دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد دوم · فصل سوم · بخش اول

ذاتاً محب است

چطور می‌شود یکی امام زمانی می‌شود و دیگری نمی‌شود، بااینکه هر دو از یک پدر و مادرند؟ در برابر این سؤال جواب بسیاری گفته‌شده است، امّا یکی از جواب‌ها این است: که استعداد ذاتی و فطری و وراثتی سبب اولی می‌شود. هر دو از یک نان و خورشت و برنج می‌خورند ولی غذا در این تبدیل به نور و محبت می‌شود و در دیگری تاریکی و دشمنی می‌افزاید. خوشا به حال شیعه‌ای که به­ هر علّت و حکمتی، ذاتاً دوستدار واقعی امامش هست. البته شکر این نعمت معنوی را نتوان حساب کرد. ولی از خداوند می‌خواهیم ذات ما و فرزندانمان را دوستدار حقیقی حضرت حجّت علیه‌السلام قرار دهد.

نفس امّاره

بعضی از اصحاب پیامبر صلّی‌الله علیه و آله دربارهٔ نفس امّاره و مکر و فریب آن، از حضرتش سؤال می‌کردند، ولی از دزدی و تکبّر و نظیر این‌ها که گناه بودند و مذمومیّت آن معلوم بود نمی‌پرسیدند و از ثواب نماز و روزه و حج و خمس نمی‌پرسیدند. علّت آن بود که وارونه کاری نفس و بازی‌های او را نمی‌توانستند بشناسند. در قضیّهٔ وظایف آخرالزمان هم گوییم: چه‌بسا نفس امّاره شخص منتظر را در لباس انتظار فریب دهد. پس باید مراقبه داشته باشد، چراکه از مکر آن در امان نیست، مانند کسی که خمس مال را نمی‌دهد و از هر راهی مال جمع می‌کند و دوستی به حضرت علیه‌السلام را هم اظهار می‌کند و مال را برای تولّد حضرت خرج می‌کند؛ بااینکه بر ذمّهٔ او وجوب تزکیهٔ مال هست، ولی آن را پاک نمی‌نماید.

خواهش و تمنّا

یابن­‌الحسن زبان قال و حال ما این است: ما می‌خواهیم به وظایف خود در زمان غیبت عمل کنیم تا به شما نزدیک شویم و از یاورانت باشیم ولیکن: «صد هزاران دام و دانه است ای عزیز» و ما همانند پرندگان گرسنه و حریصی هستیم که به خاطر لقمه‌ای اسیر دام و دانه می‌شویم و لحظه‌به‌لحظه اسیر دامی تازه می‌شویم و گرفتار می‌گردیم؛ و شما ای عزیز! هرلحظه ما را از دامی می‌رهانی، ولی ما دوباره به‌سوی دام‌های تازه می‌رویم. ما دچار هوی و هوس نفس می‌شویم که این شیطان درون به انبار قلب ما رخنه و نفوذ کرده است. پس تمنّا داریم که کمتر از لحظه‌ای ما را به خودمان وامگذاری و عنایتت را از ما قطع نفرمایی.

حقیقت نوعیه

اصحاب و یاران ائمّه همانند سلمان و مقداد و… که در همه اعصار تاریخ بوده‌اند، حقیقت نوعیه­اند (نه حقیقت شخصیه)، به این معنا که الآن هم افرادی هستند که صفات و سیرت و خصوصیات اصحاب خاص رسول گرامی صلّی‌الله علیه و آله را دارا می‌باشند که آنان الآن همانند یاران ائمّه، در کرهٔ زمین جزو یاران حضرت حجّت علیه‌السلام هستند و همچون میخ زمین و نور آفتاب از پنجره‌های مختلف می‌تابند.

دیده‌ای باید که باشد شه شناس **** تا شناسد شاه را در هر لباس

ان‌شاءالله ما هم بکوشیم تا مانند آنان که در عصر ائمه علیه‌السلام برایشان یاور بودند، برای قطب عالم امکان یاور و ناصر باشیم.

نهم ربیع الاوّل

شیعیان روز نهم ربیع الاوّل، یعنی اولین روز امامت حضرت حجّت علیه‌السلام را، در هرسال باید جشن بگیرند و گرامی بدارند و به حضرتش تبریک و تهنیت عرض نمایند و به میمنت این روز، فضائل و مناقب ایشان را بازگو کنند و برای این نعمت بزرگ، شکرگزار خداوند باشند. البته این کار به عهدهٔ هادیان مردم است که آنان را آشنا به روز امامت حضرت کنند و در رسانه‌های گروهی و مساجد و مهدیه‌ها و کانون‌ها و… مدح و ثنای امام همام را بگویند و مراسم بزرگداشت را هر چه باشکوه‌تر برگزار کنند.

