دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد چهارم · فصل اول · بخش سوم

فدائیان

بدان ای شیعه هرروز ما فدای خصلتی می‌شویم که برای رسیدن به آرزوی آن خصلت، با تمام وجود خود را فدای آن می‌کنیم و همهٔ رنج و سختی‌ها را تحمّل می‌کنیم. آیا ما فدای غم یار، یعنی حضرت محبوب شده‌ایم که همهٔ بارهای او را بکشیم تا ما را در زمرهٔ فدائیان او بنویسند. همیشه ارزش، فدائی برای چیزی می‌شود که در دنیا و آخرت باقی بماند، نه فدای خصلتی همانند عجب و حسد و… که آثارش در دنیا و آخرت هلاکت و تباهی است. پس جان بازی و جان باختن در راه حضرت مهدی علیه‌السلام عین نور و تعالی و فدا شدن هم‌تراز شهیدان است؛ چراکه بر حب او خود را فدا کرده و این را نیک بختی گویند.

قطره‌ای

یا بن الحسن! ای مولایم! تو همانند دریا بخشندهٔ مطلقی و همه به تو احتیاج دارند. خورشید و ماه تابان در برابر جمالت شرمنده‌اند. زیبایی‌ات را کسی نتواند توصیف کند. تو محبوب بی‌مثلی. تاج کرامت خداوندی بر سرت نهاده شده و مُهر ولایت مطلقه‌ات بر سینه‌ات حک‌شده است. تو در بالاترین و والاترین درجات کرامت و عظمت و شرافتی. پس قطره‌ای از آن دریا و نورانیت و کرامت و ولایت را به همهٔ شیعیان و این فقیر درگاهت ببخش.

شناخت محبوب

شناخت حضرت محبوب برای عموم شیعیان لازم است و متأسفانه درجهٔ شناخت اکثریت افراد، ضعیف و کم‌رنگ است. او از حضرت حق اوصاف تنزیهی را گرفته و متخلّق به اخلاق الهی شده و لباس خلیفة اللهی را پوشیده است. جانش به جانان پیوسته است؛ و پیشوایی است که در طول تاریخ بشریت نظیر ندارد و خاتم الاوصیائی مختص اوست. او را بیماری نمی‌گیرد، چون از آب حیات حضرت حق نوشیده است و هیچ‌چیز نمی‌تواند برای او حجاب شود و او را محتجب کند. او مقام جمع‌الجمعی دارد، اگرچه وجود ظاهری امام زمان علیه‌السلام مقیّد به زمان و مکان است، ولی وجود باطنی او تا زمان بعد از ظهور به بقاء الهی باقی است. گر چه برحسب ظاهر همانند مردم راه می‌رود و نماز می‌گزارد و صحبت می‌کند و… ولی به‌حسب باطن در فراز همهٔ عوالم وجود قدم برمی‌دارد و جایگاهش آن‌قدر بلند است که عقل کسی به آن مقام راه ندارد.

این در و آن در

چرا بعضی‌ها این در و آن در می‌زنند تا از حضرت صاحب‌الزمان علیه‌السلام خبری بگیرند؟ به دنبال هر کس که بویی چشیده یا نچشیده می‌روند و دامن آنان را می‌گیرند؟ اخبار و قصّه‌ها را میان دیگران پخش می‌کنند، درنتیجه خودی هم نشان می‌دهند؟ استاد فرمود: چون خودشان زحمت نمی‌کشند و خود را تهذیب نمی‌کنند و لنگ و لوک راه می‌روند و قابلیت در خود ایجاد نمی‌کنند که به امام زمان علیه‌السلام برسند، لذا این در و آن در می‌زنند.

خاطرهٔ جدید

هر روز و ساعتی، مهمانی (فیضی و خاطرهٔ مهدوی) بر دل آدمی آید. اگر بیدار باشد و قابل، آن را می‌گیرد و از او پذیرایی می‌کند و نگه می‌دارد. اگر نفسانیّات غالب باشد، او غافل هست. پس آن مهمان می‌رود و بر قلب دیگری وارد می‌شود. فیوضات و خواطر مهدوی هر روز از عالم بالا، بر قلب شیعه وارد می‌شود. مهمان‌داری مسئلهٔ مهمی است، اگر شخص آن را نگیرد، بر قلب و ذهن دیگری می‌رود. مثل نزول باران که اگر مردم به خاطر گناه، قابلیت نداشته باشند، به‌جای دیگری می‌رود و آنجا نازل می‌شود. فیض نو، تأیید فیض قبلی است. اگر آن فیض قبلی کم‌رنگ شده باشد، فیض جدید آن را پررنگ می‌کند.

