کند. پس اگر اجلش فرارسید و قائم علیهالسلام پس از مرگ او قیام کرد، پاداش او همانند پاداش کسی است که قائم را درک کرده باشد. پس کوشا باشید و به انتظار بنشینید، گوارا باد بر شما، ای گروهی که مشمول رحمت خدایید.»(۱)
خدا به قلب نگاه میکند
اگر ما در دوران سخت غیبت امام عصر علیهالسلام که قدرت نزدیک شدن و دیدار ایشان ازنظر ظاهری برای ما فراهم نیست، تشنه دیدار حضرت علیهالسلام باشیم و ایشان را دوست بداریم، یقیناً خداوند به قلبهای ما نگاه میکند و برایمان پاداش مقرر میفرماید. وقتی محمد بن مسلم از دوری و فراق نزد امام صادق علیهالسلام گله میکند، حضرت علیهالسلام میفرمایند: «امّا گفتی نزدیک بودن و دیدن ما را دوست داری ولی (به خاطر دوری راه) امکانش برایت مهیا نیست، خداوند آنچه بر قلبت میگذرد را میداند و به تو پاداش میدهد.»(۱)
اربعین
برای زائر امام حسین علیهالسلام آنقدر ثواب و پاداش نوشتهاند که حدّ و حصر ندارد. پس خوب است که زائران اربعین که با پای پیاده و سواره به زیارت میروند، به نیابت امام زمان علیهالسلام بروند و ثواب زیارت را برای فرج و ظهور بگذارند. البته عدّهای از دوستان این فقیر هرسال این کار را میکنند. امید است به برکت اینهمه زائر محب و عاشق حسینی که این سالها متجاوز از بیست میلیون نفر میروند، خدای متعال ظهور ایشان را نزدیک بنماید.
پارهپاره
آیا برای آنکس که در زمان غیبت عاشق واقعی حضرت علیهالسلام است، همدل و همدمی هست تا برایش از درد اشتیاق و فراق و سوز این عاشقی بگوید؟ «سینه خواهم شَرحهشَرحه از فراق».
کسی حال این عاشق حضرت علیهالسلام را میفهمد که خودش دلی داشته باشد که از درد و سوز هجران پارهپاره شده باشد، ولی چه بسیار کماند اینان!
صفت قهر و لطف
حضرت حجت مظهر همهٔ صفات الهی است. ازجمله صفات لطف و قهر؛ پس منتظر ایشان میباید متصف به این دو صفت باشد؛ یعنی نسبت به فسق و فجور بهمنزله زهر؛ و نسبت به خوبان و محبان امام پادزهر باشد. همانطوری که آب نیل برای قبطیان خون شد و برای سبطیان آب زلال گردید. پس در مقام بازگویی از هجران سخت زمان غیبت، گویی زهر گوید، ولی وقتی مژده ظهور و قرب را میدهد انگار پادزهر میدهد.
علامت عاشق صادق
همه از آب سیراب شوند غیر از ماهی که سیرابی ندارد و حیاتش بدان مربوط است. اگر کسی دم از عشق حضرت زد و پس از سالها خاموش شد و عمرش سپری شد و به سکوت افتاد، معلوم میگردد که طلب عشق او به امام با سوزوگداز نبوده و از خطورات در امان نبوده و درد طلبش و میلش به معشوق عالم، دائمی نبوده و از پختگی به سوختگی نیفتاده بود.
کالبد بیجان
منتظر در معرفتش به حضرت حجّت علیهالسلام، این نکته دقیق را در نظر داشته باشد که هر چه هست از معشوق است و خودش کالبد بی جانی بیش نیست و همانند پرده و پرچمی است که حرکتش از باد است نه از خودش. به تعبیر دیگر، اگر حضرت معشوق نسبت به منتظر لطف و عنایت نداشته باشد، شخص همانند کشتیشکسته و مرغ بی بالوپر را میماند؛ و اینکه زنده به عشق اوست، از تصرفات خود حضرت علیهالسلام است.
