شهادت میدهم
ای مولایمان امام عصر! شهادت میدهم تو بهراستی، حجّتی بر آنان که درگذشتند و آنان که باقیماندهاند، هستی. بهراستی حزب تو، بهدرستی پیروزمندند و دوستانت رستگاراناند و دشمنانت زیانکاراناند. بهراستی تو خزانهدار هر علمی و شکافندهٔ هر به هم بستهای و تحقّق بخشندهٔ هر حقّی و باطل کنندهٔ هر باطلی. راضیام به تو ای مولای من که امام و هدایتکننده و ولی و راه راست نشاندهندهٔ مائی.
پژمردهایم
ما پژمردهایم و بوستان ما گلشن و گل ندارد. غلبهٔ نفس امّاره از طرفی ما را به فراق انداخته است. نه مانند پروانه هستیم که فدای شمع وجودش شویم. نه لیاقت دیدار داریم که قربان او شویم. اسیر دنیا هستیم نه اسیر او. معلوم نیست کِی حضرتش ظهور میکند و چشم گنهکار ما به نور جمالش منوّر میشود. پس کی ما از اسارت نفس و هجران امام علیهالسلام آزاد و به لقاء میرسیم؟!
منّت گذار
خداوندا! منّت گذار بر ما خشنودیاش و عطا کن برای ما مهربانی و رحمتش و دعایش را و نیکیاش را تا آنجا که برسیم بهوسیلهٔ آن به گسترش رحمتت و رستگاری در پیشگاهت و قرار ده درودهای ما را بهوسیلهٔ او پذیرفته؛ و گناهان ما را بهوسیلهٔ او آمرزیده و دعای ما را بهوسیلهٔ او جواب دادهشده.(۱)
سرپرست
وظیفه آن است که به جای امام، دیگری را بهعنوان سرپرست انتخاب نکنیم و تحت لوای غیر او نرویم؛ و ثابتقدم در مسیر او باشیم. چه آنکه برگزیدن غیر او، خسارت ابدی است و هر ولیّ غیر او، به دین و ایمان شخص، اضرار و آسیب کلی میرساند. ما شیعه هستیم، دست ما را در دست حضرت بقیّةالله گذاشتهاند و دست دادن و بیعت به غیر او حرام و هبوط است.
بهواسطهٔ او
خداوندا! قرار ده روزیهای ما را بهوسیلهٔ او گسترده و غمهای ما را بهوسیلهٔ او کفایت شده و نیازهای ما را بهوسیلهٔ او برآورده.(۱)
حقّ ثابت
یا مولای! تو حقّ ثابتی که نیست در آن عیبی، بهراستیکه وعدهٔ خداوند دربارهٔ تو راست است. هرگز تردید نکنم، به خاطر طولانی شدن غیبت و دوری مدّت و سرگردان نباشم باوجود کسانی که ناآشنایند با تو و به تو نادان هستند. منتظر و متوقّع بر ایّام ظهور تو هستم. تو آن شفاعت کنندهای هستی که چونوچرا در آن نیست و آن سرپرستی هستی که ردّی بر آن نیست.
دلافسرده
چه بسیار بودند، مردان و زنانی از شیعیان در بیش از هزار سال، در فراق امام زمان علیهالسلام بودند و چه بسیار بسیار بودند که رخ زیبای او را ندیدند. به یاد حضرت بودند و اشکریزان و نالهکنان، امّا ظهور را درک نکردند، امّا در عالم برزخ به نتیجهٔ اعمالشان رسیدند. یک دعا و نظر امام علیهالسلام برای آنان، از صدها هزار عمل، بالاتر و بهتر است. آن بیچارگان دلافسردهای که شوق دیدنش را به گور بردند؛ امّا در گور به سود عظمای مهدوی رسیدند.
ولایت
خداوند، امام مهدی علیهالسلام را برای یاری دین و گرامی داشتن مؤمنین و انتقام از منکران و بیرون روندگان ذخیره کرده است. بهوسیلهٔ ولایت او، اعمال پذیرفته و افعال پاکیزه میگردد و نیکیها زیاد میگردد و بدیها از بین میرود. پس کسی که ولایت او را پذیرفت و به امامتش اعتراف کرد، اعمالش قبول میشود و سخنانش تصدیق میگردد و نیکیهایش افزون و بدیهایش محو میگردد و هر کس از ولایت او بازگردد و به شناخت او نادان گردد و دیگری را به جای او انتخاب کند، خدا او را با صورتش در آتش اندازد و عمل آنکس را قبول نخواهد کرد.