غم و بیماری

گفت: چرا بعضی دوستان امام عصر علیه‌السلام، مریضی و غم دارند، بااینکه آنان، حضرت را دوست دارند و نباید بیماری و… داشته باشند؟ جواب داد: محنت سبب آن می‌شود که بیمار شاکر باشد و توفیق شکیبایی پیدا کند و به کمال برسد. پس قدر آن غم و بیماری را داشتن، شیرینی‌هایی بعدازآن در پی دارد. حضرت ایوب علیه‌السلام هفت سال بدون آن‌که گناهی کرده باشد، خداوند او را به بیماری و غم‌ها مبتلا کرد. (علل الشرایع) ولی بعدازاین امتحان، خداوند او را عافیت داد و نعمت‌ها را به او بازگرداند.

الهام کن

حضرت سلیمان علیه‌السلام به خداوند عرض کرد: « رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ: پروردگارا در دلم افکن (مرا الهام کن) تا نعمتت را که به من بخشیده‌ای، سپاس‌گزارم». (نمل: ۱۹) نکته‌ای که در کلمهٔ اوّل است اینکه عرض می‌کند: به من الهام کن (در دلم افکن). زبان قال و حال ما نسبت به حضرت مهدی علیه‌السلام باید همین باشد که به او عرضه بداریم: ما را ملهم کن به آنچه تو می‌دانی تا شکر و سپاس‌گزاری که سبب نزدیکی به تو می‌شود را انجام دهیم. چون بعضی سپاس‌های ما از او، جز صورتی بیش نیست و کارهای دیگر، سبب بازداری از شکر از او می‌شود. پس اندیشهٔ نو و مهر و امضاءشدهٔ در این موضوع بسیار قابل اهمیت است.

صورت ترحّم

به کسی گفتند: برای جشن میلاد حضرت کمکی نمی‌کنی؟ گفت: من پول خود را برای ازدواج بینوایان و تغذیهٔ فقراء می‌دهم که اینان احتیاج دارند. امام زمان علیه‌السلام برای میلادش احتیاجی به خرج کردن ندارد!

این شخص، مدّعی محبت امام زمان علیه‌السلام است، امّا نفس امّاره‌اش، حیله‌ای از ترحّم به نیازمندان را طوری جلوه داده است که صورتی از محب را داراست، ولی جوهر کارش بوی مهدوی ندارد.

پیوند

بدان هر کاری که می‌کنیم، برای پیوند و اتصال به حضرت محبوب، باید نتیجه داشته باشد. دیدن ثمره و تجسّم اعمال از مسائل بسیار مهم است که نباید از آن غافل بود؛ یعنی هر کاری چه کم به‌صورت نیّت و خطور هم آثار دارد تا اینکه به‌صورت عمل درآید. پس نیّت اتصال به امام زمان علیه‌السلام و عملی که برای این کار می‌شود، اگر در دراز مدّت نتیجه نداد، معلوم می‌گردد که از کیفیت بسیار پائین برخوردار است. دلیلش این است که دلش برای امام تنگ نمی‌شود. به‌نوعی کارهایش عادت شده و از حالت اتقان، به گمان تنزّل کرده است.

عوض نکن

امام رضا علیه‌السلام در دعایی که به یونس بن عبدالرحمان دربارهٔ حضرت قائم علیه‌السلام تعلیم داده بود، چنین فرموده است: «خداوندا ما را از آنان قرار ده که یاری رسانند با او بر دینت و عزیز گردانند به‌وسیلهٔ او (قائم علیه‌السلام) یاری ولی‌ات را و عوض نکن ما را با دیگران، به‌راستی‌که عوض کردن ما را با دیگران، برای تو آسان، ولی آن برای ما بسیار ناگوار است.»(۱)

امن مهدوی

کسی که از حضرت حجّت علیه‌السلام فاصله دارد، پس ترسی از او در دلش نیست. پس این کس از درش رانده می‌شود و… این کار ابتدایی است. امّا وقتی در معرفت به کمالاتی رسید، حالت امن پیدا می‌کند؛ یعنی از خوف می‌گذرد و به امید واقعی می‌رسد. امام مظهر همهٔ اسماء جمالی است. شیعه‌ای که به این واقعیت، معرفت پیدا کرد، به امن مهدوی می‌رسد.

دوری از قرب

عارفان گفتند: آن‌هایی که فرمان قطب عالم، حضرت مهدی علیه‌السلام را فرو می‌نهند و مفتون ظواهر می‌شوند، از قرب مهدوی به دور می‌مانند. درنتیجه لیاقتی برای ابدال شدن و یاور شدن امام را ندارند. فرمان بردن اوامر او، سبب قرب و یاور شدن می‌شود؛ و نوع افرادی که به وصال امام رسیدند و صدای او را شنیدند و از تفضلات او بهره بردند، در اطاعت سرآمد همه بودند و متخلّق به اخلاق مهدوی بودند.

