دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد سوم · فصل دوم · بخش اول

بی‌نام

شاعری گفته: «خانه به خانه، دربه‌در جستمت و نیافتم» اگر کسی سال‌ها دنبال حضرت قائم علیه‌السلام برود و هیچ اثر و عطا و لطفی نبیند، شما باور می‌کنید؟ بعد گفته: «شهر به شهر و کو به کو، در طلبت شتافتم». واقعاً این‌چنین بوده که بعد می‌گوید: «بی تو به دست خویشتن، سینهٔ خود شکافتم». خوانندگان محترم، بیش از چهل سال تابه‌حال فراوان شنیدم و دیدم و برایم نقل کردند از این نوع گفته‌ها که جای مجال حکایت اینان نیست؛ ولی آنان که این مطالب برایشان مصداق دارد، بی‌نام‌ونشان هستند و هیچ ادّعایی ندارند.

دویدیم

آن‌قدر دنبال حضرت دویدیم، از این‌سو و آن‌سو تا عاقبت او را پیدا کنیم. نه آنکه او را پیدا نکردیم، خود را گم کردیم. بلبل ز هجر گل، ناله می‌کند، ما از گم‌شدن خود گریه می‌کنیم، نه برای محبوب عالم. هر دویدنی به سرانجام نرسد. هر طلبی به مطلوب وصل نگردد. هر بلبلی به بهار نرسد. هر ابری به باران تبدیل نگردد، ترافیک ترافیک!

بار غمت

مهدی جان! بار غمت را هیچ سینه و دریا و کوهی، ارضی و سمایی، نتواند کشید. اگر بگویم کمی از غمت را به من بده تا آن را تحمّل کنم، لاف می‌زنم و دروغ می‌گویم. مگر ظرف آن را بدهی و الّا با حرف و ادّعا، هیچ تضمینی برای کشیدن بار غصّه‌هایت نیست و جز پوزش و معذرت‌خواهی از ساحت مقدّست، کاری از ما برنمی‌آید.

بهانهٔ زودگذر

نمی‌دانیم چقدر مورد مرحمت عام و خاص حضرت ولی‌عصر هستیم. آیا لایق صید چشمان منوّرش هستیم؟! در حسرت و تأسّفیم که عمرمان سپری‌شده و سنخیتی خاص به او پیدا نکردیم. بهانهٔ او داریم، امّا بهانه‌ها حالی و زودگذر است. او تجلّی می‌کند و جلوه می‌نماید، امّا ما بیرون از جلوات، قدم می‌گذاریم. گناهانمان همانند دریا بی‌کرانه است و هر برگی از عمرمان، بی او مانند برگ خزان، در حال ریختن است. چه کنیم که پژمرده حالیم و شکسته‌بال، بهار می‌آید، پائیزی هستیم و خانه‌تکانی دل نکردیم و در آرزوی انصار خاص بودن اوییم. کسی که مبتلای نفس است، چطور می‌تواند، از قفس تن رها شود، مگر به عنایت و لطف خاص.

تراکم حجاب‌ها

ما گداییم به درگه حضرت حجّت علیه‌السلام، بینوا و مریضیم. دل رنجور و فراق باقی است. صدایمان ضعیف و حال قبض، غالب و سینه در تنگی و فکر به اشتغالات کاری و خانوادگی، مشغول است. دست به دعا برمی‌داریم، ولی از سوزش و ناله، خبری نیست. گویم مولایمان، تو که بیگانگان را دست‌گیری می‌کنی، ما که شیعه توییم و به‌اصطلاح آشنای توییم، چطور ما را نمی‌نگری و جواب نمی‌دهی! جواب این است که حجاب از ماست. فیض می‌آید، گیرنده نیستیم. از طرف ما حجاب‌ها تراکم کرده و نمی‌گذارد از آن‌طرف فیوضات به ما برسد.

