دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد دوم · فصل چهارم · بخش دوم

رمز انتظار

رمز انتظار این است که منتظر، به پا خیزد و برنامهٔ شبانه‌روزی برای این کار داشته باشد و از یک منتظر واقعی دستورالعمل بگیرد. روزبه‌روز به جلو برود و مراقب آسیب‌ها باشد و دمی محبوب عالم را فراموش نکند. لازمهٔ این کار عدم یأس و رجاء کامل به آمدن منتظَر و تمرین و آمادگی هر روز برای مصداق انتظار واقعی داشتن است. حضور منتظر در صحنه وظایف منتظران، با نیّت خالص و تلاش پیگیر، توفیقات شخص را روزافزون می‌کند.

ای دل اگر عاشقی، در پی دلدار باش **** بر درِ دل روز و شب، منتظر یار باش

دلبر تو دائماً، بر درِ دل حاضر است **** رو درِ دل بر گشای، حاضر و بیدارباش

در آخرالزمان

از موضوعاتی که شیعهٔ منتظر در دورهٔ آخرالزمان باید بداند، نمونه‌ای از آن در احادیث محمدیه بدان اشاره‌شده است. پیامبر صلّی‌الله علیه و آله فرمود: «ثروتمند شدن، به‌وسیلهٔ غصب و تجاوز (به حقوق) دیگران محقق می‌شود. ریا فراوان می‌شود. از اسلام فقط نام آن باقی می‌ماند. اسراف می‌کنند، حتّی در آب وضو و غسل. شب‌ها دیر می‌خوابند و نماز صبح آنان قضا می‌شود. مردم از علماء می‌گریزند. به علّت گناه، باران در وقتش نازل نمی‌شود. رشوه را به اسم هدیه حلال می‌کنند. بعضی از مردم گرگ‌صفت می‌شوند. مردم غصهٔ از بین رفتن دینشان را نمی‌خورند. ارزش دین در نظر مردم پایین می‌آید. مرد از زنش اطاعت کرده و از پدر و مادرش نافرمانی می‌کند.»(۱)

برخاستن به نام امام

چون غیبت حضرت قائم علیه‌السلام طولانی می‌شود و امام به دوستان خود محبت دارد و برای آنان دعا می‌کند؛ وقتی شیعه‌ای به اسم قائم علیه‌السلام از جا بلند می‌شود، حضرت به لطف نگاه می‌کند که او را فراموش نکرده است.

خبر خوشحالی

از مجموع روایات یاران و سپاهیان حضرت مهدی علیه‌السلام برمی‌آید که ایرانیان در لشکر او حضور دارند؛ و لسان اخبار به طرفداران سلمان فارسی، اهل ری، اهل خراسان، گنج‌های طالقان، قمی‌ها، اهل فارس و… تعبیر شده است. خدا کند ما مصداق همان‌ها باشیم و وقت ظهور چه زنده باشیم و چه مرده، ما را امام علیه‌السلام به کرمش بپذیرد که یاران قائم علیه‌السلام از ایران هم هستند.(۱)

نفی و اثبات

نفی و اثبات ازجملهٔ لااله­الاالله استفاده می‌شود، نیست معبودی الّا خداوند. ما هم به همه، جواب نه بگوییم و به حضرت لبّیک و بله بگوییم؛ یعنی به هر چه که بوی و رنگ مهدوی ندارد، جواب نفی بدهیم و به هر چه که بوی و رنگ مهدوی دارد، جواب اثبات بدهیم. این یک فرهنگ و عقیده است. «دیو چو بیرون رود، فرشته درآید». درون ما موضوعاتی غیر مهدوی می‌طلبد، باید جواب منفی به او داد. از آن‌طرف جنود عقل که حجّت درونی ماست و همراه با حجّت بیرونی است، باید به آن جواب مثبت داد.

عدم یقین یا غلبهٔ عادات

ما بااینکه اعتقادداریم، امام زمان علیه‌السلام روزی ظهور خواهد کرد، پس چرا این اعتقاد، تحوّلی در ما ایجاد نمی‌کند؟ به خاطر عدم یقین، یا به خاطر غلبهٔ زندگی روزمرّه و یا عادات و ملکات است. به نظر ما دور بودن یا نزدیک بودن ظهور مانعی نیست، بلکه عدم شناخت وظیفه، علّت برای عدم توجّه؛ و اشتغال دنیوی سبب آسیب‌رسانی به انتظار و اعمال منتظِر می‌شود.

نزدیکی یا دوری فرج

گویند: اگر ظهور را نزدیک ببینند حالت انتظار پویایی دارد و اگر زمان آن را دور ببینند با حالت انتظار سازگاری ندارد. جوابش این است: منتظر باید به وظیفه عمل کند و وقت ظهور سرّ خداست و کسی تاریخ آن را نمی‌داند. اگر کسی نزدیک بودن فرج را ملاک قرار دهد، پس اگر ظهور محقق نشد، نباید حالت یأس به او دست بدهد. چون حالت انتظار، عمل به وظایف مهدوی است و سرّ خدا به شخصی و یا جمعی مربوط نیست و به‌وقت و روزش، محقق می‌شود.