اصل همین است و دیگر مسائل فرعی است. کسی که دعای توسّل می‌خواند، امّا اخلاق مهدوی به‌اندازهٔ خودش ندارد، مثلاً قوهٔ غضبیه، او را می‌رنجاند، آن اصل چون مخرّب است، نمی‌گذارد دعا کردن او را ناصر و ابدال کند.

غفلت

دانسته شد که غفلت سبب حرمان و فاصله می‌شود؛ و اگر غفلت‌ها پی‌درپی انجام گیرد، گودالی را برای صاحبش می‌کند. غفلت از خواب‌آلودگی است که انسان گاه‌گاهی دچار آن می‌شود. منتظر تجلّی و فیض حضرت حجّت علیه‌السلام، نباید ساعتی در غفلت باشد. شاید بخواهد امام نگاهی کند و شخص در غفلت به سر برد.

غفلت، از یاد بردن و بی‌خبری است که شخص عوض یاد مذکور، به اهمال‌کاری مشغول می‌شود.

نسیان و خطا

در سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۸۶، خداوند فرمود: « رَبَّنٰا لٰا تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسيٖنٰا أَوْ أَخْطَأْنٰا: خداوند ما را به خاطر فراموشی یا خطا مؤاخذه نکن». بزرگان اهل معرفت فرمودند: چون انسان در بزرگداشت و تعظیم حضرت محبوب، کوتاهی کند و آنچه سزاوار بزرگی اوست انجام ندهد، موجب فراموشی یا خطا می‌گردد. البته شخص در ایجاد مقدمات این دو (نسیان و خطا) به اختیار است. امّا وقتی این دو غالب می‌شوند، ناسی از امامش می‌شود و بزرگی او در جلو رویش جلوه نمی‌کند. به عبارتی شیعه‌ای که مرتکب خطایی می‌شود، در وقت ارتکاب، عظمت و هیبت و ناظریّت امامش در ذهنش نیست. پس می‌گوییم: یا قائم آل محمد صلی‌الله علیه و آله هر چه درباره‌ات فراموشی یا خطاکاری بر ما غالب شد، تو ما را به کرمت مؤاخذه نکن و از ما درگذر.

منِ کاذب

ای منتظر! تا وقتی‌که از منِ کاذب خودت پاک نشدی، طلب حضرت قائم علیه‌السلام تو، طلبی نیست. چون از منِ کاذب پاک شدی و نَفست مُرد، منِ مهدوی به تو روی می‌آورد و تو مطلوب و او طالب و تو صید و او صیاد می‌شود. این نکته‌ای است بس دقیق و لطیف، برای کسی که طالب امام باشد، آن را به حقیقت می‌یابد. به قول مولانا، تابه‌حال دیده‌ای زنده‌ای را مرده‌شور بشوید و غسل دهد؟! امّا وقتی نفست به اراده و فرمان حضرت محبوب مُرد، نفست را غسل می‌دهند و پاکت می‌نمایند.

آب کوثر

آب کوثر، الآن تحت اختیار حضرت مهدی علیه‌السلام است. هر کس به هر علّتی دردمند و خطاکار بوده و الآن توفیق توبه و راز و نیاز و توجّه پیداکرده، به آب کوثر مهدوی شستشو می‌شود و حیات طیّبه پیدا می‌کند.

هر قطرهٔ آب کوثر، زبان حالش این است که هرکسی از دوزخ سوخته است، الآن به امر صاحب چشمهٔ کوثر، سوختگی او را برطرف می‌کنم و او را بیدار و سالم می‌کنم.

ناپختگی

بعضی‌ها در محبت و انتظار حضرت، حالت خروش دارند. چون از باطن به درجاتی از محبت و انتظار او نرسیدند، در منظر بزرگان اهل عشق و انتظار، آنان ناپخته جلوه می‌کنند. یعنی از ناپختگی است که مرد خروش کند. خروش بدون محتوا و وصال و عنایت خاص، فقط سروصدا دارد. خوب است که منتظر به پختگی از انتظار و محبت امام زمان علیه‌السلام برسد.

شیعیانت

ای عزیز! تدبیر امور شیعیان به دست توست. لطف و احسانت به آنان بی‌پایان است؛ آنان از تو سود می‌برند. آنان اسیر جسم و نفس امّاره‌اند. به آنان مهلت می‌دهی تا خود را شستشو دهند. هر شب در حقّ آنان دعا می‌کنی و طلب مغفرت می‌نمایی و هر عفوی سرچشمه‌اش از لطف توست. خزانهٔ کرمت به زبان حال به آنان می‌گوید: خزینهٔ بخششم پایانی ندارد. پس به‌طرف من بیایید. پس در صف محبین واقعی حضرت قرار بگیرید. اگر آنان عهد تو را شکستند، ولی بادهٔ عفوت را از آنان دریغ نداشتی. آنان از زیادی طینت شما خلق‌شده‌اند، ولی حریف نفس امّاره نمی‌شوند و بخشش مطلق تو، سبب حلمت به آنان شده است. آنان به تو منتسب هستند و سر سفرهٔ تو می‌باشند و در میان خلایق، این شرافت را یافتند. پس از آنان به عنایتت درگذر و به‌طرف لطف و عطای خود بخوان.

