عادت به ندامت
گفت: از خیلی از کارهایمان پشیمان میشویم و ندامت را به حضرت حجّت علیهالسلام ابراز میداریم، ولیکن فاصلهها کم نمیشود و انگار به پشیمان شدن و اظهار ندامت کردن، عادت کردهایم، چهکار کنیم؟ فرمود: پس نصف عمرت در پشیمان شدن سپریشده، اگر در نصف عمر دیگر به زاری و چارهجویی و عمل نیک و مجالست و مصاحبت خوبان مهدوی اقدام کنی، امید میرود لطف حضرت قادر محبوب عجزت را خریداری کند و به سعادتمندان مهدوی ملحق نماید.
فراقت
شاعری گفت: «غم فراق تو ای حضرت قائم از جان نموده سیرم/ باری به این گرانی، بر دوش ما نهادی. در آتش فراقت ز اشتیاقت سوختم/ دستم چرا نگیری با آنکه میتوانی». رندی فرمود: این سراینده: ۱- ظرفش کوچک بوده و طاقت ایّام غیبت کبری را دیگر ندارد و از زندگانی سخت دنیا و فراق او سیر شده است. ۲- ندانسته، ماها سبب فراق از او شدیم، نه اینکه امام از بیطاقتی ما بار طاقتفرسایی به دوش ما گذاشته است.
گله و شکایت
گفت: بعضیها میگویند بهار عمرمان در غیبت کبری خزان شد و از هجران او فغان دارم، روزم همانند شب شده، از دیدهام خون جاری میشود. من دیوانهٔ کوی اویم و هوشیار نیستم و… با چه معیاری بفهمیم گویندهها راست میگویند، آیا به مجاز و خیال کلماتی را نمیپرورانند؟ استاد فرمود: از اقوال و احوال ظاهر و باطن که نقیض یکدیگرند، معلوم میشود. مثلاً گوید: روزم مثل شب شده، درحالیکه روزها در سلامت به کار هر روزه مشغول است و خونی از چشمش جاری نشده و عاقلانه زندگی میکند و دیوانهٔ امام هم نشده است. علائم و آثار این کلمات عاشقانه کو؟ این به لافزنی نزدیکتر است. نشانهٔ پاکباختگی و دعاوی حقیقی ندارد و الّا چرا با کراهت و عادت، بعضی اعمال مهدوی را انجام میدهد. اگر صدق داشته، نشاط صادقانهاش کو؟ تظاهر اینان مشهود، امّا در مشاهدات باطنی، مستی در امام در اینان نمایان نیست و…
صف
در زیارت حضرت قائم علیهالسلام در سرداب مقدّس سامرا، بعد از دو رکعت نماز زیارت، زائر چنین به امام عصر علیهالسلام میگوید: «همانا تو زندهای، نخواهی مرد. تا اینکه باطل کنی بتها و قدرتهای سرکش را. خداوندا! درود فرست بر او و بر خدمتگزارانش و یاری کنندگانش در زمان غیبت… خداوندا! همانطور که قراردادی دلم را به یاد او آبادان، پس قرار ده سلاحم را به یاری او برکشیده. اگر مانع شود میان من و میان دیدار او مرگی که قرار دادی، آن را بر بندگانت حتمی و قدرتنمائی کردی بهوسیلهٔ مرگ، آفریدگانت را به خاکمالی بینی، پس برانگیز مرا هنگام آشکار شدن خروج او از گودال قبرم، درحالیکه بر تنم است کفنم تا اینکه مجاهدت کنم پیشاپیش او در صفی که ثنا گفتی بر اهل آن صف؛ در کتابت فرمودهای: گویا بهراستی آنان همانند بنیادی بههمپیوسته (و استوار) اند. (صف: ۴)»(۱)
در کوچهٔ اوّل
کسی چنین کلماتی گفته و نوشته: من مدّتها برای دیدن امام عصر علیهالسلام آواره دویدم، با چه مشکلها، من حیرانی کشیدم، موهایم سفید شد، دو صد پیراهن طاقت دریدم، شماتت از دشمنان او شنیدم که از غصّه لبان خود را جویدم. از غم هجرش پشتم خمیده شد، کجائی ای امام، مرا ببینی و… راستی اگر کسی اینچنین باشد به تجلّی و فیض مهدوی نائل نمیآید؟ پس اگر نائل نشد، مشکل این شخص در چیست که هیاهو میکشد و در دفتر شعرش مینویسد، خود را عاشق بیقرار معرفی میکند؛ امّا هنوز که اندر خم کوچهٔ اوّل است.