انیّت

شیعه باید تا می‌تواند از هر نوع انیّت گریزان باشد تا به مرحله‌ای از رشد برسد که توجّه‌اش به امام علیه‌السلام، حقیقی شود؛ و الّا همان بُت نفس، دائم او را از حضرت علیه‌السلام به دور می‌دارد، چراکه منیّت از امهات رذایل و حجاب‌هاست؛ و مانع می‌شود که عطر آن امام را استشمام کند.

امضاء

این سؤال برای خیلی از محبین به وجود می‌آید که از کجا بدانیم فلان کار موجب رضایت حضرت حجت علیه‌السلام است و فلان کار موردنظر وی نیست. شاید در جواب بتوان گفت: که هر کاری مطابق میل درون و شهوت است و ناخالصی را در بر دارد، مورد رضایت او نیست و هر فعلی که مطابق شرع و امضاء عالمان ربّانی و اولیاء الهی که تشخیص فرجام خوب و بد را می‌دانند و عاقبت را با عافیت هدایت می‌کنند، انجام داد، مورد رضایت حضرت است و الّا نفس سرکش، ده‌ها دلیل و براهین وضع می‌کند تا شخص را به سردرگمی و مجاز و توجیه گری بکشاند.

خلوت

بدان که از سنّت‌های انبیاء الهی همانند موسی علیه‌السلام و پیامبر گرامی اسلام، دوری از خلق و مشغول بودن به مراقبه، عبادت، فکر و ذکر در جای خلوت و خالی از مردم و دور از انظار خلایق است. اگر محب در مسیر انتظار، برای تهذیب و پاک‌سازی فکر و نفی خواطر و استکمال اخلاق، خلوت را برگزیند بسیار ممدوح است. امّا اگر تحت اشراف استاد کاملی طی­طریق بکند، از گزند بعضی آفات خلوت در امان هست. امید است این وظیفه را مدّتی انجام بدهد تا حجاب‌ها یکی‌یکی برطرف گردد «دیو چو بیرون رود فرشته درآید» و نور الهی، با تخلیه، تحلیه و تجلیه وارد قلب گردد.

حس باطنی

شبانه‌روز، انسان‌ها در سلوک ظاهری و آداب دینی و عمل به شریعت مشغول هستند، ولیکن در سلوک معنوی، توجه، نیّت خالص، مراقبه لازم است. حس ظاهر زاییدهٔ عالم ظاهر و جسمانیات است و شخص در صور ناسوتی گرفتار است و حس باطن زاییدهٔ عالم لاهوت و معنی است. پس کسی که فانی در حضرت قائم علیه‌السلام می‌شود و محو در جلال و جمالش می‌شود، معلوم می‌گردد که از رذایل نفسانی نجات پیدا کرده است و از خود مجازی‌اش بیرون آمده، پس لایق عنایت شده و به آب حیاتی مستعد گردیده تا به او بنوشانند؛ پس خوشا به حالش که مورد لطف خاص ارباب نعیم قرار می‌گیرد.

نیازمند

ای خاتم الاوصیاء! سخن شما نفس امارهٔ ما را خاموش می‌کند و هوش گوش باطنی ما را باز می‌کند، شما دریایی و ما تشنگان بی‌سروپاییم؛ اگر شما همراه ما باشی زمین ناسوتی بهتر از خورشید آسمانی خواهد بود. نطق و نظر و حضور شما مایع حیات ماست، پس در این دورهٔ آشفتهٔ آخرالزمان، ما را از بخشش و کرمت بهره‌مند بفرما که سخت نیازمند و گرفتاریم.

ما چو طفلانیم ما را دایه تو **** بر سر ما گستران آن سایه تو

گریهٔ خالص

طفل که گریه می‌کند، به سبب گرسنگی یا دردی است که در بدنش عارض شده است. گریه‌اش به خاطر انکار مادر نیست. ما در عصر غیبت گریه‌ها می‌کنیم! آیا این گریه به خاطر فراق خود امام است، یا اینکه فشار زندگی، مشکلات و بلاهای فرزند و شوهر و همکار و مال و همسایه و پدر و مادر و… باعث ناله‌های ما هست که در این صورت، گرچه در بکاء نام حضرتش را می‌بریم، امّا گویا عقده‌های درونی که از بلاها پر شده است سر باز می‌کند و سبب گریه و زاری می‌گردد؛ و لذا این اشک خالص از برای محبت و فراق یار نیست.