تمنّای زنده شدن
در زیارت حضرت صاحبالعصر علیهالسلام در سرداب مقدّس چنین آمده است: خداوندا! اگر مانع شود میان من و میان دیدار او، مرگی که قرار دادی آن را بر بندگانت حتمی و قدرتنمایی کردی بهوسیلهٔ مرگ که آفریدگانت را به خاک بینی، پس برانگیز مرا هنگام آشکار شدن خروج و قیام او، از گودال قبرم، درحالیکه بر تنم کفنم است؛ تا اینکه مجاهدت کنم پیشاپیش او، در صفی که ثنا گفتی بر اهل آن صف که در کتابت فرمودهای: «گویا بهراستی آنان همانند بنیادی بههمپیوسته (و استوار) اند.» (صف/۴).(۱)
طولانی شدن غیبت
یا صاحبالعصر! هرگاه روزگار ما به درازا بکشد و عمرها طولانی شود، زیاد نکنم دربارهٔ تو جز یقین را و برای تو مگر محبت را و بر تو جز توکّل و اعتماد را و برای ظهورت مگر توقّع و انتظار را و بر کوششم پیشاپیشت جز چشمداشتت را.
صِرف ملاقات
اگر امام زمان علیهالسلام را ببینیم، صرف دیدار برایمان کارساز است؟ آنانی که پیامبر صلّیالله علیه و آله و امامان را سالها ملاقات کرده بودند، همه آیا عاقبتبهخیر شدند و همه بهشتی و از ثابتین و ملازمین شدند؟ تا امام، ما را از نفس امّاره و قیدوبند دنیایی آزاد نکند، ما اسیریم و خود نمیدانیم. ملاقات بیعنایت خاص، چقدر میتواند ما را متحوّل و عاشق و فانی کند؟! آمال ما را دور کرده و صفات رذیلهٔ ما را احاطه کرده. اگر امام را هم ببینیم همانند آنانی که امامان را دیدند و سعادتمند نشدند، خواهیم شد. در این نکته حتماً کمی فکر کنیم و به خود آییم و متنبّه شویم.
جفای گردون
بعضی از جفای چرخ گردون گویند، تعجیل را خواهاناند و چون به حکمت پروردگار آگاهی ندارند، اخبار ظلم و فساد را به رُخ میکشند؛ که دنیا را احاطه کرده و بدگوئی افرادی میکنند که توانایی دارند و حرکتی در جهت تعجیل ظهور نمیکنند. اگرچه جور و ستم زیاده است، امّا وظیفهٔ فردی در قبال ظهور مسئولیتآور است و صرف اعتراض به روزگار و اهلش کاربردی ندارد و اعتراض به جفای گردون، کمکم ملکه میشود و این عیب است نه حرکت و کار.
مرگ و شهادت
یا مولا یا امام قائم علیهالسلام! من بندهٔ توأم و امید دارم به شهادت، پیشاپیشت و رستگاری در پیشگاهت. اگر مرا مرگ دریابد پیش از ظهورت، به تو توسّل میجویم که بعد از مرگم و زمان ظهورت مرا به دنیا بازگردانی تا در رکابت به شهادت نائل آیم.
خودیاری
منتظران راستین، درعینحال وظیفهدارند تنها به خویش نپردازند، بلکه مراقب حال یکدیگر باشند و علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران نیز بکوشند؛ زیرا برنامهٔ عظیم و سنگینی که انتظارش را میکشند، یک برنامهٔ فردی نیست؛ برنامهای است که تمام عناصر انقلاب، باید در آن شرکت جویند. باید کار بهصورت دستهجمعی و همگانی باشد. کوششها و تلاشها باید هماهنگ گردد و عمق و وسعت این هماهنگی باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانیای باشد که انتظار آن را دارند.(۱)
کیفر کردار
مولای یا مولای! من خطاکار و ترسان و پشیمانم، از کردارم و کیفر آن. ولی بر شفاعتت توکّل کردهام و امیدوارم به محبتت و شفاعتت، برای از بین بردن گناهانم و پوشاندن عیبهایم و برای آمرزش لغزشهایم. من وابسته به ریسمان محبتت هستم و به ولایتت تمسک جستهام و از دشمنانت بیزاری میجویم. مرا به عفوت از کیفر کردارم، فائز گردان.