گلوی مناسب
آنکه بخواهد به وصال حضرت محبوب برسد، باید گلوی مناسب برای ارتزاق مسائل مهدوی داشته باشد. چون بسیارند که گلوی تنگ و مزاج نامتعادل دارند؛ و قابلیت اسرار مهدوی را ندارند. امام لقمه میبخشد، امّا آنکه راه گلویش تنگ باشد، نمیتواند هضم کند. مشکل تنگی گلو، آلودگیهایی است که از حب ذات و حب شهوات منشعب میشود. عارف فرمود: «گلو بخشیدن به عنایت است و الّا ضعف قابلیت و عدم فهم حقایق مهدوی برای شخص درجا زدن است.»
محبت امضاءشده
گفت: نمیدانیم چرا به محبت حضرت حجّت علیهالسلام گرفتار شدم، از کدام خصلت: صلهٔ رحم، نماز، صدقه، قرآن، توسّل، نیکی به پدر و مادر، بکاء، اطعام و… بوده است؟ استاد فرمود: تو فعل خودت را میبینی، درحالیکه هر فعلی خوب است ولیکن از پشت پرده، آن امضاء و عنایت شده بود. پس تو به محبتش گرفتار شدی. آن محبتهای لیلی کرد مجنون را اسیر **** ورنه آن بیچاره را میل گرفتاری نبود
قیود
گفت: چرا ماها محو در حضرت محبوب نمیشویم بااینکه او را دوست داریم و توسّل میجوییم؟ فرمود: شما را قیود گرفتار کرده، از قید زمان، قید مکان، قید انیّت و… و هرکدام سبب گسیختگی و تفرقهٔ خاطرند. قیود سبب مجاز میشود و راه حیات مهدوی را بر دوستدار، کُند و سُست میکند. خداوند در سورهٔ مریم، آیهٔ ۷۶ فرمود: «المٰالُ وَ البَنُونُ زیٖنَةُ الحَیٰاةِ الدُّنیٰا: مال و فرزندان، زیور زندگانی دنیاست.» پس این زینتها به نحو کلی، قیدی هستند که مانند زنجیر، پای ما را نمیگذارند که بهطرف درگاه مهدوی برود؛ خودت قیاس کن دیگر قیود را!
جوش
چقدر از آدمها فشارخون دارند و قرص و قطرهٔ فشار میخورند؛ که نوعاً بالا بودن فشارهایشان، عصبی است. چراکه برای بعضی از مسائل دنیوی، چنان جوشوخروش میکنند که اگر از ظاهرشان پیدا نباشد ولی از درون سخت درگیرند. چقدر خوب بود، اینان برای کارهای مهدوی مانند ظهور، طولانی شدن غیبت، غصّه خوردن امام برای شیعیانش و… میجوشیدند و میکوشیدند. پس برای آن فشارها، باارزش و مأجور میشدند و مورد لطف امام زمان علیهالسلام قرار میگرفتند. جوش زدن دنیایی، ناپختگی و استرسزاست و جوش برای وصال و خدمت به امام، سبب پختگی و عشق میشود.
قفل
اگر میبینی افرادی ذکر حضرت حجّت علیهالسلام نمیکنند، اینان مُجاز به ذکر او نیستند. چراکه معرفت ندارند و بر دهانشان قفل حماقت زدهشده است. پس در مواقع اضطرار و گرفتاری، آن دهان نمیتواند نام امام را ببرد. اگر هم ببرد سوزی ندارد. زبانی که به خوردن ربا و رشوه و حقالناس و مال حرام و غیبت و تهمت و ناسزا آلوده است، اصلاً مُجاز نمیشود تا نام مبارک را با دهان آلوده یاد کند.
وفاداری
وفاداری را میگویند از سگ بیاموزید، چراکه در هیچ زمانی درگاه صاحب خود را رها نمیکند؛ و اگر سگی هم بهطرف منزل صاحب این سگ بیاید، به او میگوید: برو به درگاه صاحبت وفادار باش. ما از اوّل بر درگاه حضرت مهدی علیهالسلام بودیم و ما را به انواع آلاء و نعمتها متنعّم کرد، ولیکن پسازآنکه ازنظر ظاهری بهجایی رسیدیم، ترک وفاداری کردیم و از درگاهش فاصله گرفتیم و کارمان بهجایی رسید که از بیوفائی، سفره و خانهٔ صاحبمان را گم کردیم.