بله گاهی بُکاء از نیّات و کردار خوب و انفاق و صله‌رحم و ترحّم به مساکین و… برمی‌خیزد و این گریستن ممدوح است، لکن عرض ما این است: اگر گریهٔ خالص فقط برای امام عصر علیه‌السلام باشد، قابل رحمت ایشان واقع می‌شود و نمی‌شود آن قطرات را به خاطر ارزشش قیمت گذاشت؛ پس خوش به حال این‌چنین گریه کنندگانی.

جانِ جان

وجودِ ممکن مراتبی از ظهور حق است و اعتباری و مقیّد و محدود هست. پس آنچه ما از نی وجود نوایی داریم اصلش از حضرت بی‌مثال وجود مطلق است. ما، نیست هست‌نما هستیم. ما مانند پرچم هستیم که باد فیض حضرت مهدی علیه‌السلام ما را به این‌طرف و آن‌طرف به جهش درمی‌آورد. فیضش دائمی است که به خاطر ظهور زیاد به چشم نمی‌آید و ما حرکت آشکار خود را به چشم ظاهر می‌بینیم. پس ای منتظران، بودِ ما، از بودِ اوست و همهٔ افعال و احوال ما از عنایت ایشان قابل درخشش است. در واقع حضرت علیه‌السلام، ما هستی نماها را دچار محبت ازلی خود کرده است؛ پس به زبان قال و حال عاجزانه می‌گوییم:

منگر اندر ما، مکن در ما نظر **** اندر اِکرام و سَخای خود نگر

مُهر نارضایتی

نکته‌ای لطیف یادداشت شده است که: معلّم، شاگرد بی‌انضباط و تنبل خود را تنبیه می‌کند و او را سرزنش می‌نماید. ما پیروان بی‌انضباط و تنبل و مقصّر حضرت علیه‌السلام هستیم، لکن به خاطر غلبهٔ عادات و غفلت و مهم تر از همه مهلت دادن حضرت در تنبیه، به خود نمی‌آییم و تضرّع نمی‌کنیم و خجالت نمی‌کشیم. وقتی کسی مریض می‌شود یک حالت تنبّه به او دست می‌دهد که دیگر افراط‌وتفریط در تغذیه نکند تا بیمار نگردد؛ نباید آن‌قدر تجرّی داشته باشیم که به آن روز مبتلا شویم که مُهر نارضایتی امام بر پیشانی ما زده شود.

کلمات ناموزون

یکی از مداحان در گلایه به حضرت قائم علیه‌السلام گفته بود: ای مولای! اگر دست سید بحرالعلوم و سید بن طاووس را گرفتی کار خاصی نشده، آنان خوب بودند؛ اگر به من بد نظر کنی کاری کردی!

این کلمات و گلایه بسیار ناموزون، دور از انضباط است و بر بصیری که طی­طریق کرده، پوشیده نیست که اگر عاشق در عشقش صادق باشد، هیچ حرف ناصوابی را نسبت به معشوقش روا نمی‌دارد؛ و صادر شدن جملاتی از این قبیل، دلیل بر قلّت معرفت است و اینکه گوینده از محبت به عشق نرسیده است.

نایب

انبیاء و اوصیاء الهی آینهٔ اسماء و صفات حضرت حق‌اند؛ و خداوند به چشم سر دیده نمی‌شود. پس آنان نایب خداوند هستند که مردم با حشر و نشر با آن‌ها طی مراحل و منازل می‌کنند و با الگوپذیری از ایشان به‌سوی کمالات و صفات ربوبی حرکت می‌کنند.

حضرت مهدی، بقیة‌الله و یادگار و خلیفهٔ خداوند است و میان نایب و منوب فاصله و دوگانگی نیست. هر چه شیعه با فکر و ذکر و کردارش متابعت حضرت علیه‌السلام کند از انعکاس فیض نور حقیقت آن عزیز، به منوب عنه وصل می‌شود تا در نایب فانی نشود، نتواند در منوب فانی شود.