محبوبیت فرج

شخص منتظر لازم است، موضوع انتظار حضرت قائم علیه‌السلام برایش محبوبیت داشته باشد. دوستی امام، اصل است؛ ولی انتظار او کشیدن مطلوب است؛ و از دوستی‌اش فاصله ندارد، چراکه خودش منتظَر است و ما منتظِر. پس نباید صِرف دوستی امام، ما را از ظهور و فرجش بی‌اعتنا و سُست و غافل کند و به وظایف مهدوی خود عمل نکنیم.

انتظار بدون تلاش

شعر انتظار خواندن و حرف آن را زدن و حدیث ثواب منتظران و… گفتن خوب است، امّا کمال هر خوبی به تلاش و آماده‌سازی است. در روایات از کلمهٔ «جهاد» دربارهٔ انتظار فرج استعمال شده است. پیامبر صلّی‌الله علیه و آله فرمود: «برترین جهاد امّتم، انتظار فرج است.»(۱) چرا تلاش و آمادگی کم است؟ چون انتظار سطحی است و آنچه امروز ما در مردم پیرو حضرت می‌بینیم، سطحی بودن آمادگی است که بسیار اندک به پویایی و آماده‌سازی خود برای امر ظهور عمل می‌کنند.

جان‌نثار

حقیقت این است که بندهٔ جان‌نثار نیستیم، به زبان می‌گوییم و ادّعا هم داریم، امّا در وقت امتحان در این آخرالزمان، معلوم نیست تا چه حد، جانمان را فدای اماممان کنیم؛ تا جایی که حتّی ذرّه‌ای خطور منفی هم نداشته باشیم.

مرد باید کز طلب وز انتظار **** هر زمان در ره کند صد جان نثار

کارهایمان محجوب مولایمان است و دوغ خورده، هرزه مستی می‌کنیم، بعد ادّعای جان‌نثاری مطلق و عشق و فنای در او را داریم!

عزّت

حضرت حجّت علیه‌السلام خود عزیز ذاتی است و احتیاجی به عزّت طلبی ندارد. ولی در دوران غیبت امام، به خاطر ظلم ستمگران بی‌دین و عوامل وهابیت در دنیا به‌وسیلهٔ احاطهٔ تبلیغات سوء، عزّت ما خدشه‌دار شده است. حضرت معزّ اولیاء و دوستانش است.(۱) و به‌وسیلهٔ او مؤمنان عزیز می‌شوند. در دعای افتتاح می‌گوییم: «اعزز به ذلّتنا: خداوندا ذلّت ما را به‌وسیلهٔ او به عزّت برسان»؛ و در دولت کریمهٔ او، اهل اسلام عزیز می‌شوند و اهل نفاق ذلیل می‌شوند.(۲)

نتیجه آنکه رغبت و تلاش ما دربارهٔ ظهور حتماً بی‌وقفه باشد و به اثر وضعی نیّات و اعمال ما، خداوند عزّت مهدوی را نصیب ما و همهٔ شیعیان و مستضعفان بنماید.

منتظر متّقی

بدان که متّقی، مصداقش کسی است که گناهی عامداً و عالماً نکرده است و اگر هم اتّفاقاً گناهی کند، سریع استغفار و توبه نماید. به معنی دیگر، در نیّت و عمل، عزمی بر گناه کبیره ندارد. این همان مصداق ترک محرّمات است که همهٔ عالمان ربّانی به افراد سفارش اکید می‌کردند. سرانجام نیکو برای متّقین است. (اعراف/۱۲۸) منتظر متّقی وقتی می‌تواند تقرّب به حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام بجوید که حداقل شبیه متقین حقیقی گردد و الّا با عدم تقوا، کسی نمی‌تواند به امامش نزدیک شود.

بکوش

گرچه وصالش نه به کوشش دهند **** هر قدر ای دل که توانی بکوش تلاش و کوشش به کمیّت کارها نیست؛ بلکه به کیفیت اعمال است؛ یعنی نیّت و عمل خالص برای امام قائم علیه‌السلام باشد، صورت عمل منهای خلوص، منتظر را به وصال محبوبش نمی‌رساند؛ و البتّه خستگی و خطور به امام هم مزید علّت است. شاعر می‌گوید: «یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند»، علّت همان است که ما ذکر کردیم. اتّفاقاً چنین کسانی، وقتی به افرادی که احتمال وصال و تقرّب حضرت را می‌دهند، می‌گویند:

ای که دستت می‌رسد بر زلف یار **** در حضورش نام ما را هم بیار

یتیمی

رسول خدا صلّی‌الله علیه و آله فرمود: «از یتیمی، کسی است که از امامش جداشده و نتواند به او برسد.»(۱) اصطلاحاً یتیم به کسی می‌گویند که پدر نداشته باشد. امّا در لسان روایات به کسی که امام خود را نبیند و قدرت دسترسی به او را نداشته باشد یتیم گویند.