ترک یاد
هر کس از یاد خدا و خلیفهاش رخ برتابد، قبض و دلتنگی و غصّه به او دست دهد. خداوند در سورهٔ طه آیه ۱۲۴ فرمود: «مَنْ اَعرَضَ عَنْ ذِکریٖ فَانَّ لَهُ مَعیٖشَةً ضَنَکاً: هر که از یادکرد من، روی برتابد، بیگمان برای او زندگانی تنگ خواهد بود». پس ای پیرو! اگر قبضی و غصهای بر تو حاکم شد، یک دلیل اهم آن، این است که از یاد حضرت محبوب، اعراض کردی و این غیظ، گوشمالی و تأدیب است تا به هوش بیایی و متوجّه شوی از کجا چوب میخوری و اگر به هوش نیایی، رنجها زنجیری میشود؛ یعنی به کیفر مجسّم مبدّل میگردد و تحمّل این کیفر محسوس بسیار دردناک و سخت است.
خار سه شعبه
گفت: وظیفهٔ ما در زمان غیبت کبری، انتظار فرج و دعا و ذکر و… است، ولی حریف نفس نمیشویم؛ چکار کنیم تا از غلبهٔ او نجات پیدا کنیم؟ فرمود: نفس امّاره همانند خاری است که سه شعبه دارد. هر جای بدن بگذاری، فرو میرود و بدن را زخمی میکند؛ چون میخواهی به امام زمانت برسی، هوای نفس مانع اصلی است و ترک هوای نفس با عنایت و مجاهدت و تهذیب، محقق میشود.
طبل
ای خوانندهٔ محترم! سرگذشتمان شباهتی به بعضی اصحاب پیامبر صلّیالله علیه و آله دارد که قلیلی ثابتقدم بوده و بقیّه تا طبل و صدای مظاهر دنیوی را بشنوند امام زمان علیهالسلام را ترک میکنند. در تفسیر سورهٔ جمعه آمده: پیامبر صلّیالله علیه و آله ایستاده نماز جمعه میخواند، کاروانی از شام، مواد غذایی و اجناسی از شام آورده بودند و صدای طبل کاروان تجارتی که بلند شد، همهٔ مردها و زنها نماز جمعه را رها کردند و فقط ۱۲ مرد و یک زن در نماز باقی ماندند و باقی همه پیامبر صلّیالله علیه و آله را رها کردند. به نقل تفسیر مجمعالبیان، پیامبر صلّیالله علیه و آله فرمود: «اگر اینها هم مرا ترک میکردند، از آسمان سنگ برایشان فرومیریخت».
راه وصال
فرمود: راه وصال به حضرت محبوب، اگرچه دلنشین است لکن منتظر باید راههای ناهموار و تلخیها و خارها و رنجها و فراق را بر خود هموار کند. به این امید که روزی به وصال میرسد. امید وصال، راه را هموار میکند و قوّت و بردباری میدهد. حال، این رونده است که چقدر بتواند زحمت و ریاضت بکشد و تحمّل سختیها و بلاها را داشته باشد.
خدمت و احترام
ای عزیز! اگر کسی را یافتی که بوی امام زمان علیهالسلام میدهد و دوستدار واقعی آن حضرت است و مورد عطای او قرارگرفته و در راه او خلوص میورزد و با دل، فقط برای رضایت همّت میورزد و داعیهای ندارد تا کسی را مرید خود کند، به او احترام و خدمت کن تا خودت مثل او شوی.
همانند مدّعی جنگ کردن
در طول زمان غیبت کبری، افرادی بودند که ادّعای قرب و وصال حضرت مهدی علیهالسلام میکردند و عدّهای عوامالناس بدون تحقیق حرفهای آنان را قبول میکردند. اینان درواقع در روز امتحان معلوم میشدند که چه کسی هستند. مدّعیان، همانند کسانی هستند که لباس جنگ میپوشند و در اولین حمله مجروح میشوند و بعد اسیر میگردند و معلوم میشود که اینان ادّعای توخالی داشتند. بلی مدّعیان مهدویت در روز امتحان با افراد مجرّب و آگاه در مسائل مهدوی، رسوا میشوند.