جواب

بعضی از مردم می‌گویند ما لیاقت نداریم و کارمان خراب است و عمری گناه کردیم و اینک معلوم نیست حضرت ما را بپذیرد. جواب آن است: با اهل معنی و عاشقان حضرت هم‌نشین بشو تا به یُمن و برکت آن‌ها توفیق رشد و عطا را دریابی. همّت را بلند کنید و از روح استقامت کمک بگیرید؛ و با اولیاء الهی دیدار کنید و تحت نظر آنان که وجودشان همانند کیمیاست، مس قلبتان را تبدیل کنند، به‌سوی قرب امام عصر علیه‌السلام سلوک نمایید و مهر و محبت دوستان حضرت را در جانتان قرار دهید و از حرکت به این مقصد اعلی نومید نباشید که انشاء الله به دولت معنوی خواهید رسید.

مُقبل

«رو بجو اقبال را از مُقبلی». ازآنجایی‌که بعضی نیک‌بخت و صاحب اقبال هستند و ذاتاً یا به عنایت و یا به طلب و کوشش بسیار به عطایای امام زمان علیه‌السلام نائل آمدند، پس به هوش باش که جویای چنین افرادی باشی که به اقبال واقعی دست‌یافته‌اند تا به‌وسیلهٔ آنان و کمر همّت بستن و گوش سپردن به فرامین آنان، اقبال به تو روی آورد. اگر تشنگی حقیقی باشد و به طلب هم آفتی نرسد، دیر یا زود به کسانی که به عنایات حضرت علیه‌السلام رسیدند و بویی از او برده‌اند، خواهی رسید و در این طریق اصلاً نباید خسته شد و می‌باید شکیبا بود.

طالع زهره

افرادی بودند که از سال هزار و سیصد و پنجاه‌ودو آنان را می‌دیدم، آنان پیاده به سمت جمکران می‌رفتند و شب‌های چهارشنبه و جمعه به مسجد شریف مشرف می‌شدند، الآن که قریب چهل‌وچهار سال می‌گذرد و مروری بر زندگانی آنان می‌شود، متأسفانه به هر عللی، فاصله گرفته‌اند و دیگر آن سوز و دعا و پیاده‌روی و تشرّف بسیار کم‌رنگ شده است؛ و اگر کنارشان بنشینی خبری از حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام از آنان نمی‌شنوی و رنگ صورتشان به‌اصطلاح قدیمی‌ها زرد (یعنی عشقی) نیست و اگر به مسجد جمکران هم می‌آیند پیوستگی آن‌ها با اختر تابناک ولایت خیالی شده است. انگار طالع زهره آنان (که درصدد عشق و طلب است) به طالع مرّیخ تبدیل شده است!

عیب پاکان

یکی از حجاب‌هایی که سبب می‌شود، انسان از امامش دور شود، عیب و طعنه بر پاکان و خوبان زدن است که این کار سبب رسوایی خودش می‌شود و عیبش کم‌کم برملا می‌شود. امّا وقتی کسی دنبال عیب کسی نباشد و حرفی در معایب کسی نگوید، خداوند به ظهور اسم ستّار، عیب چنین شخصی را می‌پوشاند.

منظور آن است که افراد خیلی مواظب باشند تا خدای‌ناکرده در مورد افرادی که از صالحان و پاکان هستند و باطناً متّصل به حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام و سوختهٔ ایشان می‌باشند، بدگویی نکرده و طعن آنان را نگویند که در این صورت اسباب بدنامی و رسوایی خویش را فراهم می‌کنند.

مسبب‌الاسباب

دل سپردن به اسباب مجازی و اعتباری از سستی است و اعتقاد به مسبب‌الاسباب و یقین به ملیک دین از قوّت است. ما در غربت حضرت علیه‌السلام و ندیدن جسم مبارک ایشان، علقه‌­هایی به اسباب ظاهری پیدا می‌کنیم، درحالی‌که مسبّب همه اسباب خود ایشان‌اند. به‌عبارت‌دیگر، آتش طبع و وسوسه درون دائم ما را به‌سوی این‌وآن دعوت می‌کند، درحالی‌که هر ممکنی به وجود ایشان است که وجود پیدا کرده است. متأسفانه تأثیر را از اسباب می‌دانیم، ولی از علّت­العلل غافلیم. خوب است به هوش بیاییم و به حضرت مهدی علیه‌السلام متّکی و متوسّل باشیم که همه هستی به طفیل او حرکت و فعّال‌اند و این اعتقاد نباید پایه‌هایش ضعیف باشد که دچار اسباب ظاهری گردیم.

هر سبب مجازی از سبب حقیقی و مؤثر مطلق برمی‌خیزد، پس سبب‌سازی برای منتظِر از حضرت منتظَر هست؛ و در این مقوله دقّت بسیار لازم است.