شیعیان

ما در این زمان غیبت طولانی حضرت حجّت علیه‌السلام واقعاً یتیم هستیم؛ چراکه حضور باهرالنور او را بالمعاینه درک نمی‌کنیم و چشمان او را با مشاهده رؤیت نمی‌کنیم و اسباب و قوّتی هم نداریم که به وصالش برسیم؛ پس ظاهراً و باطناً یتیم هستیم. خداوند، پدر (امام) مان را به ما شیعیان برساند؛ و به آرزوی آن روزی هستیم تا ان‌شاءالله همهٔ پیروان از یتیمی به در آیند.

ورع و اخلاق

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «هر کس دوست دارد از اصحاب قائم علیه‌السلام باشد، باید انتظار بکشد و ورع و محاسن اخلاق را پیاده کند و او منتظر است.»(۱) ورع، یعنی دوری کردن از گناه، پارسائی محاسن اخلاق، یعنی خوبی و نیکویی خوی­ها (سرشت، طبیعت، صفات)، یعنی با این دو صفت، منتظر عالماً و عامداً گناه نمی‌کند و دارندهٔ این صفات ممدوح و پسندیده است تا ملکهٔ او شده باشد. چون بعضی صفات گرچه در ظاهر نیک است، ولی با ناخالصی و بی‌کیفیتی همراه است و شخص را منتظر واقعی نمی‌سازد. عمل ظهور صفات است، ملکهٔ ورع و خلق نیکو، کار ساده‌ای نیست تا اینکه شخص، منتظر واقعی گردد.

جان شَوی

ای شیعهٔ امام قائم علیه‌السلام، اگر بخواهی منتظر واقعی شوی، باید جمله جان بشوی؛ یعنی فانی در حضرتش شوی، به‌طوری‌که برایت هیچ‌چیز به‌اندازهٔ وجود مقدّسش، قابل‌اعتنا نباشد؛ فقط در یکی و برای یکی و این‌یک بی‌خویشی و مستی می‌خواهد که مانند پروانه اندر دل آتش او شوی.

باید که جمله جان شوی **** تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می‌روی **** مستانه شو مستانه شو

منصور و مهدی

آنچه در متن زیارت عاشورا آمده است که: «درخواست می‌کنم از خداوندی که مقام تو را گرامی داشت مرا گرامی بدارد و روزی‌ام نماید انتقام خون تو را بگیرم (مع امام منصور) با پیشوای یاری شده از خانوادهٔ محمد صلّی‌الله علیه و آله» که منظور امام زمان علیه‌السلام است؛ و در فقرهٔ دیگر آمده است: «درخواست می‌کنم اینکه روزی‌ام کند انتقام خون شما را (مع امام مهدی) با پیشوای هدایت‌کنندهٔ ظاهر شونده و گویا از خاندان شما»(۱) که منظور امام زمان علیه‌السلام است. پس حضرت بقیة‌الله علیه‌السلام منتقم و خون‌خواه جدش حسین علیه‌السلام است و ما از خداوند درخواست می‌کنیم با ظهور حضرت، روزی‌مان کند، همراه او باشیم و طلب خونخواهی کنیم ان‌شاءالله.

عاهت

یکی از مسائل مربوطه به شیعیان در زمان غیبت کبری مستولی بودن عاهت است؛ عاهت، آفت و آسیب‌پذیری است که این صفت سبب می‌شود کارها تباه و فاسد شود. امام سجاد علیه‌السلام فرمود: وقتی قائم ما قیام کند، خداوند از شیعیان ما آفت (و آسیب) را از بین می‌برد. «اَذهَبَ اللهُ عَنْ شیٖعَتِنٰا العٰاهَة».(۱) از این حدیث شریف معلوم می‌گردد که شیعه در زمان غائب بودن امام، بسیار آسیب‌پذیر است و این برای عموم می‌باشد که به هر علّتی، به ایمان و عقیده و عملشان، گزند و صدمه وارد می‌شود و این خسارت کمی نیست!

اشتغال و آسیب‌ها

هرکسی به هر کاری که مشغول می‌شود، ازنظر فکری یا عملی، کم‌کم اشتغال به آن سبب می‌شود که همّ­وغمّ آن، شخص را درگیر کند. مثلاً کشاورز تمام همّتش کار کشاورزی و مدیر یک اداره تمام عزمش مدیریت آن اداره است. پس کسی که صبح می‌کند و درگیر مسائل و موضوعات مانند زن و فرزند و ماشین و بدهکاری و دشمن و مریضی و پدر و مادر و دوست و شغل و پیری و بیکاری و ده‌ها نظیر این‌هاست، دیگر جایی برای موضوع مهدویت برای او نمی‌ماند. به‌عبارت‌دیگر زحمت طاقت‌فرسای مسائل دنیوی ازیک‌طرف و درگیری جنود عقل و جهل از طرف دیگر، جایی برای دعا و توسّل و تهذیب و تقرّب به امام نمی‌گذارد. پس هر نوعی اشتغال فکری و عملی، نوعی آفت هستند که توان منتظر را کم و طاقتش را ضعیف می‌کند؛ و وقتی به یاد مسائل مهدوی می‌افتد، خستگی نفس امان او را می‌گیرد و به خواطر گوناگون او را دچار می‌کند.