لطف عام و خاص
لطف عام حضرت حجّت علیهالسلام به همهٔ مخلوقات، فراگیر است؛ همانند نور خورشید که به آب و درخت و معدن و خانه و کوه و دریا و انسان و حیوان و… نورافشانی دارد، امّا لطف خاص حضرت، برای کاملان و قابلان و آنانی که در حال رسیدن به قرب و واصل هستند، میباشد. گفت: چهکار کنیم مورد لطف خاص امام عصر علیهالسلام قرار بگیریم؟
فرمود: طلب مدام، با خاکساری و زاری؛ طاعت صوری و خشک و بیکیفیت، این آمادگی را ایجاد نمیکند.
همدلی و وفا به عهد
حضرت بقیّة الله علیهالسلام در پیامی (توقیعی) که به شیخ مفید دادند، نکاتی کلیدی در چند موضوع را یادآور شدند. امام فرمودند: اگر شیعیان ما که توفیق دهد خداوند، آنها را به طاعت خود در متّحد شدن قلوبشان در وفا به عهد، خداوند از ایشان میمنت ملاقات با ما را به تأخیر نمیانداخت؛ و سعادت به مشاهدهٔ ما زودتر نصیبشان میشد. ملاقاتی با حق معرفت و راستین از آنها به ما.(۱)
کارهای ناپسند
حضرت حجّت علیهالسلام علّت اختفاء خود از شیعیان را چنین بیان میدارد: ما را مخفی از شیعیان نمیدارد، مگر آنچه از کارهایی ناپسند که به ما میرسد و ما توقّع این اعمال را از آنان نداریم.(۱) ای شیعه که خداوند تو را توفیق ازلی داد که امّت حضرت قائم علیهالسلام باشی، اجتناب از اعمالی که امام از آنها کراهت دارد و ناپسند میشمارد، لازم و ضروری است؛ چراکه ارباب و مولی از رعیت و بندهاش چنین توقّعی را ندارد که کارهای ناخوشایند کند.
انتساب
ای شیعه! آنچه امروز در کشورهای غربی و کمونیستی و آمریکایی میگذرد، از بحرانهای خانوادگی، بی توجّهی به معنویات، کثرت فرزندان نامشروع و خشونت، ناامنی، تبعیض نژادی، بیبندوباری، کشتار و ظلم به مستضعفین و امثال اینها از نظر دین، همه مطرود است. در کشورهایی که شیعهٔ امام زمان علیهالسلام زندگی و حکومت میکنند، باید بسیار فاصله با کشورهای مذکور در همه جهات داشته باشند. امام علیهالسلام شیعهای را میخواهد که در تمامکارها و شئون، زینت برای او باشند نه سبب ناخشنودی و غم او شوند. به انتساب، حرمتها رعایت شود و اگر کسی با انتساب حضرت، خلاف کارهایش زیاد شود، چه فرقی او با انسانهای جامعهٔ غیر شیعی میکند.
اهل و شیعه
در طول تاریخ زمان غیبت کبری شیعه مورد هجوم ستمگران و حاکمان غاصب قرار گرفت و فتنههای بسیاری دامنگیر آنان شد که بهوسیلهٔ تصرّف و دعای امام، از بسیاری از آن گرفتاریها نجات یافتند؛ اگر عنایت و لطف امام نبود، دشمنان، شیعه را ریشهکن میکردند. (اصطلکم الاعداء)
ولی در کل فتنهها و حوادث و گرفتاری، حمایت خاص و عام حضرت، بلاهای وارده را تقلیل و از بین برد. امام زمان علیهالسلام فرمود: بي یَدفَعُ الله عَزَّوجل البَلا عَن اَهلیٖ وَ شیٖعَتیٖ: بهوسیلهٔ من، خداوند عزوجل بلاء را از اهلم (امّت، عائله، نزدیکانم) و شیعیانم دفع میکند.(۱)
پسر نوح
بعضی گفتند: شیعیانی هستند که بیموالاتاند و عقیدهٔ درستی به امام زمان علیهالسلام ندارند و تابع نفس امّارهاند؛ و انگار در حرفهایشان انکار دارند، اینان در نظر امام درکات هستند. فرمود: امام برای همهٔ شیعیان دعا میکنند، امّا آنهایی که منکر اویند، بدانند که حضرت دربارهٔ اینان فرمود: هر کس مرا انکار کند، از من نیست و راه او، همان طریق پسر نوح است.(۱)