رحمت تامّه

یکی از جملات گوهربار امام قائم علیه‌السلام، وقتی‌که ظهور می‌کند، می‌فرماید: «من بقیّةالله در زمینم و از دشمنان خدا انتقام می‌گیرم».(۱) پس آنچه بعضی از دشمنان شیعه، اشاعه می‌دهند که حضرت بیاید همه را می‌کشد، صحیح نیست. امام مظهر رحمت کاملهٔ حق‌تعالی، همانند جدّش پیامبر صلّی‌الله علیه و آله، رحمت برای دو عالم است، حتّی کسانی که بعد از ظهور ایمان نیاوردند؛ آنان را با پرداخت مالیات آزاد می‌گذارد تا در اجتماع زندگی کنند، مگر کسانی که نفس آنان شرور است و موجب زحمت مسلمانان می‌شوند، آن‌ها را به‌جاهای دوردست تبعید می‌کند، اشاعهٔ قتل به دست امام علیه‌السلام، از اذاعهٔ وهابی و صهیون و صلیب است.

اگر امتحان شویم

امام کاظم علیه‌السلام فرمود: «اگر شیعیانم را زیرورو کنم، جز ادّعا چیز دیگری ندارند. اگر آن‌ها را آزمایش کنم، سر از ارتداد درآورند. اگر ایشان را تصفیه نمایم، از هزار نفر، جز یک نفر خالص و بی‌غش نباشد. اگر غربالشان کنم جز خواص و نزدیکانم نمانند. فراوان‌اند افرادی که بر پشتی‌ها تکیه می‌زنند و می‌گویند ما شیعهٔ علی علیه‌السلام هستیم، شیعهٔ علی علیه‌السلام کسی است که کردارش گواه رفتارش است».(۱) پناه به خدا، اگر روزی، امام زمان علیه‌السلام ما را امتحان کند، آنگاه معلوم می‌گردد که ما اهل ادّعا هستیم. نه اهل خلوص و یقین و عمل!

قائم و برخاستن

از امام صادق علیه‌السلام سبب برخاستن، به خاطر کلمهٔ قائم علیه‌السلام (از القاب حضرت مهدی علیه‌السلام) را پرسیدند. فرمود: «او را غیبتی است و او شدّت مهربانی به دوستانش را دارد، هر کس به این لقب از او یاد کند، به دیدهٔ عنایت می‌نگرد؛ زیرا این لقب یادآور حکومت او و برانگیزانندهٔ حسرت غربت اوست. به خاطر بزرگداشت اوست که باید بندهٔ خاضع و فروتن، هنگامی‌که مولای گرامی او با دیدگانش به او نگاه می‌کند، برخیزد و احترام کند و تعجیل فرج او را از خدای تعالی بخواهد.»(۱)

شیعهٔ کامل

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «۱- هرگاه مرد یا زن مؤمنی، بیمار و اندوهگین باشد، ما نیز محزون می‌شویم. ۲- و هرگاه برای رفع حوائج خود دعا کند، ما آمین می‌گوییم. ۳- و هرزمانی او ساکت باشد، ما برای او دعا می‌کنیم».(۱) از این حدیث شریف استفاده می‌شود که امام زمان علیه‌السلام به فکر شیعیان خالص و کامل خود است و همچنین به‌طور عام برای شیعیان خود محزون می‌شود و آمین می‌گوید و دعا می‌نماید.

نیّت

در توقیع امام عصر علیه‌السلام به شیخ مفید آمده است: «نیّت خود را مطابق سنّت آشکاری که به شما گفتم، با دوستی به‌سوی ما برگردانید».(۱) از اساسی‌ترین موضوع تقرّب به امام عصر علیه‌السلام، خلوص نیّت که محبت با او معجون باشد، است؛ یعنی هر کاری که شیعه انجام می‌دهد از روی حبّ به محبوب باشد.