قوهٔ خیال (مصوّره)
بدان که به خاطر عدم رؤیت منتظر از حضرت قائم علیهالسلام و طولانی شدن هجران و … شخص محب دچار خیال میگردد و مظنون میشود که آیا درواقع امر ظهور تحقّق مییابد؟! و حقیقت آن برایش در واقعیت و عینیت خارجی بسیار کمرنگ میشود و مظنون میشود که شاید اصلاً وجود نداشته باشد. گرچه همهٔ مردم دچار خیال و گمان هستند، امّا نمیشود بهصرف خیالی خام دربارهٔ امام زمان علیهالسلام به کنه حقیقت پی ببرد؛ چون معشوق نامتناهی است و نمیشود بهوسیله اوهام، قطب عالم امکان را در صید ذهن کشید. بله خیال اولیاء الهی انعکاسی از جمال و عطایای اوست که در دلهایشان نقش میبندد و در عالم محسوس همانند آن، محقق میشود؛ اگرچه زمان ببرد و در آینده بارز گردد.
مانند قوم موسی علیهالسلام
نکند ما هم مانند قوم موسی علیهالسلام شویم که عطایا و طعام و سفره پر از نعمت خداوندی، از ابری که بر آنان سایه افکنده بود و غذاهایی دارای مزهٔ انگبین و عسل و نان لطیف و نازک و مرغان سرخ از گنجشک بزرگتر (بقره/۵۷) را که بدون زحمت و رنج و خریدوفروش بر آنان نازل میشد دیدند و استفاده کردند، ولیکن عدهای بیادب گفتند: پس سیر و عدس کو؟ و ما بر یک طعام نسازیم، از خدایت بخواه از زمین سبزی و خیار و گندم و عدس و پیاز برایمان برون آورد. (بقره/۶۱) آنان به ظلم کردن به نفس مبتلا شدند و درنتیجه، عطایای آنان قطع شد.
ما در عصر آخرالزمان همه نعمتها و آلاء و عطایای حضرت قائم علیهالسلام را درک میکنیم، ولی گستاخانه چیزهای دیگر میخواهیم و اصرار هم میکنیم، درحالیکه به صلاح ما نیست! باید هوشیار و مراقب باشیم که نکند ما هم مبتلا به درد آنان شویم.
گستاخی
عزیزان خواننده! در طول بیش از هزار سال ایّام غیبت، عدّهٔ زیادی آخر عمرشان از ظلّ و چتر و سفره حضرت مهدی علیهالسلام خارج شدند. یکی از علل خروج، گستاخی کردن و بیپروایی و بیادبی بوده که اوّل به زبان قال، بعد در عمل آن را پیاده کردند. اگر ابلیس از بارگاه ملکوتیان رانده شد، به خاطر بیادبی نمودن به امر الهی بود. (بقره/۳۴)
پس مراقبه داشتن و ادب ورزیدن در رفتار و زبان و عمل برای شخص منتظر ضروری است؛ چراکه گفتهاند: «بیادب محروم گشت از لطف رب»؛ و محرومیت، اثر وضعی همان گستاخی است؛ لذا ما را در صورتی به درگاه قدسی حضرت حجّت علیهالسلام راه دهند که ادب را به معنای واقعی مراعات کرده باشیم.
بوی پیراهن یوسف
الفاظ پرطمطراق بعضی پیروان دربارهٔ امام علیهالسلام بهنوعی است که انسان خیال میکند، این شخص به وصال حضرت رسیده و عاشق است؛ اما ازآنجاییکه بوی پیراهن یوسف را همانند یعقوب استشمام نکرده، تنها شرح حالی از حضرت معشوق علیهالسلام را میگوید و مینویسد و بیان و قلمش مضمون «در نگنجد عشق در گفت و شنید» است که به دریایی میماند که عمقش تنها بیست سانت است؛ چه آنکه اگر گوینده، خود همانند یعقوب عاشق حضرت باشد، هم بوی پیراهن را استشمام میکند و هم از زاری دل او، دیگران نیز که قابلیت داشته باشند، بهرهٔ شافی و کافی میبرند.