کناره‌گیری

امام زمان علیه‌السلام در بیانی فرمودند: «کناره‌گیری گروهی از ما سبب وحشت ما نمی‌شود».(۱) افرادی که به هر دلیلی از حضرت فاصله پیدا می‌کنند، فکر نکنند که جدا شدن آن‌ها سبب وحشت و تنهایی امام می‌شود. در واقع این کناره‌گیری از ضعف نفس امّاره و توجّه به مشاغل و مظاهر دنیوی افراد است که پیرو را از امامش جدا می‌کند.

اهداف امام

هرکسی که منتظر امام زمان علیه‌السلام است و عقیدهٔ تام به مهدویت دارد، باید هر کاری که می‌کند در راستای اهداف حضرت باشد؛ یعنی تمام گزینه‌های کاری، در چهارچوب آرمان امام باشد و به‌قدر استطاعت خودش، در زندگی فردی و اجتماعی آن‌ها را پیاده کند. اگر کسی در تشخیص موضوع شک کرد، از پرچم‌داران فرهنگ مهدوی بپرسد و اگر در کاری در مشاوره ایجاد شبهه شد توقّف کند تا برایش یقین بشود تا اهداف امام را پیاده کند.

عادت به زمان غیبت

انسان امروز با تمام مشغله‌اش، اگر یکی از عزیزانش، مانند مادر و پدر و… حتّی یک دوست را چند روز نبیند، دلش تنگ می‌شود و طاقتش طاق می‌شود. امان از روزی که این دوری همراه با بی‌خبری باشد. تا نشانی از عزیزش نیابد، حتّی ضروری‌ترین کارهای روزانه‌اش را نمی‌تواند انجام دهد. سال‌هاست، نمی‌دانیم قطب عالم که زنده و حاضر است، کجاست. ما خیلی راحت به غیبت او عادت کرده‌ایم که دلسوزتر از مادر و مهربان‌تر از پدر بودنش برایمان و دعای هر روزش در حقّمان، قصّه نیست، راستی ما را چه شده است؟! عجیب دل‌های ما، آرام است، فراق از این حجم مهربانی را خوب تاب آورده‌ایم!(۱)

یتیم

امام حسن عسگری علیه‌السلام فرمود: «بیچاره‌ترین یتیم کسی است که از امام زمانش دور افتاده و به احکام دینش آگاه نیست». پس هر یک از شیعیان ما کفالت این نوع افراد را به عهده بگیرند و احادیث ما را به ایشان تعلیم بدهند و هدایت کنند، با ما در طبقات بلند بهشتی هم‌درجه و همسایه خواهند بود. (تفسیر جامع، ج ۱، ص ۳۰۱)

پس وظیفه، کفالت و تعلیم هرکسی که از امام زمان علیه‌السلام فاصله گرفته و نادان به مسئلهٔ امامت و مهدویت شده، هست.

خارج از متن

گفت: آیا امام زمان علیه‌السلام در متن زندگی ما حضور دارد یا خارج از متن است؟ فرمود: دغدغهٔ اکثر افراد، شغل و خانه و ماشین و فرزند، زن، بالا رفتن مدارج مقامی و اجتماعی و خانوادگی و راحت زندگی کردن و ده‌ها نظیر این‌ها است که ما را خارج از متن کرده است. لذا نه دلمان برای امام تنگ می‌شود و نه می‌سوزد و نه گریه می‌کند؛ فقط به چند دعا و پوستر برای فرج و ظهور، اکتفا کرده‌ایم و از متن خارج هستیم.

جواب سؤالات

پرسید: چرا این‌قدر سؤال دربارهٔ حضرت مهدی علیه‌السلام وجود دارد که جوابی یقینی برایش وجود ندارد؟ فرمود: بعضی سؤالات، جواب دارد و اندیشمندان مهدوی با ادلّه، آن‌ها را جواب دادند و می‌دهند. امّا بعضی سؤالات از محدودهٔ ما خارج است. چون حیات امام در سرّ است و بیش از هزار سال از عمر مبارک او می‌گذرد. فقط بعضی خاص­الخاص جواب آن‌ها را می‌دانستند و الآن هم زندگان از اینان مستور هستند تا اینکه سؤالات را جواب بدهند. سؤالاتی مانند همسر و فرزند و جای زندگی، نوع خوراک، پوشاک و صدها سؤالاتی که جواب آن‌ها مجهول مانده است.