قافله

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «ای‌کاش برای ما (آل محمد)، قافله‌ای مثل قافلهٔ آل یعقوب بود (تا اینکه مهدی علیه‌السلام از چاه غیبت بیرون می‌آمد) تا خداوند میان ما و مردم حکم کند».(۱)

اگر شیعیان و دوستان حضرت حجّت علیه‌السلام، با نیّت خالص و کردار نیک، برای ظهور و نصرت او دعا می‌کردند و اعمال به صواب انجام می‌دادند، سبب می‌شد تا زودتر حضرتش از چاه غیبت بیرون آید.

حرکت‌ها

در تمامی علائم قبل از ظهور که از حتمیّات نیست، در مصادیق آن، متأسفانه هم تکرار بسیار شده و هم مشابه و نزدیک به هم بسیار اتّفاق افتاده است. همانند حرکت‌هایی که برای زمینهٔ ظهور از قیام‌ها علیه حکومت‌های فاسد در طول تاریخ شده است. چون تاریخ ظهور معلوم نیست، پس هر حرکتی و قیامی، می‌تواند مصداق پیدا کند. مثلاً در روایاتی که قیامی از شرق می‌شود.(۱) اوّل آنکه، شرق وسعتش در کرهٔ زمین شامل کشورهای زیادی است که گروهی برای طلب حق حرکت می‌کنند. ما از کجا بدانیم، همین گروه به‌حق و قیامشان، درست است و به صاحب‌الامر متّصل می‌شود و ما دنبال آن‌ها باشیم؟!

ببخش

مهدی جان! از غم عشق تو، ما در به در نشدیم؛ از شادی‌ها بیزار نگردیدیم، در مجالس ما صحبت از وصال تو نکردیم، در غمت بیابان‌گرد نشدیم، صبر در فراق تو را نچشیدیم، اشک جان‌سوز برایت نریختیم، دلمان دیوانهٔ تو نشد؛ همهٔ این نوع مطالب، برایمان شرمندگی و خجلت‌آور است؛ به‌حق خودت، ما را ببخش.

لطفی بنما

در درگاهت، بیگانه‌تر از من کسی نیست. چون ناله و افغان می‌کنم، اثری نمی‌بینم. از وصالت دم می‌زنم و ثمری نمی‌بینم. در راه تو درمانده و مسکینم، لذا سرافکنده‌ام. از قافلهٔ منتظران واقعی عقب افتادم و از اسرارت هیچ بویی نبردم. من مانند مورم به دربار سلیمان که از ستم نفس امّاره و دشمنان پامال شدم. همهٔ گفته‌هایم، دلیل است که من، فقیر مطلق و نیازمندتر از نیازمندان به تو احتیاج دارم؛ پس سوی این گدایت، نظری و لطفی بنما.

توفیق

چون ما را توفیق ملاقات نیست، پس تقاضا و خواهش ما از امام، نباید کم و بی‌رنگ شود. عنایت و نگاه خاص امام عصر علیه‌السلام، به درخواست و توفیق است. جدوجهد باید داشت و در این مسیر، دمی فارغ نباید شد. راه عمر باریک است و گاهی تاریک و گاهی پرخطر است، پس تمنّای ما از امام علیه‌السلام نباید به لحظه‌ای بسنده شود. بلکه شبانه‌روزی خواهش کنیم و دست نیاز برداریم و روز بروز بر گدائی‌مان افزون شود. تا مولا، توفیق انجام کارهای مهدویت را بما عطا کند و به خودش نزدیک نماید.

آه

چون حضرت محبوب، در پردهٔ غیبت پنهان است و روز ما از فراقش، شب سیاه است. پس شب شام غریبان است و آه از درون جان ما بلند است. چون حضرت، در روزگار طولانی، اعمال ناشایستهٔ دوستان و زیادی ظلم و بی‌عدالتی را می‌بیند، انگار آه از سینهٔ مبارکش برمی‌خیزد. او از این دنیای دون، داغی، سینه‌اش را فراگرفته و دیده‌اش در معنی، همانند ابر بهار می‌بارد و به جای اشک، خون از دیده‌اش می‌چکد.