ابنالوقت
کسی که نان به نرخ روز میخورد و یا سالکی که هنوز از حال عبور نکرده و به مقام نرسیده را، ابنالوقت گویند. ولی منظور ما از منتظر ابنالوقت در ایّام غیبت کبری، کسی است که زمان را تلف نمینماید و چیزی را به فردا موکول نمیکند و هرلحظه از زمان برای رسیدن به خواستههای امامش استفاده میبرد. اگر چنین پیروی پیدا شود، واقعاً به اهداف خود میرسد و موردنظر حضرت قرار میگیرد.
مداوا
بعضیها بجای آنکه ریشهٔ بعضی جنود جهل خود را که آنها را آزرده و مریض کرده، پیدا کنند و خود را بسازند، دنبال حضرت ولیعصر علیهالسلام میگردند و به این درب و آن درب میزنند تا به لقاء نائل آیند، درحالیکه نفس مریض خود را روزبهروز علیلتر میکنند. بجای این کار، اول باید برای مداوای مرض روحی خود، دست به دامن حکیم الهی و عالم ربانی و اولیاء ربانی بزنند و خود را مداوا کنند، آنوقت به دنبال لقاء بروند، چه آنکه برای منتظر تا تهذیب واقعی رخ ندهد و خود را پاکیزه و منزّه از عادات ناپسند بر جانش نکند، حصول رؤیت برایش رخ نمیدهد.
آینه شو جمال پری طلعتان طلب **** جاروب کن خانه را وانگه میهمان طلب
صداها
چرا صدا و فریاد و زاری ما بلند میشود و امام زمان علیهالسلام را میخوانیم، ولی جوابی نمیشنویم. آیا صدایمان برای فریادخواهی و استغاثه از ایشان ضعیف است، یا صلاحیت جواب را نداریم، یا گوش برزخی ما باز نیست، یا اگر بشنویم، از سوزوگداز درونی ما چیزی برنمیخیزد.
این جهان کوه است و فعل ما ندا **** سوی ما آید نداها را صَدا
آنچه او را صدا میزنیم بستگی به نیّت و عمل ما دارد و این قاعده را بدان که «هر چه میکاریش، روزی بدروی». هر چه بگوییم دیر یا زود، اثر همان را مییابیم؛ حجاب از ماست نه از جانب قدسی حضرت علیهالسلام؛ و دیگر آنکه حکمتها بر ما پوشیده و به رازها و اسرار ناآشناییم.
با کریمان
«با کریمان کارها دشوار نیست». بدان که راهیابی و رخصت ورود به درگاه حضرت ولیعصر علیهالسلام در معنی هیچ سخت نیست. چه آنکه او عادتش احسان و سیرهاش همانند اجداد بزرگوارش کرم است و عطای حضرت علیهالسلام معلول علّتی خاص نیست. هرگاه هر کس در هر لباس و زبان و آیینی که باشد به ایشان روی آورد به دلیل بخشندگی ایشان، راه وصول را برای واردین باز میکند. لذا زبان حال اهل محبت به حضرت قائم علیهالسلام این است: مولای من، به بدی کردارم نگاه نکن به کرم و جود و بخشندگی خودت به من نظر نما.
همانند اسماعیل
همانطور که اسماعیل علیهالسلام سر خود را در برابر پدرش بر زمین نهاد و تسلیم محض او شد، ما هم بهقدری باید آمادگی پیدا کنیم که بدون هیچ خطوری تسلیم اوامر حضرت حجّت علیهالسلام شویم؛ و به تعبیری دیگر، منقاد محض عبد در برابر مولا از بهترین مقامات پیرو است که البته میباید تمامی دستورات ایشان را، اگرچه کشتن و قطعهقطعه شدن باشد به جان خریدار باشیم که دست ایشان، دست خداست که این امر در روز امتحان معلوم میگردد.