فساد فراگیر
هنگامیکه فساد فراگیر میشود و اکثریت یا جمع کثیری را به آلودگی میکشاند، گاهی افراد پاک، در یک بنبست سخت روانی قرار میگیرند. بنبستی که از یأس اصلاحات، سرچشمه میگیرد. گاهی آنها فکر میکنند که کار از کار گذشته و دیگر امیدی به اصلاح نیست و تلاش و کوشش برای پاک نگاهداشتن خویش بیهوده است. این نومیدی و یأس ممکن است آنها را تدریجاً بهسوی فساد و همرنگی با محیط بکشاند و نتواند خود را بهصورت یک اقلیت صالح، در برابر اکثریت ناسالم حفظ کنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایی بدانند.(۱)
غم ما
غمهای ما در پنهان و پیدا، مربوط به موضوعات زندگی و کاری ماست. غم ما، غم امام عصر علیهالسلام نیست. اگر بود، به یادش بودیم و او را فراموش نمیکردیم و هیچ غمی را بالاتر از غصّهٔ اماممان در طولانی شدن غیبت کبری نمیدانستیم.
دعا
خداوندا! آشکار گردان مفهوم واقعی اسلام را و بلندمرتبه گردان دعوت حضرت قائم علیهالسلام را و یاری کن او را بر دشمنش. خداوندا! یاری کن او را یاری گرانمایه و فتح کن برای او گشایشی آسان، عزت و ارجمندی ده بهوسیلهٔ او، دین را پس از گمنامی و آشکار گردان بهوسیلهٔ او حق را، پس از غروب؛ و روشناییبخش بهوسیلهٔ او تاریکی را و برطرف کن بهوسیلهٔ او اندوه را و در امنیت دار بهوسیلهٔ او شهرها را و هدایت کن بهوسیلهٔ او بندگان را؛ و پر کن بهوسیلهٔ او، زمین را از عدل و قسط، همانطور که پر شد از ظلم و ستم.
مخالفت
شیعه باید مواظبت و مراقبت داشته باشد تا مبادا به خاطر کارهای ناپسند و اعتقادی ناصواب و فشار بلاها، عنان و اختیار از صراط مستقیم از او گرفته شود و از مخالفین، معاندین و غُلّات و مُرتابین و مقصّرین امام شود. همیشه انحراف از زمینه و اسباب کوچک شروع میشود، آنگاهکه بزرگ شد، روح و اعتقاد را خراب میکند و معتقدات و کارهایش ضد امام و روبروی او قرار میگیرد و مطالب ناباب میگوید که درخور یک شیعهٔ او نیست.
دعا بر اعوان
از درودها و دعاهای زمان غیبت، آن است که ما بر خدمتگذاران و یاریکنندگانش، چه آنان که جسم مبارکش را میبینند، مانند ابدال و اوتاد و چه آنان که جسم مبارکش را نمیبینند، امّا بهعنوان ناصر و اعوان، کارهای امام علیهالسلام را در کل کرهٔ زمین انجام میدهند، درود فرستیم و برای آنان دعا کنیم.
فقیر
ما هر چه هستیم گدای حضرت مهدی علیهالسلام هستیم، امّا نمیشود کسی فقیر درگاه غنی باشد و به یاد او نباشد و فیض و عطای او را فراموش کند. فقیر، مدح معطی کند؛ آنکه معطی عالم است و همه سر سفرهٔ او نشستهاند و این فقیر مهدوی بالخصوص این ادراک را داشته باشد که امامش معطی مطلق است و دل از گدائی نکشد و ادب فقر را رعایت کند.
کرامت
ای حجّت زمان، از جودت، دهر در ثبات است. تو رجایی و همهجا هستی. دلهای والهان به جستجوی توست، روح، آنان را گرفته، شما عقدهگشا هستی. اگر پرده برافکنی، کرامت برپا میشود و آنگاه دردها درمان و غصّهها برطرف شود. ما ستم به نفس خود کردیم، کریمانه دردهای ظاهری و باطنی ما را درمان کن که در دام و غمیم و تو را فراموش کردهایم.