عنایتی ویژه

مولایم جوانی‌ام خزان گشت، بهار جانم رفت. انگار در میان خون نشسته‌ام و شبم به غم ناکامی‌ها از تو می‌گذرد. روزهای عمرم به شب گذشت و شبم سیه‌بخت شد. پرهایم شکست، از بس گول نفس امّاره را خوردم. حال شود به این شکست‌خورده و عمر تلف‌کرده و عمر خزان گشته و بال‌وپر شکسته، لطفی خاص و عنایتی ویژه، کنی؛ نه آنکه من قابلم، بلکه تو فیّاضی و مرا از فیض خود محروم نکن.

بزرگ‌ترین آرزو

همهٔ ما مهمان حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام بوده و سر سفرهٔ او ارتزاق می‌کنیم. میزبان کرم و لطفش بی‌نهایت و میهمان خسته‌جان و سائل و مسکین است. در همهٔ زمان‌ها مهمان اوییم. مسألت داریم که دست لطفش بر سر این میهمان مسکین بگذارد. آن‌وقت که دست کیمیایی بر سر ما کشیده شد، به بزرگ‌ترین آرزوی خود رسیده‌ایم.

درندگی

پیامبر صلّی‌الله علیه و آله فرمود: «خدا به‌وسیلهٔ مهدی علیه‌السلام، از امّت، رفع گرفتاری می‌کند و…، روح درندگی (ستیزه‌جویی) را از بین می‌برد.»(۱)

معلوم می‌گردد، در زمان غیبت به خاطر هر علّت و سببی، از فقر و دشمنی و غلبهٔ قوّهٔ غضبیّه و حسادت و حرص و اتّهام و… آدم‌ها به ستیزه‌جویی با یکدیگر می‌پردازند. پس امّت به این درد بزرگ، مبتلا هستند که وقتی حضرت ظهور می‌کند، این مشکل اخلاقی و نفسی را از امّت برطرف می‌کند. این حدیث اشاره است که قوهٔ غضبیّه، به درجات مختلفش در زمان غیبت، در نفوس رسوخ دارد، (پناه به خدا) و از امام قائم علیه‌السلام می‌خواهیم، ما را از این رذیله نجات بدهد.

روسیاه

حضرت حجّت علیه‌السلام کعبهٔ دل‌هاست و زندگی بی او صفایی ندارد. نمی‌دانیم کِی ظهور خواهد کرد، ولی همین‌قدر می‌دانیم به وظایف مهدویّهٔ در زمان غیبت باید عمل کنیم. اگر لاف عشق او می‌زنیم و طالب دیدار وصل اوییم، شرمنده از روی کریمانهٔ او هستیم؛ چراکه نه عاشق هستیم و نه طالب و خریدار جمال یوسفی او. پس می‌گوییم ما غلام روسیاهیم، نظر بر روسیاهی ما کن، فقیر روسیاه را از درگاهت رد نکن. آبرویی نداریم، ولی مولای کریمی مانند تو، روسیاه را روسفید می‌کند. قدم رنجه کن، پا بر سر و چشمان ما بگذار تا از این شرمندگی رها شویم.

کاش

کاش کسی پیدا می‌شد به جایگاه حضرت محبوب راه داشت و پیامی ناقابل از ما، به او می‌رساند. یا غباری از در دوست، برایمان به تبرّک می‌آورد و توتیای چشم خود می‌کردیم. یا آبی نیم‌خورده از لبان مبارکش را برایمان به هدیه می‌آورد و یا لباس و پارچه‌ای از البسهٔ حضرت را، برایمان می‌آورد. چه بگوییم؟!

من گدا و تمنّای وصل او هیهات **** مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست

همچون کعبه

حضرت زهرا علیها‌السلام فرمود: «امام همچون کعبه است که مردم باید به سویش بیایند، نه اینکه منتظر باشند که او بیاید».(۱)

ما باید دنبال امام عصر علیه‌السلام و دورش بگردیم؛ نه اینکه دست روی دست بگذاریم، ببینیم کی امام به سراغ ما می‌آید. ما نیازمند اوییم، ولی او به ما احتیاجی ندارد.